مهر ۳, ۱۴۰۰ – ۵:۵۲ ق.ظ |

دکتر گلناز سعیدی
عضو هیأت  علمی دانشگاه پیام نور
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

چکیده
مشارکت سیاسی-اجتماعی زنان در کشور افغانستان همواره با فراز و نشیب‌های زیادی روبرو بوده است. جنگ‌های خونین در عرصه افغانستان، نتوانست بن بست های …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

روابط ایران و ایالات متحده در پرتو بهار عربی (بخش اول)

نگارش در شهریور ۷, ۱۳۹۱ – ۱۱:۱۹ ق.ظ
روابط ایران و ایالات متحده در پرتو بهار عربی (بخش اول)
Share

طهمورث غلامی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد

روابط و تعاملات در اشکال دوستانه، خصمانه و رقابت آمیز میان کشورها در مقاطع زمانی و مکانی مختلف از عوامل متعددی تأثیر می پذیرد. عوامل تأثیرگذار بر تعاملات میان دو کشور یا چند کشور نه تنها ممکن است که سبب شود شکل روابط (دوستانه، خصمانه، رقابت آمیز) بیشتر تقویت گردد بلکه هم چنین ممکن است منجر به تغییر شکل روابط گردد و شکل جدیدی از روابط حاصل گردد.

بر این مبنا، باید گفت که روابط و تعاملات دوستانه میان ایران زمان پهلوی و ایالات متحده، تحت تأثیر وقوع انقلاب اسلامی ایران تغییر کرد و از فردای پیروزی انقلاب اسلامی ایران به تدریج روابط خصمانه ای میان ایران و ایالات متحده شکل گرفت. این روابط خصمانه، به ویژه از سال 1358 تا کنون، تحت تأثیر عوامل مختلفی ناشی از تحولات سیاسی داخل ایران، تغییر قدرت در داخل ایالات متحده و نیز شرایط منطقه ای و بین المللی قرار گرفته است و باید گفت که در بیشتر موارد، این عوامل سبب گشته است که تعاملات خصمانه میان دو کشور بیشتر تقویت گردد. در مواردی نیز که تحت تأثیر عواملی مانند روی کار آمدن دولت اصلاحات در ایران و یا جنگ افغانستان از شدت تعاملات خصمانه میان دو کشور کاسته شده است، باید گفت که این شرایط موقتی و شکننده بوده است. در این نوشتار، هدف آن است که تأثیر تحولات بهار عربی در کشورهای خاورمیانه به عنوان یک پدیده ی منطقه ای بر تعاملات ایران و ایالات متحده مورد بررسی و تحلیل قرار بگیرد. این به خاطر آن است که تحولات اتفاق افتاده در منطقه خاورمیانه همواره روابط دو کشور را تحت تأثیر خود قرار داده است. تحولات منطقه ای مانند جنگ ایران و عراق، حمله ی عراق به کویت، حمله ی ایالات متحده به افغانستان و عراق و موضوعات مرتبط با فلسطین و حزب الله روابط میان ایران و ایالات متحده را همواره متأثر از خود کرده است. بر این مبنا، سؤال این نوشتار این است که تحولات موسوم به بهار عربی یا بیداری اسلامی چه تأثیری بر تعاملات خصمانه میان ایران و ایالات متحده گذاشته است. در پاسخ به این سؤال استدلال می گردد که این تحولات سبب گشته است که بی اعتمادی بیشتری میان دو کشور نسبت به همدیگر حاصل می گردد و لذا باید گفت که تحولات بهار عربی مقوم تقابل و تعاملات خصمانه میان ایران و ایالات متحده بوده است.

کلید واژگان: ایران، ایالات متحده، بهار عربی، روابط، بی اعتمادی.

تحلیل رخداد

تحولات اتفاق افتاده و یا در حال وقوع در کشورهایی چون تونس، مصر، لیبی، بحرین و سوریه دارای آثار منطقه ای و حتی فرا منطقه ای بوده است، به گونه ای که بسیاری از بازیگران منطقه ای و فرا منطقه ای را در خود درگیر کرد. در این میان، این تحولات به چند شکل روابط میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی را نیز متأثر کرده که در ادامه به آنها پرداخته می شود.

