مهر ۲۴, ۱۴۰۰ – ۶:۰۸ ق.ظ |

مریم خالقی نژاد
تحلیلگر روابط بین الملل و مسائل منطقه ای
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC
پنجمین انتخابات پارلمانی به عنوان اولین انتخابات زودهنگام عراق در تاریخ دهم اکتبر روز یکشنبه برگزار گردید در این انتخابات …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » اوراسیا, گزیده ها, گفتگو

تهران و مسکو؛ روابطی در راستای طرح گام به گام گفتگو با دکتر افشار سلیمانی کارشناس ارشد مسائل روسیه

نگارش در شهریور ۵, ۱۳۹۰ – ۳:۲۱ ق.ظ
تهران و مسکو؛ روابطی  در راستای طرح گام به گام  گفتگو با دکتر  افشار سلیمانی  کارشناس ارشد مسائل روسیه
Share

فرزاد رمضانی  بونش

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

چند هفته قبل ‘ سرگیی لاوروف ‘ وزیر امور خارجه روسیه در کنفرانس مشترک خبری با ‘هیلاری کلینتون’ همتای آمریکایی اش، از طرح جدیدی از سوی مسکو برای برون رفت از وضعیت کنونی و انجام مذاکرات تهران با گروه ۱+۵ خبر داد. طرحی که اکنون گام به گام نام گرفته است و محور عمده ای در مذاکرات  روس ها با تهرا ن شده است.دراین بین با توجه به این طرح و رویکرد اخیر سیاست خارجی روسیه در قبال تهران و برای واکاوی این امر برای گفتگویی به سراغ دکتر افشار سلیمانی رفته ایم:

 

 

مر کز بین المللی مطالعات صلح: اگر به طرح اخیر گام به گام  مسکو در حل پرونده هسته ای ایران توجهی داشته باشیم این طرح دارای چه مفاد مهم و بدیع در مقایسه با طرح های قبلی در حل پرونده هسته ای ایران است ؟

در مورد محتوای این طرح چیزی فاش نشده ،تنها مطلبی که دراین رابطه قابل رویت است همانا گام به گام بودن آن و اینکه منظور از آن این است که ایران در قبال اولین گام خودقبل از برداشتن گام بعدی خود درهمکاری با  آژانس بین المللی انرژی اتمی امتیازی دریافت کند و به همین صورت همکاری ادامه یابد.

در مورد این طرح و اقدام خلق الساعه مسکو چند نکته را باید از یاد نبرد:

اول اینکه این طرح قبل از مشورت با ایران و درشرایطی که تهران از آن خبری نداشت چند هفته پیش توسط سرگیی لاورف وزیر امورخارجه آمریکا درزمان حضورش در واشنگتن تحویل باراک اوباما شد.سپس هیلاری کلینتون گفت برای بررسی بیشتر موضوع هیئت کارشناسی به مسکو اعزام خواهدشد.( اخیرا نیز این هیئت 6نفره آمریکایی به سرپرستی رابرت ایرون مشاور هسته ای کاخ سفید عازم مسکو شد وبا طرف روسی طرح موسوم به گام به گام را مورد بررسی قرارداد.البته نتیجه بررسیها ی این هیئت رسانه ای نشده است) .این درشرایطی است که گفته می شود احتمال مخالفت آمریکا با طرح روسی بیش از احتمال موافقتش با این طرح است وحتی برخی سخن از اقدام نمایشی واشنگتن در اعزام هیئت بررسی طرح به مسکو می گویند.به این معنی که کاخ سفید از این طریق نشان دهد که به دنبال حل مشکل از طریق گفتگو ومذاکره است.

دوم اینکه مقامات ایرانی تا قبل از سفر اخیر علی اکبر صالحی به مسکو سخن از اینکه طرح گام به گام روسیه به ایران ارائه نشده می گفتند .حتی در شرایطی که نیکلای پاتروشف دبیر شورای امنیت ملی روسیه درتهران بود سخنگوی وزارت خارجه ایران از عدم ارائه طرح مذکور به طرف ایرانی به میان آورد.

