مهر ۱۷, ۱۴۰۰ – ۳:۰۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

در طول تاریخ، تسلط بر راههای دریایی زمینه ساز توسعه نامحدود اقتصادی و تجاری بوده است. آلفرد تیر ماهان(1914-1840)، ژئواستراتژیست مطرح ایالات متحده امریکا، که نیروی …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, خلیج فارس, گزیده ها, مقالات, مقالات تحقیقی

رویکردهای رفتاری اعمال فشار ایالات متحده بر صنعت نفت و گاز ایران

نگارش در تیر ۲۸, ۱۳۹۰ – ۳:۳۳ ق.ظ
Share

محمد صادق جوکار
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

چکیده:
بررسی رفتارهای ایالات متحده در خصوص حوزه انرژی ایران در بعد نفت و گاز نیازمند نگرشی نظامند به رویکردهای این کشور در تحمیل فشار به جمهوری اسلامی ایران است. هرگونه تقلیل گرایی و عدم جامعیت در تحلیل رویه های رفتاری این کشور در فشار بر ایران سبب اختلال در فرایند تصمیم گیری واکنشی ایران در خنثی سازی اقدامات تهاجمی ایالات متحده است. در بررسی ادبیات پژوهشی این حوزه و مطالعات انجام گرفته در مورد رویکردهای آمریکا بر اعمال فشار بر صنعت نفت و گاز ایران، بیشتر این مطالعات بر مقوله تحریم های یکجانبه و یا چند جانبه این کشور بر صنعت نفت و گاز ایران متمرکز می باشند. از اینرو بسیاری از اقدامات اختلالی و نرم آمریکا علیه صنعت نفت و گاز ایران نادیده گرفته شده است. در این پژوهش سعی می شود که با برداشتی ترکیبی از 2 متغیر متداخل رویکردهای چهارگانه ایالات متحده را در اعمال فشار بر صنایع نفت و گاز ایران را تبیین و توضیح داد. این متغیر های 2 گانه یکی نوع اعمال قدرت و فشار(سخت تنبیهی/نرم اختلالی) و دیگری شیوه اعمال (مستقیم/متکثر) می باشد که در نتیجه تعامل آنها منتج به 4 رویکرد رفتاری در تحمیل فشار بر صنعت نفت ایران می شوند:
1-1-    رویکرد سخت- تنبیهی با شیوه اعمال مستقیم
1-2-    شیوه سخت- تنبیهی با شیوه اعمال متکثر
1-3-    قدرت نرم- اختلالی با شیوه اعمال مستقیم
شیوه نرم- اختلالی با شیوه اعمال متکثر
یافته های این روش نشان می دهد که 3 عامل تعیین کننده رویکردهای انتخابی آمریکا در اعمال فشار بر صنعت نفت و گاز ایران می باشد عبارتند از:
الف: روند کند بهبود اقتصاد جهانی که هرگونه شوک جدید را بر نمی تابد و
ب: بحران در کشورهای تولید کننده انرژی شمال آفریقا و بحران بحرین در منطقه حساس خلیج فارس
پ: دشواری اجماع بین المللی در تحمیل تحریم نفتی ایران در سازمان ملل
بر این اساس رویکردهای مورد اهتمام ایالات متحده بر اعمال فشار بر صنعت نفت و گاز ایران در استراتژی کوتاه مدت(Short-Term  Startegy) از یکسو متکثرتر خواهد شد و از سوی دیگر به دلیل وضعیت خاص انرژی جهانی به سوی شیوه های اعمال اختلالی- نرم پیش خواهد رفت. اما در استراتژی بلند مدت(Long-Term  Startegy) سعی خواهد کرد که با گذر از وضعیت کنونی بحران در شمال آفریقا و حوزه جنوب خاورمیانه که بر بازار انرژی جهانی تاثیرگذار است، به رویه های سخت-تنبیهی متکثر متمرکز گردد.

