آذر ۱۴, ۱۴۰۰ – ۹:۴۳ ب.ظ |

کارشناس ارشد مسائل ترکیه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc
حزب  جمهوریخواه خلق  ، اولین حزب جامع سیاسی در جمهوری نوین ترکیه است  که در نهم سپتامبر سال ۱۹۲۳ .م، توسط ژنرال( پاشا)‌ مصطفی کمال ، ملقب به …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

رابطه پیچیده هویت،دولت و امنیت در عراق

نگارش در آبان ۱۰, ۱۳۹۰ – ۹:۲۴ ب.ظ
رابطه پیچیده هویت،دولت و امنیت در عراق
Share

طهمورث غلامی

  مرکز بین المللی مطالعات صلح -IPSC

بیان رخداد

اولین و اساسی ترین مبنای تأمین امنیت در هر کشوری مبانی داخلی می باشد . بدین معنی که امنیت ملی هرکشوری در ابتدا تابع مبانی سیاسی ، اقتصادی و نظامی آن کشور می باشد . ضعیف بودن یا قوی بودن این مبانی تعیین کننده میزان امنیت یا عدم امنیت آن کشور است . امروزه با توجه به کمرنگ شدن تهدیدات خارجی نقش عوامل و فاکتورهای داخلی در مقوله امنیت به ویژه در جهان سوم پر رنگتر است . در کشور عراق نیز به عنوان یک کشور جهان سومی مهمترین و اساسی ترین فاکتور شکل دهنده به وضعیت امنیت در ابتدا فاکتور های داخلی می باشد . منظور ما از فاکتورهای داخلی آن دسته از عوامل سیاسی و اجتماعی است که بر امنیت این کشور وتحولات آینده آن تأثیر گذار است . به عبارت دیگر نگارنده بر این باور است که اگر چه در حمله به عراق و ساقط کردن حکومت صدام حسین به مؤلفه های داخلی عراق چندان توجه نمی شد و تنها بر مبنای در نظر گرفتن شرایط بین المللی و منطقه ای حمله به عراق صورت گرفت ، اما از فردای ساقط کردن حکومت صدام حسین آنچه که بیشتر از همه در روند تحولات عراق نقش دارد وتأثیر گذار است (چه به شکل مخرب و چه به شکل سازنده) عوامل داخلی می باشد . از این رو ، آنچه که در این مقاله کانون توجه قرار      می گیرد ، بررسی نقش عوامل داخلی در رابطه با امنیت ملی در عراق می باشد . در این مقاله استدلال می شود که عدم انسجام قومی – مذهبی در عراق سبب شکل گیری معضل هویت ملی در این کشور شده است . معضل هویت ملی به دنبال خود بحران دولت – ملت سازی را به وجود آورده است و چون مهمترین مرجع تأمین امنیت در هر کشوری دولت می باشد لذا بحران دولت ملی در عراق سبب شکل گیری مشکل امنیت ملی در عراق شده است.

تحلیل رخداد

چهار مدل در باره رابطه دولت و ملت وجود دارد  :در مدل اول که ناب ترین مدل از رابطه ملت و دولت است، ملت بر دولت اولویت دارد و نقش اساسی را در به وجود آوردن دولت ایفا می کند . هدف دولت در این حالت حفظ و بیان موجودیت ملت است. در این مدل رابطه میان ملت و دولت عمیق و بنیادی است. در این مدل ملت زیر بنای شکل گیری دولت به عنوان روبنا است.

 مدل دوم مدل “دولت – ملت ” می باشد . در این مدل  دولت نقش محوری در ایجاد ملت دارد. این الگو از بالا به پائین است. اگر این الگو موفق شود تبدیل به مدل اول می شود. این الگو در مواردی کاربرد دارد که دولت چند ملیت را شامل شود و در بر گیرد . در این مدل ایده دولت ضعیف است و در نتیجه در مقابل چالش های داخلی و دخالت های خارجی آسیب پذیر است. دراین مدل تا زمانیکه دولت مسأله اقلیت های خود را حل نکند با مسائلی مثل تجزیه طلبی، مداخله، بی ثباتی و کشمکش داخلی روبرو خواهد بود. در این مدل است که دولت با معضل هویت ملی روبرو است. نبود هویت ملی واحد خود باعث به چالش کشیدن دولت و در نتیجه ضعیف شدن دولت می شود تا جائیکه دولت قادر به انجام کار ویژه ی خود نباشد .

