مهر ۲۴, ۱۴۰۰ – ۶:۰۸ ق.ظ |

مریم خالقی نژاد
تحلیلگر روابط بین الملل و مسائل منطقه ای
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC
پنجمین انتخابات پارلمانی به عنوان اولین انتخابات زودهنگام عراق در تاریخ دهم اکتبر روز یکشنبه برگزار گردید در این انتخابات …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

جشن تولد یکسالگی جنبش مردمی مصر

نگارش در بهمن ۲۱, ۱۳۹۰ – ۳:۰۹ ق.ظ
جشن تولد یکسالگی جنبش مردمی مصر
Share

اباذر براری

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC


مقدمه:

اینک در آستانه اولین سالگرد وقوع جنبش مردمی در مصر هستیم. حرکتی که به نظر می رسد یکی از مهمترین رویدادهای جهان در سال گذشته محسوب می شود و آثار و تبعات آن فراتر از یک کشور و حتی منطقه که در سطحی جهانی قابل تحلیل است، بود. این رویداد علیرغم عظمت و اثرگذاریش از سوی هیچ تحلیل گری در کوتاه مدت پیش بینی نمی شد و عمده تحلیل گران نقطه آغاز تحولات در مصر را انتخابات ریاست جمهوری این کشور که در زمان حسنی مبارک قرار بود در اواخر سال 2011 میلادی برگزار شود می دانستند اما تحولات گسترده اتفاقات را زودتر از موعد پیش بینی رقم زد و کار مبارک به انتخابات نرسید. در این نوشتار تلاش می شود تا با  ارزیابی این جنبش به چشم انداز آن در اولین سالگرد وقوع آن بپردازیم در حالیکه که هنوز خیابان شهرهای مختلف مصر شاهد تظاهرات و حضور مردم است.

مصر در دوران حکومت شورای نظامی

بررسی سیر حوادث در مصر پس از سرنگونی مبارک حاوی نکات تامل بر انگیز بسیاری است. عده ای گمان می کردند با سرنگونی دیکتاتور باید شاهد تحول و تغییرات فزاینده چه در سطح داخلی و چه در سطح سیاست خارجی این کشور باشند اما نا آرامی های اواخر سال 2011 در این کشور نشان داد تحولات در مصر تنها در سطح رخ داده است و ریشه های بحران همچنان پابرجاست. در این جا ما قصد نداریم به بررسی تاریخی حوادث و رویدادهای مصر پس از برکناری مبارک بپردازیم و تنها موضوعات کلیدی که باید مورد توجه قرار گیرد اشاره خواهد شد.

مهمترین ویژگی بعد از سقوط مبارک در مصراستمرار نقش و اقتدار نظامیان در صحنه سیاسی است. از سوی دیگر بی ثباتی سیاسی و ادامه ناآرامی ها در این کشور همچنان ادامه دارد و اقتصاد این کشور همچنان رو به افول بود. اما یکی از بروندادهای حرکت مردم مصر در سال اخیر شکل گیری پارلمان بود. پارلمانی که به تقویت اسلامگرایان و انزوای نیروهای لیبرال و سکولار در مصر منجر شده است.

شکل گیری پارلمان در مصر 

یکی از مهمترین رویدادهایی که مردم مصر یک سال پس از جنبش خود با آن روبرو شدند و پس از برکناری مبارک می توان آن را اولین میوه جنبش مردمی در مصر دانست شکل گیری نخستین پارلمان آزاد در مصر بود. اگرچه مصر در سال 2010 هم شاهد برگزاری انتخابات پارلمانی بود اما فضای بسته سیاسی که مبارک به وجود آورده بود اجازه حضور همه نیروهای سیاسی را برای حضور در عرصه نمی داد و به ویژه از حضور اسلامگریان ممانعت به عمل آمد. از این جهت انتخابات پارلمانی نخستین گام در جهت استقرار دموکراسی و آزادی در این کشور محسوب می شود. طبق تصمیم شورای نظامی انتخابات پارلمانی قرار شد در سه مرحله و در هر مرحله در 9 استان برگزار شود. طنطاوی رئیس شورای نظامی طبق قرار قبلی و علیرغم نا آرامی هایی که حتی در قاهره جریان داشت انتخابات را برگزار نمود.  از همان ابتدا افرادی و گروههای زیادی در فضای آزاد ناشی از فقدان دیکتاتوری مبارک برای انتخابات ثبت نام نمودند. در این انتخابات، بیش از 50 حزب با یکدیگر رقابت کردند. بخشی از این احزاب از انقلابیون و متعلق به آنها و بخشی جزء احزاب کهنه‌کار و قدیمی مصر و تعدادی نیز از بازماندگان رژیم سابق و از جمله حزب منحل حاکم تشکیل شده‌ بودند.  دل نگرانی انقلابیون از همین جا آغاز شد. اجازه شورای نظامی به بازماندگان رژیم مبارک برای حضور در انتخابات موجی از خشم را در میان معترضین بر انگیخت، زیرا در گذشته به هیچ گروه و جریان دیگری در فضای سیاسی مصر ابراز وجود و اقدام نمی دادند.