رویکردهای رفتاری اعمال فشار ایالات متحده بر صنعت نفت و گاز ایران

مقدمه:
بررسی رفتارهای ایالات متحده در خصوص حوزه انرژی ایران در بعد نفت و گاز نیازمند نگرشی نظامند به رویکردهای این کشور در تحمیل فشار به جمهوری اسلامی ایران است. هرگونه تقلیل گرایی و عدم جامعیت در تحلیل رویه های رفتاری این کشور در فشار بر ایران سبب اختلال در فرایند تصمیم گیری واکنشی ایران در خنثی سازی اقدامات تهاجمی ایالات متحده است. ضرورت این موضوع از اینجاست که در بسیاری موارد در تصمیم گیریهای استراتژیک این حوزه اگر به عوامل مداخله گر بیرونی(ایالات متحده) توجه کافی صورت نگیرد، برآیند تصمیم گیری ناقص و در برخی موارد منتج به عدم تامین منافع ایران خواهد بود. مفروض این بحث نیز این است که در تعاملات ایران در حوزه انرژی، صرف تحلیل های اقتصادی منتج به نتیجه نخواهد بود و الزاماً لازم است رویکردهای اقتصاد سیاسی و پیچیدگی تعاملات نیروهای چندگانه سیاسی، امنیتی، اقتصادی در حوزه های منطقه ای و بین المللی در نظام تصمیم گیری جمهوری اسلامی ایران مورد استفاده قرار گیرد.  بنابراین در این نوشته در وهله اول ما سعی می کنیم با فرض اینکه برخی موضوعات در نزد خواننده به صورت پیشینی تبیین شده است(چون فهم دلایل اعمال فشار ایالات متحده بر حوزه انرژی ایران در چارچوب نظم چهانی و منطقه ای موجود) تنها به واشکافی گونه شناسی و بازشناسی رویکردهای ایالات متحده در تحمیل فشار بر ایران می پردازیم. مجدداً لازم به ذکر است که اهداف این رویکردهای اعمال فشار به نوبه خود بسیار مهم است که به دلیل محدود سازی حیطه این نوشته، فرض بر آگاهی خواننده از آن قرار می گیرد. نکته مورد اهتمام در این واکاوی و گونه شناسی رفتاری ایالات متحده این است که این کشور با توجه به جامعیت مقولات سیاسی- اقتصادی و امنیتی، رویکردهای خود را برخلاف رویکردهای تحمیل فشار جنگ سردی بر رویکردهای ترکیبی 4 بعدی اعمال فشار، هم از نظر محتوایی نوع فشار و هم از نظر شیوه اعمال فردی/جمعی در قالب مستقیم و متکثر تاکید می نماید.
در بخش بعدی به شاخص های فشارهای اعمال شده ایالات متحده در هریک از این ابعاد 4گانه اشاره می شود و محدودیت ها و مطلوبیت های هرکدام از آنها مورد بررسی قرار می گیرد. در این بخش نوشته، با توجه به فضای موجود اقتصاد سیاسی داخلی و بین المللی به بررسی گزینه های اعمال فشار بر ایران تاکید می گردد.
در بخش سوم و نهایی نیز دورنمای رویه های اعمال فشار بر صنعت نفت و گاز ایران مورد کاوش قرار می گیرد. یافته های این روش نشان می دهد که رویکردهای مورد اهتمام ایالات متحده بر اعمال فشار بر صنعت نفت و گاز ایران در استراتژی کوتاه مدت(Short-Term  Startegy) از یکسو متکثرتر خواهد شد و از سوی دیگر به دلیل وضعیت خاص انرژی جهانی به سوی شیوه های اعمال اختلالی- نرم پیش خواهد رفت. اما در استراتژی بلند مدت(Long-Term  Startegy) سعی خواهد کرد که با گذر از وضعیت کنونی بحران در شمال آفریقا و حوزه جنوب خاورمیانه که بر بازار انرژی جهانی تاثیرگذار است، به رویه های سخت-تنبیهی متکثر متمرکز گردد.

بخش اول: واکاوی گونه شناسی رویکردهای اعمال فشار بر صنعت نفت و گاز ایران
در بررسی ادبیات پژوهشی این حوزه و مطالعات انجام گرفته در مورد رویکردهای آمریکا بر اعمال فشار بر صنعت نفت و گاز ایران، این مطالعات بیشتر بر مقوله تحریم های یکجانبه و یا چند جانبه این کشور بر صنعت نفت و گاز ایران متمرکز می باشند. از اینرو بسیاری از اقدامات اختلالی و نرم آمریکا علیه صنعت نفت و گاز ایران نادیده گرفته شده است. هرچند برخی از مطالعات حوزه امنیت ملی، برخی اقدامات نرم ایالات متحده را در مورد اعمال فشار بر صنعت نفت و گاز ایران مورد توجه قرار داده است اما هرکدام از این پژوهشها به رغم اهمیت مسائل مورد اهتمام خود، فاقد یک الگوی منسجم و نظامند برای درک جامع رویکردهای آمریکا بر اعمال فشار بر صنعت نفت و گاز ایران می باشد. با توجه به این نقیصه، در این پژوهش سعی می شود که با برداشتی ترکیبی از 2 متغیر متداخل رویکردهای چهارگانه ایالات متحده را در اعمال فشار بر صنایع نفت و گاز ایران را تبیین و توضیح داد. این متغیر های 2 گانه یکی نوع اعمال قدرت و فشار(سخت تنبیهی/نرم اختلالی) و دیگری شیوه اعمال (مستقیم/متکثر) می باشد که در نتیجه تعامل آنها منتج به 4 رویکرد رفتاری در تحمیل فشار بر صنعت نفت ایران می شوند:
1-4-    رویکرد سخت- تنبیهی با شیوه اعمال مستقیم
1-5-    شیوه سخت- تنبیهی با شیوه اعمال متکثر
1-6-    قدرت نرم- اختلالی با شیوه اعمال مستقیم
1-7-    شیوه نرم- اختلالی با شیوه اعمال متکثر