مدل سوم مربوط به ” ملت – دولت نسبی” است . در این مدل یک ملت بین دو یا چند دولت تقسیم شده است و جمعیت هر کدام از آن ها تا حدود زیادی از ملت واحد و یکپارچه ای ترکیب یافته است. در این مدل وجود یک ملت در بین چند دولت چند پیامد دارد: اول اینکه ممکن است آن دولت ها به همکاری و تعامل با یکدیگر به منظور مهار کردن آن ملت بپردازند، دوم اینکه ممکن است ملت تقسیم شده بین چند دولت به تعاملات با همدیگر بپردازند و سوم اینکه ممکن است دولت های در برگیرنده یک ملت به تفاهم و تقابل با همدیگر بپردازند

مدل چهارم مدل ” دولت چند ملیتی” است .این مدل به دولت های اشاره دارد که حاوی دو یا چند ملت تقریباً کامل در درون مرزهای قلمرو خود هستند. دو الگوی فرعی در داخل این مدل وجود دارد که ارزش تفکیک دارند و می توان آنها را دولت فدراتیو و دولت امپریال خواند. در اولی ملیت های جداگانه می توانند و حتی تشویق می شوند تا هویت های خاص خود را حفظ کنند و تلاش می گردد تا ساختار دولت به گونه ای تنظیم شود که هیچ یک از ملیت ها بر کل ساختار دولت حاکم نشود .بدیهی است که ایده دولت فدراتیو  نمی تواند در ناسیوناسیم ریشه داشته باشد. این واقعیت یک خلاء سیاسی خطرناک در قلب دولت ایجاد می کند . دولت های از این دست در برابر تجزیه طلبی، جدایی طلبی و مداخله سیاسی خارجی آسیب پذیرند . دراینجا مسائل مربوط به ملیت منشاء تداوم ناامنی برای دولت است. دولت های امپریال به عنوان الگوی دوم، آنهایی هستند که یکی از ملل تشکیل دهنده دولت بر ساختار های دولت مسلط است و آن را به نفع خودش سامان میدهد. از آنچه گفته شد، می توان گفت که قوی ترین دولت تنها در مدل اول می تواند شکل گیرد. در این مدل به دلیل اینکه یک هویت ملی منسجم و واحد وجود دارد، در نتیجه شکل گیری دولت ملی به همان اندازه منسجم، بدیهی و طبیعی به نظر می رسد.  این خود حاکی از این است که در مطالعه دولت باید به ملت و هویت توجه ویژه ای شود . از این طریق، حتی می توان گفت که در مطالعه امنیت ملی نیز توجه به مقوله ملت و هویت ضرورت دارد. به عبارت دیگر مطالعه امنیت ملی در هر کشوری بی توجه به مقوله هویت نمی تواند مطالعه کامل و جامعی باشد .

رابطه دولت و ملت(هویت)در عراق

عراق به لحاظ قومی چنان ناهمگون است که نمی توان پاسخ روشنی به این پرسش داد که مردم عراق واقعاً کیستند. به هنگام استقلال عراق، جمعیت این کشور 21 درصد عرب زبان های سنی، 14 درصد کرد زبان های اکثرا سنی،53 درصد عرب زبان های شیعه، 5 درصد عرب زبان های غیر مسلمان عمدتاً مرکب از یهودیان بغداد و سایر گروه های زبانی و مذهبی نظیر ترکمن های سنی مذهب در شمال عراق و مسیحیان آشوری تشکیل  می شد. هر چند که این درصدها امروز تغییر کرده اند اما این ترکیب ناهمگون هنوز هم وجود دارد. این امر باعث شده که در عراق یک هویت و یا ملت شکل نگیرد. در عراق جریان های مختلف قومی و مذهبی وجود دارد که الزاما با همدیگر سازگار نمی باشند.علاوه بر این، این جریان ها یکدست و یکپارچه نیستند و در درون آنها دسته بندی های متفاوت وگاهاً متعارض وجود دارد که این امر خود از هم گسیختگی اجتماعی در عراق را شدیدتر می کند و در نتیجه معضل هویت ملی را در این کشور پیچیده تر می کند. امروزه در عراق به جای عشق به زمین ، وفاداری نسبت به خانواده و قبیله بر زندگی سیاسی و اجتماعی ، عراق چیره شده است. جمعیت عراق خالی از تعهدات و مولفه های ملی گرایی می باشد و به قول فیصل توده ای از انسانها هستند که هیچ گونه احساسات وطن دوستانه ای  ندارند . وجود تعارضات قومی و مذهبی در عراق باعث شده است که در این کشور از زمان تولد فاقد هویت ملی واحد و یا حداقل منسجم باشد . فقدان هویت ملی واحد و منسجم مقوله دولت – ملت سازی در این کشور را متاثر کرده است. عراق از زمان تأسیس به دلیل نبود هویت ملی واحد و یکپارچه همواره با چالش دولت – ملت مواجه بوده است .

