January 24, 2022 – 10:39 am | Comments Off on قدرت نرم و قدرت فرهنگی چین در جهان

دکتر گلناز سعیدی
عضو هیأت  علمی دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-  IPSC

چکیده
درسده بیست و یکم شاهد چهره های جدیدی از قدرت هستیم که حکومت ها برای ارتقاء جایگاه جهانی، منطقه ای و حتی داخلی خود …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » اتحادیه اروپا, اروپا, اسرائیل, فلسطين, مقالات, مقالات تحقیقی

جایگاه اتحادیه اروپایی در روند صلح خاورمیانه

نگارش در August 5, 2013 – 11:24 pm
جایگاه اتحادیه اروپایی  در روند صلح خاورمیانه
Share

دکتر سعید خالوزاده[1]

چکیده

 

مشکلات اخیر خاورمیانه ریشه در تاریخ دارد و برخورد عقلایی با آن دشوار است. با توجه به شرایط حساس منطقه بازیگران خارجی بخصوص اتحادیه اروپایی نباید خیلی نسبت به نفوذ خود در این منطقه دچار اوهام شوند. اتحادیه یک بازیگر جوان در صحنه بین المللی است که از عدم اطمینان به خود رنج می برد و نقش آفرینی اش راحت نیست. در چند سال اخیر اتحادیه اروپا به عنوان یکی از طرفین فعال در مسائل منطقه خاورمیانه ظاهر شده است. آمریکا و اسرائیل با نقش مستقل و فعال اتحادیه اروپا موافق نبوده و بیشتر تمایل دارند اتحادیه اروپا نقش مکمل آمریکا را ایفا نماید. از ابتدای روند صلح اسلو، ابعاد اقتصادی و کمک های مالی در کانون مرکزی سیاست و رفتار اتحادیه اروپایی بوده است.

اتحادیه اروپا موضع نسبتا متعادل تری نسبت به آمریکا در روند سازش دارد، این در حالی است که آمریکا در همه موارد جانب تل آویو را گرفته و در همین جاست که اروپا می تواند نقشى متفاوت را ایفا نماید. تداوم خشونت در خاورمیانه بی ثباتی را در منطقه گسترش می دهد و نقش و جایگاه اروپا در منطقه را دچار چالش کرده است. سرعت حوادث در روند تحولات بهار عربی موجب غافلگیری شدید اتحادیه اروپایی شد. وابستگی شدید اتحادیه به منابع انرژی موقعیت اروپا را شکننده می سازد. اروپا نمی‌خواهد کاری کند که موجب رنجش رژیم های عربی شود.

یکی از نقاط ضعف اتحادیه اروپا عدم برخورداری از سیاست خارجی واحد در قبال تحولات منطقه است. امری که منبعث از منافع و دیدگاه های مختلف کشورهای اروپایی است و رسیدن به سیاست مشترک و مصالحه در نوع برخورد با تحولات منطقه را مشکل کرده است. حمله نظامی به لیبی، اختلاف نظر بین فرانسه و آلمان، دو موتور محرکه اروپا، و با اکثر کشورهای عضو بوجود آورد و بار دگر نشان داد که اتحادیه اروپا هنوز از نداشتن یک ساختار نظامی و دفاعی مستقل در رنج است.

کلیدواژه ها : اتحادیه اروپایی، خاورمیانه، روند صلح، فلسطین، امریکا، اسرائیل

 

مقدمه

با توجه به پیچیده شدن اوضاع سیاسی – ژئوپلتیک در منطقه خاورمیانه و تشدید درگیری ها بین فلسطینیان و دولت اسرائیل و با توجه به چشم انداز تشکیل دو دولت در سرزمین های اشغالی، اتحادیه اروپائی که در مجاورت این منطقه قرار دارد، علاقمندی خود جهت داشتن نقش و حضور در این منطقه را اعلام کرده است. از طرف دیگر مخالفت اسرائیل و آمریکا با افزایش نقش اتحادیه اروپائی یکی از پارامترهای اصلی حل و فصل بحران خاورمیانه است. اتحادیه اروپائی در صدد خارج کردن نقش انحصاری آمریکا در خاورمیانه است و لذا حضور نیروهای مهم دیگر از جمله سازمان ملل متحد، روسیه و کشورهای ذینفوذ منطقه را در این روند مثبت ارزیابی می کند. ج.ا.ا می تواند در این راستا نقش عمده ای ایفا کند که مورد قبول اتحادیه اروپائی نیز باشد. اشتراکات ج.ا.ا با اتحادیه اروپائی در روند تحولات خاورمیانه قابل توجه بوده و بیشتر از اختلافات طرفین می باشد. اتحادیه اروپائی از طریق پارامترهای سیاسی، اقتصادی – تجاری می تواند با کشورهای این منطقه در تعامل و همکاری باشد و جایگاه خود را در روند تحولات منطقه تثبیت کند.

اتحادیه اروپایی حل و فصل مناقشه اعراب-اسرائیل را در راهبرد امنیتی اروپا یک «اولویت راهبردی[2]» توصیف کرده است[3]. سند تصویب شده راهبرد امنیتی اتحادیه تصریح می کند بدون فیصله این مناقشه «امکان چندانی برای پرداختن به سایر مشکلات در خاورمیانه وجود ندارد». یعنی اهداف اروپا از قبیل دمکراتیزه شدن و آزادسازی، همکاری اقتصادی منطقه ای، ایجاد منطقه آزاد تجاری و همکاری امنیتی منطقه ای تحقق نخواهد یافت. در همین حال، سیاستگذاران اروپایی از تمام کشورهای عضو اتحادیه اروپایی معتقدند که حل و فصل مسالمت آمیز مناقشه اعراب – اسرائیل فی نفسه یک هدف است که تا حد زیادی ناشی از نگرانی راهبردی اروپا در مورد امنیت اسرائیل، حمایت اتحادیه از حقوق مشروع مردم فلسطین برای داشتن سرزمین و علاقه اتحادیه به روابط حسن همجواری با جهان عرب است.

بطور کلی اتحادیه اروپا موضع نسبتا متعادل تری نسبت به آمریکا در روند سازش دارد، این در حالی است که آمریکا در همه موارد جانب تل آویو را گرفته و در همین جاست که اروپا می تواند نقشى متفاوت را ایفا نماید. اتحادیه اروپا تنظیم کننده اصلى نقشه راه است که در آن راه حلى براى پایان دادن به بحران میان رژیم اسرائیل و فلسطین ترسیم شده و به همین علت است که اروپا باید در چارچوب جامه عمل پوشاندن به نکات و مفاد همین برنامه و نیز به عنوان وزنه اى سازنده در مقابل آمریکا تلاش کنند.