1-1-    رویکرد سخت- تنبیهی با شیوه اعمال مستقیم

نخستین وجه اعمال قدرت و فشار یک واحد سیاسی بر واحد سیاسی دیگر، قدرت قهرآمیز است؛ براساس این برداشت، طیفی از روابط میان کنشگران وجود دارد که به یک کنشگر اجازه می‌دهد به طور مستقیم به شرایط یا کنش‌های کنشگر یا کنشگران دیگر شکل ‌دهد. این وجه از اعمال قدرت، معروف‌ترین و پرکابردترین تعریفی است که از اعمال قدرت و فشار ارائه شده است. قدرت قهرآمیز مبتنی بر اراده کنشگر (خواه دولت خواه بازیگران غیردولتی از قبیل شرکت‌های چند ملیتی) در جهت استقرار منابع برای فائق آمدن بر کنشگران دیگر است. البته اعمال این نوع قدرت به منابع مادی محدود نمی‌شود، بلکه منابع نمادین و هنجاری را نیز در برمی‌گیرد. برای مثال، دولت‌های عربی از مجازات‌های نمادین برای ایجاد تغییر در رفتار سایر دولت‌های عربی در طیفی از موضوعات استفاده کرده‌اند. ویژگی این نوع رویکرد، شیوه اعمال مستقیم آن در یک رابطه مستقیم دوجانبه به صورت تنبیهی و سخت می باشد. این رویکرد اجبار آمیز از حمله نظامی به عنوان یکسوی طیف اقدامات تنبیهی یخت را شامل می شود تا دیپلماسی اجبار آمیز و تحریم های سیاسی- اقتصادی یکجانبه.

2-1-    رویکرد سخت- تنبیهی با شیوه اعمال متکثر

به دلیل محدودیت های میزان قدرت یک کشور و بسیاری از محدودیت های ساختاری در اعمال قدرت و فشار یک کشور بر کشور دیگر، کشور های تهدید کننده سعی می کنند تا از طریق سیاست همراه سازی متحدان منطقه ای و بین المللی و نیز جلی حمایت سازمانهای بین المللی به صورت ائتلافی بر کشور دیگر(تهدید شده) اعمال فشار نمایند. مهمترین ویژگی این رویکرد استفاده از رویکرد ائتلافی است که نشان دهنده شیوه اعمال متکثر است اما نوع اعمال فشار همچنان فشار تنبیهی، آشکار و سخت است.

3-1-    رویکرد اختلالی- نرم  با شیوه اعمال مستقیم

این رویکرد به دلیل محدویت های فنی تنظیم سیاست های رویکرد تنبیهی یا شرایط بین المللی مخالف انجام اقدامات رویکرد تنبیهی، رویکردی است که سعی می کند در منابع قدرت و تصمیم گیری کشور دیگر اختلال ایجاد نماید. این اختلال با استفاده از رویه های نامشخصی صورت می گیرد که در بسیاری موارد پس از انجام آن آشمار می شود. نمونه های فراوانی از این امر را می توان در عرصه بین المللی مثال زد ولی مهمترین اخیر آن، اقدام ایالات متحده(با همکاری رژیم صهیونیستی) در رخنه به سیستم کامپیوتری تاسیسات هسته ای ایران از طریق ویروس استارکس نت می باشد.
4-1-    شیوه نرم- اختلالی با شیوه اعمال متکثر