 هویت ملی و دولت ملی در عراق

با توجه به شکاف های قومی و مذهبی که در عراق وجود دارد واضح است که این کشور فاقد هویت ملی واحد و

یکپارچه است . از این رو با توجه به مدل های چهار گانه از رابطه دولت و ملت، می توان گفت که کشور عراق به هیچ وجه در قالب مدل اول جای نمی گیرد . بدین معنی که در عراق به دلیل نبود یک هویت ملی واحد ملت نمی تواند مبنا و اساس شکل گیری دولت در عراق باشد . به عبارت دیگر ، در عراق ملت نمی تواند به وجود آورنده دولت باشد زیرا عراق فاقد یک ملت واحد و هویت ملی منسجم است . مدل دوم در دوران زمامداری نخبگان عرب اهل سنت دنبال شد اما به نتیجه مثبتی منجر نشد . بدین معنی که حاکمان عرب به ویژه در دوران حزب بعث به دنبال این بودند که از طریق ایجاد یک دولت قوی ملتی واحد و منسجم به وجود آورند . بدین خاطر بود که حاکمان عراق از زمان تأسیس این کشور با در پیش گرفتن سیاست عربی کردن به دنبال حذف سایر قومیت ها از جمله کردها و مذاهب از جمله اهل تشیع بودند . آنها می خواستند که در ایجاد ملتی واحد ، دولت ، نقش محوری داشته باشد . اما این سیاست نه توانست ملتی منجسم ایجاد کند نه به دولتی قوی و پایدار منجر شد و دولتمردان عراق همواره با خطر تجزیه طلبی و جنگ داخلی دست و پنجه نرم می کردند . طبق این مدل فقدان هویت ملی واحد مهمترین چالش دولت بود و این خود به شدت باعث شکنندگی دولت شده بود . زیرا زمانی که دولت موجود مورد قبول یک گروه عظیم نباشد آن دولت برای آن گروه حالت اجبار دارد . بدین خاطر اگر دولتی هم در این دوران وجود داشت دولت ملی نبود . وضعیت و شرایط هویت ملی در عراق در قالب مدل سوم نیز جای می گیرد . بدین معنی که در عراق هویت های قومی و مذهبی متعددی وجود دارد که مشابه آن در کشورهای همسایه عراق نیز یافت می شود . تمایل این هویت های قومی و مذهبی ، در کشورهای همسایه عراق،به همدیگر نه تنها چالشی جدی برای هویت ملی و به تبع آن دولت ملی در عراق است بلکه چالشی مشابه برای آن دسته از همسایگان عراق که دارای هویت های مشابه هویت های مذهبی و قومی در عراق می باشند نیز به وجود آورده است . تمایل گروه های هویتی در داخل هر کشوری به گروه های مشابه خود در خارج از آن کشور چالشی جدی برای هویت ملی در آن کشور است که تأثیر آن بر دولت ملی به وضوح قابل مشاهده است . نظام فدرال فعلی که برای عراق در نظر گرفته شده است در قالب مدل چهارم بوزان یعنی دولت فدراتیو جای می گیرد . طبق این مدل ، در عراق به هر یک از گروه های قومی و مذهبی اجازه داده شده است تا هویت خود را حفظ کنند و قدرت سیاسی بین آنها تقسیم شده است . به گونه ای که هیچ کدام از گروه های هویتی در عراق این توان را ندارند بر کل ساختار دولت مسلط شوند اما این بدان معنی نیست که دولت در عراق بدون چالش نخواهد بود . به این دلیل که در این مدل ایده دولت دیگر در ملت ریشه ندارد . در چنین شرایطی دولت عراق به شدت دربرابر تجزیه طلبی ، جدایی طلبی و مداخله خارجی آسیب پذیر است . به عبارت دیگر دراین شرایط بسته به اوضاع و احوال هر کدام از گروه های هویتی به رسمیت شناخته شده در عراق قادرند چالش جدی را برای دولت خلق کنند  . در عراق شکاف های قومی و مذهبی باعث شده است که هر کدام از گروه های هویتی ، چه قومی و چه مذهبی ، از ناحیه همدیگر احساس تهدید کنند . البته باید گفت که این صرفاً یک احساس و تصور از تهدید نیست که احتمال غلط بودن و صحیح بودن آن برابر است بلکه این احساس مبتنی بر تعاملات خصمانه این گروه ها در گذشته است که احتمال تکرار آن چندان هم دور از ذهن نیست . به عبارت خلاصه تر ناسازگاری هویتی اجماع درباره دولت ونهادهای آن را دشوار و یا غیر ممکن می کند.