راهبرد کلی اتحادیه اروپا در خاورمیانه

بطور کلی، اروپائیان مایلند همسایگان جنوبی شان در ثبات و آرامش به سر برند تا از گسترشِ مهاجرت های غیرقانونی و جنایات سازماندهی شده کاسته شود[4]. یکی از عمده ترین تفاوت ها بر سر راهبرد اتحادیه اروپایی و آمریکا، نوع نگرش به درگیری بین اسراییل و فلسطینیان و راه های حل آن است. برنامه های اتحادیه اروپایی که در چارچوب یک راهبرد برای آینده خاورمیانه تدوین شده عبارت از سه اولویت اصلی ذیل است[5] :

افزایش حمایت از دمکرات های منطقه، ایجاد زمینه برای سهولت بخشیدن به توسعه ی دمکراسی و بالاخره سازماندهی مجدد سیاست غرب برای حمایت از سیاسیونِ حامی استقرار دمکراسی در کشورهای دیگر.

از نظر اتحادیه اروپا «تغییرات در خاورمیانه می بایست از درون منطقه برخیزد. وظیفه اتحادیه اندیشیدن به سیاستی است که به تقویت نیروهای سیاسی محلی در مبارزه برای تغییرات دمکراتیک بیانجامد. اتحادیه اروپایی، به سهم خود، می بایست تلاش جهت ترویج دمکراسی بر زمینه ی گفتگو میان اتحادیه و مدیترانه ی تغییر سازمان داده شده را گسترش دهد. همزمان با کار پایه ای، می بایست که از سیاست های تجاری و حمایتی خود نیز برای تشویق دولت ها به اصلاحات و گسترش فضای حرکت سیاسی مشروع بهره بگیرد. با پیشبرد روندی شفاف و قابل اتکا می بایست کشورهایی را که پیشرفت هایی به سوی دمکراسی و استقرار دولت های درستکار حاصل کرده اند را مورد تشویق قرار داده و آنهایی را که خلاف عمل کرده اند، از امتیازاتی محروم کند (گزارش کمیسیون اروپایی، 16 مه 2010).

پیوندهای دیرینه و عمیق تاریخی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی دولت‌های اروپایی با منطقه خاورمیانه سبب شده اتحادیه اروپا توجه ویژه‌یی به خاورمیانه داشته باشد. قرابت جغرافیایی خاورمیانه به قاره اروپا در کنار وابستگی روزافزون دولت‌های اروپایی به واردات انرژی از بازارهای جهانی موجب شده تا اتحادیه اروپا در تنظیم روابط خود با مناطق خاورمیانه و خلیج فارس، «امنیت‌سازی» و «توسعه روابط اقتصادی» با کشورهای واقع در این مناطق را در صدر دستورکار سیاست‌خارجی خود قرار دهد.

با‌توجه به‌ وجود بحران‌های مختلف در خاورمیانه، تعامل با مسائل و تحولات این منطقه یکی از آزمون‌های مهم برای سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا است. در این زمینه، این اتحادیه کوشیده است با بهره‌گیری از شرایط و تحولات ضمن تقویت جایگاه خود در منطقه، به توسعه مکانیسم‌های نهادی جهت پیشبرد اهداف یادشده در قالب‌هایی نظیر «مشارکت اروپا، مدیترانه»، «سیاست همسایگی اروپایی» و «موافقت‌نامه با شورای همکاری خلیج فارس» بپردازد. اتحادیه اروپا به عنوان موفق‌ترین الگوی هم‌گرایی منطقه‌یی، از ابتدای دهه 1990 تلاش‌ها و برنامه‌های هدفمندی را برای انسجام و گسترش خود از طریق «هماهنگ‌سازی» سیاست‌های ملی اعضا آغاز کرده است. در این میان، با بازتعریف کردن سطح روابط خود با ایالات‌متحده امریکا از «وابستگی» به «مشارکت» فراآتلانتیکی کوشیده است تا جایی که ممکن است، زمینه‌های بین‌المللی را برای ایفای نقش جدید جهانی خود مساعد نماید[6].

چالش های سیاست خارجی اتحادیه اروپا در خاورمیانه

در یک نگرش تحلیلی، سیاست خارجی اتحادیه اروپا در قبال منطقه خاورمیانه با چالش هایی مواجه است[7]. نخست، هنوز سیاست خارجی و امنیتی مشترک (CFSP)[8] اتحادیه اروپا از بالندگی لازم در مواجهه با بحران هایی بین المللی برخوردار نگردیده و در خصوص موضوعات و مناطق حساس، سیاست دول اروپایی از روندهای ملی بیش از گرایش های فراملی تبعیت می کند.

دوم، ورود 10 کشور اروپای مرکزی و شرقی به این اتحادیه و تبدیل شدن آن به سازمانی با 27 عضو، بر سرعت عمل و کار آمدی سیاست خارجی و امنیتی مشترک اتحادیه اروپا تاثیری باز دارنده داشته و زمینه را برای مداخله و تاثیر گذاری برخی از قدرت های بزرگ همچون ایالات متحده آمریکا در تحولات اروپا و سیاست خارجی آن فراهم کرده است.

سوم، خاورمیانه بزرگ به لحاظ جغرافیایی و نیز موضوعی، از گستره مفهومی وسیعی برخودار است. از نظر جغرافیایی، حداقل در تعریف اروپایی آن، این منطقه چندین خرده سیستم منطقه ای شامل کشورهای واقع در حاشیه خلیج فارس و نیز در ساحل مدیترانه جنوبی و شرقی را پوشش می دهد[9]. از نظر موضوعی نیز خاورمیانه پذیرای بحران ها و موضوعات متعدد با بازتاب های وسیع بین المللی می باشد که مناقشه اعراب و اسرائیل، امنیت انرژی، تروریسم، تسلیحات کشتار جمعی، بحران عراق و فعالیت های هسته ای جمهوری اسلامی ایران از آن جمله هستند.

چهارم، به طور سنتی، اروپا نقش خود را در خاورمیانه به عنوان یک بازیگر در چارچوب خط مشی های کلی سیاسی و اقتصادی آمریکا ایفا کرده و به جای تعقیب یک سیاست فعال و مستقل، اغلب کارکردی «انضمامی» و «تکمیلی» داشته است[10].