سوم اینکه طرف روس در جلسه مذاکره وزرای امورخارجه در مسکو (25/5/90) بصورت شفاهی در مورد محتوای این طرح برای نخستین بار سخن گفته است و طرف ایرانی خواستار ارائه رسمی ومکتوب آن و بررسی کارشناسی طرح وارائه نظراتش راجع به آن شده است.صالحی پس از دیدار با همتای روسی خود در مصاحبه مطبوعاتی گفت :طرح روسیه اقدامی با حسن نیت است.روسها به دنبال اعتماد سازی و رفع مشکلات پیش رو هستند.اما از کلیات و روح طرح گام به گام براجرای تعهدات ناشی از مذاکرات هسته ای وبرخورداری آن از ویژگی همزمانی تاکیدنمود.

چهارم اینکه مقامات ایرانی موضع گیرهای متفاوت ومتنقاضی نسبت به این طرح از خود نشان داده اند.رییس دولت ابتدا با اعلام اینکه ایران گام خودرا برداشته است اینک نوبت طرفهای خارجی است که گام خودرابردارند ازاین طرح استقبال نکرد.اما در دیدار دبیر شورای امنیت ملی روسیه ضمن استقبال از این طرح خواستار بررسی طرح  وتنظیم پیشنهادات برای تعامل وهمکاری دراین خصوص شد.علاوه بر آن حسینی نقوی از اعضای کمیسیون امنیت ملی وسیاست حارجی مجلس شورای اسلامی  در حالی خبر از موافقت ایران با طرح روسیه داد که پیشتر رییس این کمیسیون تلویحا از عدم موافقت تهران سخن گفته بود و سخنگوی وزارت خارجه به عدم ارائه این طرح  به طرف ایرانی اشاره کرده بود.

متاسفانه با اظهارات برخی از مقامات اجرایی وپارلمانی اینگونه به نظر می رسید که میان مجلسی ها با یکدیگر و بین آنها با دولتیها و میان دولتیها با هم در رابطه با این موضوع نا هماهنگی و ناهمخوانی وجود دارد واز همه اینها مهمتر اینکه از نظرات یکدیگر هم مطلع نیستند که آفت بزرگی در سیاست خارجی یک کشور محسوب می شود.

پنجم اینکه طرح روسیه چیز جدیدی نیست مشابه آن در گذشته نیز از سوی غربیها مطرح شده و به جایی نرسیده است.از طرفی هم این روسیه نیست که دراین موضوع فعال مایشاء باشد و دلیل ارائه طرح به آمریکاییها نیز حاکی از این مسئله است. در حال حاضر هم حتی اگر ایران با طرح روسیه موافقت نماید به معنی اجرای طرح نیست. درصورت مخالفت آمریکاییها این طرح که فاقد ضمانت اجرایی لازم است به مرحله اجرا درنخواهد آمد.تصمیمات تروییکای اروپا در فرمول 1+5 هم تابعی از تصمیمات واشنگتن است.

چین وروسیه هم که نشان داده اندبا الفاظ بازی می کنند ،روند را فرسایشی می کنند اما درنهایت همان رایی را می دهند که 4 کشور دیگر درقبال ایران می دهند .تصویب 4 قطعنامه در شورای امنیت علیه ایران نمونه های بارزی برای اثبات این حرکت آنهاست.

با توجه به مطالبی که عرض کردم به نظر اینجانب طرح روسیه فاقد محتوای تازه ، عینیت یابی و ضمانت اجرایی است. ضمن اینکه به قول معروف نه به بار است نه به دار.بیشتر فرصت طلبی در راستای عرض اندام در شرایط کنونی منظقه وجهان است.در شرایطی که آمریکا واروپا با بحران های داخلی اقتصادی وسیاسی و مشغولیتهای بین المللی در رابطه با بهار عربی و شمال آفریقا ،افعانستان و عراق مواجه هستند و موضوع هسته ای ایران به رده های برخوردار از اهمیت کمتر از آنی مبدل شده است، روسها درراستای دریافت امتیازات بیشتر از غرب با اراده طرحی که خودشان نیز می دانند از سرنوشت نامعلومی برخوردار است  با استفاده از فرصت به دنبال منافع خود هستند.