  در عراق نخبگان برای کسب قدرت نه با توسل به معیارهای مدنی و ملی که با توسل به هویت قومی و مذهبی قدرت را کسب می کند . به عبارت بهتر کسب قدرت از طریق توسل به هویت ملی صورت نمی گیرد ، چون اصلاً امکانپذیر نیست بلکه کسب قدرت از طریق توسل به ارزش ها و علایق محلی ، قبیله ای وگروهی صورت می گیرد .نتیجه روشن این وضعیت فلج شدن دستگاه حکومت ، چند پارگی بوروکراسی و سیاسی شدن همه تصمیمات خردو کلان است .

دولت ملی و مساله امنیت ملی در عراق

دورنمای رخداد

امروزه این واقعبت پذیرفته شده است که دولت مرجع اصلی تامین امنیت ملی در هر کشوری است.دولت زمانی قادر خواهد بود که کارویژه تامین امنیت ملی را به خوبی انجام دهد که قدرتمند باشد. مهمترین عاملی که باعث شکل گیری یک دولت ملی قدرتمند با اقتداری عام و فراگیر می شود این است که آن دولت مورد قبول و پذیرش اکثریت جامعه باشد.زیرا در این صورت مردم آن جامعه با حمایت کردن از دولت و فراهم کردن مبانی مشروعیت آن دولت  به انجام کارویژه های دولت کمک می کنند . در غیر این صورت دولتی ضعیف شکل خواهد گرفت که قادر به انجام کارویژه های خود از جمله تامین امنیت نیست و اگر هم قادر به ایجاد تامین امنیت با توسل به زور باشد این نوع از امنیت منفی است.در رابطه با عراق باید گفت که همواره دولت های که در این کشور بر سر کار آمده اند مور قبول و اجماع همه گروهای موجود در عراق نبوده اند و همواره گروه های از مردم بر علیه دولت نیز جنگیده اند.این وضعیت باعث شد که در عراق همواره اقتدار منفی حاکم باشد و نه مشروع. پیشتر اشاره شد که در عراق تعارضات قومی و مذهبی اجازه همکاری میان گروه های موجود در داخل عراق را برای فرایند کامل دولت سازی نمی دهد. از این رو، بحران هویت ملی منجر به بحران دولت – ملی این کشور شده است. بحران دولت ملی بدین معنی است که در عراق دولت لزوما همیشه مورد قبول همه گروه ها نیست. این وضعیت خود باعث می شود که گروه های مخالف دولت نه تنها با دولت همکاری نکنند بلکه از طریق کارشکنی به مخالفت عیان و مخفی با دولت بپردازند. پیامد اصلی این کار ضعیف شدن دولت برای انجام کار ویژه های خود است. یعنی آنچه که امروزه در عراق شاهد آن هستیم. دولت ضعیف در عراق خود بهترین زمینه برای مداخله نیروهای منطقه ای و فرا منطقه ای است که مساله امنیت ملی در عراق را به مراتب پیچیده تر می   کند.تاخیر در شکل گیری دولت بهترین نشانه وجود بحران هویت ملی در عراق بود که خود زیربنای شکل گیری دیگر بحران ها در این کشور است.

 

Share