برخی تحولات جاری در خاورمیانه این منطقه را برای کشورهای عضو اتحادیه اروپا و سیاست خارجی و امنیتی مشترک این اتحادیه بسیار مهم میسازد. پیامدهای جنگ اخیر در نوار غزه و لبنان و تعهد اروپا به تامین نیروهای صلحبان، استمرار بحران فلسطین، بی ثباتی امنیتی در عراق، نوع نگاه اروپا به برنامه هسته ای ایران و تشدید اوضاع نابسامانی امنیتی در جنوب افغانستان و نیز بروز اقدامات تروریستی در برخی از کشورهای اروپایی از جمله تحولاتی هستند که منادی عصر جدید در سیاست های منطقه ای اروپا می باشند.

راهبرد امنیتی اتحادیه اروپایی در خاورمیانه

بدنبال بحث های متعدد صورت گرفته در اتحادیه اروپایی خاویر سولانا، نماینده عالی سیاست خارجی اتحادیه اروپایی[11]، راهبرد امنیتی اتحادیه اروپایی در دهه آینده را تهیه و آنرا در تاریخ 20 ژوئن 2003، به شورای سران اتحادیه اروپایی در شهر تسالونیک یونان، ارائه کرد. در راهبرد امنیتی اتحادیه اروپایی آمده : “به نفع اروپا است که کشورهای هم مرز با ما بویژه منطقه خاورمیانه خوب اداره شوند. همسایگان خاورمیانه ای که در منازعات خشونت گرایانه درگیر شده اند، دولت های ضعیفی که جرایم سازمان یافته را شکوفا نموده اند، جوامع با سوء رفتار یا رشد جمعیت انفجارآمیز در همسایگی اروپا، مسائلی را برای اروپا مطرح نموده اند. حل و فصل منازعه اعراب و اسرائیل یک اولویت استراتژیک برای اروپا است. بدون این، شانس کمی برای حل و فصل موفقیت آمیز مسائل دیگر در خاورمیانه وجود خواهد داشت. اتحادیه اروپا در این موضوع بیش از 20 سال است که درگیر می باشد.

اتحادیه اروپائی حق برگشت ناپذیر اسرائیل برای زندگی در صلح و امنیت در داخل مرزهای شناخته شده بین المللی را برسمیت می شناسد. اتحادیه همچنین ضرورت ایجاد یک کشور فلسطینی دارای حاکمیت دموکراتیک و صلح آمیز بر اساس مرزهای سال 1967 و تبادل بخش های کوچکی از سرزمین، تقسیم بیت المقدس بعنوان پایتخت و همچنین یک راه حل عادلانه و قابل قبول در مورد مسئله پناهندگان را برسمیت می شناسد. اتحادیه اروپائی تمامی اشکال تروریسم علیه غیرنظامیان اسرائیلی را محکوم می کند و از دولت فلسطین می خواهد هر اقدامی را در توان دارد برای جلوگیری از این اقدامات انجام دهد. همزمان اتحادیه اروپائی از اسرائیل می خواهد نیروهای نظامی خود را از مرزهای شناخته شده بین المللی سال 1967 خارج کند، به اعدام های خارج از رویه قضائی، اقدامات مربوط به محاصره کردن فلسطین و به محدودیت هائی که مردم فلسطین با آن مواجه هستند خاتمه دهد و جلوی ساخت مجتمعات مسکونی را بگیرد(گزارش کمیسیون اروپائی، 2010). اتحادیه اروپائی بیشتر از هر زمانی معتقد به یافتن راه حل هائی برای مشکلات سیاسی، اقتصادی، انسانی و امنیتی است. انجام اصلاحات و تقویت نهادهای اداری یک وظیفه دولت فلسطین است و باید از داخل این کشور بوجود آید. فلسطینیان باید مجاب شوند که با تلاش های آنهاست که هر گونه پیشرفتی در آینده می تواند بثمر برسد و نهادهای دولتی لازمه ایجاد یک کشور بر اساس اصول دموکراتیک بوجود آید. سیاست اتحادیه اروپائی تعامل با دولت خودمختار فلسطین و طرف های بین المللی بمنظور یافتن راه حلی براساس مدارا و رعایت دموکراسی و حقوق بشر است (همان).

بطورکلی اروپاییان برای حضور در تحولات آتی خاورمیانه نسبت به برخی محورهای اساسی تاکید دارند :

1- محوریت صلح با عملیاتی شدن روند صلح خاورمیانه میان فلسطینی ها و رژیم صهیونیستی بر اساس طرح های ارایه شده بویژه نقشه راه و پیگیری اصول مورد نظر اروپاییان.

2- ترویج دمکراسی اروپایی بر اساس تعاملات فیمابین، بهره گیری از رایزنی و ابزار دیپلماتیک.

3- پیشی گرفتن در برخی حوزه های بحرانی در رقابت با ایالات متحده و بهره گیری از تجربیات و سوابق حضور خود در این منطقه و موجه جلوه دادن و مشروع ساختن ابزارهای تاثیر گذار خود.

4- اولویت دهی به ابزارهای اقتصادی و دوری جستن از سیاست های سخت افزاری با هدف تعمیق روابط، تاثیر گذاری بر فرآیند تصمیم گیری و یافتن پایگاههای نفوذ.

5- شکل گیری هویت مستقل اروپا در مجموعه جهان غرب با هدف تجدید نظر در ساختار آن بویژه تکثیر قدرت و نقش آفرینی متوازن بین کشورهای موثر[12].

مواضع کلی اتحادیه اروپائی در خصوص درگیری خاورمیانه

در چند سال اخیر اتحادیه اروپائی بعنوان یکی از طرفین فعال در حل مسالمت آمیز روند صلح خاورمیانه ظاهر شده است. از طرفی بسیاری از کشورهای دنیا، با هدف محدود کردن امریکا و اسرائیل، از اتحادیه می خواهند که در این روند فعالتر شده و سعی نماید نقش بیشتری ایفا نماید. امری که با خواست اتحادیه و اعضای آن سنخیت دارد. این در حالی است که آمریکا و اسرائیل هیچگاه با نقش فعال اتحادیه اروپائی در روند صلح خاورمیانه موافق نبوده اند و بیشتر مایلند اتحادیه نقش مکمل آمریکا و در چارچوب سیاست های آمریکا و اسرائیل را ایفاء نماید.

این دیدگاه عمومی وجود دارد که کمک ها و طرح های انفرادی که از سوی کشورهای عضو اتحادیه اروپایی اختصاص یافته، علیرغم حسن نیت این کشورها، بازتاب لازم را نداشته است. در واقع این ابتکارات انفرادی در صورتی که از سوی سایر اعضای اتحادیه حمایت نشود، خیلی شانس موفقیت ندارد و این در حالی است که بدست آوردن حمایت کلیه کشورهای عضو اتحادیه برای فرموله کردن اقدامات عملی و عینی ورای توافقی که روی اصول کلی که در بیانیه های اتحادیه اروپایی آمده، بسیار مشکل است. دیدگاه های متعدد اعضای اتحادیه اروپایی در مورد اجرای اصول کلی برای حل درگیری اعراب – اسراییل مانع از اقدام جدی و قاطع اتحادیه اروپایی می شود.

