آذر ۱۰, ۱۴۰۰ – ۷:۴۱ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

تجاری‌سازی پررونق فضا و اتکای اقتصاد جهانی به سیستم‌های مبتنی بر فضا، درگیری آشکار در ماورای جو زمین را بسیار پرهزینه می‌سازد. فلزات کمیاب و سایر مواد …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, گفتگو

بررسی موشکافانه دلایل عدم تشکیل دولت لبنان در گفتگو با دکتر مسعود اسد اللهی

نگارش در اردیبهشت ۳۱, ۱۳۹۰ – ۱:۴۰ ب.ظ
بررسی موشکافانه دلایل عدم تشکیل دولت لبنان در گفتگو با دکتر مسعود اسد اللهی
Share

سید مهدی مدنی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC


دکتر مسعود اسداللهی کارشناس برجسته مسائل خاورمیانه و استاد دانشگاه، سالهاست که بیشر وقت خود را در لبنان سپری می کند و وقت خود را به پژوهش و تحقیق درباره لبنان و بخصوص جنبش حزب الله اختصاص داده است. کتاب «از مقاومت تا پیروزی» از جمله آثار معروف اوست که به زمینه ها، مقدمات و تاریچه تشکیل حزب الله لبنان اختصاص دارد. همچنین از وی چندین مقاله علمی – پژوهشی نیز در مجلات معتبر به چاپ رسیده است. آنچه در زیر می آید حاصل گفتگوی مفصلی است که در آخرین سفر این استاد لبنان شناس به ایران تهیه شده است.

س: جناب دکتر به عنوان اولین سوال بفرمایید که اوضاع کلی دولت لبنان را چگونه ارزیابی می کنید؟

در خصوص وضعیت فعلی دولت لبنان باید گفت که سعد حریری سرپرست دولت بوده اما نجیب میقاتی مامور تشکیل دولت بعدی می باشد و این در حالی است که وی نتوانسته با وجود گذشت سه ماه دولت را تشکیل دهد و افقی نیز برای تشکیل دولت دیده نمی شود. اما علت عدم تشکیل دولت چیست؟ دلایل متفاوتی را می توان برای این امر برشمرد. باید دانست که ترکیب سیاسی و اجتماعی لبنان بسیار پیچیده است، چه از نظر دینی و اجتماعی و چه از نظر احزاب سیاسی و گروه ها و دسته جات. آقای نجیب میقاتی مدعی است که در بین دو گروه عمده 14 مارس و 8 مارس، یک شخصیت بی طرف و میانه به حساب می آید. هر چند که در انتخابات پارلمانی وی در ائتلاف با گروه های 14 مارس قرار داشت و از آنجا به پارلمان راه پیدا کرد. زمانی که عمر کرامی مجبور به استعفا شد، میقاتی یک دوره کوتاه  پس از ترور رفیق حریری نخست وزیر لبنان شد و انتخابات را برگزار کرد. لذا وی علاقه دارد که خود را چهره ای مستقل نشان دهد. البته وی این بار در راه تشکیل دولت با مشکلاتی مواجه شده است. اول آنکه از طرف سعد حریری و حزب متبوعش یعنی “المستقبل”،  حمله شدیدی به وی صورت گرفته و او را متهم به خیانت به اهل سنت لبنان و همچنین او را متهم به سرنگونی دولت سعد حریری می کنند. سعد حریری معتقد است که نخست وزیری باید در خاندان حریری باقی بماند و به تعبیری می خواهد که این امر را به حالت پادشاهی تبدیل کند. وی فکر می کند که چون پدرش  کشته شده، نخست وزیری باید تا ابد در این خاندان بماند و هیچ شخصیت سنی دیگری حق ندارد خود را برای نخست وزیری لبنان کاندیدا کند و باید نخست وزیری دراین خاندان منحصر شود.  مسلما این امر نه پایه قانونی دارد و نه خواستگاه اجتماعی. حریری اصلا تصور نمی کرد که دولتش سرنگون شود زیرا فکر می کرد که اکثریت پارلمانی را در دست دارد. اما با تغییر مواضع آقای جنبلاط و گرایش وی به سمت گروه 8 مارس و همچنین گرایش  فراکسیون میقاتی به 8 مارس، دولت حریری سقوط کرد.  البته وی بعد از آن نیز  تصور نمی کرد که گروه 8 مارس بر روی نام یک فرد خاص به اجماع نظر برسد.  لذا فکر می کرد که با بی نتیجه بودن اقدامات 8 مارس، آنها دوباره به سمت سعد حریری می آیند. اما این تصورات به نتیجه نرسید و نجیب میقاتی به عنوان نخست وزیر معرفی شد. لذا حریری از همان روز اول  حمله شدیدی را به نجیب میقاتی بر اساس تحریک  احساسات مذهبی اهل سنت لبنان، سازماندهی کرد. از قبیل گفته های چون: “دولت میقاتی، دولت حزب الله است. دولتی دست نشانده است” و یا اینکه “شیعیان آن را اداره می کنند”. لذا وی کوشیده تا پست نخست وزیری را که بر اساس قانون لبنان متعلق به اهل تسنن می باشد، از دست رفته نشان دهد. حریری تمام رسانه ها و تمام احزاب حامی خود را علیه میقاتی بسیج کرده و مرتب این گونه اعلام می کند که وی نقض عهد و خیانت کرده است. حریری اینگونه وانمود می کند که میقاتی با آرای 14 مارس به پارلمان رفته ولی حالا با شیعیان پیمان بسته است و  بازیچه حزب الله و شیعیان شده است.

