مهر ۲۴, ۱۴۰۰ – ۱۱:۳۶ ق.ظ |

فاطمه خادم شیرازی 
پژوهشگر و مدرس دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

سرمایه گذاری عربستان در عراق و سوریه ،یکی از بندهای تفاهم تهران و ریاض بعد از چهار دور مذاکره غیر علنی در عراق بود، که اخیرا …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » اوراسیا, خاورمیانه, گفتگو

روابط مسکو و بغداد و کمربندهای امنیتی خاورمیانه -گفتگو با دکتر سیروس برنا کارشناس مسائل عراق

نگارش در مهر ۳۰, ۱۳۹۱ – ۱۲:۵۳ ق.ظ
روابط مسکو و بغداد و کمربندهای امنیتی خاورمیانه  -گفتگو با دکتر سیروس برنا  کارشناس مسائل عراق
Share

فرزاد رمضانی بونش

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

روس ها و عراقی ها از گذشته مناسبات خوبی داشته‌اند و در دوران جنگ سرد نیز گرمی ویژه ای بر روابط دو جانبه حکم فرما بود. در این حال هرچند بعد از سرنگونی صدام نوع روابط عراق با روسیه تا حدی متحول شد، اما در سالهای اخیر میل به افزایش روابط بغداد و مسکو افزایش یافته است. در این بین با توجه به سفر چند روزه نوری المالکی نخست وزیر عراق از  روسیه، آینده روابط و همکاریهای روسیه و بغداد موضوع گفتگویی با سیروس برنا کارشناس مسائل عراق است:

واژگان کلیدی: روابط, روسیه, عراق, سوریه, سلاح, کمربند امنیتی


مرکز بین المللی مطالعات صلح: نوری المالکی رئیس جمهور عراق برای دیداری رسمی راهی روسیه شد. با توجه به روابط تاریخی موجود میان روسیه و عراق و تحولات منطقه، اهداف سفر مالکی به روسیه چیست؟

مهمترین هدف مالکی نخست وزیر عراق به روسیه عبارت از توسعه و تحکیم روابط دو جانبه است. در این حال اگر ما بخواهیم نگاهی جامع و مانع به روابط دو کشور داشته باشیم باید اذعان داشت که در مقام قیاس دو جبهه شرق و غرب روابط دو کشور در گذشته یعنی در دورانی که رژیم بعث (و مشخصا قبل از اینکه صدام حسین به قدرت برسد) حاکم بود هماهنگی بیشتری با جبهه شرق یا اردوگاه شوروی سابق داشت. این امر تا پایان دوران حکومت عبدالکریم قاسم این امر پابرجا بود.  با روی کارآمدن صدام در سال 1979 ما به تدریج شاهد تغییر جهت عراق از سمت شرق به غرب هستیم. چنانچه شاهد افزایش هماهنگی و همگرایی دولت بعثی عراق با ایالات متحده امریکا می باشیم. گذشته از آن باید گفت چه در دوران رژیم بعثی و چه در وضعیت جدید بعد از مارس 2003 (که رژیم بعث سرنگون شد) عمده ترین و کانونی ترین مولفه تعیین کننده روابط دو جانبه با روسیه مقوله اقتصادی بوده است. یعنی نوع نگاه اقتصادی که روسیه به کشور عراق داشته است نکته تعیین کننده ای در این روابط بوده است. علاوه بر آن عراق با عقد قرارداد نظامی و تسلیحاتی با روسیه (همچون تسلیحات دفاع هوایی و.. ) به دنبال تقویت همکاری چه روابط امنیتی و نظامی دو کشور است. گذشته از این نیز کم و کیف خروج سازمان مجاهدین یا سازمان منافقین از عراق، اینکه این سازمان بعد از خروج خود از عراق در کجا مستقر شود و پیدا کردن کشور جایگاه جایگزین و مناسبات دو کشور یعنی عراق و روسیه با ایران از جمله موضوعاتی است که در این سفر مورد توجه بود.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به خروج نیروهای امریکایی از عراق ، آیا می توان گفت دولت نوری مالکی به دنبال نوعی موازنه  بین  مسکو  واشنگتن در بغداد است؟

بله. چرا که عراق تلاش کرده نوعی توازن در روابط خود بین دو کشور ایالات متحده و روسیه برقرارکند. 

