مهر ۱۷, ۱۴۰۰ – ۳:۰۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

در طول تاریخ، تسلط بر راههای دریایی زمینه ساز توسعه نامحدود اقتصادی و تجاری بوده است. آلفرد تیر ماهان(1914-1840)، ژئواستراتژیست مطرح ایالات متحده امریکا، که نیروی …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, گزیده ها, گفتگو

رویکرد منطقه ای حماس و عمق استراتژیک نوین – گفتگو با محمد علی سبحانی سفیر پیشین ایران و کارشناس مسائل خاورمیانه

نگارش در آبان ۱۴, ۱۳۹۱ – ۶:۱۲ ق.ظ
رویکرد منطقه ای حماس و عمق استراتژیک نوین  – گفتگو با محمد علی سبحانی  سفیر پیشین ایران و کارشناس مسائل خاورمیانه
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

جنبش حماس در سالهای گذشته همواره توجه ویژه و همکاریهای گوناگونی با دولت سوریه داشته و همچنین مقر اصلی آن در دمشق بوده و دولت سوریه در واقع یکی از پشتیبانان اصلی حماس به شمار میرفت. اما با بروز دگرگونیهای دو سال گذشته در سوریه رویکرد این جنبش در قبال سوریه نیز اندک اندک در حال دگرگونی بوده و در ماه های اخیر نیز ما شاهد رویکردها و اظهارات نوین حماس در مورد منطقه بوده ایم. در این راستا با توجه به سفر امیر قطر به غزه و کمک نیم میلیارد دلاری به دولت حماس، سخنان مشعل در  مورد رهبری اردوغان در جهان اسلام و نوع نگاه حماس به ایران و مصر برای بررسی بیشتر این موضوع و متغیرهای دخیل در آن به گفتگویی با محمد علی سبحانی کارشناس مسائل خاورمیانه پرداخته ایم:

کلید واژگان: ایران، مصر، حماس ، سوریه، رویکرد منطقه ای، عمق استراتژیک


مرکز بین المللی مطالعات صلح: واگرایی  بین حماس و سوریه در چه عللی نفهته است؟

باید توجه داشت که چه رخدادهایی در  سطح منطقه رخ داده که حماس اینگونه موضع گیری کرده است. در واقع شرایط گذشته در منطقه عربی به گونه ای بود که مساله اصلی استعمار، اشغال و موضوع اسرائیل اولویت اصلی بود و به خاطر همین نیز بسیاری  همه حقوق داخلی خود را در اولویت قرار نمی دادند و فقط مطالبات مردمی بر محور هایی همچون رفع اشغال بود و یا مردم همه مشکلات خود را از ناحیه استعمار می دانستند. اما رخدادهای امروزه باعث شده است که نگاه مردم دنیای عرب به دولت هایی که از مردم فلسطین در مقابل اشغال و استعمار حمایت حمایت کرده متفاوت شده است. یعنی درست است که مردم در مساله فلسطین و رفع اشغال گری خود جدی هستند، اما فعلا اولویت آنها آن است که دولت های مستبد را کنار زده و خود تصمیم گیرنده باشند. یعنی جنبش هایی که مانند حماس تمام هدفشان ضد استعمارگری و اعاده حقوق مردم فلسطین است به این نتیجه رسیدند که روابط خود با سوریه را تغییر دهند. گذشته از این نیز  با اتفاقات در  مصر، یمن ، تونس و  سوریه در دولت های نوین بوجود آمده در این کشور ها گرایش های فکری که بخش زیادی از آرا مردم را به دست آورده اند کسانی هستند که همفکران، هم کیشان و حتی هم حزب های حماس هستند.  چنانچه رئیس جمهور مصر اخوانی است و در لیبی هم اخوانی ها در قدرت حضور دارند. در این راستا باید گفت اخوان المسلمین که تنها حزبی که مشتکل و سازمان یافته بوده و ده ها سال در کشورهای عربی کار اسلامی کرده است امروزه در قدرت کشورهای منطقه حضور یافته است . در این حال سوال این است که حماسی (حماس همان اخوان المسلمین فلسطین است) که دوستانش در کشورهای بهار عربی موقعیت بالاتری یافته اند آیا منطقی نیست که عمق استراتژیک خود را به دولت هایی که مبتنی بر رای مردم هستند تغییر دهد؟ در این حال من معتقد هستم انتخابات فلسطین در سال 2006 شاید مقدمه بهار عربی است و نخستین انتخابات آزاد در جهان عرب بود . لذا به نظر من اتفاقی غیر طبیعی رخ نداده است و به همین دلیل است که حماس زاویه دیدی با سوریه که ویژگی مردم سالاری در آن کمتر است دارد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به سخنان و رویکردهای رهبران جنبش حماس در چند ماه گذشته آیا می توان بین رویکردهای رهبران حماس (همچون مشعل، هنیه ، ابومرزوق و محمود الزهار)  در قبال رویکرد های منطقه ای و روابط با ایران شکافی را ملاحظه کرد؟

