آذر ۴, ۱۴۰۰ – ۹:۱۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

همگرایی، وضعیتی است که در آن، گروه‎ها، سازمان‎ها، نهادها یا کشورها، برای حفظ منافع جمعی، به همکاری گسترده با یکدیگر بپردازند و به سوی نوعی وحدت …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای جنوبی, پاکستان, گزیده ها, مقالات

جنگ افزارهای هسته ای پاکستان و مواضع بنیادگرایان اسلامی

نگارش در مهر ۳۰, ۱۴۰۰ – ۹:۳۲ ق.ظ
Share

مریم وریج کاظمی

پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک

مرکز بین المللی مطالعات صلحIPSC

پاکستان که یکی از عجیب ترین متحدان ایالات متحده امریکا در جنوب آسیا محسوب می شود و توسط ائتلافی متزلزل از سیاستمداران ناکارآمد و رهبران نظامی آموزش دیده که به طرز ناامیدانه برای مهار چالش تروریسم داخلی ناشی از تعدد گروههای بنیادگرای اسلامی تلاش می کند، دارای زرادخانه تسلیحات هسته ای با تعداد تقریبی 165کلاهک اتمی است که در صورت عدم کنترل می تواند به کابوسی بزرگ برای جهانیان تبدیل شود.  با آنکه پاکستان به همراه هند و اسرائیل دارای زرادخانه هسته ای هستند اما هرگز NPT را امضا نکردند. این کشورها به دنبال دستیابی به موشک های بالستیک جدید، موشک های کروز و سیستم های هسته ای دریایی اند. اگرچه، پاکستان ادعا می کند توسعه قابلیت های تسلیحاتی هسته ای که برای مقابله با تهدیدهای نظامی متعارف هند ایجاد کرده، را کاهش داده است(1). 

با این حال، پاکستان همچنان به توسعه زرادخانه هسته ای خود با کلاهک بیشتر، افزایش سیستم های تحویل و صنعت رو به رشد مواد شکافت پذیر ادامه می دهد. با وجود چندین سیستم تحویل جدید، چهار راکتور تولید پلوتونیوم و توسعه زیرساخت های غنی سازی اورانیوم، ذخایر تسلیحات هسته ای پاکستان این پتانسیل را دارد که در 10 سال آینده بیشتر افزایش یابد. به نظر می رسد پاکستان در حال توسعه نوع موشک کروز بابر، معروف به Harbah  است که می تواند توسط شناورهای سطحی حمل شود. پاکستان این سیستم را یک موشک ضد کشتی زمین به زمین با قابلیت حمله زمینی توصیف می کند(2). ضمن اینکه پاکستان در چند دهه اخیر سلاح هسته ای تولید شده را که بُمب اسلامی یا شمشیر هسته ای نامیده است دارایی مشترک جهان اسلام معرفی می کند. البته ایده بُمب اسلامی بخشی از انگیزه های پیچیده ژئوپلیتیک را در بر می گیرد و تروریسم بین المللی، ظهور اسلام سیاسی مدرن و مداخلات غربی همه این موضوع را در هم می آمیزد.

 در حقیقت برای اولین بار در دهه1970 ارتباط دین و بُمب هسته ای در پاکستان برقرار شد، جایی که ذوالفقار علی بوتو و محمد ضیاءالحق هر دو سلاح های هسته ای را ابزاری برای ارتقاء موقعیت کشورشان در جهان اسلام می دانستند. با این حال، برنامه اتمی پاکستان در قلب خود یک پروژه امنیتی ناسیونالیستی بود، نه یک برنامه مذهبی. اصطلاح بُمب اسلامی در رسانه های خبری غرب تا حدود سال 1979 ظاهر نشد، اما هنگامی که انقلاب ایران باعث نگرانی غرب در مورد تقاطع احتمالی بین سلاح های هسته ای، اشاعه و سیاست های اسلامی شد، دولت و رسانه های به طور عمدی شروع به ایجاد ترس از تهدید هسته ای پان اسلامی که از اسلام آباد نشات می گیرد، کردند و در همان زمان، هند به راه اندازی کمپینی علیه بلندپروازی های هسته ای پاکستان اهتمام ورزید(3).

با تمام این تفاسیر، ایالات متحده امریکا از اینکه ذخایر هسته ای پاکستان در دستان اشتباه قرار گیرد می ترسد و در حال حاضر این ترس با پیروزی طالبان در افغانستان و الهام گرفتن جهادی های پاکستان از آنان برای کنترل قدرت در داخل کشور، ابعاد بحرانی به خود گرفته است، اگرچه ایالات متحده امریکا طی چند روز اخیر مکررا اعلام کرده که از رفتارهای پاکستان بخصوص در قبال تحولات افغانستان دلسرد شده است و تمایل دارد همکاری گسترده ای با هند برقرار نماید اما به نظر می رسد پاکستان کماکان در دکترین امنیت خارجی ایالات متحده امریکا از جایگاه مهم و موثری برخوردار باشد. 

