June 14, 2022 – 8:32 am | Comments Off on ترکیه در دو راهی استفاده از قدرت نرم یا سخت در کنشگری های جهانی- بخش دوم

دکتر علی قلی جوکار
کارشناس حوزه های فرهنگی ، اجتماعی و روابط بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC
 
بنیان های دیپلماسی عمومی ترکیه 
در ده های اخیر دولت ترکیه در راستای فراهم آوری و اجرای استراتژی قدرت نرم …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آفریقا, خاورمیانه, خلیج فارس, گزیده ها, مقالات

خاورمیانه در جستجوی هویت و کرامت

نگارش در November 30, 2021 – 5:31 am
Share

ابراهیم اخلاصی
پژوهشگر و مدرس دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

خاورمیانه منطقه ای استراتژیک و دارای محدوده جغرافیایی پیچیده‌ای است که به دلیل دارا بودن موقعیت و شرایط منحصر به فرد در جهان، نام هارتلند را نیز بر آن نهاده اند. اهمیت خاورمیانه از آن لحاظ مضاعف است که راهبرد کلان امنیت ملی آمریکا ، روسیه ، چین و سایر قدرت های اروپایی با استراتژی های متنوع و هوشمند بر آن متمرکز است، این تمرکز دلایل استراتژیک و ژئوپلیتیک بلند مدت دارد و هر قدرتی از زاویه نگاه خود به آن می نگرد که اشتراک نگاه قدرت های بین المللی به خاورمیانه را می توان در مولفه هایی چون ممانعت از قدرت نمایی و ظهور هژمونهای رقیب در سطح ملی و فراملی ، مقابله با چالش های فرو ملی در سطح فراملی ، حمایت از متحدان راهبردی و همچنین تامین منابع انرژی در راستای برتری اقتصادی جستجو نمود لکن باید اذعان نمود که راهبرد کلان امنیت ملی آمریکا از قوت، استحکام و ریشه های تاریخی قوی تری در این منطقه برخوردار است.

