آذر ۱۴, ۱۴۰۰ – ۹:۴۳ ب.ظ |

کارشناس ارشد مسائل ترکیه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc
حزب  جمهوریخواه خلق  ، اولین حزب جامع سیاسی در جمهوری نوین ترکیه است  که در نهم سپتامبر سال ۱۹۲۳ .م، توسط ژنرال( پاشا)‌ مصطفی کمال ، ملقب به …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, مقالات, مقالات تحلیلی

در مسیر شرق؛ بررسی تعاملات ناتو و قزاقستان

نگارش در بهمن ۱۸, ۱۳۸۹ – ۴:۳۹ ق.ظ
در مسیر شرق؛ بررسی تعاملات ناتو و قزاقستان
Share


سمیه پسندیده

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC


 

بیان رخداد:

در پی حمله تروریستی ١١ سپتامبر ٢٠٠١ در آمریکا، ناتو ، برای اولین بار در تاریخ حیات خود به ماده ۵ پیمان واشنگتن، که مطابق آن حمله به یک یا چند عضو سازمان حمله علیه تمامی اعضاء تلقی می­شود، استناد کرد و تمامی اعضا با قاطعیت این حملات را محکوم و حمایت کامل خود را از ایالات متحده اعلام کردند.  پس از حملات تروریستی به برج های دو قلوی تجارت جهانی، ناتو دریک حرکت تهاجمی ولی با پوشش های تدافعی (مبارزه با تروریسم، حمایت ازحقوق بشر، حمایت از دموکراسی و…) وارد منطقه آسیای مرکزی و قفقاز شد.

روند گسترش ناتو در اوائل دهه 1990 و با تحول« شورای همکاری آتلانتیک شمالی» آغاز شد. حرکت اول یعنی گسترش به اروپای مرکزی و شرقی از اواخر سال 1991 آغاز شد و تحت عنوان « مشارکت برای صلح» از اوائل سال 1994 به عنوان مرحله پیش از عضویت رسمی و سپس گسترش کامل از 1995 تا 1999 ادامه یافت در این مرحله ایالات متحده آن را به لهستان، جمهوری چک ومجارستان محدود کرد.  در اواسط دهه 1990 ، ناتو نوعی شبه اتحاد نظامی به نام« مشارکت برای صلح» ایجاد کرد و بر این اساس به آموزش، مسلح ساختن و استقرار نیروهای نظامی در اطراف دریای سیاه و دریای خزر پرداخت. تفاوت ببین ناتو و « مشارکت برای صلح» همان طور که مقام­های ناتو اعلام کرده­اند، بسیار اندک است. از طریق « مشارکت برای صلح» جمهوری آذربایجان، گرجستان، ازبکستان، قزاقستان و ترکمنستان رابطه­های نظامی رسمی با سرفرماندهی عالی ناتو دارند. در سایه حمایت­های ناتو « مشارکت برای صلح» گردان پاسدار صلح مشترک آسیای مرکزی را ایجاد کرده است که مرحله اولیه حضور نیروهای نظامی به رهبری ناتو در منطقه است.

اکنون ناتو در تلاش برای افزایش مناسبات و همکاری با کشورهای آسیای مرکزی، از جمله قزاقستان است. قزاقستان به لحاظ ژئوپلتیکی و مالکیت تجهیزات اتمی که از اتحادجماهیر شوروی سابق به ارث برده است، در موقعیت حساسیت‌ برانگیزی برای روسیه قرار دارد و از این رو روابط رو به رشد ناتو و قزاقستان می‌تواند زمینه ساز رقابت شدیدتر روسیه با رقبای غربی‌اش در این کشور باشد. از این رو روابط ناتو و قزاقستان از منظر روابط دوجانبه و چرایی تمایل ناتو به برقرای ارتباط با قزاقستان مورد توجه این مقاله قرار گرفته است.