در مقابل، میقاتی برای آنکه نشان دهد که مستقل است و در تعیین وزرا از خود اختیار تام دارد، تلاش کرده تا تشکیل دولت را به تعویق بیاندازد. اگر وی در همان وهله اول، اقدام به تشکیل دولت می کرد، اتهام گروه مقابل اثبات می شد. لذا میقاتی با تاخیر در تشکیل دولت، تلاش می کند تا نشان دهد که  مستقل بوده و در برابر خواسته های گروه 8 مارس تسلیم نیست و خود، دارای افکاری برای تشکیل کابینه است.

س: بفرمایید که طبق قانون اساسی لبنان نخست وزیر ظرف چه مدتی باید کابینه را تشکیل دهد؟

یکی از مشکلات اصلی در لبنان همین است که قانون اساسی، سقف زمانی  برای معرفی اعضای کابینه را مشخص نکرده است. البته  این امر فقط در مورد نجیب میقاتی پیش نیامده بلکه  سعد حریری هم که دولت وحدت ملی را تشکیل داد با همین مسئله درگیر بود. این امر سابقه دار است یعنی حتی اگر بر نام شخص نخست وزیر نیز توافق حاصل شود، بر ترکیب دولت به راحتی توافق به دست نمی آید.

س: فرمودید که میقاتی برای نشان دادن استقلال خود، تشکیل کابینه را به تعویق انداخته است. آیا عاملی دیگری را می توان برای تعویق تشکیل کابینه  برشمرد؟

عامل دیگر، نحوه توزیع وزارتخانه ها میان گروه هایی است که  به میقاتی رای داده اند.  بالاخره هم گروه 8 مارس به وی رای داده است و هم فراکسیون ولید جنبلاط. از طرفی میشل سلیمان به عنوان رئیس جمهور نیز خواهان سهمی در کابینه است. خود آقای میقاتی نیز در پارلمان دارای طرفدارانی است وآنها نیز خواهان سهم هستند. لذا این امر به یک معادله چند مجهولی تبدیل شده که چگونه فرمولی را  می توان پیدا کرد که  نظر همه در آن لحاظ شود. از یک طرف میشل عون معتقد است که سهمیه وزاری مسیحی کابینه باید متعلق به فراکسیون وی باشد، این امر با سهمیه میشل سلیمان در تعارض قرار دارد. بر اساس توافقات سیاسی سهمیه ای نیز برای رئیس جمهور قائل می شوند و سه وزارتخانه را  به او می دهند.

مشکل دیگر در مورد احزاب اهل سنتی است که در گروه 8 مارس حضور دارند. آقای میقاتی چون سنی است معتقد است کل سهمیه وزاری سنی باید به فراکسیون او برسد. حال آنکه گروه 8 مارس معتقد است بخشی از این سهمیه متعلق باید به گروه های سنی 8 مارس برسد.

