August 13, 2022 – 6:30 am | Comments Off on اولویت های نگاه مسکو به افغانستان

 دکتر علی بمان اقبالی زارچ
کارشناس ارشد اورآسیا
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

پنج گانه امنیت، تروریسم ، مواد مخدر ، ترانزیت و معادن
افغانستان ، دیار رنج بی پایان ، دهه ها خشونت و جنگ و سرگردان فیمابین …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

ترکیه – اسرائیل، پایان همکاری، آغاز تقابل

نگارش در June 9, 2010 – 10:46 pm
Share

ترکیه اسرائیل، پایان همکاری، آغاز تقابل

عطا بهرامی

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

www.peace.ipsc.org


تنش شدید در روابط ترکیهاسرائیل باعث بحث های زیادی در محافل سیاسی در باره آینده روابط دو طرف شده است. برخی اختلافات کنونی را مقطعی و برخی دیگر عمیق می دانند. هنگامی که در ژانویه سال 2009، رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه شیمون پرز رئیس جمهور اسرائیل را به جنایت و کشتن کودکان غزه متهم کرد و سپس در اعتراضی محکم که تا آن زمان بی سابقه بود اجلاس را ترک نمود؛ برخی گمان می کردند که نخست وزیر ترکیه هیجان زده بوده و اقدامی احساسی انجام داده است که به زودی به فراموشی سپرده خواهد شد اما روند حوادث بعدی نشان داد که آن موضع گیری اردوغان ریشه در درک استراتژیک این کشور از منافع ملی خود و نقش مخربی که اسرائیل در حمله به منافع ملی ترکیه در پیش گرفته است، داشت.

واقعیت این است که ترکیه دیگر متحد استراتژیک اسرائیل نیست و ریشه این افتراق را باید در دو نکته که تکمیل کننده یکدیگر هستند جستجو کرد که نخستین آن پایان نظام دو قطبی و حاکم شدن نظام هژمونیک و دیگری در طرح های خاورمیانه ای آمریکا و همراهی اسرائیل با آن ها نهفته است. نظام دو قطبی و ترس از اتحاد شوروی که داعیه دار ایدئولوژی کمونیستی بود باعث شده بود که در خاورمیانه اتحادی از مخالفان این کشور تشکیل شود. ترکیه نیز که به عضویت ناتو درآمده بود و عنصری مهم در صف مقابله با کمونیسم بود روابط نزدیکی با اسرائیل دیگر دشمن شوروی داشت. پس از فروپاشی شوروی نیز این اوقات خوش ادامه داشت که یکی از مهمترین لحظه های آن زمانی بود که تانسو چیلر نخست وزیر اسبق ترکیه ارض موعود از نیل تا فرات مورد ادعای صهیونیسم را تایید کرد که به دلیل شامل شدن قسمتی از خاک ترکیه انتقادهای زیادی را در داخل این کشور برانگیخت.

حمله آمریکا به عراق در سال 2003 و پس از آن علنی کردن طرح خاورمیانه بزرگ[1] نقطه عطفی در افتراق ترکیه و اسرائیل است. آمریکا در طرح خاورمیانه بزرگ اعلام کرده است که به دنبال ترویج دمکراسی و مراجعه به آرای عمومی است که در آن برای زنان نیز جایگاه ویژه ای در نظر گرفته شده است. نگاهی به وضعیت قومی و نژادی خاورمیانه ما را با حقیقت جالب توجهی روبرو می کند. در یک سو اکثریت عرب قرار دارد که در کشورهای مختلف و نوظهوری پراکنده شده اند و در طرف دیگر با اقلیت های بزرگی مانند کردها مواجه ایم که بزرگترین قومیت بدون پرچم را تشکیل داده و بین چهار کشور ایران، ترکیه، عراق و سوریه به طور عمده پراکنده شده اند.