تنها سیاستی که واقعا می تواند اروپایی باشد و با سیاست آمریکا تا اندازه ای هماهنگی دارد و اجازه می دهد اروپا به عنوان یک مخاطب معتبر از سوی دو طرف پذیرفته شود، سیاستی است که حدود ده سال دارد از سوی اتحادیه پیگیری می شود : یک نقش مکمل متعادل در بین دو طرف درگیری و در کنار آمریکا و نه یک دیدگاه آلترناتیو همچون دیدگاهی که در پایان دهه 70 و ابتدای سال های 80 در بیانیه ونیز تجلی یافت[13].

     سیاست جدید اتحادیه اروپایی در خاورمیانه دارای 3 جنبه کلی می باشد[14]

     1 – تلاش هایی در جهت ثبات منطقه ای و جستجوی راه حل های چند جانبه

     2 – حمایت از ایجاد کشور فلسطین و ساختن دولت فلسطین

     3 – حمایت مالی و اقتصادی از روند صلح. در عمل این سه جنبه با هم مرتبط هستند و چندان از هم متمایز نیستند.

نقش حمایت های مالی اتحادیه از روند صلح خاورمیانه

از ابتدای روند صلح اسلو، ابعاد اقتصادی و کمک های مالی در کانون مرکزی سیاست و رفتار اتحادیه اروپایی بوده است. در واقع از سال 1993 تا سال 2009، اتحادیه و کشورهای عضو آن بزرگترین دهندگان کمک مالی و فنی به دولت خودگردان فلسطین و همچنین کلا به روند صلح خاورمیانه بوده اند[15].

     کمک های اقتصادی اتحادیه اروپائی و کشورهای عضو آن به دولت فلسطینی در سال های 2003 تا 2009 بالغ بر 88/1 میلیارد دلار بوده است که این رقم 55 درصد از کل کمک های بین المللی در این مقطع را تشکیل می دهد. این در حالی است که علی رغم کمک اتحادیه بخاطر مسائلی چون بلوکه شدن روند صلح و خصوصا بلوکه شدن دوره ای سرزمین های فلسطینی توسط اسرائیل، این کمک نتوانسته موجب رونق اقتصادی در این سرزمین ها و افزایش سطح زندگی ساکنین آن بشود. معذالک همین کمک ها اجازه داده تا از فروپاشی کامل اقتصاد فلسطین و نهادهای آن جلوگیری شده و پروسه صلح زنده نگه داشته شود.

از نظر اتحادیه اروپائی، موافقتنامه مشارکت اروپا-مدیترانه که از سوی کنفرانس بارسلون اعلام گردید، تنها مکانیسم گفتگو است که می تواند همه بازیگران منطقه ای را گرد آورد ولی اجرای این موافقتنامه بخاطر بلوکه شدن روند صلح مورد تهدید قرار گرفته است. از دید اتحادیه برخی شرایط از جمله : خاتمه بخشیدن به بلوکه کردن سرزمین های فلسطینی از سوی اسرائیل، انجام یکسری اقدامات اقتصادی برای اینکه موافقتنامه مشارکت بین اتحادیه اروپائی و سازمان آزادیبخش فلسطین بطور کامل اجرائی شود، تسریع در روند یکپارچگی اقتصادی منطقه ای، حفظ روند بارسلون، باید متحقق شود تا پیشرفت های واقعی بتواند میسر شود. در چارچوب فرآیند بارسلون 1995، اتحادیه اروپائی تاکنون با دوازده کشور حوزه مدیترانه از جمله اسرائیل و دولت خودگردان فلسطین موافقتنامه مشارکت امضاء کرده است[16].

     اتحادیه اروپائی بر اقدامات آمریکا و اتحادیه اروپائی که جنبه تکمیلی یکدیگر را دارد تاکید کرده و خاطرنشان می کند که سیاست اتحادیه در منطقه تاکنون بر همین منوال بوده است. اتحادیه معتقد است که نقش سیاسی سازنده اتحادیه اروپائی دارای اثرات مثبت تری در فرآیند صلح خواهد بود. بعلاوه اتحادیه باید بعنوان بزرگترین کمک کننده، نقش مهمتری را در هماهنگ سازی کمک اقتصادی بین المللی به سرزمین های فلسطینی، ایفا کند[17].

راهبرد اقتصادی اتحادیه اروپایی در منطقه خاورمیانه

از سال 2005 تا 2010 گام های بسیار مؤثری در ایجاد خاورمیانه یکپارچه اقتصادی برداشته شد. اتحادیه اروپا با همه کشورهای خاورمیانه به استثنای ایران پیمان تجاری امضاء کرده است. اقتصاد خاورمیانه در حال ادغام در اقتصاد اتحادیه اروپاست[18]. ادغام اقتصاد خاورمیانه در اقتصاد اتحادیه اروپا نظر به حقوق گمرکی 4 درصدی اتحادیه اروپا و آمریکا در عمل به منزله ادغام اقتصاد خاورمیانه در اقتصاد آمریکاست.

مقام های اروپایی اعتقاد دارند اصلاحات اقتصادی در خاورمیانه که به رشدهای بالا در این کشورها منجر شود می تواند نمونه موفقی از تفکر اقتصادی اتحادیه اروپا در هزاره سوم معرفی شود. علاوه بر این، کشورهای خاورمیانه به ویژه کشورهای نفت خیز آن بازار مناسبی برای فروش محصولات برتر اروپایی در آینده است و تعمیق مناسبات اقتصادی اروپا می تواند ضمانتی برای فروش آنها باشد. اتحادیه اروپایی امیدوار است با ایجاد سیاست های آزادسازی اقتصادی و تجاری و اصلاحات ساختاری در کشورهای خاورمیانه و هم پیوندی آنها با نظام تجارت جهانی، شرایط ورود آنها به سازمان جهانی تجارت را هموار سازد. اتحادیه اروپا، ثبات داخلی، پیشرفت اقتصادی، امنیت و رفاه جوامع‌ملی خود را در گروی برقراری ثبات اقتصادی و سیاسی در محیط‌های امنیتی خود از جمله منطقه خاورمیانه می‌داند. درحقیقت، اتحادیه اروپا درباره وجوه نوین ناامنی‌های جهانی نظیر تکثیر تسلیحات کشتار جمعی، تروریسم، منازعات منطقه‌یی و جنایات سازمان‌یافته، خود را از منطقه خاورمیانه «آسیب‌پذیر» می‌بیند. این آسیب‌پذیری در کنار «وابستگی فزاینده» اتحادیه اروپا به منابع نفتی خاورمیانه، محرک‌های اصلی سیاست خاورمیانه‌یی اتحادیه هستند.