معضل دیگر در مورد نوع وزارتخانه ها است. چرا که هر گروهی سعی دارد، وزارتخانه های کلیدی را در دست بگیرد. یعنی حتی اگر تعداد وزارتخانه ها مشخص شود، نوع وزارتخانه ها نیز محل بحث است. مثلا  میشل عون اصرار دارد که وزارت کشور در دست او باشد، حال آنکه میشل سلیمان رئیس جمهور لبنان با این امر به شدت مخالف است و خود، خواهان این وزارتخانه می باشد. بحث و رقابت بر سر وزارت نیرو و ارتباطات نیز بسیار شدید بوده و محل اختلاف است.

س: شما از تمام گروه ها سخن گفتید بجز حزب الله لبنان. خوب در این میان نقش حزب الله چیست؟ آیا حزب الله در چارچوب گروه 8 مارس در این بازی ایفای نقش می کند و یا فراتر از 8 مارس، پیگیر اهداف و منافع خود است؟

حزب الله در بحث کابینه، در چارچوب 8 مارس به ایفای نقش می پردازد. گروه 8 مارس از گروه ها و احزاب مختلفی مانند حزب الله،جنبش امل،حزب بعث، حزب قومی – سوری، حزب دموکراتیک،…. و یا افرادی مستقل مانند عمر کرامی، اسامه سعد، کمال شاتیلا،عبدالرحیم مراد،فیصل داوود،عبدالرحمان بزری، عدنان عرقچی و… تشکیل شده است. برنامه سیاسی حزب الله در صف بندی سیاسی آن است که اهداف خود را در چارچوب گروه 8 مارس پیگیری نماید.

س: آیا در قانون سهم خاصی برای گروه های سنی و مسیحی و شیعه مشخص شده است؟

بله . ترکیب کابینه  میان طوایف و گروه های مختلف تقسیم شده است و تعداد وزرا به تعداد نهایی اعضای کابینه بستگی دارد. اگر کابینه 30 وزیر داشته باشد، سهمیه اهل سنت 6 وزارتخانه، سهمیه شیعیان 6 وزارتخانه و سهمیه مسحیان مارونی نیز 6 وزارتخانه می باشد. 12 وزارتخانه دیگر نیز میان گروههای دیگر میان دروزی ها، مسیحیان ارتدوکس، مسیحیان کاتولیک و ارمنی ها تقسیم می شود. اگر تعداد وزاری کابینه 24 شود، این سهمیه باز تغییر می کند و به اهل سنت ، شیعه  و مسیحی های مارونی، هر یک پنج  وزارتخانه تعلق خواهد گرفت. همیشه تعداد وزرای اهل تسنن، شعیان و مسیحیان مارونی باید مساوی باشد.

س: جناب دکتر با این اوضاع که می فرمایید می توان گفت که اگر تشکیل دولت لبنان امری محال نباشد در خوش بینانه ترین حالت امری بسیار سخت و پیچیده است و به نظر می رسد که تشکیل دولت در لبنان نیازمند یک همت ملی و حتی فراتر از آن می باشد. شاید بتوان این جمله معروف را گفت که  حل مشکلات لبنان را باید در خارج از این کشور جستجو کرد.

لبنان کشوری است که در آن هویت ملی شکل نگرفته است و لبنانی ها بیش از آنکه خود را لبنانی بدانند خود را وابسته به یک مذهب یا گروه می دانند. به همین خاطر، خود لبنانی ها معترفند که بدون دخالت خارجی قادر نیستند که مشکلات خود را حل کنند. حال این فشار خارجی یک بار از طرف آمریکا است، یک بار از طرف سوریه. باید گفت که سوریه به مدت نزدیک به سی سال در لبنان حضور مستقیم داشت و به علت این حضور، اختلافات موجود نیز با  فشار سوریه حل و فصل می شد. با خروج سوری ها از لبنان و بروز خلاء قدرت در این کشور، دولت لبنان به سختی تشکیل می شود و یا اگر هم تشکیل شود، بسیار شکننده خواهد بود چون یک مرجع فصل الخطاب در لبنان وجود ندارد. با توجه به این واقعیت، ایجاد توافق و محقق کردن آن در میان گروه های لبنانی، فوق العاده مشکل است. اینک سه ماه است که نه تنها دولت جدید تشکیل نشده بلکه امید به تشکیل آن کمتر نیز شده است.