حساسیت خاورمیانه برای بازیگران منطقه ای و بین المللی در دهه اخیر و همزمان با آغاز بهار عربی افزایش یافته است زیرا وسعت شکل گیری جنبش های اجتماعی ، گفتمان های مقاومت ، امنیتی شدن هویت های مذهبی و قومی و همچنین فعلیت یافتن متغیرهای ایدئولوژیک ، روانی ، زیست فرهنگی و هویتی به عمده ترین دلایل رشد و گسترش تروریسم مبدل گردیده است .
ناکارآمدی و عدم مشروعیت در حکومت های منطقه ای و بروز و ظهور تحولات متنوع در شرایط کنونی جهان و منطقه خاورمیانه باعث گشوده شدن پنجره ای گردیده است که از دریچه آن می توان نقض حقوق شهروندی و کرامت انسانی را در اکثر کشورهای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس مشاهده نمود ، مفهوم این مهم آن است که می توان ریشه مناقشات ، خیزش های مردمی و نافرمانی مدنی را در عدم چاره اندیشی و نادیده گرفتن هویت در بستر سیاست و مطالبه کرامت در کشورهای منطقه به وضوح مشاهده نمود که محور اصلی این نوشتار را تشکیل می دهد.
نگاه دولت ها در اکثر کشورهای خاورمیانه آن است که هویت و کرامت مساله مهمی در امور سیاست نیست و تنها چیزی که باعث می شود مشروعیت حکومت و آسایش جامعه تامین گردد توجه به رفاه اقتصادی و تامین معیشت زندگی شهروندان است. در حالی که این تحلیل منطبق با واقعیات جوامع امروزی نمی باشد و مسائل مادی و رفاه نمی تواند همگان را در مسیر رضایت قرار دهد ، بسیاری از حکومت ها تصور می نمایند در تامین صلح و بهروزی اقتصادی برای جامعه خود دارای عملکرد موفقی بوده اند لکن بنظر می رسد به دلیل “عدم توجه و چاره اندیشی برای هویت و پاسخ به مطالبات کرامت” انسان ها در جامعه خود با شکست روبرو گردیده اند .
انسان های آزاده و طالب کرامت حاضرند به خاطر اهداف و آرمان هایی که در ذهن دارند خود را به آب و آتش بزنند ، به فداکاری های بزرگ و سهمگین روی آورند و میل به استثناء بودن را تجربه نمایند ، آنها برتری طلبی را دوست دارند و به مبارزات به یادماندنی و اثر گذار علاقه نشان می دهند و این چیزی است که از نگاه دنیای امروز و به ویژه اذهان حاکمان خاورمیانه و خلیج فارس به دور و مغفول مانده است.
هویت انسان ها و علایق و خاستگاه آنها در جهان امروز و به ویژه منطقه خاورمیانه بزرگ و خلیج فارس مولفه ای تاثیر گذار است که عدم توجه و تمرکز بر آن می تواند زمینه ساز بسیاری از پدیده های سیاسی نظیر جنبش های اسلام گرایانه ، جریان های ملی گرا ، چالش ها و جدال های فکری متنوع گردد ، انسان به جز صلح و رفاه می تواند مسائل دیگری برای نارضایتی داشته باشد و آن هویت های خرد و ناآشنا و اندیشه انسان های جدید است .
کرامت طلبی به شکل ذاتی و طبیعی در وجود انسان است و حفظ کرامت بشری مبنای اصلی وضع حقوق و قوانین و در چارچوب اعلامیه جهانی حقوق بشر قرار دارد و مطالبه اصلی هر انسانی بشمار می رود. لذا نقض کرامت انسانی و مصادیق ارزشی آن مانند : آزادی خواهی ، عدالت محوری ، عقلانیت ، امنیت ، حق مالکیت ، تحول گرایی و شاکر بودن می تواند دارای تاثیرات فراوانی در شکل گیری جنبش های منطقه ای ، جریانات ستیزه طلب مذهبی ، ناآرامی های قومی و گسترش تروریسم در خاورمیانه و خلیج فارس باشد .

نتیجه گیری:
آنچه در دهه اخیر توانسته است به عنوان پیشران تحولات سیاسی شناخته شود هویت است و آنچه در آینده خود را بر حاکمیت های سیاسی تحمیل خواهد نمود سر برآوردن هویت های جدید قومی ، نژادی ، جنسی و همچنین بازتولید هویت های خرد و ناآشناست .
دوران تاریخی سیاست ورزی بر مبنای اندیشه های فلسفی هویتی به پایان رسیده است و آنچه باید انتظار آن را داشت سیاست ورزی بر مبنای هویت در سطوح عملی است که می تواند نتیجه آن انقلاب هایی از جنس کرامت باشد ، اگر سازمانهای بین المللی و دولت های منطقه ای درکی روشن و عام از کرامت انسانی ایجاد ننمایند نخواهند توانست به کشمکش های کنونی در جهان و خاورمیانه خاتمه دهند .
خاورمیانه و خلیج فارس آبستن تحولات پیچیده و غیر قابل پیش بینی ست و توجه حاکمیت های سیاسی در این منطقه به مساله هویت و کرامت در مسیر دموکراسی را می توان به عنوان یک فرصت مورد توجه و تمرکز قرار داد. زیرا هویت ملی و زیر شاخه های مرتبط با آن می تواند در راستای تامین امنیت، افزایش کیفیت و کارآمدی در حکومت ها ، کاهش فساد و رضایت شهروندان ، توسعه اقتصادی و کاهش نابرابری و افزایش شعاع اعتماد و سرمایه اجتماعی مورد بهره برداری قرار گیرد.

کلید واژه ها : هویت , کرامت, دموکراسی, سیاست , خاورمیانه , خلیج فارس, خاورمیانه بزرگ

Share