مر کز بین المللی مطالعات صلح: روسیه با ابتکارعمل طرح گام به گام خود در حل مسائل هسته‌ای ایران در جستجوی چه  اهدافی  است؟

سابقه همکاریهای مسکو – تهران در دوره های قبل وبعد از فروپاشی شوروی ودرسه دوره اخیر بوریس یلستین،ولادیمیر پوتین و دیمیتری مدودف  تبلور بی اعتمادی به رفتار روسیه  درهمکاری با ایران درحوزه های دوجانبه ، منطقه ای وبین المللی در امتداد عناد تاریخی این کشور درقبال کشورمان می باشد. با درنظر داشت این عبارت منطقی که گذشته چراغ راه آینده است (که متاسفانه دردوره کنونی اهمیتی به آن داده نمی شود) بیانگر آن است که کرملین درارائه طرح گام به گام خود نیت خیری ندارد و صرفا درپی نیل به منافع خود از طریق فرصت طلبی است.

در این بین باید گفت چه اتفاقی رخ داد که یکباره پس از دیدار اخیر مدودف با همتای ایرانی خود در حاشیه نشست سران سازمان همکاریهای شانگهای درقزاقستان طرف روسی در روابط خود به ظاهر جدیتر شد ومتعاقب آن سیل سفر چند مقام روسی به ایران که آخرین آن دیدار نیکلای پاتروشف بود سرازیرشد و همزمان با حضور وی درتهران وزیر خارجه کشورمان راهی مسکو شد؟ آیا نباید پرسید به کجا چنین شتابان؟ چه ضرورتی بود که همزمان پاتروشف در تهران باشد و صالحی در مسکو؟ آیین دیپلماسی اینگونه می گوید که وقتی یک مقام رسمی آنهم دبیر شورای امنیت ملی روسیه درتهران است باید به مسکو برگردد و برداشتهایش از سفر را به ما فوق خود برساند تامورد تجزیه وتحلیل قرار دهند سپس وزیر خارجه ایران به مسکو برود تا روسها بدانند چگونه باوی مذاکره کنند.

به نظر می رسد روسها با ویژگیهای خاصی که در زمینه دیپلماسی ریاکارانه دارند حتی در تنظیم زمان سفرهای پاتروشف به ابران وصالحی به روسیه نقش اساسی داشته اند.چراکه انجام سفرهای متقابل به این صورت( که شاید بعنوان شاتل دیپلماسی خلق الساعه بتوان از آن نام برد) نشانگر نگرانی ، ولع و خلائهای سیاست خارجی طرف ایرانی است که به طرف روس امکان بازی با کارت را دربرابر آمریکا وغربیها را بیش از پیش فراهم میکند. بویژه در شرایطی که روسها در رابطه با موضوع حقوق بشر ،سپر دفاع موشکی ناتو وعضویت در سازمان تجارت جهانی با آمریکا دچار جالشهایی هستند. این چالشها تا بدانجا رسید که پس از عدم موفقیت لاورف در سفر به اخیر به واشنگتن در رابطه با سپر استقرار پر دفاع موشکی ناتو در خاک ترکیه ،نماینده روسیه درناتو سخن از احتمال حمله آمریکا به سوریه وایران به میان آورد.این اظهارات وی درراستای تحریک تهران صورت گرفت و جدی تر شدن مسکو در رابطه با تهران بعد از این اتفاقات بسیار قابل تامل است.

نکته قابل تاسف اینکه در دولتهای نهم ودهم وزیر امورخارجه ایران موفق نشده با رییس جمهور روسیه در سفر به این کشور دیدار وگفتگو نماید .این درشرایطی است که مقامات روسی درسفر به ایران با رییس دولت ملاقات می کنند.حتی اگر آنها تمایل به دیدار هم نداشته باشند با اصرار طرف ایرانی به این ملاقات برده می شوند.در جریان سفر وزیر خارجه ایران هم به مسکو برغم اینکه طرف ایرانی درخواست دیدار با رییس جمهور روسیه را می نماید این درخواست اجابت نمی شود.همانگونه که در سفر چند روز پیش صالحی به مسکو چنین شد و در دوره وزارت متکی هم اینگونه بود.چنین برخوردی ازسوی کرملین درراستای نشان دادن نگاه ابزاری خود به ایران و اینکه تهران دنبال مسکو می دود و مسکو دراین حد به تهران می نگرد.اینها نکاتی است که متاسفانه دستگاه سیاست خارجی کشور از آنها غافل است.

