June 28, 2022 – 4:16 am | Comments Off on بررسی وضعیت و آینده بحران در اوکراین، اهداف روسیه و سناریوهای پیش رو

معصومه محمدی
پژوهشگر روابط بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc
حمله نظامی روسیه در اوکراین، یک رویداد تاریخی و جهانی است که نشان‌دهنده آخرین اقدام مدعی هژمون جهانی پس از جنگ سرد و آغازگر دورانی جدید در …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آفریقا, خاورمیانه, خلیج فارس, گزیده ها, مقالات

خاورمیانه بزرگ و آینده جنبش های اجتماعی

نگارش در May 5, 2022 – 6:02 am
Share

ابراهیم اخلاصی

 نویسنده و پژوهشگر   

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

مهم ترین اشتراک نظر در دنیای جدید و در عصر جهانی شدن بر این جمله کلیدی استوار است که “دموکراسی ها جنگ به راه نمی اندازند” ، “حکومت های دموکراتیک به دست مردم انتخاب می شوند” و در برابر مردم پاسخگو هستند و جز در مواردی بسیار اندک ، افراد عموما صلح را ترجیح می دهند .

در شرایط کنونی و در خاورمیانه جدید، دیکتاتوری هایی وجود دارند که بر بخش اعظم این منطقه استراتژیک حکم می رانند . آنچه آنها را راضی نگه می دارد و در آن بستر به حرکت وا میدارد نیاز و الزام به یک منازعه مستمر یا دشمن سازی های متنوع است. 

آنچه در غرب بوقوع پیوسته و باعث معرفی نهادهای دموکراتیک به عنوان یک هویت مشترک ذاتی و ضروری به دنیا گردیده است، باعث شکل گیری این احساس و باور در مردم خاورمیانه شده است تا تفاوت های دو جهان آزاد و غیرآزاد را به مقایسه بنشینند و برای رسیدن به دنیایی بهتر با حفظ ویژگی های سنتی جوامع خود به تلاش و مبارزه بپردازند . مردمان خاورمیانه متوجه این نکته اساسی گردیده اند که جهان غیر آزاد به اتحاد شوروی و جباریت کمونیستی و اقمار آن زمان اطلاق نمی شود بلکه عواقب حکمرانی های طولانی و پسا استعماری ست که مانع دستیابی مردم به آزادی حقیقی و صلح پایدار در این منطقه استراتژیک شده است .

در بستر خاورمیانه جدید و در دوران مدرن و پدیده جهانی شدن ، صلح و آزادی به موضوعی محوری و یک آرمان سیاسی تبدیل گردیده است. زیرا کمتر دولتی را می توان نشان داد که دارای دموکراسی کارا و موثر باشد و دو ویژگی توامان یعنی از یکسو هشدار دهنده باشد و از سوی دیگر نیز مایه دلگرمی و آرامش مردم خود باشد.

برخی حکومت ها با اقتصاد شبه سوسیالیستی و ریاست جمهوری مادام العمر ، برخی با پادشاهی های قبیله ای و افراطی ، برخی دارای کاربرد الگوی توتالیتاریانیسم اروپای قرون وسطی هستند و برخی  نیز رو به سوی بنیادگرایی دارند ، برخی ملایم تر ، برخی سخت تر ، برخی سکولار و برخی دینی و…که هیچ کدام هم تمایل ندارند درباره حکمرانی خوب و سیاست هایشان بی قید و شرط بحث و گفتگو نمایند  و یا سرنوشت مردمانشان را به یک انتخابات آزاد و یا رفراندوم گره بزنند.  نتیجه ای که حاصل می شود آن خواهد بود که هر جا ظلم و ستم عمیق تر و گسترده تری وجود دارد آنجا شاهد رویش و رشد جنبش های اجتماعی بوده و خواهیم بود ، جنبش هایی که اساسا در بستر ظلم ستیزی شکل گرفته و بر محوریت عدالتخواهی ، آزادی طلبی و گسترش دموکراسی و مردم سالاری استوار گردیده است.

از سال 2010 و متعاقب شکل گیری بهار عربی، گسترش جنبش های سیاسی اجتماعی در خاورمیانه و شمال آفریقا از رشد قابل ملاحظه ای برخوردار بوده است که این مولفه را می توان یکی از دلایل عمده پویایی اجتماعی در سطح کشورهای خاورمیانه جدید در سالیان اخیر دانست که تحت عنوان بیداری اسلامی یا تقویت گرایی اسلامی و بومی با درونمایه عقلانیت، عدالت خواهی، صلح جویی و حقوق بشر مطرح گردیده است . نگاهی موشکافانه به جنبش های اجتماعی در دوران جدید از منظر نظریه انتقادی نیز موید این ضرورت مهم و راهبردی است که توجه به اصل تغییر پذیری و دگرگونی از طریق عمل انسانی ، آگاهی بخشی ، رهایی ، کاهش نابرابری ها ، برقراری عدالت ، بهبود زندگی اجتماعی و مهم تر از همه تاکید بر نقش سوژه اجتماعی  در راستای دسترسی به کرامت انسانی در دستور کار این جنبش ها قرار گرفته است.