از همین رو، اتحادیه اروپا حمایت و کمک به توسعه ثبات و امنیت در خاورمیانه را راه‌حل اصلی مواجهه با چالش‌های نوین امنیتی و نیز دستیابی پایدار به منابع نفتی واقع در این منطقه می‌داند. اتحادیه اروپایی با اختصاص 1 میلیارد دلار بزرگترین کمک کننده جهانی به فلسطینیان است و بیش از یک سوم کمک های بین المللی به لبنان در کنفرانس بین المللی حمایت از لبنان که در ژانویه 2007 در پاریس برگزار شد را متقبل گردید[19].

فاکتور اسراییل در فرایند صلح خاورمیانه

نگاهی که فلسطینیان و اکثریت ملت های عرب نسبت به کشور اسرائیل دارند در سه کلمه کلی خلاصه می شود : بی عدالتی، اهانت و بی اعتنایی به جنایت. برای جهان عرب، ایجاد یک کشور یهودی بخودی خود یک بی عدالتی تاریخی و یک اقدام اشتباه استعماری است. چرا جهان عرب و مسلمان باید بهای جنایات غرب مسیحی در قبال مردم یهود را بپردازد؟ بازگشت اسرائیل به مرزهای 1967 بخودی خود یک مصالحه تاریخی است و بدین ترتیب اسرائیل می تواند نیمی از سرزمین های متصرفه را به نام رئالیسم تاریخی به جهان عرب که احساس می کند حقش است، بازگرداند.

     این احساس بی عدالتی عمیق که همراه با حقارت در برابر قدرت و موفقیت های اسرائیل است بطرز دردناکی با شکست جهان عرب و مسلمان جهت ورود به مدرنیته و دموکراسی مصادف شده است. ده سال اخیر موجب تقویت احساس فروپاشی تمدنی که دوران شکوفایی خود را در زمانی که اروپای مسیحی در تاریکی و قرون وسطی بسر می برد و دوران بیداری اش (رنسانس) با دوران فروپاشی تمدن اسلامی برخورد کرده بود، شده است. این احساس تبدیل به یک انتقاد بسیار شدید نسبت به غربی شده که آنرا مسئول شکست هایش می داند. غربی که رژیم های غالبا فاسد را بر سر قدرت حفظ می کند و بخاطر حفظ وضع موجود سیاسی مجرم است[20]. همچنان که اولیویه روا[21] تاریخ نگار فرانسوی به درستی می گوید به همان اندازه که نخبگان مسلمان غربی شده اند به همان اندازه نسبت به یک غرب فاسد خشونت نشان می دهند.   در مقابل، نگاهی که اسرائیلی ها به فلسطینیان و کل جهان عرب دارند در سه واژه خلاصه می شود : تجاهل و نادانی، بی تفاوتی، ناامنی و برتری جویی.

اتحادیه اروپایی و بهار عربی

تحولات خاورمیانه در دو سال اخیر تاثیرات زیادی در کشورهای اروپایی بجای گذارد. اروپا که در نزدیکی مرزهای این منطقه قرار دارد، از همان ابتدا واکنش زیادی نسبت به تحولات بهار عربی نشان داد. تداوم انقلابات و خشونت در خاورمیانه بی ثباتی را در منطقه گسترش می دهد و نقش و جایگاه اروپا و کشورهای بزرگ آن بخصوص فرانسه و ایتالیا و انگلیس در منطقه را دچار چالش کرده است. سرعت حوادث موجب غافلگیری شدید اتحادیه اروپایی شد. وابستگی شدید اتحادیه به منابع انرژی موقعیت اروپا را شکننده می سازد. اروپا نمی‌خواهد کاری کند که موجب رنجش رژیم های عربی شود.

یکی از نقاط ضعف اتحادیه اروپا عدم برخورداری از سیاست خارجی واحد در قبال تحولات منطقه است. امری که منبعث از منافع و دیدگاه های مختلف کشورهای اروپایی است و رسیدن به سیاست مشترک و مصالحه در نوع برخورد با تحولات منطقه را مشکل کرده است. حمله نظامی به لیبی اختلاف نظر بین فرانسه و آلمان، دو موتور محرکه اروپا، بوجود آورد و بار دگر نشان داد که اتحادیه اروپا هنوز از نداشتن یک ساختار نظامی و دفاعی در رنج است. حمله به لیبی از سوی فرانسه، انگلیس و امریکا مرزهای جنوبی اروپا را ناامن کرده و زمینه ساز افزایش عملیات تروریستی و موج مهاجرت به اروپا است. طولانی‌تر شدن درگیری و بی ثباتی در جنوب مدیترانه به نفع اروپا نیست. اتحادیه از قدرت یافتن دولت‌های مردمی و اسلام‌گرای عربی که دیدگاه خوبی نسبت به غرب ندارند نگران است. اروپا مجبور است سیاست صبر و انتظار را پیش گیرد تا در گذر زمان بتواند خود را با تحولات جدید منطقه ای وفق داده و سیاست مقتضی در پیش گیرد[22].

نگاهی به مواضع متفاوت کشورهای اروپایی نسبت به تحولات خاورمیانه در دو سال اخیر بیانگر آنست که این کشورها بعضاً و در شرایط متفاوت مصالح و منافع ملی را بیشتر از منافع اتحادیه در نظر گرفته اند. روند تحولات در سوریه این امر را بخصوص در ارتباط با دیپلماسی فرانسه نشان می دهد. در خصوص بحران فلسطین، فرانسه سعی دارد تا با ایجاد دو دولت در سرزمین های اشغالی موضوع اختلاف در این منطقه را فیصله داده و از نفوذ معنوی کشورهایی مانند ایران و سوریه در این منطقه بکاهد. در جریان انتخابات ریاست جمهوری اخیر فرانسه، کمک بیشتر به رژیم صهیونیستی برنامه مشترک نامزدهای اصلی انتخابات فرانسه بود. به نوشته روزنامه لوموند[23]، سارکوزی در اظهارات تبلیغاتی خود گفته است که در صورت پیروزی به فلسطین و اسرائیل خواهد رفت و امید دارد که فرانسه و در پشت آن همه اروپا مبتکر تبدیل سال 2012 میلادی به سال برقراری صلح میان دو طرف باشند. فرانسوآ اولاند رقیب سوسیالیست سارکوزی نیز در فهرست 60 تعهد خود در صورت پیروزی در انتخابات، از برنامه خود برای برگزاری مذاکرات جدید صلح خبر داد[24].