اگر به این نکته توجه داشته باشیم که مسکو بیش از غرب نسبت به غنی سازی اورانیوم درایران از منظر امنیتی واقتصادی حساس است. (برغم اینکه تهران ازمسلمانان قفقاز شمالی واقع درفدراسیون روسیه دربرابر فشارهای مسکو حمایت نمی کند اما روسها چنینی می پندارند که در صورتی که  ایران قوی تر شود محتمل است از آنها حمایت کند .ضمن اینکه روسیه کشوری قوی تر ازخودرا در بیخ گوش خود نمی خواهد ببیند) و علاقمند به استمرار غنی سازی اورانیوم درایران نیست بیشتر به تلاشهای فرصت طلبانه و خلق الساعه آنها پی خواهیم برد.آیا نباید سوال کرد که چرا رفتار روسیه پس از عدم پذیرش طرح آنها در زمینه انتقال غنی سازی اورانیوم ازایران به روسیه وایجاد بانک اورانیوم غنی شده وسوخت هسته ای توسط تهران رفتار روسها به زیان ایران بیشتر تغییر یافت؟ آیا سخنان و اولتیماتومهای مدودف و تعیین ثانیه های پایانی برای ایران از سوی وی به همین زودی فراموش شد؟آیا آراء روسیه در شورای امنیت سازمان ملل که در چند نوبت تکرارگردید به همین زودی فراموش شد؟ آیا مسکو به این دلیل که تحریمهای بین المللی را به نفع خود می بیند به نفع این تحریمها رای نمی دهد تا ایران را به اقلام واجناس غیر استاندارد خود که در سایر کشورها امکان فروش آن را ندارد وابسته نماید؟

دولت روسیه همواره از نزدیکی بیشتر به دولتهایی درایران رغبت نشان داده است که با آمریکا و مجموعه غرب دچار چالش باشند چراکه این بهترین فرصت برای روسها ست که از خلائهای حاصله بهره برداری نماید.در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی بودکه روسها از انتقال تجهیزات لیزری خریداری شده  به ایران ممانعت کردند وبازی با کارت نیروگاه بوشهر را ادامه دادند و…علیرغم اینکه محمد خاتمی در اسفند 1379 بنا به دعوت پوتین به مسکو ،تاتارستان و سنت پطرزبورگ سفر نمود اما پوتین دعوت خاتمی را برای دیدار از ایران اجابت نکرد.هرچند که زمانی که در دولت نهم به ایران سفر کرد سفر دوجانبه ای نبود وبه منظور حضور دردومین  اجلاس سران کشورهای حاشیه درای خزر به ایران آمد تا نشان دهد نگاه روسیه به ایران اینگونه است .

 آیا بازی روسها با کارت نیروگاه بوشهر که قریب دو دهه ادامه دارد وحتی در صورت راه اندازی کامل که با تشکیک همراه است این بازی ادامه خواهد  یافت به باد نسیان سپرده شد؟ گیریم که خیانهتای روسیه در سالهای 1813،1828،1915به ملت ایران از سوی تصمیم گیرندگان فراموش شده باشد. آیا خیانتهای مسکو در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران ،دریای خزر ،قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی و مسائل هسته ای هم باید فراموش شود؟ مگر ولادیمیر پوتین نبود که بدون آنکه حتی به الهام علیف هم بگوید به جورج بوش پسر پیشنهاد کرد که برای رصد کردن ایران از پایگاه راداری شوروی سابق موسوم به قبله(به فتح ق و ب و کسرل) واقع در شهری به همین نام در جمهوری آذربایجان بهره برداری نماید؟

آیا عدم اجرای تعهد مسکو در قبال تحویل سامانه دفاعی موشکی اس- 300 به ایران برغم امضای قرارداد و دریافت مبلغ از تهران به بهانه اجرای قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل که خود نیز یک از حامیان این قطعنامه علیه ایران بوده از یاد رفته است؟

در ابعاد منطقه ای ،این روسها بودند که مانع از میانجیگری ایران در حل مناقشه قره باغ شدند .در اردیبهشت 1371زمانی که لئون ترپطوسیان رییس جمهور وقت ارمنستان و یعقوب محمداف کفیل ریاست جمهوری آذربایجان در تهران با حضور آقای هاشمی رفسنجانی مذاکره کردند وبیانیه ای درراستای آتش بس و حل مشکل از طریق گفتگوی عادلانه بامضای سه طرف رسید .به محض امضای بیانیه روسها با استفاده ازعوامل خود در ارمنستان وآذربایجان سبب ساز اشغال شدند تا مانع از موفقیت مذاکرات صلح تهران شوند.مسکو تا کنون همگام با امریکا مانع از مشارکت ایران درروند حل وفصل مناقشه قره باغ شده است.