س: با این توصیفاتی که از سوریه می فرمایید باید این کشور نقش بسیار تعیین کننده ای در لبنان داشته باشد. حال آنکه سوریه خود دچار مشکلاتی گردیده است و با بحران کم سابقه ای دست و پنجه  می کند. آیا این عدم تشکیل دولت در لبنان را با تحولات سوریه مرتبط  نمی دانید؟

آقای میقاتی با بشار اسد رابطه بسیار نزدیک داشته و حتی با او رابطه خانوادگی دارد. اما میقاتی به عنوان یک سیاستمدار عملگرا که به سیاست با عینک ایدولوژیک نگاه نمی کند، منتظر مانده که ببیند اوضاع سوریه به چه سمتی حرکت می کند. اگر دولت سوریه موفق شود ثبات را در این کشور برقرار کند، تاثیر مستقیم آن را بر ترکیب کابینه میقاتی خواهیم دید و این امر را تسریع می کند. اما اگر وضعیت در سوریه به سمتی پیش برود که سوریه به سمت نا آرامی و تزلزل حرکت کند، میقاتی یا دولت را تشکیل نمی دهد و یا آنکه به سمت غربی ها حرکت می کند و تلاش می کند تا رضایت آنها را جلب کند. جالب اینجاست دولتی که با این پیچیدگی ها تشکیل می شود، معمولا بیش از یک سال دوام نمی آورد. لذا تحولات و معادلات لبنان  بسیار پیچیده است و حتی سیاستمداری مانند نبیه بری که مدت بسیار طولانی در لبنان کار سیاسی می کند چندی پیش به طنز گفته که       ” لبنانی ها باید نماز استسقاء بخوانند تا خداوند رحم کند و دولت تشکیل شود”. وی بعد از چند روز گفت که کار از نماز استسقاء گذشته و باید برای  دولت لبنان “نماز میت” خواند. وقتی آقای بری با آن سابقه سیاسی این چنین حرفی را می زند، می توان دریافت که اوضاع این کشور چقدر آشفته است.

س: یعنی با این توصیفات باید به انتظار فروپاشی لبنان نشست؟

لبنان همواره صحنه درگیری ها و رویارویی ها سیاسی منطقه ای است. اگر می خواهید بدانید که در منطقه چه می گذرد باید به عرصه سیاسی لبنان بنگرید. هر اتفاقی که در خاورمیانه می افتد،تاثیر خود را بر روی لبنان نشان می دهد. اگر اوضاع خاورمیانه بحرانی باشد، لبنان بحرانی می شود و برعکس. اینک در منطقه بحث خیزش های مردمی شکل گرفته و برخی از رژیم ها وارد فاز ناآرامی شده اند و از طرفی تضاد های ایران و عربستان بسیار جدی شده است، همه اینها بر روی لبنان تاثیر می گذارد.

س: اتفاقا من می خواهم بحث را به همین سمت هدایت کنم. ببیند ما در سال گذشته شاهد یک سری تلاش ها از سوی عربستان و سوریه بودیم که به «سین- سین» معروف شد. با سفر ملک عبدالله به نیویورک که ظاهرا برای درمان بود، ما می بینیم که این تلاش ها نا فرجام می ماند. بفرمایید که چرا این گونه شد؟