کردها به بزرگترین دستاویز اسرائیل برای تعقیب اهداف کلانی که برای خاورمیانه در سر دارد تبدیل شده اند. وجود این قوم در بین چهار کشور بزرگ منطقه که با اسرائیل نیز همسایه هستند باعث شده است تقویت آنها این چهار کشور را تحت تاثیر قرار دهد. سیاست اسرائیل از سال 1948 بر شکستن قدرت های منطقه برای تضمین حیات بی دردسر بوده است. حمله آمریکا به عراق و اتمام کار صدام به عنوان دشمن سرسخت اسرائیل خیال این رژیم را راحت نمود. طرح های آمریکا برای خاورمیانه که بر تجزیه واحدهای سیاسی کنونی به واحدهای کوچکتر به بهانه دمکراسی و حمایت از قومیت هایی که مورد ستم قرار گرفته اند به شدت مورد علاقه اسرائیل است و به خوبی پیدا است که کردها بزرگترین قومیت بدون پرچم جهان می توانند بهانه مناسبی برای این کار باشند. آنها در عراق به یک حکومت کاملا خودمختار دست یافته اند و در ترکیه نیز به دلیل داشتن بیشترین جمعیت نسبت به سایر کشورهایی که دارای اقلیت کرد هستند با الگوگیری از مدل عراق بر تحرکات خود افزوده اند و در این راه حمایت رژیم صهیونیستی را با خود دارند.

حمایت اسرائیل از کردها در ترکیه و عراق دلیل واکنش شدید ترکیه است که حاکمیت خود را در خطر می بیند. در چنین شرایطی صحبت از منافع استراتژیک ترکیه و اسرائیل در شرایطی که این رژیم سیاست استفاده از کردها برای تجزیه ترکیه را در پیش گرفته است یک شوخی است و باید آن را مربوط به گذشته ها دانست. کردها به دلیل اینکه از جانب کشورهای منطقه تحت فشار بوده اند، سیاست های آمریکا برای خاورمیانه و وجود اسرائیل را فرصتی برای انتقام گیری می دانند که می تواند ادعاهای سرزمینی آنان را جامه عمل بپوشاند و برای اسرائیل نیز تنها متحد واقعی به شمار می روند زیرا برخلاف سایر کشورهای اسلامی مردم کرد عراق طرفدار داشتن رابطه با اسرائیل بوده و دولت هایشان را نه تنها از این بابت سرزنش نمی کنند بلکه تشویق نیز می کنند و جالب اینکه اسرائیل از یهودی هایی که از کردستان مهاجرت کرده اند خواسته است به کردستان عراق باز گردند و اقدام به تاسیس حزبی یهودی نیز کرده است.

اوی دیختر وزیر امنیت عمومی اسرائیل که بخشی از سخنان وی اخیرا در رسانه ها انتشار یافته است تاکید می کند اصلی ترین هدف ما در مسئله عراق پشتیبانی تسلیحاتی، امنیتی و آموزشی نظامی از گروه های کرد است تا به تدریج برای تاسیس حکومت مستقل کردستان آماده شوند، حکومتی که بر شمال عراق و منابع نفتی کرکوک کاملا سیطره داشته باشد.[2]آیا می توان تصور کرد که در عراق کشور مستقل کرد تاسیس شود و در ترکیه، ایران و سوریه هیچ اتفاقی روی ندهد؟ پاسخ منفی است و ترکیه نیز این حقیقت را درک کرده است و در پاسخ به این سیاست رژیم صهیونیستی سیاست تقابل با استفاده از موضوع فلسطین که برای مردم مسلمان منطقه دارای اهمیت زیادی است را در پیش گرفته است.

ترکیه به طور ریشه ای سیاست خصومت علیه اسرائیل را در پیش گرفته است. سرویس امنیتی اسراییل از انتصاب هاکان فیدان معاون نخست وزیر ترکیه به سمت رئیس سرویس اطلاعاتی ترکیه (MIT) به شدت نگران شده است. وی رابطه بسیار خوبی با ایران داشته و از طراحان رویکرد به دنیای اسلامی است. وجود افرادی مانند فیدال که در حزب عدالت و توسعه مانند آن را می توان فراوان دید باعث تشدید تنش ها بین طرفین و رویارویی خواهد شد، مساله ای که نشانه های آن از مدت ها پیش هویدا شده است.

1


[1] Greater Middle East

[2] اظهارات یک مقام ارشد اسرائیل درباره بهره گیری از احزاب کرد در تجزیه عراق، پایگاه فرهنگیتحلیلی کردستان امروز، http://kurdistantoday.ir/NewsDetail.aspx?itemid=1332

 

Share