این رویکرد از طریق ائتلاف سازی متحدان منطقه ای و بین المللی در ایجاد مانع در حوزه های مختلف تصمیم گیری یک موضوع خاص یا یک موضوع کلی است. در تدوین این رویکرد کشور تهدید کننده نیازمند جلب نظر متحدان منطقه ای و بین المللی در تهدید جلوه دادن کشور مورد هدف است تا در شرایطی که شرایط برخورد سخت مهیا نمی باشد، بتوانند با هماهنگی با یکدیگر موانعی در فرایند استراتژیک و عملیاتی یک کشور دیگر در دسترسی به اهداف خود ایجاد نمایند.
نکته مورد حائز اهمیت این است که شناخت رویکردهای اختلالی-نرم در مورد کشورهای مورد تهدید، به دلیل ماهیت پنهانی خود نیازمند بررسی دقیق تر محیط عملیاتی است. این امر از طریق پایش منظم و فراگیر و تحلیل روندی تحولات مستحدثه در محیط های پیرامونی از سوی نخبگان تصمیم گیری ممکن است.
در بخش بعدی با توجه به ترسیم رویکردهای 4گانه فوق به مهمترین اقدامات ایالات متحده در هریک از این رویکردها در موضوع اعمال فشار به صنایع نفت و گاز ایران می پردازیم.

بخش دوم: بررسی نمونه های رفتاری ایالات متحده در اعمال فشار در رویکردهای 4گانه
1-2-    اقدامات سخت-تنبیهی مستقیم
1-2-2- حمله نظامی به سکوهای نفتی ایران در خلیج فارس رسالت و رشادت در اکتبر 1987
2-2-2- تحریم های نفتی
قانون 23 ژولای 1996 درمورد تحریم ایران و لیبی1 (Iran and Lybia Sanction Act(ILSA)) تقریبا تمامی تجارت دو جانبه را که در آن شرکت‎های خارجی در سال بیش از 40میلیون دلار در حوزه‎های نفتی جدید ایران سرمایه‎گذاری نمایند را ممنوع نمود (این‎سقف در سال 1997 به 20میلیون دلار در سال کاهش یافت). حسب قانون P.l.104.172  و قانون P.L.III 195 (2010) علاوه بر ممنوعیت فعالیت شرکت های آمریکایی در بخش انرژی ایران، تحریم هایی را علیه همه شرکت هایی خارجی که به تعامل با بخش انرژی ایران بژردازند را نیز شامل می شود.
2-2-    اقدامات سخت – تنبیهی متکثر
آمریکا در تلاشهای خود برای تحریم های بخش انرژی ایران به صورت سخت توانسته است اتحادیه اروپا را نیز با خود همراه سازد.  هرچند برخی کشورهایی آسیایی نیز در این تحریم ها شرکت کرده اند ولی به صورت اعلامی، تنها اتحادیه اروپاست که با آمریکا در اقدامات سخت- تنبیهی متکثر ائتلاف کرده اند.
در 27 جولای 2010 اتحادیه اروپا چهار بخش اکتشاف، تولید ، استخراج و پالایش بخش نفت و گاز ایران را مورد تحریم خود قرار داده است.
2-3-    اقدامات نرم- اختلالی مستقیم
به دلیل ماهیت پنهانی اینگونه اقدامات در بخش انرژی و محدودیت این نوع رویکرد، پژوهش های دیگری مورد نیاز است. ولی ایالات متحده برای تاثیر بیشتر اقدامات خود بر اقدامات نرم – اختلالی متکثر تاکید کرده است که در بخش بعدی به آن پرداخته می شود.
4-2-    اقدامات اختلالی نرم و متکثر
1-4-2- حذف مزیت ژئوپلیتیکی ایران در زمینه انتقال انرژی قفقاز(خط لوله نفت باکو- تفلیس- جیهان)
2-4-2- حذف مزیت ژئوپلیتیکی ایران در زمینه انتقال انرژی آسیای مرکزی( ترانس خزر بجای ترانس ایران و نیز TAPI)
گزارش توسعه انرژی منطقه خزر از سوی وزارت خارجه اهداف چهارگانه زیر را به عنوان پایه‎های استراتژی ایالات متحده در مورد آسیای مرکزی برمی‎شمارد:
– حل و فصل اختلافات مرز. از نظر آمریکایی‎ها این اختلافات زمینه نفوذ ایران و اسلام سیاسی را مهیا می‎سازد.
– تقویت و متنوع‎سازی عرضه کنندگان انرژی جهانی که این هدف با گسترش عرضه انرژی آسیای مرکزی با عنوان رقیب انرژی خلیج فارس محقق می‎شود.
– حفظ استقلال و حاکمیت کشورهای منطقه آسیای مرکزی. مهمترین ابزار دفاع از حاکمیت کشورهای آسیای مرکزی فراهم نمودن مسیرهای انتقال انرژی جایگزین روسیه است.
– منزوی کردن ایران. کاهش نفوذ سیاسی- اقتصادی- فرهنگی ایران در منطقه2.
مرکز امنیت و اطلاعات استراتژیک اروپا اهداف خاص آمریکا را در بخش انرژی دریای خزر و آسیای مرکزی موارد زیر اعلام می‎کند:
1-    مهار مسکو ،  2- انزوای ایران و 3- کنارگذاری چین از تأثیرگذاری بر انرژی این منطقه3.