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: اهداف روسیه از گسترش روابط  چند بعدی خود با عراق چیست؟

مسکو در سالهای گذشته تلاش کرده تا از روابط عراق و امریکا و به تعبیری از مسائل و مشکلاتی که بین عراق و ایالات متحده بروز میکند بهره برداری کند و امتیارات لازم را به دست آورد. به تعبیر دیگر مناسبات و یا مختصات هندسی روابط روسیه با عراق خیلی مشابه روابط روسیه با جمهوری اسلامی ایران است. یعنی همانگونه که روسیه در یک دهه اخیر تلاش کرده است در مسائل فی مابین ایران و اتحادیه اروپا و  ایران و امریکا را در راستای منافع ملی خود حرکت کند، در سالهای اخیر نیز چنین برخوردی را هم با کشور عراق داشته است. در این بین به نظر میرسد با توجه به مسائلی که این روزها بین امریکا و عراق وجود دارد و وضعیت خاص امنیتی و سیاسی عراق روس ها تلاش می کنند تا در راستای منافع راهبردی منطقه ای خود که صبغه پررنگ اقتصادی هم دارد  بیشتر بهره و امتیاز  را از گسترش روابط با بغداد برند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: عدم واگرایی بر سر سوریه چه تاثیری در روابط روسیه و عراق عراق داشته است؟

این امر نکته مهمی است. چرا که آنچه در این تحلیل هم جای توجه دارد بحث مسائل منطقه ای است. یعنی در سطح تحلیل منطقه ای مسائل باید گفت مسائلی مانند مساله سوریه و مذاکرات در مورد وضعیت کنونی آن مورد توجه دو کشور بوده است. در این حال از حیث مسائل روز  طبعا مهمترین مساله مذاکرات دو سویه سوریه است. چرا که ما هم هرچه جلو تر میرویم این پرونده به نقاط حساس خود نزدیک تر میشود.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به وجود برخی اعتراض ها در دولت محلی منطقه کردستان عراق در مورد انتقاد از سفر مالکی به روسیه و مسلح کردن ارتش عراق، افزایش همکاری های نظامی و امنیتی بغداد با روسیه چه تاثیری بر  روابط اقلیم کردستان با بغداد خواهد داشت؟

از نظر روند تاریخی باید گفت دوره خودخواندگی طلایی (که قبل از سرنگونی رژیم صدام حسین در چارچوب مناطق ممنوعه هوایی ایجاد شد) و منجر به شکل گیری و ظهور دولت اقلیم کردستان عراق شده بود نقطه عطفی است که بر اساس آن ما شاهد نهادینه شدن ساختار  دولت اقلیم کردستان شدیم. به تعبیر دیگر از همان روزها دولت اقلیم کردستان با ریاست آقای مسعود بارزانی تلاش کرد تا به موازات حاکمیت ملی عراق با برخی از قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای بویژه بازیگران فرامنطقه ای روابط مقتضی خود را برقرار کنند. در این راستا روابط محکم و قابل اعتنای دولت اقلیم کردستان با ایالات متحده امریکا شکل گرفت که قرینه ای از مدیریت و تحلیل سطح مناسبات دو جانبه اقلیم کردستان با روسیه بود.

