May 18, 2022 – 6:02 am | Comments Off on چهار دهه جنگ پیچیده ترکیبی علیه ایران

ابراهیم اخلاصی
نویسنده و پژوهشگر
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

جنگ هیبرید یا عملیات ترکیبی  Hybrid Warfare) ) واژه ای ست که استفاده و بهره گیری از آن در جهان و به ویژه در خاورمیانه و …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, عراق, مقالات, مقالات تحلیلی

بسترهای ریشه ای ناامنی های عراق

نگارش در November 7, 2013 – 12:07 pm
بسترهای ریشه ای ناامنی های عراق
Share

دکتر سیروس برنا

کارشناس مسائل عراق و پژوهشگر در مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی

در چند ماه گذشته رخدادهای امنیتی و سیاسی عراق رنگ تغییر یافته است و  بر حجم عملیات های تروریستی از سوی جریان هایی چون داعش، القاعده و سرویس های اطلاعاتی خارجی افزوده شده است. در همین راستا جدا از نقش عوامل پسینی و بیرونی ناامنیها نوشتار زیر به بررسی علل ریشه ای  ناامنی ها و انفجارهای انتخاری عراق می پردازد.

واژگان کلیدی: علل ریشه ای ناامنی های عراق، ناامنی های عراق، نقش شکاف های قومی در عراق،  نقش شکاف مذهبی در عراق, شکاف های افقی و عمودی در عراق

 

ناامنی ها، بی ثباتی ها و انفجارهای انتخاری (و به تعبیر مخالفان جهادی) امروز عراق و ترورهای کور امروز عراق دارای علل پیشینی  ریشه ای و بنیادین است. در این راستا مهمترین علل نا امنی در عراق را باید در بنیان های جامعه شناختی این کشور جستجو نمود. بدین معنا که وجود شکاف های افقی و عمودی در عراق اعم از شکاف های قومی شامل اکراد و اعراب و شکاف های مذهبی مانند شیعیان سنی ها و سایر فرق خرد تر مذهبی از یک سو و از سوی دیگر هم تاریخ استبداد متراکم در عراق طی قرن بیستم منتهی به زمان سقوط صدام در مارس 2003 میلادی را باید از مهمترین عوامل موثر در آشوب ها و ناامنی ها و بی ثباتی های کنونی عراق دانست. بنابراین با توجه به این نکته باید گفت در وهله نخست مردم عراق و شهروندان عراقی قواعد رفتارهای دمکراتیک و رعایت الگو های رفتار دمکراتیک را یاد نگرفته اند و  گروه های ذی نفود و مرجع سیاسی و احتماعی در عراق هم در بستر و فرایند سیاسی و دمکراتیک سوابق تجربی چندانی ندارند و چنین رفتارهایی را یاد نگرفته اند. این خود در میان مدت و بلندمدت موجب شده است تا شاهد آثار و پیامدهای آن باشیم. بدین معنا که تا موقعی که فرایندهای دمکراتیک در رفتار و به تعبیری در شخصیت و روندهای تربیتی شهروندان عراقی در طی نسل های آتی نهادینه نگردد ما همچنان باید شاهد بروز و ظهور رفتارهای خشونت آمیز از سوی آنها باشیم. این امر نکته مهمی در شکل گیری ناامنی در عراق است.