3-4-2- اعمال فشار در کنار گذاری ایران از تامین کنندگان خط لوله نوباکو
4-4-2- اعمال فشار بر هند برای کناره روی از خط لوله IPI اصرار بر انجام پروژه TAPI همچنین به پایان بخشیدن مبادلات مالی هند از سیستم پایاپای آسیایی به منظور اختلال در مبادلات پولی حاصل از صادرات نفت ایران به هند
مرکز مطالعات استراتژیک ارتش آمریکا موارد ذیل را در جهت استراتژی آمریکا مورد نحوه تعامل با ترکمنستان به منظور مهار روسیه و انزوای ایران در خصوص انرژی بیان می‎کند:
– تنظیم اهداف آمریکا در چارچوب مخدوش نشدن اصل بیطرفی ترکمنستان و عدم احساس تهدید این کشور از خدشه‎دار شدن استقلال خود توسط آمریکا
– تأکید بر اجرایی شدن خط لوله TAP (ترکمنستان- افغانستان- پاکستان) و TAPI (ترکمنستان- افغانستان- پاکستان و هند)
– با توجه به موافقت‎نامه‎های اخیر گازپروم و ترکمنستان، شرکتهای آمریکایی هرگونه تلاشی را برای اکتشافات میادین احتمالی در این کشور و تولید و انتقال آن از طریق مسیرهای غیرروسی و ایرانی انجام دهند.
– راهبردهای ایالات متحده مورد فوق باید با حمایت و هماهنگی با اتحادیه اروپا و برخی کشورهای منطقه‎ای چون هند، ترکیه و پاکستان باشد.
– برقراری ثبات در افغانستان به منظور اجرایی شدن خط TAP و نیز ارائه کمکهای نظامی به صورت محدود به ترکمنستان برای برقراری امنیت عرضه
– حمایت مالی از دولت ترکمنستان در صورت استفاده روسیه از قطع خرید و صدور گاز ترکمنستان
– کمک به دولت ترکمنستان در زمینه کاهش فشارهای اقتصاد به مردم  و نیز تقویت خدمات اختصاصی دولت
–  آمریکا نباید به گونه‎ای در مورد موضوعات اختلافی بین قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان موضعگیری کند که جانبداری از یک طرف و تضعیف طرف دیگر شود. در چنین صورتی طرف بازنده به سوی روسیه و ایران گرایش پیدا خواهد کرد.
– آمریکا نباید در ترکمنستان به دنبال پایگاههای نظامی باشد زیرا این کشور آنرا مخالف امنیت ملی خود و اصل بیطرفی خود می‎داند.
– تکرار مکرر ضرورت اصلاحات سیاسی بعنوان پیش‎شرط کمکهای اقتصادی باعث تأمین هیچ‎یک از اهداف ما در منطقه نمی‎شود. هرچند از بحث اختلافات سیاسی نیز نباید غافل شد4.
5-4-2- تهییج متحدان خود در تضعیف استراتژی انرژی ایران در اوپک
از نظر سیمون هندرسون، منافع ملی آمریکا بر پایه احیاء و توسعه نفت عراق و درآمدهای نفتی حاصل از آن برای بازسازی این کشور، تقویت جایگاه نفتی عراق بجای عربستان در بازار انرژی و حمایت از افزایش تولید نفت عراق به منظور جایگزین حذف احتمالی نفت ایران از بازار انرژی قرار دارد.5 هرچند خروج عراق از اوپک و افزایش تولید نفت خود، این کشور را نیز در معرض افت قیمت‌ها قرار می‌دهد ولی ابزار مناسب را نیز در دست آمریکا برای کاهش ریسک احتمال خروج نفت ایران از بازار و کنترل اوپک و عربستان قرار می‌دهد
6-4-2- فشار بر مصرف کنندگان انرژی ایران برای تغییر منبع واردات نفت خود از ایران ( اتحادیه اروپا، ژاپن)
7-4-2- تهییج متحدان منطقه ای تولید کننده انرژی خود برای ارائه تسهیلات به چین برای کاهش وابستگی چین به ایران و ایجاد تهدید امنیت تقاضا برای ایران
مشارکت آرامکو در ساخت 600 ایستگاه گاز در سراسر استان فوجیان چین، و انعقاد قرارداد 30 ساله تأمین نفت خام مورد نیاز پالایشگاه فوجیان، مشارکت در طرح توسعه ظرفیت پالایشگاهی کینگدائو Qingdao از 20 هزار بشکه به 400 هزار بشکه در روز در راستای الگوی «همکاری استراتژیک چین و عربستان» است6. در عوض عربستان قرارداد 300 میلیون دلاری با شرکت سینوپک برای اکتشاف گاز در مخازن گازی غیرمشترک با نفت در عربستان امضاء نمود.
8-4-2- مخالف خود و ائتلاف غربی با شکل گیری و موفقیت GECF
9-4-2- تهییج متحدان منطقه ای تولید کننده انرژی خود در جنوب خلیج فارس به تنوع بخشی به مسیرهای صادراتی از مسیرهای غیر از تنگه هرمز( توسعه خط لوله عربی و خط لوله فجیره- حبشان)
10-4-2- فشار به کشور امارات متحده برای پایان بخشیدن به مبادلات مالی و پولی با ایران و همچنین به کشورهای برای ممنوعیت مبادلات مالی- بانکی
11-4-2- اعمال فشار به شرکتهای غیر غربی( ژاپنی: اینپکس از حوزه آزادگان، کره ای: دوو، هندی و چینی) در عدم هرگونه سرمایه گذاری در حوزه بالادستی و پایین دستی ایران
12-4-2- اختلال نرم در نفت و گاز ایران با همکاری کشورهای منطقه