       هر چند اطلاعات دقیقی در این مورد ندارم، ولی طبیعتا رهبران حماس مانند همه کشورهای دیگر دارای گرایش های تند، میانه رو و یا گرایش های نظامی و سیاسی هستند. در این حال به نظر من حماس حزب سامان داری است و به نظر نمی رسد رهبران آن اختلاف جدی ای در رویکرد با ایران داشته باشند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: اکنون برخی معتقدند که حماس در حال خروج از محور همگرایی و مقاومت است. نگاه شما به این امر چیست؟

باید موضوع مقاومت را دوباره بازخوانی کرد. مقاومت همیشه به این معنا نیست که هر روز چند تیر شلیک گردد. مقاومت فرهنگ  و هدف است و همچنین وسیله مناسبی برای رسیدن به هدف است. لذا من فکر نمیکنم حماس از چارچوب مقاومت بیرون آمده باشد. در این راستا با توجه به شرایطی که در منطقه مسلط است ممکن است حماسی ها تاکتیک های خود را تغییر داده باشند، لذا من  تصور نمیکنم چنین امری رخ داده باشند. بلکه در عین حفظ مقاومت با واقعیت های جدید زمانه هم خود را تطبیق می دهند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا توافق های جنبش فلسطینی فتح و حماس اثری در رویکرد منطقه ای نوین جنبش حماس داشته است؟

به نظر من تاثیری نداشته است. چرا که شرایطی که در منطقه رخ داده است به شکل ذاتی در چارچوب منافع حماس بوده است و  دوستان ایدئولوژیک حماس و رفقای تشکیلاتی آنها امروزه بخشی از قدرت کشورها در منطقه را تشکیل می دهند. در واقع به نوعی میتوان گفت آنها با افزایش قدرت سیاسی و منطقه ای خود از فرصت بهره برده و قاعدتا هم تشکیلات خود گردان در رام اله نباید از این مساله خوشحال باشند. گذشته از این توافق های جنبش فلسطینی فتح و حماس در منطقه نتیجه تحولات در منطقه است یعنی بهار عربی که به نوعی بهار فلسطینی نیز میتواند باشد و در فلسطین هم اثر گذاشته است و توافق نتیجه این تحولات است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به تلاش های حماس در انتقال دفتر خود به دوحه، سفر امیر قطر به غزه و کمک نیم میلیارد دلاری به دولت حماس و  سخنان مشعل رییس دفتر سیاسی جنبش حماس در  مورد رهبری اردوغان در جهان اسلام روابط امروزین حماس با قطر ، ترکیه و مصر چگونه مورد تحلیل است ؟

امیر قطر در سفری که به فلسطین  اشغالی داشت به رام اله نرفت و به غزه رفت. در این حال این رویکرد هم پیامدهایی خود را دارد. چرا که سیاست محل بده بستان است. یعنی همین که امیر قطر به این منطقه می رود بیانگر آن است که حماس در واقع نرمش ها و ملایمت هایی را نسبت به نیروهای غیر مقاومتی منطقه نشان داده است، اما این امر هم دلیلی بر این امر  نیست که حماس مقاومت را کنار گذاشته و یا توافقاتی بین حماس و فتح در این حوزه صورت گرفته است.