تحلیل موضوع تعاملات ناتو و قزاقستان

در موضوع تحلیل تعاملات ناتو و قزاقستان به مواردی چند می توان اشاره نمود که در راس آنها مسئله تامین و امنیت انرژی غرب است. در میان کشورهای آسیا مرکزی قزاقستان، ترکمنستان و ازبکستان دارای بالاترین ذخایر انرژی و به ویژه نفت و گاز هستند و منابع عظیم انرژی این منطقه به مثابه منابع رقیب انرژی خاورمیانه از اهمیت فراوانی برای جهان غرب برخوردار است، چرا که پس از بروز بحران انرژی در ژانویه 2006 به واسطه قطع صدور گاز روسیه به اکراین و تکرار آن در سال 2008 و در پی سیاست متنوع سازی تامین انرژی توسط غرب، منطقه آسیای مرکزی گزینه مطلوبی به شمار می آید. مسئله امنیت انرژی یک دغدغه امنیتی مشترک برای اعضای ناتو و شرکا به شمار می­آید، لذا  ناتو می­تواند در این زمینه ایفای نقش نماید. در حال حاضر، ناتو از طریق شرکای خود به برخی عرضه کنندگان عمده، کشورهای ترانزیت و مصرف کنندگان انرژی در سطح جهان متصل شده است. در این رابطه سه گزینه احتمالی برشمرده می شود:

– تقویت حمایت ناتو از نیروهای کشورها برای حفاظت از خطوط لوله و مسیرهای انتقال انرژی؛

–  استقرار نیروهای ناتو برای حفاظت از مخازن و خطوط انتقال انرژی؛

– تقویت ماموریت دریایی ناتو در دریای مدیترانه و احتمال گسترش آن به سایر آبراه­های بین المللی به منظور حفاظت از مسیرهای دریایی انتقال انرژی.(1)

به­طور کلی از نگاه ناتو، احتمال اقدامات تروریستی در کشورهای اصلی صادرکننده، بروز دگرگونی­های سیاسی در این کشورها، اختلاف بین کشورهای ترانزیت انرژی و احتمال خرابکاری در این خطوط و استفاده ابزاری از این کالای استراتژیک در سیاست خارجی کشورهای صادرکنننده و ترانزیت، تهدیدات و خطراتی هستند که مقابله با آن باید در دستورکار این سازمان باشد و نقش های جدیدی در این خصوص برای ناتو تعریف گردد.(2) مسئله تامین انرژی و متنوع ساختن تامین کنندگان انرژی  و ایجاد امنیت انرژی یکی از دلایلی است که ناتو را به گسترش تعاملات با قزاقستان ترغیب کرده است. درواقع تعریف روابط ناتو با قزاقستان و همچنین دیگر جمهوریهای استقلال یافته از اتحاد شوروی تنها به مسائل حقوق بشری و دموکراسی سازی و همینطور مسائل دفاعی خلاصه نمی­شود، بلکه دامنه روابط آنها در بسیاری از حوزه­های دیگر نیز گسترش یافته است. با توجه به اینکه وارث پایگاه اتمی شوروی بوده و به دلیل همسایگی با روسیه و چین از موقعیت استراتژیکی برخوردار شده است و ضمنا دارای منابع سرشار چون نفت و گاز، اورانیوم، سرب، تنگستن و طلا است، بیش از سایر کشورهای آسیای مرکزی مورد توجه و علاقه آمریکا قرار دارد و از این رو از زمان استقلال تاکنون برای تقویت مناسبات با آمریکا و ناتو بسیار تشویق شده و مورد توجه آنان است.

عامل دیگر گسترش تعاملات ناتو و قزاقستان، مسئله چین است، چراکه فروپاشی شوروی تهدیدات و فرصت‌های فراوانی را برای چین به وجود آورد و همجواری با سه جمهوری آسیای مرکزی و موضوع کنترل مرزها، جدایی طلبی، تهدیدات افراط گرایان مذهبی و حضور بازیگران فرامنطقه‌ای تهدیداتی را برای امنیت ملی چین به وجود آورد و این کشور را وادار ساخت تا با تشکیل اتحادیه‌های منطقه ای نظیر شانگهای و نیز همکاری دوجانبه با جمهوری‌های این منطقه با این تهدیدات به مقابله برخیزد. رقابت میان چین و ناتو یکی از دلایل گسترش تعاملات ناتو با قزاقستان است چرا که روابط تجاری میان چین و قزاقستان در سال‌های اخیر به سرعت رو به گسترش بوده و انتظار می‌رود با پیوستن قزاقستان به سازمان تجارت جهانی بر حجم این روابط افزوده شود. از طرفی هم استفاده از بازار انرژی و منابع و نفتی قزاقستان یکی دیگر از اهداف چین در این کشور است که اتفاقا با هدف امنیت انرژی ناتو شباهت دارد.