 نگرانی دوم از دخالت دولت های منطقه ای و فرامنطقه ای در انتخابات ناشی می شد که در این میان دولت های قطر و عربستان سعودی با تزریق منابع مالی و دولت های اروپایی و امریکا با تلاش برای جهت دهی به افکار عمومی به ایفای نقش پرداختند. همانگونه که انتظار می رفت اقبال مردم به سوی اسلام گرایان بود و از این جهت نتایج انتخابات حاوی نکات عجیبی نبود اما دو مسئله در این میان قابل توجه و بررسی است. نخست ترکیب نمایندگان پارلمان مصر و دوم دلایل پیروزی اسلامگرایان.  نکته مهم این است که  اسلام گرایان در پارلمان مصر از یک جنس نیستند و تفاسیر و نگاههای مختلفی از اسلام دارند بنابراین تقابل اصلی در آینده میان گروههای اسلام گرا در درون جامعه مصر است و از این جهت چند تجربه پیش روی جامعه مصر برای اسلامی بودن وجود دارد که به نظر نمی رسد تفاسیر افراطی در میان جامعه مصر مقبولیت عام داشت باشد اگرچه قطعا طرفداران خود را خواهد داشت و رویکرد عام و مقبول، اسلام متعادل در مصر خواهد بود. اگرچه در این زمینه هم عوامل متعددی اثر گذار خواهد بود اما تقابل میان نگاه حداقلی و حداکثری پیاده کردن اسلام در جامعه مصر ادامه خواهد یافت و گذشت زمان و قدرت نیروهای درگیر وضعیت را مشخص خواهد نمود.

ارزیابی جنبش مردمی در مصر:

زمانی که از ارزیابی صحبت می شود، مقصود مقایسه ای است که باید میان اهداف و عملکرد صورت بگیرد خواه این ارزیابی به تلاش فردی برگردد یا معطوف به یک جنبش که حاصل اراده جمعی است باشد. در خصوص جنبش مردمی در مصر هم اگر بخواهیم ارزیابی صورت دهیم باید به اهداف آغاز جنبش و نتایج و بروندادهای آن توجه نماییم. مسئله اساسی در خصوص حرکت های اجتماعی این است که اساسا اهداف یکپارچه ایی که همه افراد حاضر بر آن اتفاق نظر داشته باشند وجود ندارد به عبارت دیگر نمی توان اهداف مشخصی را به عنوان دلایل شکل گیری و اهداف جنبش مردمی مصر برشمرد و بر اساس آن به نتایج این جنبش پرداخت و آن را مورد ارزیابی قرار داد. این اختلاف نظر هم در میان افراد و گروههای مختلف در درون مصر و هم در میان تحلیگران و ناظران بیرونی وجود دارد. همانگونه که پیش از این هم اشاره شد جنبش مردمی در نخستین گام موفق به سرنگونی حسنی مبارک دیکتاتور این کشور شد اما هدف نهایی که محاکمه او وابستگان به او است، محقق نشده است. موج اسلامخواهی هم که به عنوان یکی از آرزوهای دیرینه مردم مصر مطرح بوده است در نتایج انتخاب و شکل گیری پارلمانی با اکثریت نیروهای وفادار به آیین اسلام به بار نشست. اما معضلات اقتصادی و جهت گیری های سیاست خارجی به عنوان حوزه هایی که هنوز پس از اولین سالگرد جنبش مردمی در مصر هنوز شفاف نشده است.

چشم انداز پیش رو:

در مجموع فرهنگ جوامع خاورمیانه و به ویژه خاورمیانه ی عربی به شدت برای نضج ارزش های مردمسالارانه نامساعد است، انسان صاحب کرامت نیست و اندیشه ی بشری محلی از اعراب ندارد، زندگی انسان را نه خود او بلکه تقدیر رقم می زند. بنابراین تلاش برای نهادینه کردن ارزش های مردمسالارانه در این جوامع لااقل در کوتاه مدت و میان مدت چندان اثر گذار نخواهد بود. به عبارت دیگرروندهای سیاسی موجود به ویژه تحولات اخیر در خاورمیانه اگرچه حاکی از افول موج نظامی گری و دخالت نظامیان در امر سیاست است اما روند کامل پالایش عرصه سیاست از نظامیان امری طولانی و زمان بر است. نمونه های ترکیه و پاکستان نشان از حرکت بطئی منطقه به سمت مردمسالاری و دیگر شیوه های اداره جامعه است. در همین زمینه عراق می تواند الگویی برای ترویج دموکراسی ابزاری و حداقلی در خاورمیانه ی عربی باشد.

در مورد مصر اگرچه بواسطه سابقه تاریخی فرهنگی و تمدنی این کشور اوضاع تا حدودی متفاوت است و همین عامل به وقوع تحول در این کشور منجر شد. اما باید در نظر گرفت، تحول در مصر علیرغم عظمت و بزرگی آن سطحی بود و به کنار رفتن مبارک انجامید در حالیکه شیوه مبارک و نیروهای او همچنان در راس امور هستند و همین مسئله مهمترین چالش برای آینده مصر محسوب می گردد.

چشم انداز جنبش مردمی در مصر متاثر از مجموعه ایی از عوامل است. بی گمان مهمترین نمود تغییرات باید در دو حوزه صورت بگیرد: در حوزه اقتصادی افزایش دستمزدها، کاهش نرخ تورم و بیکاری مهمترین اقداماتی است که باید صورت بگیرد اما با توجه به روندهای اقتصادی جهانی از یک سو و زیرساختهای ضعیف اقتصادی مصر برای رشد از سوی دیگر آینده چندان روشنی را در این حوزه ترسیم نمی کند. دومین عرصه ایی که باید با دگرگونی روبرو شود سیاست خارجی مصر است بازیابی نقش و اقتدار مصر در الهام بخشی جهان عرب، روابط با ایران و تصمیم گیری درباره روابط با اسرائیل است. مهمترین مسئله در مصر تمرین دموکراسی و بازخوردهای آن در جامعه ایی که همیشه با دیکتاتوری مواجهه بوده است، می باشد و این که نظامیان در کجای معادلات در مصر قرار می گیرند.

Share