1)   تشدید تضاد در چشم اندازها: با وقوع تحولات موسوم به بیداری عربی، جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده دیدگاه ها و انتظارات متفاوتی از آینده و نتیجه ی این تحولات داشتند که در گذر زمان این تفاوت دیدگاه ها عمیق تر نیز شده است. در دیدگاه ایالات متحده، تحولات بیداری عربی منجر به تحقق دموکراسی و مردم سالاری در کشورهای درگیر چالش خواهد شد. بر مبنای این نگرش، مردم کشورهای عربی به خواسته ی دیرینه و تاریخی خود که همان دموکراسی، حاکمیت قانون، آزادی های اجتماعی، آزادی احزاب و سازمان های غیر دولتی، آزادی رسانه ها و مطبوعات و غیره خواهند رسید و بدین ترتیب در مسیر توسعه و پیشرفت قرار خواهند گرفت. ایالات متحده با تکیه بر این دیدگاه معتقد است که حکومت های مردم سالار آینده در خاورمیانه، خواه ناخواه به سمت همگرایی، تعامل و دوستی با ایالات متحده حرکت خواهند کرد. زیرا آنها در اثر فرایند جهانی شدن ناچارند به منظور تأمین نیازهای اقتصادی خود وارد فرایند وابستگی متقابل موجود در عرصه ی اقتصاد جهانی شوند و همچنین در اثر پذیرش ارزش ها و هنجارهای دموکراتیک، به لحاظ سیاسی نیز به سمت اتحاد و همراهی با ایالات متحده حرکت خواهند کرد. زیرا هنجارهای دموکراتیک مشترک، خود سبب گرایش به دوستی و همگرایی می شود. طبق همین دیدگاه، ایالات متحده بر این باور است که گسترش حکومت های مردم سالار در خاورمیانه در نهایت باعث می شود که در این منطقه نظمی مردم سالار همانند قاره اروپا شکل بگیرد که در آن نه تنها برتری و هژمونی ایالات متحده مورد پذیرش قرار خواهد گرفت، بلکه همچنین دشمنان و مخالفان ایالات متحده را به حاشیه ای خواهد راند و بدین ترتیب هزینه های ایالات متحده در منطقه کاهش پیدا خواهد کرد. این چکیده دیدگاه ایالات متحده درباره ی آینده ی تحولات موسوم به بیداری عربی است.

در مقابل جمهوری اسلامی ایران، دیدگاهی متفاوت دارد. بدین عنوان که نظام های سیاسی موجود در کشورهای عربی که در اثر تحولات بیداری اسلامی دچار تغییر شده اند، همگی پیش از آغاز این تحولات وابسته به دولت های غربی بوده اند و این وابستگی یکی از دلایل اصلی شورش های مردمی علیه حکومت گران در این کشورها بوده است. لذا انتظار می رود که مردم جوامع عرب که خواهان استقلال کشور خود هستند، در آینده به دنبال تشکیل نظام سیاسی ای باشند که این خواست تاریخی را تحقق ببخشد. از طرفی چون در گذشته نظام های سیاسی سوسیالیستی و سکولار قادر نبوده اند که استقلال، توسعه و پیشرفت را برای جوامع عربی به ارمغان بیاورند، لذا آنها نظام سیاسی را تأسیس خواهند کرد که مبتنی بر آموزه های دینی و اسلامی باشد. بدین ترتیب در اثر روی کار آمدن نظام های سیاسی اسلام گرا و استقلال طلب در سراسر منطقه، به تدریج یک بلوک اسلامی قدرت مند در منطقه ی خاورمیانه شکل خواهد گرفت که نه تنها نفوذ و سلطه ی قدرت های فرامنطقه ای مانند ایالات متحده را در خاورمیانه به چالش خواهد کشید، بلکه حتی قادر است که در عرصه ی بین المللی نیز به عنوان یک بازیگر مهم ایفای نقش بکند. این تفاوت دیدگاه ها باعث شده است که دو کشور با تصور این که شرایط منطقه ای به نفع آنها است، لذا احساس ضرورتی نسبت به تعامل و دوستی نداشته باشند. جمهوری اسلامی ایران بر این باور است در شرایطی که حرکت عظیمی در منطقه در جهت اسلام خواهی و ضدیت با سلطه غرب شکل گرفته است، نباید به دنبال طرح دوستی با ایالات متحده باشد. از طرفی ایالات متحده نیز متأثر از دیدگاهی که دارد بر این باور است که در نهایت تحولات دموکراسی خواهانه در منطقه یا ایران را منزوی خواهد کرد و یا منجر به تغییرات اساسی در این کشور نیز خواهد شد. از آنجایی که کشورها در تصمیم گیری های خود ملاحظات آینده را نیز در نظر خواهند گرفت، باید گفت که دیدگاه های متفاوت جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده نسبت به آینده ی تحولات موسوم به بیداری اسلامی باعث شده است که آنها در تصمیم گیری ها و سیاست گذاری های خود چندان به تعامل و همگرایی نیندیشند.