یکی دیگر از ابعاد همکاری و گسترش مناسبات میان ناتو و قزاقستان، ضرورت داشتن یک پایگاه نظامی مطمئن در منطقه است. درپی تغییر قدرت درقرقیزستان ودورنمایی حضور نظامیان آمریکایی درمرکز ترانزیت بین المللی “ماناس” پایگاه هوایی سابق آمریکا در این کشور، مقامات کاخ سفید به دنبال پیدا کردن مکان دیگری درصورت پیش آمدن شرایط اضطراری و یا احتمال خروج نظامیان خود از قرقیزستان می باشند. یک پایگاه هوایی و آن هم در قلمرو کشوری نظیر قزاقستان که در مقایسه با سایر جمهوری­های آسیای مرکزی از ثبات یبشتر اقتصادی و امنیتی برخوردار می­باشد، برای آمریکا و ناتو دارای اهمیت راهبردی است. از اهداف اساسی حضور این هواپیماها در قلمرو قزاقستان کنترل بر حریم هوایی چین و انجام عملیات تجسسی علیه تاسیسات هسته­ای چین و ایران نیز است،(3) و به­طور کلی از دیدگاه ناتو، گسترش نیروهای این سازمان به شرق با هدف نفوذ در آسیای مرکزی و قفقاز، و در همان حال اعمال فشار بر ایران و روسیه، محدودسازی چین و شاید تا حدی هند صورت می­گیرد، چراکه اولا ناتو برای گسترش فعالیتهای خود در منطقه آسیا- پاسفیک به همکاری هند نیاز دارد و ثانیا به واسطه ضعف نسبی نظامی این کشور می تواند بر فعالیتهای آن نظارت داشته باشد.

از طرف دیگر نیز می­توان برخی از دلایل قزاقستان نسبت به برقراری ارتباطات نزدیکتر با ناتو را در عواملی مثل تامین امنیت، ایجاد مانع در برابر سلطه روسیه و کمک به کنترل منازعات احتمالی در داخل و یا در مرزهای کشور جستجو کرد، و شاید هم بتوان گفت که این کشور اظهارات مقامات ناتو و آمریکا مبنی بر تعهد گسترش ارزش های دموکراتیک و حقوق بشر در جهان را جدی و اثرگذار تلقی کرده است. به هر حال، یک نکته حائز اهمیت در روابط قزاقستان و ناتو وجود دارد که نباید آنرا نادیده انگاشت و آن، اشتیاق و در عین حال محافظه­کاری قزاقستان در این روابط است که نوع رابطه را بسیار پیچیده کرده است، چرا که آستانه از سویی به پیوندهای سیاسی و نظامی خود با روسیه تاکید دارد و از سوی دیگر هم به گسترش روابط خود با ناتو تمایل نشان می­دهد. گسترش تعاملات اخیر ناتو با قزاقستان حاکی از آن است که اخیرا متحد نزدیک منطقه اى مسکو در آسیاى مرکزى یعنی قزاقستان را مورد هدف قرار داده است و مخالفتهایی که مکررا از جانب روسیه مطرح می­گردد تاثیر چندانی ندارد. قزاقستان برای روسیه در موقعیت حساسی قرار دارد چراکه برای روسیه یک شریک و متحد استراتژیک به شمار می­آید و از این رو روابط رو به رشد ناتو و قزاقستان مى­تواند زمینه­ساز رقابت شدیدتر روسیه با رقباى غربى­اش در این کشور باشد. هر چند قزاقستان همواره تلاش داشته است روابط آستانه و غرب تضادى با روابط این کشور با روسیه نداشته باشد، اما مسکو به طور سنتى نسبت به روابط قزاقستان با آمریکا و ناتو حساس بوده و با وجود اینکه مقامات این کشور مدعى هستند احتمال دور شدن آستانه از مسکو وجود ندارد و حتى به تعبیر “رگوزین” نماینده روسیه در ناتو، آستانه همسر مسکو است، اما روسیه به دقت روابط قزاقستان و ناتو را تحت نظر دارد.(4)