چرا که از نظر ایالات متحده امریکا کشوری که هم سلاح هسته ای دارد و هم ترکیبی خطرناک از تروریست ها(اعم از تحریک طالبان پاکستان، شبکه حقانی، لشکر طیبه، تحریک لبیک، القاعده یا شورای کویته طالبان افغانستان) بزرگترین تهدید برای امنیت ایالات متحده امریکا، هم در کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت است. از این رو ایالات متحده امریکا در تمامی سطوح ساختاری پاکستان حتی مدارس اسلامی، جایی که بیش از 2 میلیون دانشجو به مطالعه مسائل شرعی می پردازند را زیر نظر دارد. با این حال، رهبران پاکستان اغلب به طور مخفیانه با بنیادگرایان افراطی برای دستیابی به اهداف مشترک کار می کنند. یکی از این اهداف، شکست اخیر رژیم کابل است که 20 سال از حمایت ایالات متحده امریکا برخوردار بود. در این مدت، طالبان به طور مخفیانه از سازمان اطلاعات پاکستان حمایت سیاسی و نظامی دریافت کردند. البته ایالات متحده امریکا در طول این سالها آموخت که به پاکستان اعتماد نکند و متوجه شده که دروغ  ممکن است بخشی از بازی دیپلماتیک باشد. 

  از زمان خروج ایالات متحده امریکا از افغانستان، روابط ژئواستراتژیک در آسیا دستخوش تغییرات مهمی شده است. پاکستان آینده خود را به سمت روابط نزدیکتر با چین متمایل کرده است، در حالی که دشمن اصلی آن هند، روابط خود را با ایالات متحده امریکا محکم می کند، که البته و هر دو آنها(هند و ایالات متحده امریکا) بی اعتمادی عمیقی نسبت به چین دارند. در این فضای ناخوشایند، ایالات متحده امریکا همچنان نگران افتادن تسلیحات هسته ای پاکستان به دست تروریست ها یا همان بنیادگرایان اسلامی است. اگر این اتفاق بیفتد، قطعا ایالات متحده امریکا نیاز به مداخله نظامی برای جلوگیری از آن را احساس می کند و به احتمال زیاد پاکستان برای کمک به چین مراجعه خواهد کرد و زمینه را برای رویارویی مستقیم ایالات متحده امریکا و چین فراهم می شود(4).

به نظر می رسد، شکل گیری سازمان های بنیادگرای اسلامی که در نتیجه اختلافات و درگیری های فرقه ای در پاکستان ایجاد و در حاشیه مرزهای کشور سازماندهی می شوند، وحدت سیاسی در جهان اسلام را با بلاتکلیفی عمیق رو به رو می سازند که هرگز نمی تواند تضمین های رسمی برای رسیدن به صلح و ثبات ادعا شده را اجرایی نماید. این در حالیست که پاکستان هر ساله کمک های مالی قابل توجهی از کشورهای مختلف به خصوص ایالات متحده امریکا و تعدادی از کشورهای عربی حوزه خلیج فارس دریافت می کند که نتوانسته مشکلات کلان این کشور را کاهش دهد اما در بخش نظامی-امنیتی رشد و توسعه شدید قابل رویت است که البته در پیشبرد سیاست های مدنظر گروههای بنیادگرای اسلامی بی تاثیر نبوده است. ناگفته نماند که اغلب رهبران سیاسی و نظامی پاکستان دارای گرایشات افراطی مذهبی هستند و سازمان های بنیادگرای اسلامی از این مزیت برای رسیدن به اهداف خود یعنی جهاد با کفار و گسترش حکومت دینی مبتنی بر آموزه های ایدئولوژیک شان، نهایت استفاده را می کنند و همین انگیزه های ایدئولوژیک بلندپروازانه با خواست جاه طلبی های هسته ای که اصطلاحا «بُمب برای خدمت به اُمت» (اصطلاح رایج از زمان ذوالفقار بوتو تا بن لادن) معرفی شده، موجب دلگرمی برای بسیاری از گروههای بنیادگرای اسلامی است. از این رو روابط نزدیک رهبران سیاسی و نظامی پاکستان با سازمان های بنیادگرای پاکستانی پیش درآمدی بر رقابت های بزرگ هسته ای در سطح منطقه و حتی جهان در نظر گرفته می شود.

 کلید واژگان: جنگ افزار هسته ای، قدرت اتمی، پاکستان، بنیادگرایان اسلامی، بحران، تروریسم، مریم وریج کاظمی

1-https://www.armscontrol.org/factsheets/Nuclearweaponswhohaswhat

2-https://thebulletin.org/premium/2021-09/nuclear-notebook-how-many-nuclear-weapons-does-pakistan-have-in-2021/

3-https://theconversation.com/where-did-the-idea-of-an-islamic-bomb-come-from-69385

4-https://www.brookings.edu/blog/order-from-chaos/2021/09/28/the-agonizing-problem-of-pakistans-nukes/

Share