2)   تلاش برای مدیریت های متفاوت تحولات جهان عرب: دو دیدگاه متفاوت ایالات متحده و جمهوری اسلامی ایران که در بالا شرح آن رفت، صرفاً محدود به عرصه ی تئوری و نظری نیست و دارای تأثیرات اساسی در عرصه ی عملی نیز می باشد. بدین معنی که دو کشور ایران و ایالات متحده متأثر از دیدگاه هایی که درباره ی آینده ی تحولات موسوم به بیداری عربی دارند، در رابطه با این تحولات به اتخاذ موضع و سیاست می پردازند. ایالات متحده در راستای تحقق نظام های سیاسی دموکراسی خواه در منطقه خاورمیانه به کنش فعالی در کشورهای درگیر چالش شورش های مردمی پرداخته است. ایالات متحده با اتخاذ سیاست مدیریت اوضاع در کشورهای عربی به دنبال آن است که با جلوگیری از حرکات رادیکالی و ناگهانی در کشورهای عربی فرایند تدریجی حرکت به سوی ارزش ها و هنجارهای دموکراتیک در این کشور ها را تضمین کند. در این راستا، ایالات متحده ارزش ها و هنجارهای دموکراتیک در تونس را مورد حمایت قرار داد، در مصر با جلوگیری از سقوط ارتش این کشور زمینه را برای انتقال تدریجی قدرت به نظام سیاسی جدید فراهم کرد و در رابطه با بحرین و یمن از طریق متحدین منطقه ای خود اقدم کرد. در رابطه با لیبی نیز در جهت حذف حکومت قذافی عملاً به حمایت نظامی از مخالفان پرداخت. در اثر این سیاست ها ایالات متحده انتظار دارد که مانع شکل گیری و تحقق عواملی شود که به زعم آنها حرکت مردم جوامع عرب به سمت ارزش ها و هنجارهای دموکراتیک را منحرف خواهد کرد.

در مقابل جمهوری اسلامی ایران نیز متأثر از دیدگاهی که در رابطه با تحولات موسوم به بیداری اسلامی دارد، تلاش کرده است که با اتخاذ سیاست ها و مواضعی متناسب به زعم خود مانع انحراف حرکت های اسلام خواهانه در خاورمیانه توسط دشمنان گردد. در این راستا جمهوری اسلامی ایران به دیپلماسی عمومی روی آورده است. زیرا به باور جمهوری اسلامی ایران در تحولات موجود در دنیای عرب، توده های مردم هستند که نقش اصلی را ایفا می کنند و لذا آینده را نیز آنها شکل خواهند داد. از طرفی چون مخاطب اصلی دیپلماسی عمومی مردم هستند، لذا جمهوری اسلامی ایران با بهره گیری از دیپلماسی عمومی به دنبال آن است که خواست های مردم جهان عرب که مبتنی بر اسلام خواهی است را یاری رساند. بدین ترتیب بر خلاف ایالات متحده که به دنبال تعامل با نظام های سیاسی سابق در تونس، مصر، یمن، بحرین و حتی لیبی بود تا از این طریق فرایند انتقال قدرت از نظام سیاسی سابق به نظام سیاسی جدید را تضمین کند، جمهوری اسلامی ایران با آغاز تحولات موسوم به بیداری اسلامی به مخالفت با بن علی، مبارک، قذافی، صالح و آل خلیفه پرداخت و عملاً مردم این کشورها را مخاطب و مورد حمایت خود قرار داد. دولت مردان جمهوری اسلامی ایران با برگزاری سخنرانی ها، همایش ها، دعوت از مردم انقلابی جوامع عربی برای سفر به ایران و از طریق رسانه ها و مطبوعات تلاش می کند که حرکت مردم جهان عرب به سمت اسلام سیاسی را از تهدیدات و توطئه ی دشمنان ایمن سازد. در راستای سیاست دیپلماسی عمومی، رهبر جمهوری اسلامی ایران به ایراد سخنرانی برای مردم جهان عرب به زبان عربی پرداختند و نیز تهران میزبان انقلابیونی از مصر، تونس و دیگر کشورهای عربی بود که این انقلابیون به نوعی نماینده بخش هایی از مردم کشور خود بودند. جمهوری اسلامی ایران در مسیر دیپلماسی عمومی تلاش کرده است که تجربیات و دستاوردهای خود را که ناشی از وقوع انقلاب 57 می باشد در اختیار مردم مسلمان کشورهای عربی قرار دهد و بدین ترتیب آنها را در مسیر اسلام خواهی یاری و کمک رساند. ملاحظه می شود که تحت تاثیر تحولات موجود در جهان عرب، دو کشور سیاست های متفاوتی را اتخاذ کرده اند که بیش از پیش آنها را در مقابل همدیگر قرار می دهد.

                                                                                                                                                 

Share