حمله به لیبی از سوی فرانسه، انگلیس و امریکا مرزهای جنوبی اروپا را ناامن کرد و زمینه ساز افزایش عملیات تروریستی و موج مهاجرت به اروپا شد. طولانی‌تر شدن درگیری و بی ثباتی در جنوب مدیترانه به نفع اروپا نیست. اتحادیه از قدرت یافتن دولت‌های مردمی و اسلام‌گرای عربی که دیدگاه خوبی نسبت به غرب ندارند، نگران است. اروپا مجبور است سیاست صبر و انتظار را پیش گیرد تا در گذر زمان بتواند خود را با تحولات جدید منطقه ای وفق داده و سیاست مقتضی در پیش گیرد.

اتحادیه اروپایی برای ادامه نفوذ در خاورمیانه مجبور به کمک های بیشتر اقتصادی و آموزشی، حمایت از اصلاحات اقتصادی، بهبود شرایط زندگی مردم، حفظ امنیت و ثبات در کشورهای منطقه است و نسبت به گذشته باید هزینه های بیشتری متقبل شود. حوادث اخیر در منطقه اروپا را وادار می کند تا تلاش بیشتری در روند مذاکرات صلح خاورمیانه بعمل آورد. انجام مصالحه ای بین فلسطینیان و اسراییل بیشتر از هر زمانی برای اروپاییان الزامی شده است.

در بحران لیبی نیز کشورهای قدرتمند اروپا مانند انگلیس و فرانسه رهیافتی جداگانه اتخاذ نموده و با تحمیل جنگ سخت بر منطقه باعث سرنگونی معمر قذافی شدند. اما آلمان ضمن پرهیز از چنین موضعی سعی نمود قدرت نرم خود را در این بحران مورد استفاده قرار دهد. اکنون سوریه در وضعیتی قرار دارد که کشورهای اتحادیه اروپا سعی دارند مجدداً توانایی های خود را در معرض امتحان قرار دهند، اما نگرش این کشورها شاید به دلیل وخامت اوضاع اقتصادی آنان بیشتر بر رهیافت قدرت نرم تمرکز دارد. فراخوانی سفیر ایتالیا، انگلیس و برخی از کشورهای اروپایی، اتخاذ تحریم ها و اعمال مجازاتها علیه سوریه توسط فرانسه و اتحادیه، دیدار با معارضین سوریه و برگزاری اجلاس اخیر مخالفین دولت سوریه در پاریس و استفاده از سکوی اتحادیه عرب در جهت اقناع روسیه و چین در شورای امنیت از مصادیق جنگ نرم غرب و کشورهایی مثل فرانسه علیه این کشور به شمار می رود. به نظر می رسد فرانسه به دلیل همجواری سوریه با رژیم صهیونیستی و وضعیت نامناسب اقتصادی کشورهای اروپایی و وجود گروههایی مانند حزب الله لبنان سعی دارد تا از رهیافت قدرت نرم خود علیه سوریه استفاده نماید. هر چند فرانسه طرح کمکهای بشردوستانه به شهروندان سوریه را مطرح کرده است. به هرحال فرانسه به همراه شرکای خود اروپایی خود درصدد است با فشارهای اقتصادی و دیپلماتیک علیه سوریه با استفاده از سازمان ملل و اتحادیه عرب دولت سوریه را وادار به تعامل با مخالفین نماید. اما آنچه مسلم است آمیخته شدن منافع کشورهای اروپایی با امنیت رژیم صهیونیستی در منطقه است. در ارتباط با لیبی، فرانسه و انگلیس با دید نومحافظه کارانه در این جنگ شرکت کردند. آلمان با دید واقع گرایی کلاسیک در این عملیات شرکت ننمود. فرانسه دوره سارکوزی بیشتراز هر چیز بدنبال کسب سهم و پرستیژ بین المللی از رهگذر تحولات بهار عربی است و وقوع انقلابات مردمی در نزدیکی مرزهای اروپا را فرصتی برای سیاست خاورمیانه ای و آفریقایی فرانسه می داند که بعد از سال ها باید دوباره احیاء شود[25].

در خصوص سیاست خاورمیانه‌ای فرانسه، سارکوزی در مصاحبه با نشریه «نشنال اینترست»، ابراز داشت که خاورمیانه بوته آزمایش تهدیدات جهانی است. تروریسم و افراط‌گرایی، زد و خوردهای داخلی، بلندپروازی‌های منطقه‌ای تجاوزگرایانه و گسترش سلاح‌های هسته‌ای از جمله این تهدیدات می‌باشند. تقریباً کلیه کشورهای این منطقه به‌ویژه مصر، عراق، لبنان، اسرائیل و فلسطین و نیز ایران، دچار نوعی تنش می‌باشند.[26]

فرانسه همچنین مایل است ضمن احیاء و گسترش نفوذ سنتی خود در خاورمیانه، روابطی متعادل با دولت های حاکم عربی ایجاد کند و با افزایش تجارت و بخصوص تسلیحات فرانسوی نسبت به استفاده از منابع نفتی این منطقه مطمئن باشد و از طریق افزایش نفوذ و جایگاه خود در منطقه، کنترل تحولات آتی خاورمیانه را به عنوان یکی از اصلی ترین کشورهای اروپایی در دست داشته باشد.

نتیجه گیری

     در خلال یک دهه اخیر، اتحادیه اروپایی تلاش های خود را برای ایجاد ثبات در منطقه و یافتن راه حل های چندجانبه در روند صلح خاورمیانه متمرکز کرده است. اتحادیه بخصوص در 2 چارچوب کلی فعال بوده است : موافقت نامه مشارکت اروپا- مدیترانه یا فرآیند بارسلون (1995) و گروه های کاری چندجانبه فرآیند مادرید بویژه گروه کاری توسعه اقتصادی منطقه ای. موافقتنامه مشارکت اروپا- مدیترانه هیچ گاه به عنوان سازوکاری که بتواند درگیری خاورمیانه را حل و فصل نماید مطرح نبوده و لذا ترتیبات خاصی برای این منظور در آن پیش بینی نشده است. این موافقتنامه بیشتر می تواند روند صلح خاورمیانه را با دادن این امکان به طرفین دعوا تکمیل کند تا بین خود فضای اعتماد بوجود آورده و روابط خود در زمینه های سیاسی، اقتصادی و انسانی و موضوعات امنیتی را نهادینه کنند و بتواند در راستای ایجاد صلح و ثبات منطقه ای در درازمدت با ارائه پایه های توسعه اقتصادی و یکپارچگی تجارت منطقه ای موثر واقع شود.