اکنون نیز بنا بر ملاحظات پیشینی دولت ملی عراق تلاش میکند به موازات روابطی که با امریکا دارد روابط خود با روسیه را هم تحکیم بخشد، اما باید اذعان داشت که دولت اقلیم کردستان از  تحکم روابط دولت ملی عراق با روسیه ناراضی و یا ناخشنود است. گذشته از آن نیز  باید در چارچوب حق حاکمیت ملی و اقدامات ناشی از ساختار فدرال رفتار هم به این امر نگاه کرد. در این بین هر چند برخی از مسائل مانند پول ملی، ارتش واحد و پرچم و سیاست خارجی از اختیارت ویژه دولت  ملی در ساختار فدرال تلقی می شود و دولت عراق بر روابط با روسیه تاکید کرده، اما به هر حال دولت اقلیم کردستان عراق این توقع را از مسئولان دولت ملی عراق دارد که در زمینه کم و کیف تنظیم روابط در سطح منطقه ای و فرامنطقه ای رایزنی ها،  همگرایی ها و  هماهنگی هایی لازم با دولت اقلیم کردستان عراق داشته باشند. به تعبیر دیگر دوران دوازه ساله طلایی (که از سال 1991 تا 2003 را شامل میشود) باعث شد سطح توقع  اقلیم کردستان از حیث مسائل مختلف افزایش یابد که مهمترین این مسائل بحث سیاست خارجی و درآمد های ناشی از فروش نفت است. خلاصه اینکه این ناخشنودی یا ناراحتی و شکوه و انتقاد کنونی دولت اقلیم کردستان عراق به پیشینه خود در دوره طلایی دهه نود برمی گردد و اکنون هم سطح توقع آنان افزایش یافته است. در این حال در این زمینه هم چالش و یا پارادوکسی وجود دارد. به این معنا که از یک سو دولت ملی عراق تلاش میکند تا ساختار فدرال عراق در چارچوب قانون اساسی نوین روز به روز نهادیه تر شود، اما هنوز دولت های محلی در مرکز  و جنوب  عراق نهادینه نشده و شکل گفته است، اما دولت فدرال کردستان اینگونه نیست. در این بین از آنجایی که دولت کردستان به دنبال کردستان بزرگ در میان مدت و درازمدت است طبیعی است اینگونه از مسائل می تواند منجر به ایجاد چالشهایی در داخل عراق گردد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا می توان پیش بینی کرد روابط روسیه و عراق  به سمت اتحاد استراتژیکی پیش رود ؟

نه. من نمی توانم با تساهل در مورد روابط عراق و روسیه از مقوله اتحاد استراتژیک نام ببرم. از نظر متدولوژی و روش شناسی باید گفت ما قبل از اینکه به اتحاد استراتژیک برسیم باید از مفاهیمی مانند وحدت و در پله دیگر ائتلاف عبور کنیم. یعنی مقولاتی مانند اتحاد و اتحاد استراتژیک مقولاتی ایده آلیستی مبتنی بر نگاه ایده ئالیستی هستند، اما واقعیات منطقه ما را به این امر رهنمون میکند که از آنجه در سطح مناسبات منطقه ای شکل میگیرد باید با نام ائتلاف یاد کرد. به این معنا به نظر من خیلی قابل تحلیل و ترسیم نیست که اتحاد استراتژیکی بین  عراق و روسیه شکل گیرد تا منجر به تضعیف جبهه غرب گردد. از زوایه دیگری باید گفت به همان نسبتی که اتحادیه اروپا و ناتو به سرکردگی ایالات متحده تلاش کرده اند در طی سالهای اخیر مرز های  طبیعی و جغرافیای و مرزهای انتزاعی مجازی و روانی جبهه خود را در اقصی نقاط جهان بویژه در منطقه اوراسیا و منطقه استراتژیک خاورمیانه توسعه دهند و دخالت های مستقیمی در کشورهای عراق، لیبی و…داشته باشند متقابلا روسیه هم تلاش کرده است نوعی کمربند امنیتی با عمق استراتژیک خاص برای خود شکل دهد و سپس آن را استحکام بخشد. به این معنا اگر دقت کنیم این کمربند امنیتی از یک سو از سوریه شورع شده و سپس به عراق و ایران میرسد. لذا روس ها درصدد تقویت روابط خود با عراق است. در ادامه هم با روابط با ایران (با ملاحظات خاص خود که امتیازت خاص خود را هم در پی دارد) کمربند امنیتی خود را  قوی تر می کنند. در زاویه مقابل این کمربند، کمربندی از اسرائیل در جنوب منطقه شامات شروع و با گذر از دریای سرخ و عربستان و کشورهای جنوبی خلیج فارس با پیش قراولی کشورهایی مانند امارات( با صبغه سیاسی امنیتی) و قطر( با صبغه اقتصادی) جبهه امنیتی و  کمربندی امنیتی با مدیریت امریکا تشکیل شده است. در این بین باید طبعا به نقش آفرینی آینده افغانستان و عراق هم در میان مدت و درازمدت و همین طور اتفاقات احتمالی که در امتداد بیداری اسلامی رخ داد توجه کرد. یعنی این رخدادهای پیامدهای خود را در کشورهای جنوب خلیج فارس چگونه نشان خواهد داد و آیا رخداد های مشابه در کشورهایی مانند عربستان و کویت این منطقه را دستخوش  تغییر می کند؟

 

 

 

 

Share