آذر ۴, ۱۴۰۰ – ۹:۱۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

همگرایی، وضعیتی است که در آن، گروه‎ها، سازمان‎ها، نهادها یا کشورها، برای حفظ منافع جمعی، به همکاری گسترده با یکدیگر بپردازند و به سوی نوعی وحدت …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » headline, خلیج فارس, مقالات, مقالات تحلیلی

راه اندازی نیروگاه بوشهر، بازگشت به نقطه تعادل

نگارش در مرداد ۲۷, ۱۳۸۹ – ۳:۱۸ ق.ظ
راه اندازی نیروگاه بوشهر، بازگشت به نقطه تعادل
Share

عطا بهرامی
مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC
www.peace-ipsc.org


پس از سال ها کش و قوس بر سر راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر این طرح مراحل پایانی راه اندازی را می گذراند و این اتفاق در حالی روی می دهد که ظاهرا ایران در بدترین موقعیت در چند سال اخیر قرار دارد زیرا با قطعنامه 1929 که با همراهی روسیه با امضا رسید با تحریم های جدید و گسترده ای روبرو شده است. البته این تمام فشارها بر ایران نیست و تحریم های مضاعف اتحادیه اروپا و آمریکا نیز حوزه های جدیدی را شامل می شود. ایالات متحده تلاش کرد که کشورهای دیگر را نیز به همراهی با تحریم های فراتر از قطعنامه شورای امنیت وادار کرده و شرایط را برای جمهوری اسلامی دشوار نماید. در چنین اوضاع و احوالی روسیه عزم خود را برای راه اندازی نیروگاه اتمی بوشهر اعلام کرده است و متعاقب آن نیز اسرائیل و ایالات متحده از گزینه نظامی به صورت جدی تری سخن به میان آورده اند. این یادداشت قصد دارد با توجه به منافع ملی کشورهای درگیر در برنامه هسته ای ایران و گزینه هایی که طرفین اصلی یعنی ایران و ایالات متحده در اختیار دارند به این سوال پاسخ دهد که واقعیت رابطه ایران و روسیه و نقش این کشور در بازی بین ایران و غرب چیست.

روسیه یکی از طرف های اصلی درگیر در برنامه هسته ای ایران؛ کشوری است که آمریکا همواره معتقد بوده که یکی از راه های اصلی فرار ایران از تحریم و فشار است. این کشور یکی از اهداف آمریکا برای توجه جدی پس از دوره ای از تنش های سخت بین طرفین به شمار می رود که اوج آن در تحریک گرجستان توسط آمریکا برای حمله به آبخازیا و به چالش کشیدن روسیه اتفاق افتاد. واکنش شدید روسیه و در موقعیت ضعف قرار گرفتن گرجستان باعث دخالت کشورهای غربی شد. در آن مقطع ناوهای سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو) وارد دریای سیاه شده و عملا روسیه را مجبور به توقف پیشروی در خاک گرجستان کردند. فرانسه نقش میانجی را برعهده داشت. اما اوضاع با دو سال پیش تفاوت دارد و نگاه آمریکا به روسیه دچار تغییراتی شده است و احساس می کند نمی تواند این کشور را به طور کامل نادیده بگیرد.

در سند امنیت ملی آمریکا آمده است: «ما برای همکاری های عمیق و گسترده تر با دیگر کانون های کلیدی  فعالیت می کنیم که شامل چین، هند و روسیه است.»1روسیه و چین دو موجودیت واقعی و هند وسیله ای برای ایجاد فشار بر آن دو است که ظهور خود را نیر مدیون ایالات متحده می باشد. در چنین شرایطی روس ها و آمریکایی ها به یک نقطه مشترک نزدیک شده اند. آمریکایی ها برای اهداف مهمی مانند اعمال فشار بر ایران به همکاری روسیه به صورت جدی نیازمند شده اند و روسیه نیز از هرگونه همکاری که اندکی از فشار آمریکایی ها بکاهد؛ حتی اگر به طور موقت و تاکتیکی باشد استقبال می کند.

بنابراین روس ها ترجیح می دهند همکاری کنترل شده ای با آمریکا داشته باشند. آنها به قطعنامه 1929 رای مثبت داده و لفاظی هایی نیز با مقامات ایرانی به راه انداختند. تنها چند روز پس از قطعنامه 1929 شورای امنیت روسیه قراردادهای گسترده ای در حوزه انرژی با مقامات ایرانی به امضا رساند و هم اکنون نیز برای راه اندازی نیروگاه بوشهر زمان تعیین کرده است. این سیاست مبتنی بر همکاری با ایران که توسط چین نیز البته با قدرت بسیار بیشتری در حال انجام است برای این کشورها فواید اقتصادی زیادی نیز دارد زیرا خود را در یک میدان خالی از رقبای اروپایی تنها می بینند. با این حال اهمیت استراتژیک ایران برای روسیه در خاورمیانه غیرقابل چشم پوشی است.

در آمریکا این بحث به طور جدی مطرح است که این کشور بیش از آنچه که باید برای همراه کردن روسیه هزینه کرده است. نخستین اعتراض ها پس از امضای استارت-22 روی داد زیرا آنرا باعث به رسمیت شناختن قدرت روسیه و افزایش جایگاه این کشور می دانستند؛ چیزی که از طرفیت این کشور خارج است. امضای این معاهده باعث تعریف جایگاهی برابر با آمریکا برای این کشور شد در حالیکه توان نظامی دو کشور قابل مقایسه با یکدیگر نیست. رای مثبت به قطعنامه 1929 را می توان مزد آمریکایی ها دانست، اما آیا این معامله سودآور بوده است؟

تحولات پس از قطعنامه نشان داد که پاسخ این سوال منفی است. روسیه و چین به خوبی می دانند که اهمیت ژئوپلیتیک ایران بسیار زیاد و در مفطع فعلی از آسیای مرکزی نیز برای آنها بیشتر است. ایران تنها کشوری است که طرح های خاورمیانه ای آمریکا را عقیم گذارده و مانعی بسیار پرهزینه در برابر این کشور به شمار می رود. از بین رفتن این مانع موقعیت کشورهای چین و روسیه و بحصوص روسیه را بسیار ضعیف خواهد کرد و یک دربرگیری3 جدید با ابعادی گسترده تر روی خواهد داد. تردیدی وجود ندارد که علیرغم زمینه های همکاری قابل توجه بین چین و ایالات متحده و یا روسیه با این کشور رقابت شدید نیز در جریان است که هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد.

با توجه به این مسائل راه اندازی نیروگاه بوشهر از طرف روسیه در مقطعی که انتظارات برای فشار بیشتر بر جمهوری اسلامی است تلاشی از طرف روسیه برای ایجاد تعادل در وضعیت پیش آمده پس از قطعنامه 1929 می باشد که به خوبی توصیف کننده این واقعیت است که این قطعنامه و تحریم های متعاقب آن نتوانسته بر موقعیت ایران تاثیر قابل توجهی داشته باشد. در دور آینده مذاکرات با گروه وین برگی به برگ های جمهوری اسلامی که همان یک نیروگاه فعال باشد اضافه شده است.


[1]  راهبرد امنیت ملی آمریکاموسسه چشم انداز توسعه و امنیت، http://www.idsp.ir/files/fa/news/1389/5/9/339_251.pdf

[2] Strategic Arms Reduction Treaty (START II)

[3] Containment

Share