آسیب شناسی جنبش های اجتماعی در خاورمیانه بزرگ موید تمرکز بر مولفه های ذیل است:

الف:جنبش های اجتماعی پوششی برای پیشرفت منافع و تعقیب اهداف مشترک است که از طریق عمل و واکنش جمعی خارج از حوزه های حکومتی شکل می گیرد.  نقش آفرینی بازیگران جدید در عرصه های بین المللی و منطقه ای ، جریان های مهاجرت انسانها در اشکال گوناگون(توریسم، فرار مغزها، نیروی کار،تجارت و…) ، ظهور و ادغام و بهم پیوستگی فرهنگ ها و… نیز از عوامل تقویت کننده آن بوده و به عنوان بخشی از ویژگی های این جنبش ها در خاورمیانه جدید خودنمایی می کنند.

ب : از منظر جامعه شناسی سیاسی ، عرصه کانونی در بروز تحول و دگرگونی از نگاه جنبش های جدید اجتماعی در خاورمیانه را باید نفوذ و رسوخ در لایه های مختلف و هسته مرکزی اجتماعی و تغییر و تحول در فرهنگ سیاسی جوامع قلمداد نمود که شکل گیری و گسترش  جنبش های اجتماعی سیاسی زنان ، مبارزه برای کسب حقوق شهروندی و رسمیت یافتن شهروندی جهانی و همچنین جنبش های مبارز در راستای کسب کرامت انسانی از جمله مصادیق بسیار مهم بشمار می رود. این عناصر در تمامی کشورهای این منطقه و بخصوص در جنوب غرب آسیا چون در عربستان، ترکیه ، لبنان ، افغانستان ، کشورهای آسیای میانه  و حتی سوریه و یمن نیز قابل مشاهده و اندازه گیری می باشد. 

پ: بررسی و تحلیل مواضع سازمان های بین المللی و کشورهای دموکراتیک در راستای حمایت از دموکراسی خواهی و مردم سالاری در کشورهای خاورمیانه حکایت از وجود نوعی تضاد ، تناقض و شکاف های عمیق در مواضع دارد که عمدتا ناشی از نوع نگاه و اهداف کشورهایی  است که داعیه استقرار دموکراسی و حکمرانی مطلوب دارند. زیرا آنچه آنها در خاورمیانه دنبال می کنند نوعی مقابله با هژمون های رقیب ، گسترش نفوذ و اعمال قدرت منطقه ای و در نهایت کسب منافع برتر اقتصادی است و این امر به مانعی جدی در مسیر استقرار حکمرانی های خوب و اجرای شاخصه های آن در سطح کشورهای منطقه تبدیل گردیده است.

جمع بندی:

تبیین یک مدل مفهومی تحلیلی در چارچوب جامعه شناختی در ابعاد و زوایای عملیاتی حکایت  از تاثیر گذاری دقیق و عمیق قدرت و توان جنبش های اجتماعی دارد، جنبش های اجتماعی در خاورمیانه بزرگ واجد چهار ویژگی اساسی مشتمل بر حجم نارضایتی عمومی ، ایدئولوژی ، سازماندهی و رهبری جنبش می باشند که این ویژگی ها بطور مستقیم چهار ویژگی نظامهای  سیاسی شامل عدم مشروعیت ، ناکارآمدی ، عدم وحدت هیات حاکمه و افسار گسیختگی توانایی سرکوب رژیم های سیاسی در خاورمیانه بزرگ را هدف قرار داده است.

منطبق با مدل مفهومی تحلیلی فوق الاشاره در زوایای عملی ، فائق آمدن قدرت و توان جنبش های اجتماعی ( چهار عنصر ) بر میزان استحکام و پایداری نظام های سیاسی( چهار عنصر) در چارچوب ارتباط فرهنگ سیاسی و نظام سیاسی و بازتولید این دو قابل تحلیل و تفسیر است.

 آنچه در خاورمیانه بزرگ بچشم می خورد آن است که رژیم های سیاسی موفق شده اند با هدف زمینگیر نمودن این جنبش ها مبادرت به وارد آوردن ضربات سهمگین اطلاعاتی و امنیتی  بر دو عنصر اصلی جنبش های اجتماعی شامل رهبری و قدرت سازماندهی نمایند . این امر باعث تاخیر در پیروزی قطعی جنبش ها گردیده است،  از سوی دیگر منطبق با آنچه در این منطقه در حال شکل گیری ست  قدرت و توان جنبش های اجتماعی باعث شده است تا حکومت ها ضمن عقب نشینی در مقابل مطالبات مردمی ، با سرعت  مبادرت به سرعت دادن به اصلاحات و افزایش کارآمدی و مشروعیت خود نمایند که این امر نیز واجد چشم اندازی روشن است .

قدرت و توان جنبش های اجتماعی در خاورمیانه بزرگ در آینده وابسته به نوع رهبری و سازماندهی اینگونه جنبش ها و همچنین نگاه و حمایت های جدی بین المللی ست . این مهم زمینه ساز ظهور حکمرانی های خوب خواهد بود و حکمرانی خوب عامل تمکین حکمرانان به حاکمیت قانون ، مشارکت سیاسی ، شفافیت ، پاسخگویی و اثربخشی حکومت ها را فراهم خواهد نمود .

کلید واژه ها: خاورمیانه بزرگ, خاورمیانه جدید, جنبش های اجتماعی, رهبری, سازماندهی, نارضایتی، ایدئولوژی, مشروعیت ,کارآمدی, وحدت، سرکوب, کرامت ، حکمرانی خوب

Share