مسکو هیچ وقت حاضر نشد ایران در تحولات قفاز جنوبی مشارکت نماید و با ایجاد خلاء موجبات حضور بیشترغربیها را دریای خزر و قفقاز جنوبی فراهم نمود.درواقع روسیه به دست خود رقبایش را به منطقه وارد نمود.

روسیه درسازمان شانگهای هم بسترهایی را فراهم نمود تا ایران کماکان از عضویت ناظر به دائم نرسد.تا بتواند از این موضوع نیز بعنوان کارت بازی استفاده کند.هرچند که عضویت ناظر یا دائم ایران در این سازمان  سودی برای ایران نخواهد دشت واساسا این سازمان بمنظور مقابله با افراط گرایی دینی تشکیل شد و ایران هم یکی از متهمین این حرکت است.لذا عضویت ایران دراین نهاد نقض غرض تلقی می شود.

در آسیای مرکزی هم روسها در برابر مشارکت ایران درموضوعات اقتصادی ،سیاسی و امنیتی سنگ اندازی نموده است.تا درنهایت سود حداقلی به ایران برسد یا اساسا سودی به ایران نرسد. برخوردهای این کشور با همکاری های ایران در تاجیکستان در زمینه آشتی میان دولت و مخالفین و محورهای اقتصادی نمونه ای از این واکنش کرملین در برابر حضور ایران در آسیای مرکزی است.

در حوزه دریای خزر که کار ویژه روسیه دربازی با ایران واعمال سیاستهای ریاکارانه با ظاهری دوستانه محسوب می شود.مسکو ابتدا همراه ایران در قبال امضای قرارداد نفتی موسوم به کنسرسیوم قرن که توسط دولت باکو با شرکتهای عمدتا غربی بامضاء رسد مخالفت نمود و واکنش تندی نشان داد اما در همان کنسرسیوم توسط شرکت لوک اویل خود سهم خودرا گرفت وایران را تنها گذاشت. در ادامه این خیانت با امضای موافقتنامه های جداگانه ای با قزاقستا ن و آذربایجان و سپس تبدیل آن به موافقتامه سه جانبه بر علیه تعهد خود مبنی بر تعیین رژیم حقوقی دریای خزر با اتفاق آراء 5 کشور گام برداشت. تا بدانجا در شرایطی که همه کشورهای دریای خزر از منابع فسیلی این دریا بهره برداری می کنند تکلیف ایران مشخص نیست واقدام بایسته و شایسته ای در این خصوص صورت نمی گیرد مشابه آنچه که ایران دربرابر قطر انجام می دهد!

با عنایت به اینگونه رفتارهاو رویکردهای روسیه در قبال ایران و با در نظر داشت چالشهایی که این کشور با آمریکا و غرب دارد و درداخل نیز با مشکلات عدیده ای مواجه بوده و برای ورود به انتخابات ریاست جمهوری در سال 2012 آماده می شود . همانگونه که گفتم به احتمال زیاد نگاه مسکو در ارائه طرح گام به گام، ابزاری ، فرصت طلبانه و درراستای منافع خوداست.

مر کز بین المللی مطالعات صلح:   تا چه حدی طرح گام به گام روسیه را ایفای نقش میانجی از سوی روسیه بین ایران و غرب ارزیابی کرد؟ 

به نظر من ماهیت پرونده هسته ای ایران و رویکردهای بازیگران بین المللی  و نگاه مسکو به ایران بگونه ای  است که امکان میانجی گری روسیه در این موضوع را فراهم نمی کند.اصولا میانجی کشوری می تواند باشد که رویکرد مستقلی نسبت به طرفها داشته باشد و منافع خودرا در میانجی گری دخالت ندهد.روسها دارای چنین شرایطی نیستند.از سوی دیگر روسیه آنگونه که باید در روند تصمیمات بین المللی تاثیر گذار نیست .اینکه لاورف ابتدا طرح گام به گام را بدون اطلاع ایران و حتی تروییکای غرب به آمریکا ارائه میکند حاکی از این است که آنها نگاه سلسله مراتبی به نظام بین الملل دارند.مولفه های امروزین قدرت روسیه این امکان را به آنها نمی دهد که بتواند اینگونه ایفای نقش نماید.روسها اصولا سیاست بازی می کنند نه اعمال سیاست.