اتحادیه اروپایی از موضع متعادل تری نسبت به آمریکا در روند صلح خاورمیانه برخوردار است. این در حالی است که آمریکا بیشتر جانب اسراییل را دارد. و در همین جاست که اروپا می تواند نقش متعادل تری ایفاء نماید. اتحادیه تنظیم کننده اصلى نقشه راه است که در آن راه حلى براى پایان دادن به بحران میان اسرائیل و فلسطینیان ترسیم شده است و بهمین علت است که اروپائیان باید در چارچوب جامه عمل پوشاندن به نکات و مفاد همین برنامه صلح و نیز بعنوان وزنه اى سازنده در مقابل آمریکا، تلاش کنند. فلسطینیان به اروپا اطمینان و اعتماد بیشترى دارند. آمریکا تصور می کند که اروپا نباید چندان در فرآیند صلح خاورمیانه درگیر شود و معتقد است نقش اروپا باید بیشتر کمک مالی و حمایت از ابتکارات آمریکا باشد. اسراییل نیز با این ایده آمریکا موافق بوده و معتقد است سیاست اتحادیه اروپایی نزدیک به فلسطین است و اتحادیه نگرانی های اسراییل را درک نمی کند. طرح نقشه راه برنامه ای است که حمایت جدی کلیه میانجی گران را می طلبد. اصلی ترین نتیجه ای که می توان از رابطه بین ایالات متحده و اتحادیه اروپا به عنوان میانجی گرفت این است که زمانی که این دو با هم باشند نفوذشان به حداکثر می رسد. معذالک، اتحادیه باید نشان دهد در زمانی که آمریکا از ایفای یک نقش جدی خودداری می کند، بروکسل حاضر است نقش قاطع تری را به عهده بگیرد. این در حالی است که اتحادیه اروپایی تاکنون قادر نبود یک نقش مستقل را ایفا کند و به طرفین دعوا نوعی میانجی گری قابل قبول را پیشنهاد کند. طرح های انفرادی که از سوی کشورهای عضو اتحادیه اختصاص یافته، بازتاب لازم را نداشته است.

در ارتباط با نقش آینده اتحادیه اروپایی یک مشکل عمده باقی می ماند : بسط یک اراده سیاسی در اتحادیه که منجر به یک حضور فعال تر شود. عدم وجود توافق بین اعضای اتحادیه علت اصلی منفعل بودن اتحادیه است. یکی از علت های اساسی کمبود اعتماد به خود در اتحادیه است. اصلی ترین کشورهایی که در این فرآیند درگیر هستند تصور می کنند که اتحادیه توانایی تاثیر گذاری بر طرفین دعوا و خصوصا بر طرف قوی تر یعنی اسراییل را ندارد. از طرفی کشورهای عضو ترس این را دارند که یک موضع قاطع تر اتحادیه با نیات ایالات متحده تلاقی کند. بنابراین ضعف اتحادیه یک ضعف عملکردی نیست و بیشتر یک موضوع روانشناختی است.

     آیا اتحادیه اروپایی برغم تمایل داشتن جهت حل و فصل تنش های خاورمیانه، توانایی لازم را دارد؟ ابزار و امکانات اتحادیه چیست؟ اتحادیه چنانچه اراده سیاسی لازم را داشته باشد می تواند در جهت حل مسالمت آمیز دعوا اقدام کند و در این راه از سه ابزار موثر دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی برخوردار است. با شرکت مستقیم در مذاکرات مربوطه اتحادیه از یک توانایی دیپلماتیک خاص برخوردار است.

یکی از نقاط ضعف اتحادیه اروپا عدم برخورداری از سیاست خارجی واحد در قبال تحولات منطقه است. امری که منبعث از منافع و دیدگاه های مختلف کشورهای اروپایی است و رسیدن به سیاست مشترک و مصالحه در نوع برخورد با تحولات منطقه را مشکل کرده است. حمله نظامی به لیبی اختلاف نظر بین فرانسه و آلمان، دو موتور محرکه اروپا، بوجود آورد و بار دگر نشان داد که اتحادیه اروپا هنوز از نداشتن یک ساختار نظامی و دفاعی در رنج است. حمله به لیبی مرزهای جنوبی اروپا را ناامن کرده و زمینه ساز افزایش عملیات تروریستی و موج مهاجرت به اروپا است. طولانی‌تر شدن درگیری و بی ثباتی در جنوب مدیترانه به نفع اروپا نیست. اتحادیه از قدرت یافتن دولت‌های مردمی و اسلام‌گرای عربی که دیدگاه خوبی نسبت به غرب ندارند نگران است. اروپا مجبور است سیاست صبر و انتظار را پیش گیرد تا در گذر زمان بتواند خود را با تحولات جدید منطقه ای وفق داده و سیاست مقتضی در پیش گیرد.

اتحادیه اروپایی برای ادامه نفوذ در خاورمیانه مجبور به کمک های بیشتر اقتصادی و آموزشی، حمایت از اصلاحات اقتصادی، بهبود شرایط زندگی مردم، حفظ امنیت و ثبات در کشورهای منطقه است و نسبت به گذشته باید هزینه های بیشتری متقبل شود. حوادث اخیر در منطقه اروپا را وادار می کند تا تلاش بیشتری در روند مذاکرات صلح خاورمیانه بعمل آورد. انجام مصالحه ای بین فلسطینیان و اسراییل بیشتر از هر زمانی برای اروپاییان الزامی شده است.

 

منابع :

الف) فارسی

احمدی لفورکی، بهزاد، 1388، چالش های اتحادیه اروپایی در خاورمیانه، دو هفته نامه پگاه حوزه ، شماره 254، اردیبهشت ماه.

اشکار، ژیلبر  Gilbert ACHCAR، طرح خاورمیانه بزرگ، استاد دانشگاه پاریس 8، لوموند دیپلماتیک فارسی، آوریل 2004.

پاول راجرز، طرح خاورمیانه بزرگ؛ از تصور تا واقعیت، ترجمه مصطفی خادمیان، همشهری دیپلماتیک، نیمه دوم فروردین 1383.

توکلی، کیانوش، خاورمیانه و دو سیاست از یک استراتژی، تابستان 1382.

خالوزاده، سعید، سخنرانی در همایش بازتاب تحولات خاورمیانه در اوراسیای مرکزی تحت عنوان مواضع اتحادیه اروپا و روسیه در قبال تحولات خاورمیانه، 27 اردیبشهت 1390، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.