من معتقدم که حماس عمق استرا تژیک جدید خود را در کشورهای متحول شده بهار عرب قرارداده است. یعنی طبیعی است که در چنین شرایطی آنها برای استفاده از موقعیت هایی که در منطقه به وجود آمده است از عمق استرا تژیک نوین خود بهره گیرند. در این حال اگر قبلا عمق استراتژیک حماس به گونه ای مشخص سوریه بود، حالا از نگاه حماس، سوریه عملا از دست رفته است. چرا که در مقابل مخالفان اخوانی قرار گرفته است. بنابراین به هیچ وجه امکان همراهی با دولت سوریه را (حتی اگر اعقتاد به چنین چیزی داشته باشد که به نظر من چنین اعتقادی را هم ندارد) امکان ندارد. البته حماسی ها از گذشته نه چندان دور هم گرایشی به سمت اینکه تعادلی در ارتباطات خود با کشورهای منطقه داشته باشند نشان می دادند. چنانچه با اردن، مصر و قطر در ارتباط بودند و دستاوردهایی هم داشتند. اما اکنون عمق استرا تژیک جدید حماس به کشورهای بهار عرب منتقل شده است. در این حال اگر با توجه به شرایط نوین در واقع این جنبش روابط خود را با ترکیه، قطر و مصر عمیق تری خواهد کرد و این اتفاق هم تا حدی رخ داده است. یعنی حماس فضای نوین منطقه ای را مورد توجه قرارداده و بر اساس آن برای حفظ موقعیت خود و حتی حفظ موجودیت خود تغییراتی در  سیاستهای منطقه ای خود داده است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: برخی معتقدند که حماس از فاز نظامی امنیتی خارج شده و وارد فاز سیاسی شده و همچنین دست به مذاکرات با تل آیو و  واشنگتن خواهد زد. نظر شما در این مورد چیست؟

حماس دست به چنین کاری نخواهد زد. چراکه امکاناتی که حماس دارد مبتی بر قدرت آنان است. حتی من معتقدم که فتح  هم تا زمانی که آقای عرفات زنده بود دست به چنین کاری نزد و امکانات نظامی و امنیتی خود را از دست نداد. چراکه این امکانات نظامی و امنیتی است که می تواند توانایی یک مجموعه را حتی برای مذاکرات افزایش دهد. در هر حال نظریه خروج از فاز نظامی قابل قبول نیست و در شرایط کنونی هم نشانه هایی وجود ندارد که حماس بخواهد صرفا وارد فاز سیاسی شود.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: روابط حماس با بازیگران عمده منطقه از جمله ایران مصر و  ترکیه و کشورهایی مانند  قطر و  عربستان را در میان مدت چگونه می توان میتواند بررسی قراردارد؟

من فکر میکنم که ارتباط  حماس با همه بازیگران یاد شده حفظ خواهد شد، اما طبیعتا با توجه به شرایطی که در مصر وجود دارد ارتباطات خود را نسبت به گذشته افزایش خواهند داد. البته روابط با سایر بازیگران به این معنا نیست که حماس روابط با ایران را به طور کلی از دست دهند. در این حال شاید تعاریف و توقعاتی که برخی از جناح های داخلی در ایران از حماس داشته اند از اول غلط بوده است. یعنی اگر کسی  تصورکرده است انسجام حماس با ایران میتواند همانند انسجام حزب الله با ایران باشد برداشت غلطی داشته است.  اکنون نیز باید گفت حماس با توجه به  تحولات جدید ارتباطات خود با ایران را  تعدیل کرده ولی به نظر من قطع روابط با ایران در ذهن رهبران و در بین خواسته های حماس نیست و آنان زیربناهای روابط دو جانبه را حفظ خواهند کرد و نگه خواهند داشت.

*******

گفت و گو از: فرزاد رمضانی بونش

 

 

Share