 نکته دوم این است که ما هم شاهد نفوذ گروه های به اصطلاح تروریست و شکل گیری نهادهای سازمان القاعده در عراق بوده و هم با فعالیت ها و میدان دارای برخی از گروه های دیگر ماند فدائیان صدام و بعثی ها روبروه بوده ایم. علاوه بر آن برخی افراط گری های از سوی هر دو سوی بردار مذهبی عراق (شامل برخی از سنی های افراطی و همچنین برخی از شیعیان افراطی) خود از علل مهم شکل گیری برخی ناامنی ها در عراق بوده است.  سوم اینکه وجود شکاف مهم مذهبی بین شیعیان و سنی ها و جابجایی ای که در نقش آنها در ساختار سیاسی عراق صورت گرفته است در بروز ناامنی موثر است. بدین معنا که در گذشته های نه چندان دور یا در چند دهه گذشته سنی ها قدرت را در ید خود داشتند، اما بعد از مارس 2003 به خاطر اینکه جمعیت اکثریت عراق از آن شیعیان است نخست وزیری و قدرت مسلط اجرایی در دست شیعیان افتاده است. اما این قدرت در دست شیعیان برای سنی ها قابل تحمل و قبول نبوده و این امر آثار خود را داشته است. یعنی بخش قابل توجهی از کشاکش هایی که در دایره کنشگران فعلی عراق ظهور و بروز یافته ناشی از این مساله است. در این بین گرچه در کوتاه مدت و در طی سالهای اخیر شاهد مشارکت رو به جلو، فزاینده و بیشتری از سوی سنی های عراق در ساختار سیاسی و  قدرت این کشور بوده ایم، اما هنوز سنی های افراطی ها وضعیت کنونی در عراق را برنمی تابند و  برنتابیده اند. در این راستا متاسفانه با دخالت، نقش آفرینی و حمایت و مساعدت برخی از قدرت های منطقه ای و فرا منطقه ای برخی از کشورهای همسایه عراق (بویژه حمایت مادی و مالی از سوی کشورهایی همانند قطر و امارات و حمایت های سیاسی و امنیتی از  سوی کشورهایی چون عربستان و بعضا ترکیه) باعث شده است تا شرایط کنونی در عراق ایجاد گردد. چهارمین عامل ریشه ای ناامنیه ای عراق را باید در  نقش شکاف قومی در عراق در ناامنی ها دید. یعنی دو قوم کرد و عرب در قلمرو جغرافیایی عراق هر کدام دارای منافع مصالح، مصالح و الزامات خود بوده و هستند. اگر چه بعد از سقوط صدام و شکل گیری ساختار فدرال و دمکراتیک اکراد تا حد زیادی به قدرت خودمختاری قائل گردیدند و به تعبیری دیگر به نوعی شبه خودمختاری رسیدند و حتی پرچم دومی برای خود طراحی کرده و در مدارس و رسانه های  زبان دوم خود را به کار گرفته و به دنبال اهداف درازمدت خود یعنی استقلال هستند، اما این وضعیت فدرال هر چند باعث کاهش تنش بین قدرت و دولت مرکزی با دولت اقلیم کردستان عراق در کوتاه مدت و میان مدت شده ولی باید اذعان داشت و تاکید نمود که تنش ها همچنان وجود دارد. یعنی با وجود مسائلی مانند کانون اختلاف انگیز منطقه کرکوک و عدم ترسیم خطوط مشخص بین قلمرو و مرز قدرت دولت مرکزی با مرز اقلیم کردستان عراق و مقوله ای تحت عنوان ضرورت تدوین متمم برای قانون اساسی عراق (که همچنان چالش ها خاص خود را دارا است) همچنان مسائل مورد اختلاف متعددی بین مرکز و اقلیم وجود دارد. همچنین از سویی دیگر وجود برخی کشمکش ها بین دو حزب عمده اقلیم کردستان عراق یعنی اتحادیه میهنی کردستان از یک سو و حزب دمکراتیک کردستان از سوی دیگر و نقش آفرینی پ ک ک در برخی از قلمرو شمالی اقلیم کردستان عراق در برآیند نهایی بر روی امنیت ملی عراق تاثیر خود را داشته است. بنابراین آنچه در بالا آمد کلیات و علل پیشینی یا علل ریشه ای و بنیادین ناامنی ها، بی ثباتی ها و انفجارهای انتخاری (و به تعبیر مخالفان جهادی) امروز عراق و ترورهای کور  است.

 

 

Share