 

 

نتیجه گیری:

روندهای موجود با توجه به تحولات بین المللی در زمینه اقتصاد سیاسی بین الملل نشان می دهد که 3 عامل تعیین کننده رویکردهای انتخابی آمریکا در اعمال فشار بر صنعت نفت و گاز ایران می باشد عبارتند از:
الف: روند کند بهبود اقتصاد جهانی که هرگونه شوک جدید را بر نمی تابد و
ب: بحران در کشورهای تولید کننده انرژی شمال آفریقا و بحران بحرین در منطقه حساس خلیج فارس
پ: دشواری اجماع بین المللی در تحمیل تحریم نفتی ایران در سازمان ملل
این 3 عامل سبب می شود که ایالات متحده در استراتژی کوتاه مدت در عین حفظ رویکردهای تنبیهی خود و اتحادیه اروپا، به رویکرد های اختلالی مستقیم-یکجانبه و اختلالی متکثر- ائتلافی بیشتری دست بزند تا روند افزایش ظرفیت تولید، سرمایه گذاری و انتقال انرژی از ایران را با شکست مواجه نماید. استراتژی بلند مدت این کشور بستگی تامی با وضعیت پرونده هسته ای ایران خواهد داشت. روندهای کنونی نشان می دهد که با بهبود وضعیت 2 عامل فوق در بلند مدت و تداوم روند کنونی پرونده هسته ای ایران، اتخاذ رویکرد تنبیهی- متکثر از سوی آمریکا علیه ایران دور انتظار نیست.

 

1. Iran and Lybia Sanction Act(ILSA)
2. Clawson, Patric (1998). Iran and Caspian Oil and Gas. Journal of International Affairs. Vol.11.No.4, P.3.
3. Francois. OP. Cit. P.4.
4. Sheffer. OP. Cit. P.17.
5. Henderson, Simon (2009). Iraqi Oil: Baghdad Looks for a Bigger Role.The Washington Institute For Near East Policy. PolicyWatch #1541. At:< http://www.washingtoninstitute.org/templateC05.php?CID=3079>.And;
Clawson, Patrick  and Henderson, Simon (2005)
Reducing Vulnerability to Middle East Energy Shocks: A Key Element in Strengthening U.S. Energy Security. The Washington Institute For Near East Policy. Policy Focus #49 | November 2005.At:< http://www.washingtoninstitute.org/pubPDFs/PolicyFocus49.pdf >
6. Jin L., “Energy First – China and the Middle East,” Middle East Quarterly, Spring 2005, vol 12(2). Available at: http://www.meforum.org/article/694

Share