مر کز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به اینکه رییس‌جمهوری ایران با استقبال از پیشنهاد روسیه برای حل و فصل گام به گام مسائل مربوط به برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی آمادگی تهران برای همکاری در این زمینه را اعلام کرد به نگاه شما موضع گیری تهران در طرح روسیه چگونه قابل بررسی  و تحلیل قرار میگیرد ؟

کم وکیف اظهارات مقامات ایرانی بویژه وزیر امورخارجه در موردطرح روسیه بیانگر این است که تهران به این طرح تردید آمیز می نگرد.چرا که هنوز جزییات طرح ، ضمانت اجرایی مرحله به مرحله وچگونگی های آن ،واکنش آمریکا و دیگر اعضای1+5 و آژانس بین المللی انرژی اتمی مشخص نیست .سوال وابهام عمده این است آمریکا وغرب خواستار توقف غنی سازی اورانیوم توسط ایران است و روسیه وچین نیز در قطعنامه هایی که در شورای امنیت  سازمان ملل علیه ایران تصویب شده وآنها هم از از مصوبه ها حمایت کرده اند بر توقف غنی سازی از سوی ایران تاکید دارند.حال سوال این است که آیا طرح گام به گام روسیه حامی ادامه غنی سازی اورانیوم تحت نظارتهای شدید بین اللملی درایران است یا نه ؟ آیا دیگر اعضای 1+5 می پذیرند که غنی سازی به صورتی که گفته شد ادامه یابد؟ سوال دیگر اینکه  چه مقداراز اورانیوم غنی شده درایران باید به کشوردیگری انتقال یابد؟ با توجه به اینکه طرح امضاء شده میان برزیل ،ترکیه وایران به جایی نرسید چه میزان امید به تحقق این طرح است؟ آیا روسیه با این طرح مجددا به دنبال انتفال غنی سازی اورانیوم و اورانیوم غنی شده به خاک خود نیست تا همانگونه که نیروگاه بوشهر را به اسارت گرفته غنی سازی و اورانیوم غنی شده را هم اسیر خود کند؟ از طرفی تصور میکنم موضوع هسته ای ایران از سوی بازیگران مطرح بصورت مجرد نگریسته نمی شود .مولفه های دیگری که با نوع سیاست خارجی وداخلی ایران و رفتارهای دولت مرتبط است در روند حل وفصل بحران هسته ای کشورمان موثراست.

مزید بر سوالات وابهامات فوق سوالات دیگری نیز به ذهن متبادر می شود که بمنظور پرهیز از اطا له کلام از طرح آنها اجتناب می کنم .اما می توانم بگویم که بنا به دلایل مختلف داخلی وخارجی و معادلات قدرت در داخل وخارج و عد م اعتماد به روسیه  بنده سرنوشت خوبی برای این طرح نمی بینم.بنظر می رسد بررسی آن هم درایرا ن تحت تاثیر همان عوامل به طول بیانجامد.

مر کز بین المللی مطالعات صلح: واشنگتن به عنوان مهم ترین بازیگر غربی در پرونده هسته ای ایران چه موضعی در قبال طرح  اخیر روسیه در پرونده هسته ای ایران دارد؟

همانگونه که گفتم واشنگتن به پرونده هسته ای ایران بصورت مجرد ومجزا از برخی مسائل دیگر از قبیل سیاست  و رفتار ایران در خاورمیانه ،عراق ،افغانستان ،خلیج فارس ،دریای خزر ،آمریکای لاتین وآفریقا و تحولات داخلی  نمی نگرد و به موضوع هسته ای ایران هم به عنوان هدف و هم بعنوان وسیله نگاه می کند.این موضوع برای واشنگتن هم استراتژیک است هم تاکتیک.

آنچه روشن است اینکه آمریکا مخالف درجه یک غنی سازی اورانیوم درایران است .بقیه کشورهای سیستم هم همین نظر رادارند .حتی روسیه که طرح گام به گام ارائه نموده است. شاید منوط به اینکه غنی سازی اورانیوم درایران را گروگان خود نماید تحت شرایط خاصی با ادامه آن موافقت کند.که البته موافقت روسیه هم کافی نیست .هر گونه ابزاری که بر اهرمهای روسیه در چانه زنی با آمریکا بیفزاید مورد مخالفت واشنگتن قرار خواهد گرفت.درشرایطی که کرملین از ابزارهایی مانند کلاهکها وسلاحهای استراتژیک ،بالستیک هسته ای و حوزه های نفوذ درمنا طق پیرامونی و برخی مناطق خارج دور برخوردار است و از همین رهگذر امتیازاتی از امریکا وغرب دریافت می کند آمریکا هرگز راضی نخواهد اهرمهای دیگری دراختیار روسیه باشد.

