مهر ۲۴, ۱۴۰۰ – ۱۱:۳۶ ق.ظ |

فاطمه خادم شیرازی 
پژوهشگر و مدرس دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

سرمایه گذاری عربستان در عراق و سوریه ،یکی از بندهای تفاهم تهران و ریاض بعد از چهار دور مذاکره غیر علنی در عراق بود، که اخیرا …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, مقالات

بازیگری عربستان سعودی درمعادلات سوریه

نگارش در فروردین ۱۷, ۱۳۹۱ – ۶:۰۶ ب.ظ
Share


کامران کرمی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

بیان رخداد

رویکرد اصلی عربستان سعودی در خصوص تحولات منطقه، حفظ سیاست وضع موجود می باشد. اما موج تحولات بهار عربی، عربستان را در محاصره­ی دگرگونی‌هایی قرار داد که همواره از بروز آنها در اطراف خویش بیمناک بود. تأثیراتی که موجب سقوط متحدین، تضعیف جایگاه این کشور و چالش مشروعیت گردید و عربستان را بر آن داشت تا در دو جبهه به رویارویی با دگرگونی‌ها بپردازد؛ نخست در درون عربستان و دوم در خارج و در همسایگی این کشور و به طور مشخص در بحرین، یمن و اکنون سوریه. عربستان در خصوص تحولات سوریه در رویکردی عربی- غربی تلاش می­کند تا تغییر رژیم را به پیش ببرد که با توجه به ابعاد و اهمیت منطقه ای و استراتژیک سوریه و نوع روابط دولت بشار اسد و به خصوص جایگاه آن در محور مقاومت قابل تحلیل است. حال در این نوشتار سعی می شود به این پرسش پاسخ داده شودکه اهداف عربستان از رویکرد فعال و موضع تهاجمی نسبت به تحولات سوریه چیست؟ و این نقش چه پیامدهایی برای جایگاه عربستان در منطقه خواهد داشت؟

تحلیل رخداد

معادلات قدرت در خاورمیانه، بالاخص خاورمیانه عربی سه کانون داشت که عبارت بودند از: مصر، عربستان و سوریه که با توجه به عوامل قدرت ملی خود در مقاطعی توانستند نقش ایفا کنند. در واقع مثلث عربستان، مصر و سوریه در دهه 1990 جهت دهنده به دیپلماسی کلی جهان عرب بود و مشکلات و بحران های جهان عرب در چارچوب این مثلث تعریف می شد. اما از زمان به قدرت رسیدن بشار اسد، این مثلث تضعیف شد و نهایتاً از سال ۲۰۰۵ به طور کامل از هم فروپاشید. اگرچه این ایفای نقش ها در مقاطعی به واسطه پان عربیسم و شخصیت های کاریزماتیک به مصر و سپس سوریه منتقل شد و یا در مواردی با پیدایش اندیشه هایی چون حزب بعث، انحراف هایی را از این مدل شاهد بودیم، اما روند کلی حوادث در منطقه خاورمیانه به حاشیه رفتن عربستان را به دنبال داشت. این تقلیل نقش در خلال سال های اخیر بالاخص بعد از مرگ حافظ اسد، رقابت برای احیای نقش را به وجود آورده است. تحولات بهار عربی نوعی رقابت را در خاورمیانه عربی به وجود آورد و این فرصتی برای آل سعود است تا بتواند در جهان عرب الگوی بدیل ارائه دهد. بر این مبنا پشتیبانی مالی و اختصاص دلارهای عربستان برای تهیه سلاح و قاچاق اسلحه به داخل سوریه و ارائه­ی راهکارهای عملیاتی به افراد برجسته در میان اعتراض‌کنندگان و مرتبط کردن آن‌ها با رسانه‌های بین‌المللی و ایجاد فشار رسانه‌یی از طریق رسانه‌های تحت مالکیت آن کشور مثل شبکه تلویزیونی العربیه، الحیات و الشرق الاوسط از اهداف این کشور می­باشد.