در کنار تمام موارد اشاره شده که حاکی از تمایل دوجانبه ناتو و قزاقستان مبنی بر مستحکم تر کردن روابط فی ما بین است، باید به برخی از نارضایتی های موجود در این تعاملات نیز اشاره کرد که یکی از مهمترین آنها عضویت قزاقستان در SCOاست. آنچه که مسلم است این که SCO منافع استراتژیک آمریکا را حداقل در منطقه آسیای مرکزی در معرض مخاطره قرار داده است، چراکه منطقه آسیای مرکزی هم به دلایل امنیتی و هم تامین انرژی و تجارت مورد توجه آمریکایی ها قرار دارد. بدین ترتیب برخی کشورهای این منطقه مانند قزاقستان از مناطق مهم در محاسبات استراتژیکی آمریکا در آسیای مرکزی محسوب می شوند که با منابع عظیم انرژی خود جاذبه فوق العاده ای برای قدرتهای خارجی ایجاد کرده اند. اینک پیوستن قزاقستان به SCO از نقطه نظر آمریکایی ها در تقابل با منافع آنها قرار دارد و از نظر اقتصادی و سیاسی مدلی مخالف مدل مورد نظر آمریکا ارائه می کند،  و لذا چندان خوشایند آنها نیست. در مقابل نیز آمریکا با هدف مقابله با  SCO از عضویت قزاقستان در سازمان تجارت جهانی حمایت می کند و امیدوار است تا با با گسترش مناسبات خود با این کشور آن را به عاملی تعدیل کننده در داخل SCO نسبت به حضور آمریکا در منطقه تبدیل کنند.(5) دیگر انتظار ناتو از قزاقستان امکان اعزام نظامیان قزاقستانی در قالب یک تیپ نظامی که چند سالی در عراق حضورداشتند، به افغانستان برای کمک به برقراری آرامش و امنیت در این کشور است  که می توانند به نیروهای نظامی خارجی درحفظ ثبات و امنیت در افغانستان نیزکمک کنند، اما تعدادی از کارشناسان مسائل سیاسی در قزاقستان این پرسش را مطرح می کنند که چه ضرورتی برای اعزام نظامیان این کشور به افغانستان وجود دارد؟ اگر به این موضوع توجه شود که گروه طالبان اعلام کرده است، هرکشوری که نیروی نظامی خود را در افغانستان درکنار آمریکا مستقر سازد تاوان سنگینی خواهد پرداخت، حضور نظامیان قزاقی به عنوان “مسلمان”، در این کشور با پیامدهای ناگواری همراه خواهد بود. اگر دولت آستانه با ارسال کمک های بشر دوستانه ، آموزش دانشجویان افغانی در مراکز آموزشی خود اکتفا کند ، به نفعش خواهد بود و هیچ نیازی به اعزام نظامیان خود به افغانستان ندارد.(6)