در حال حاضر به نظر می رسد آمریکا با سکوت خود واکنشهای روسیه وایران را رصد و برروی طرح مورد بحث کاوش بیشتری میکند.تا اینجای کار سکوت آمریکا مخالفت است تا موافقت.البته ما چون از جزییات طرح مطلع نیستیم نمی توانیم دقیقتر رفتارهای امریکا وایران را پیش بینی کنیم.اما از کلان قضایا می توان استنباط نمود که طرح گام به گام شاید به اولین گام هم نرسد ودرصورتی که برسد چندگام بیشتر پیش نرود.

به نظر می رسد در شرایط کنونی ایران و امریکا درانتطار متقابل به سر می برند. اگر ایران زودتر با طرح اعلام موافقت نماید.امریکا به احتمال زیاد با طرح روسیه مخالفت خواهد کرد.وبرعکس اگر آمریکا موافقت نماید محتمل این است که ایران با آن مخالفت کند. به نظر می رسد حالت اول برای ایران بهتر باشد.احتمال فراوان نیز وجود دارد که واشنگتن بمنظور فرافکنی و رهایی خود از این وضعیت طرح روسیه را به گروه 1+5 ارائه نماید تا در آنجا تصمیم گیری شود .که دراین حالت فضای بازی مسکو و تهران را محدودتر خواهد نمود.

 مر کز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به تجربه تحولات چند سال اخیر و نگاه  روسیه به ایران و همچنین  همراهی با قطعنامه های شورای امینت علیه ایران، عدم تحویل سامانه دفاع موشکی اس ۳۰۰ و همچنین تاخیر های پیاپی در راه اندازی نیروگاه هسته ای بوشهر تا چه اندازه ای این طرح را  می توان  در راستای منافع ملی ایران دانست ؟

همانگونه که در پاسخ به سوالات قبلی به برخی از رفتارهای روسیه در قبال ایران من جمله مواردی که جنابعالی مطرح کردید اشاره نمودم .از مجموعه رفتارهای گذشته روسیه می توان به این نتیجه رسید که روسها برای منافع ملی ایران کاری اساسی انجام نمی دهند.نگاه فرصت طلبانه و ابزاری آنها به ایران زمانی متحول خواهد شد که سیاست خارجی ایران موفق به پرکردن خلاءهای استراتژیک خود نماید تا بتواند از همه ظرفیتهای موجود داخلی ،منظقه ای و بین المللی درراستای تامین منافع ملی بهره برداری نماید.بویژه آنکه در داخل کشور نیز سیاست خارجی به عنوان ابزار گروههای سیاسی مورد استفاده قرار نگیرد.سیاست خارجی ضمن تاثیرپذیری از تحولات خارجی از تب وتابهای داخلی هم موثراست و به همین دلیل برخی سیاست خارجی را ادامه سیاست داخلی می پندارند که تا حدودی این برداشت صحیح است .ضمن اینکه تاثیر تحولات بین المللی را هم نباید بر ساخت تصمیم گیری درعرصه خارجی فراموش نمود.در این راستا باید گفت :

-برغم بازتاب خوشبینانه و بعضا بسیار خوش بینانه سفرهای  همزمان نیکلای پاتروشف و علی اکبر صالحی به تهران ومسکو در رسانه های مختلف بویژه رسانه های دولتی دوکشور وتاکید بر مواضع مشترک دوکشور در برخی مسائل منطقه ای وبین المللی مانند سوریه ،لیبی ،عراق ،افغانستان  و برخی مناطق دیگر که در خارج دور دوکشور واقع هستند(که آنگونه که باید مشترک هم نیست شاید بصورت مقطعی وگذرا ) .دوکشور در مناظق پیرامونی وخارج نزدیک از مواضع مشترکی برخوردارنیستند و برغم امتیازاتی که ایران به روسیه می دهد روسها در دریای خزرو قفقازجنوبی  همکاری ملموسی که منافع ایران را درپی داشته باشد با ایران ندارند و در موارد متعددی هم در مسیر حضور ایران دراین منطق سنگ اندازی نموده ومی کنند.