در واقع می توان گفت که ورود عربستان به معادلات سوریه با چند هدف صورت می گیرد:

1- موضع منطقه ای و سیاست های منطقه ای عربستان پس از تحولات بهار عربی در انزوا قرار گرفت. قیامی که در سوریه رخ داد یک فرصت طلایی برای عربستان است که از حالت انفعالی به کنش فعالانه تغییر سیاست داد. در واقع در نتیجه حمایت از تحولات سوریه چهره منطقه ای این کشور از یک کشور مخالف مطالبات مردمی در جهان عرب بهبود پیدا نماید.

2- عربستان مشخصاً سوریه را در چارچوب تقابل محور اعتدال عربی و محور مقاومت و از نگاه عینک رقابت های منطقه ایش با ایران (مهار الگوی نفوذ معنوی ایران) نگاه می کند و در واقع برای همین در مقابل نظام اسد و همراه و در دفاع از قیامی که علیه این نظام صورت گرفته گام بر می دارد.

3- عربستان از زمان مرگ حافظ اسد و روی کار آمدن بشار اسد نگاه مساعدی به سوریه نداشته است. چرا که بشار اسد بسیار مستقلانه تر از سیاست های منطقه ای عربی عمل نموده است. برای همین عربستان هیچ نگاه مساعدی به نظام سوریه بعد از حافظ اسد نداشته و این فرصت خوبی را برای عربستان فراهم نموده است.

4- تعدیل فشارها و قیام های جهان عرب و مدیریت تحولات به سمت و سوی نوعی تغییرات با سازوکار قاعده مند است که تبادل قدرت و انتقال قدرت و خروج نخبگان سابق از قدرت را قاعده مند کند.

5- ارائه الگوی نظم جانشین در منطقه با اندیشه های سلفی گری

6- نقشی که عربستان در چارچوب استراتژی غرب بازی می کند که حمایت از امنیت اسرائیل و تضعیف سوریه یا حذف نقش منطقه ای سوریه را می طلبد.

دورنمای رخداد

موج تحولات بهار عربی موجب گردید تا عربستان سعودی در محاصره تغییر و تحولاتی قرار گیرد که همواره از بروز آنها در محیط پیرامونی خود نگران بود و این باعث گردید تا سیاست همیشگی این کشور یعنی حفظ وضع موجود به چالش کشیده شود. از اینرو این کشور بر آن شد تا با اقدامات واکنشی در محیط پیرامونی و عمق استراتژیک خود وضعیت را دگرگون سازد. مداخله در بحرین، مدیریت تحولات در یمن و نقش فعال و موضع تهاجمی نسبت به تحولات سوریه موجب گردید تا عربستان بتواند بخشی از نگرانی های امنیتی خود را پاسخگو باشد. بر این مبنا سوریه کانونی شد تا عربستان ضمن رفع دغدغه هایش، بتواند از تحولات سوریه، معادلات قدرت را که دگرگون شده بود و بر اساس آن محور اعتدال عربی پس از سقوط مصر و همپیمانان عربستان در وضعیت آسیب پذیری قرار گرفته بود، تغییر دهد و موازنه  و تعادلی در منطقه ایجاد کند. بهترین گزینه برای تغییر این موازنه سوریه است و فشارهایی که عربستان همراه با طرح غربی و اتحادیه عرب اعمال کرده است تا بر اساس آن سوریه که از محور مقاومت و همپیمان ایران است، تضعیف گردیده و با تضعیف این کشور، ایران در وضعیت شکننده ای قرار بگیرد و به زعم عربستان تعادل به منطقه برگردد. در پایان می­توان گفت که اقدامات و واکنش­های عربستان بیش‌تر یک نیاز تاکتیکی کوتاه مدت و تعریف شده در چارچوب محور عربی- غربی است، و با توجه به دامن زدن به بعد جدیدی از مداخله‌ها و خصومت‌های بین عربی، برای آینده منافع و نقش عربستان در منطقه و روابط اعراب با یکدیگر، تبعات دراز مدت و خطرناکی خو اهد داشت.

Share