دورنمای موضوع تعاملات ناتو و قزاقستان

سرآغاز روابط میان ناتو و قزاقستان از سال 1992 با پیوستن قزاقستان به شورای همکاری آتلانتیک و اروپا است و در طی این سالها برخی از همکاریها میان ناتو و قزاقستان شامل مواردی مثل: رزمایشهای سالانه به منظور بهبود آمادگى واحدهاى حافظ صلح قزاقستان، پیوستن قزاقستان به طرح بزرگراه ابریشم مجازى، افتتاح مرکز اطلاعاتی ناتو در دانشگاه فارابی و افتتاح کتابخانه ناتو در کتابخانه ملى قزاقستان و نمونه­هایی از این قبیل که گویای گسترش روابط چند جانبه میان این کشور و ناتو است.(7) روابط میان ناتو و قزاقستان در ابعاد مختلف در حال گسترش است، و یکی از عینی ترین نمونه های آن موافقت رسمی قزاقستان و آمریکا مبنی بر استفاده از حریم هوایی این کشور برای اعزام نیرو وتدارکات به افغانستان است که از مسیر اروپا به افغانسان از طریق روسیه، قزاقستان و ازبکستان یک مسیر جایگزین برای انتقال تجهیزات مهم به افغانستان به جای مسیر پاکستان خواهد بود. از طرفی هم آمریکا به قزاقستان قول مساعدت در رشد برنامه هسته ای صلح آمیز قزاقستان را داده است و براساس این توافقنامه در آینده راکتور تحقیقاتی “آلاتاو” در قزاقستان با سوخت جدید فعالیت خواهد کرد و هم اینک نیز قزاقستان با کمک مالی آمریکا به بزرگترین تولید کننده اورانیوم تبدیل شده است و ضمنا بخش عمده معدن اورانیوم استخراج شده در قزاقستان نیز به آمریکا فروخته می شود. (8) قزاقستان تنها کشور آسیای میانه است که قرارداد طرح فعالیت های مشارکت اختصاصی را با ناتو امضا کرده است،اما در عین حال این کشور چندان تمایل به رقابتی شدن فضای حاکم میان روسیه و ناتو در قزاقستان نیست و قزاقستان هنوز به هستۀ اصلی اتحاد  سابق شوروی و در رأس همه به روسیه متعد است.

پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر آمریکا آشکارا ادامه حضور خود را با علایق امنیتی در آسیای مرکزی پیوند زده است، پیش از این زمان منافع آمریکا در این منطقه بیشتر برای جلوگیری از احیای نفوذ مجدد روسیه و نیز جلوگیری از تامین منافع و نفوذ جمهوری اسلامی و همچنین کنترل خود بر منابع انرژی در این منطقه تعریف می شد ولی با گذشت زمان به وضوح روشن ساخت که قصد ترک منطقه را ندارند و حتی” برخی از مقامات آمریکایی از ایجاد ناتوی آسیایی سخن گفتند”،(9) و در میان کشورهای آسیای مرکزی به سبب موقعیت خاص و ممتاز خود و همچنین به دلیل اقتدار و ثبات بیشتر آن به مثابه یک همکار استراتژیک برای ناتو به شمار می آید. در کل ناتو بسیار امید دارد تا به کمک قزاقستان که به سبب دارا بودن ریشه های تاریخی و زندگی مشترک با دیگر کشورهای منطقه آسیای مرکزی زیر پرچم اتحاد شوروی ، به خوبی می داند که با چهره های سیاسی در این دولتها چگونه باید تعامل داشته باشد، بهره برده و آنرا نقطه اتکاء خود در این منطقه می داند.

منابع

1-   Donald Abenheim, “The Big Bang of NATO Enlargement: Gotterdammerung or Rebirth?”Strategic Insights, Volume II, Issue 2,(February 2003).

2-    “ظهور ناتوی جدید و پیامدهای آن برای آسیا”، ناصر ثقفی عامری، ترجمه افسانه احدی، مرکز تحقیقات استراتژیک، www.csr.ir/Pdf/Content1778/Pages%20from%209-4.pdf

3- سازمان پیمان آتلانتیک شمالی(ناتو)، hvm.ir/files/book/nato-sabz.pdf

4-    چشم انداز روابط قزاقستان و ناتو، ابرار،(خرداد 1389)، http://www.abrarnews.com/politic/1389/890303/html/melal.htm

5-    какой будет алгоритм взаимодействия? Шос-рато,(11.6.2010), www.ng.ru/politics/2007-08-10/1_dogovor.html

6-    “درخواست آمریکا از قزاقستان برای اعزام نیرو به افغانستان”، پیام آفتاب، http://payam-aftab.com/fa/print/11306/

7-    آمریکا و انتخاب قزاقستان به جای پایگاه نظامی ماناس، بررسی استراتژیک، ( اردیبهشت 1389) http://strategicreview.org/?p=15092

8-     Отношения НАТО и Казахстана, Как развивались отношения с Казахстаном? http://www.nato.int/issues/nato-kazakhstan/evolution-ru.html

9-    کولایی، الهه، “بازی بزرگ جدید در آسیای مرکزی زمینه ها و چشم اندازها”، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی،تهران، زمستان 1384، ص15

Share