خاویر سولانا راهبرد امنیتی اتحادیه اروپایی برای دهه آینده را در تاریخ 20 ژوئن 2003، به شورای سران اتحادیه اروپایی در شهر تسالونیک یونان، ارائه کرد.

واعظی، محمود، 1387، رویکرد اتحادیه اروپایی به خاورمیانه، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، شهریورماه.

واعظی، محمود، 1389، اروپا و مسئله امنیت در خاورمیانه، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام.

پیروز ایزدی، «سیاست خارجی فرانسه: تداوم یا تغییر»، مرکز تحقیقات استراتژیک، شهریور 1386.

 

saidkhaloozadeh@yahoo.fr

 

 

 

 

 

 

B) Latin

 

 

Asseburg Muriel, « De la rhétorique à la pratique? Les trois dimensions de la politique européenne à l`égard du conflit »,  Paris, Ed. Fayard, octobre 2009, P. 34.

Chartouny-Dubarry, May, « La complémentarité entre l’UE et les Etats-Unis dans le processus de paix israélo-arabe : les implications pour le PEM », Ed. Euromesco Paper, N° 12,  Paris, Avril 2009, P. 16.

Commission européenne 1415. 1.4.93. 16 Mai 2010.

Filiu, Jean Pierre, 2008, L’Union européenne et le Moyen-Orient, L’état de l’Union 2008 : rapport Schuman sur l’Europe.

La Libération, Paris, 27 avril 2012.

Le Monde, Paris, 13 Avril 2004.

Le Monde, Paris, 26 avril 2012.

Moïsi, Dominique, «l’Europe face à l’universalité du conflit israélo-palestinien», Paris, Ed. Complexe, Septembre 2003.

UN International Trade Statisics 1999.


[1] دارای دکترای علوم سیاسی از دانشگاه پاریس، استاد دانشگاه، پژوهشگر ارشد مطالعات اروپا.

Saidkhaloozadeh@yahoo.fr

[2] Strategic Priority

[3]  خاویر سولانا راهبرد امنیتی اتحادیه اروپایی برای دهه آینده را در تاریخ 20 ژوئن 2003، به شورای سران اتحادیه اروپایی در شهر تسالونیک یونان، ارائه کرد.

[4] توکلی، کیانوش، خاورمیانه و دو سیاست از یک استراتژی، تابستان 1382.

[5] Le Monde, Paris, 13 Avril 2004.

[6]  واعظی، محمود، 1387، رویکرد اتحادیه اروپایی به خاورمیانه، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام، شهریورماه.

[7] محمود واعظی، 1389، اروپا و مسئله امنیت در خاورمیانه، مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام..

[8] The Common Foreign and Security Policy (CFSP)

[9] UN International Trade Statisics 1999.

[10]  احمدی لفورکی، بهزاد، 1388، چالش های اتحادیه اروپایی در خاورمیانه، دو هفته نامه پگاه حوزه ، شماره 254، اردیبهشت.

[11]  EU High Representative.

[12] پاول راجرز، طرح خاورمیانه بزرگ؛ از تصور تا واقعیت، ترجمه مصطفی خادمیان، همشهری دیپلماتیک، نیمه دوم فروردین 1383.

 

[13] Chartouny-Dubarry, May, « La complémentarité entre l’UE et les Etats-Unis dans le processus de paix israélo-arabe : les implications pour le PEM », Ed. Euromesco Paper, N° 12,  Paris, Avril 2009, P. 16.

مکمل بودن اتحادیه اروپایی و ایالات متحده در فرآیند صلح اعراب – اسراییل : نتایج عملی سیاست مدیترانه ای اتحادیه اروپایی.

[14] Asseburg Muriel, « De la rhétorique à la pratique? Les trois dimensions de la politique européenne à l`égard du conflit »,  Paris, Ed. Fayard, octobre 2009, P. 34.

از سخن پردازی تا عمل؟ ابعاد سه گانه سیاست اروپا در قبال درگیری.

[15]  اتحادیه اروپایی و کشورهای عضو آن با تامین بیش از 50 درصد از کل کمک های جامعه بین المللی به کرانه غربی و به نوار غزه در سال های 98 -1994، اصلی ترین کمک کننده مالی و فنی به دولت خودمختار فلسطین بوده اند. مجموع کمک های اتحادیه اروپایی  به سرزمین فلسطین طی سال های 2001-1993 بنابر آمار تهیه شده از سوی کمیسیون اروپایی بالغ بر 42/1 میلیارد یورو بوده است.

[16]  سوریه تنها کشوری است که علی رغم توافقات اولیه، هنوز موافقت نامه مشارکت با اتحادیه اروپایی را امضاء نکرده است. و این بخاطر اصرار اتحادیه مبنی بر وارد کردن بندی در ارتباط با ممنوعیت تولید سلاح های کشتار جمعی است. سوریه این بند را خلاف مذاکرات صورت گرفته قبلی می داند که تاکنون با هیچ یک از کشورهای دنیا و با 11 کشور دیگر حاشیه دریای مدیترانه امضاء نشده است.

[17] Com 1415, 1.4.93. 16 Mai 2010.

[18]اشکار، ژیلبر Gilbert ACHCAR، طرح خاورمیانه بزرگ، استاد دانشگاه پاریس 8، لوموند دیپلماتیک آوریل 2004.

[19] Filiu, Jean Pierre, 2008, L’Union européenne et le Moyen-Orient, L’état de l’Union 2008 : rapport Schuman sur l’Europe.

[20]  نگاه کنید به اروپا در برابر جهانی شدن درگیری فلسطین – اسراییل ص. 34.

Moïsi, Dominique, «l’Europe face à l’universalité du conflit israélo-palestinien», Paris, Ed. Complexe, Septembre 2003.

 

[21] Olivier Roi.

خاورشناس معروف فرانسوی.

[22] سخنرانی نویسنده در همایش بازتاب تحولات خاورمیانه در اوراسیای مرکزی تحت عنوان مواضع اتحادیه اروپا و روسیه در قبال تحولات خاورمیانه، 27 اردیبشهت 1390، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.

 

[23] Le Monde, Paris, 26 avril 2012.

[24] La Libération, Paris, 27 avril 2012.

[25] سخنرانی نویسنده در همایش بازتاب تحولات خاورمیانه در اوراسیای مرکزی تحت عنوان مواضع اتحادیه اروپا و روسیه در قبال تحولات خاورمیانه، 27 اردیبشهت 1390، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران.

[26] پیروز ایزدی، «سیاست خارجی فرانسه: تداوم یا تغییر»، مرکز تحقیقات استراتژیک، شهریور 1386.

Share