مبادلات تجاری 3میلیارد و600 میلیون دلاری ایران- روسیه در طول یکسال تا بیش از 80 درصد به نفع روسیه است .لذا بالیدن به این آمار نشان از تامین منافع ایران نمی شود .روسها علاقمندند که ایران همه تخم مرغها یا اکثر آنها را در سبد این کشور بگذارد تا ازاین طریق براحتی بتواند با ایران بازی کند.

شاید چنین تصور شود که بنده نگاه بدبینانه ای را درقبال روسیه دارم اما با توجه باینکه دلایل زیادی در دست دارم که به برخی از آنها در این مجال اشاره نمودم تصورم این است که این نگاه واقع بینانه است. آنچه مسلم است برای یکایک ایرانیها منافع ملی باید ثابت باشد ودوست یا دشمن ثابت نداریم. برهمین اساس نه نگاه بدبینانه ونه نگرش خوش بینانه بلکه نگاه واقع بینانه نگاه اصولی ومنطقی است.بدیهی است اگر روسها در عمل ورفتار خود به وعده هایشان عمل کنند و ما شاهد اقدامی از سوی آنها به نفع ایران در سطوح استراتژیک ملاحظه کنیم به آنها هم در نگارشهای بعد اشاره خواهیم نمود.

باید خاطر نشان سازم که بنده منکر برخی روابط در عرصه های مختلف فرهنگی ،سیاسی ،اقتصادی ،امنیتی ونظامی وبعضی مسائل مربوط به همکاریهای دوکشور در زمینه منطقه ای وبین المللی میان تهران – مسکو نیستم.آنچه که مهم است مسائل استراتژیک وحیاتی بیشتر مدنظر است که با چالش مواجه است.و ازد یگر سو این مناسبات بیشتر به نفع روسیه است تا ایران و توازنی درهمکاریها وجود ندارد.

مر کز بین المللی مطالعات صلح: پیشنهاد شما درباره روابط  تهران با مسکو بوِیژه در راستای طرح گام به گام هسته ای چیست؟

پیشنهادم این است که در روابط با روسیه نه به تعداد سفرهای متقابل ،زمان وموضوعات مذاکره که شاید برای برخی دیپلماتها ومقامهای مسئول جالب باشد بلکه باید به عمل روسیه به تعهداتش و پشت پرده سیاستهای روسیه باید دقت نمود.به هرحال پیمانهای مخفی روسیه –آمریکا در گذشته علیه ایران مانند قرارداد گور- چرنومردین که بعدها فاش شد نباید فراموش شود روسها در این قراردارد به آمریکاییها قول داده بودند که اقلام نظامی تهاجمی و برخی تکنولوژیها را به ایران صادر نکنند. همانگونه که به وعده هایشان در راستای اقدام فرسایشی در احداث ورا ه اندازی نیروگاه بوشهر عمل نموده و می کنند.

برخلاف ارزیابی برخی کارشناسان که به تحرک اخیر در روابط دوکشور از دریچه سفرها و مذاکرات نگریسته و خوش بینانه از آغاز مرحله ای جدید و راهبردی در مناسبات دوکشور سخن می گویند بنده معتقدم این تحرکات اولا تازه نیست درگذشته هم چنین تحرکات مقطعی را از طرف روسها زمانی که نیاز داشته اند شاهد بوده ایم.این بار نیز مقطعی خواهد بود چرا روسها محدودیتهایشان بیشتر از امکاناتشان است.برهمین اساس شکل گیری مناسبات راهبردی میان روسیه وایران بسیار بعید می نماید.در روابط استراتژیک اصولا سه سطح از روابط تعریف می شود.همکار استراتژیک ،شریک استراتژیک و متحد استراتژیک .بعید است مناسبات  تهران – مسکو حتی به مرحله اول این روابط یعنی همکاری استراتژیک هم برسد چه رسد به دو مرحله بعد!؟

لذا خیلی دور از ذهن نیست که مسکو بخواهد در سفر فریب الوقوع یک مقام روسی به واشنگتن یا دیدار یک مقام آمریکادی از مسکو شروع مجدد ی برای بازی با کارت ایران در جهت کسب امتیازات مورد نظر تا جایی که میسر است بنماید.

 

Share