این تلاش ها پیش از آغاز خیزش های مردمی در منطقه بود. در چارچوب این مذاکرات موسوم به سین – سین  (سوریه و سعودی) وارد یک سری بده بستان ها شدند که عرصه هایی مانند عراق و لبنان پیکره این مذاکرات را در بر می گرفت. در چارچوب این مذاکرات میان سوریه و عربستان قرار شد که عربستان امتیازاتی را در لبنان به سوریه بدهد و متقابلا سوریه در عراق به نفع عربستان اقداماتی را صورت دهد. در اینجا دو دیدگاه مطرح است. از یک طرف برخی معتقدند که عربستان به جد وارد این میدان شده بود و تلاش می کرد تا راه حلی را بیابد  و از پیامدهای منفی صدور کیفرخواست اولیه دادگاه بین المللی ترور حریری جلوگیری کند. سعودی ها پیش بینی می کرد که با صدور این کیفرخواست، اوضاع لبنان به هم بریزد و دولت سعد حریری سقوط کند. لذا عربستان کوشید تا از طریق بده بستان و مذاکرات پشت پرده با سوریه مانع از پیامدهای منفی صدور این کیفرخواست شود . اما هنگامی که ملک عبدالله به نیویورک رفت، آمریکایی ها آب پاکی را روی دست او ریختند و گفتند که هیچ توافقی را قبول نخواهند کرد و همین امر سبب شد که این تلاش ها با شکست مواجه شود. در این دیدگاه آمریکایی ها عامل اصلی شکست توافقات و سقوط دولت سعد حریری معرفی می شود.

در مقابل این دیدگاه، عده ای معتقدند که عربستان از ابتدا با سوریه  بازی نموده و عملیات فریب را اجرا می کرده است. سعودی ها در صدد بودند تا مدت زمان لازم برای صدور کیفرخواست طی شود و پس از آنکه کیفر خواست آماده شد، عربستان مذاکرات را بر هم بزند که عملا هم این طور شد. در ابتدای سال 2011 نیز دیدیم که شکست مذاکرات سین – سین رقم خورد. البته چیزی که غرب روی آن حساب نکرده بود، خیزش های منطقه ای بود. تونس و مصر وارد نا آرامی گسترده شدند که به منطقه سرایت کرد. این امر سبب شد که  توجه آمریکا به این مسائل معطوف شود و نتواند این پرونده را جلو ببرد.

س: جناب دکتر، ما در روزهای گذشته شاهد آن بودیم که قاضی پرونده ترور رفیق حریری این پرونده را به دادستان پرونده ارجاع داده و این نشان می دهد که این پرونده متوقف نشده است.

این امر بر اساس مکانیزم داخلی دادگاه بین المللی است. کیفرخواست اولیه توسط دادستان یعنی قاضی بلمار تهیه شده و بر اساس قانون باید به قاضی داده شود تا ضمن مطالعه، اشکالات و تناقضات آن رفع شود. اینک قاضی پرونده ضمن مطالعه آن را به بلمار ارجاع داده و آن را مورد تجدید نظر قرار داده است.

س: جناب دکتر واکنش حزب الله در مورد این کیفرخواست اولیه چیست؟

باید دانست که جزئیاتی از این پرونده به صورت رسمی منتشر نشده است و روند امور به صورت محرمانه مورد پیگیری قرار می گیرد. اما اخباری که تا کنون درز کرده، حاکی از آن است که این دادگاه یک سناریوی برای برخورد با حزب الله لبنان است و هدف این است که حزب الله را به عنوان عامل ترور معرفی کنند. به واقع آمریکا و اسرائیل پس از آنکه نتوانستند در  رویارویی نظامی جنگ 33 روزه، حزب الله را از بین ببرند، وارد یک بازی دیگر شده اند که صورت آن حقوقی و قانونی است. آنها از این طریق قصد دارند که اولا یک مستمسک قانونی برای برخورد با حزب الله بیابند و دوم اینکه یک فتنه مذهبی  بین شیعه و سنی به  راه بیاندازند و بگویند که نخست وزیر سنی  لبنان توسط شیعیان ترور شده است و از این طریق حزب الله را در لبنان به انزوا بکشانند. لذا باید دانست که این یک فتنه است اما در چارچوب مکانیزم های قانونی. حزب الله هم از آن جهت که به خود مطمئن است اولا اعلام کرده  که هیچیک از اعضای حزب الله در این جریان هیچ نقشی نداشته و ضمنا اگر بعضی از اعضای آن متهم شوند، این افراد را تسلیم دادگاه نمی کند. حزب الله با این توطئه مقابله می کند ولی باید گفت که این مقابله به نحوه بازی طرف مقابل در دادگاه بستگی خواهد داشت.

Share