January 22, 2022 – 10:42 am | Comments Off on واقع گرایی سیاسی و دستاوردهای سفر رئیس جمهور ایران به روسیه

دکتر علی بمان اقبالی زارچ
کارشناس ارشد اورآسیا
مرکز بین المللی مطالعات صلح-  IPSC
سفرجناب اقای رئیسی به بزرگترین همسایه کشورمان به عنوان دومین دستاورد مهم سیاست خارجی دولت سیزدهم در حالی انجام شد که عرصه بین المللی …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آسیای جنوبی, افغانستان, گزیده ها, گفتگو

اپوزیسیون داخلی و خارجی طالبان افغانستان -گفتگو با دکتر حمیدالله مفید

نگارش در November 7, 2021 – 9:55 am
Share

عضو پیشین بورد تحقیقاتی انستیتو شرق‌ شناسی آلمان

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

تحولات و شرایط داخلی افغانستان و دسته بندی و نوع مخالفت با طالبان همچنان ادامه دارد و گفتگوهای بین المللی در مورد بحران در این کشور در ماه گذشته همچنان برجسته بوده است. گفتگوی زیر با دکتر حمیدالله مفید برای شناخت بیشتر تحولات افغانستان است. دکتر مفید عضو پیشین بورد تحقیقاتی انستیتو شرق‌ شناسی آلمان، همکار پیشین سازمان بین المللی مطالعات صلح و سردبیر ماهنامه کلمه Kalema چاپ آلمان است.


واژگان کلیدی: اپوزیسیون, داخلی , خارجی, طالبان, افغانستان , دکتر حمیدالله مفید,احمد مسعود,, امراله صالح,

مرکز بین المللی مطالعات صلح: وضعیت باقیمانده شخصیت ها و مقامات دولت جمهوری اسلامی افغانستان را چگونه می بینید?

  پیش از  آمدن طالبان برخی از شخصیت های رهبری دولت از کشور خارج شده بودند. امرالله صالح معاون نخست رییس جمهور به تاجیکستان بود ، اغلب رهبران سیاسی چون سیاف، محقق، خلیلی و دیگران در پاکستان بودند، مارشال دوستم ، به ازبکستان بود ، عطا محمد نور رهبر یک بخش حزب جمعیت اسلامی افغانستان که یک حزب نیرومند در افغانستان بود، نیز در بیرون از کشور بسر می برد. این شخصیت ها تا ایدون اغلب در خارج هستند.

شخصیت های دست دوم و سوم  چون  افسران و جنرالان عالی رتبه ، معاونان وزیر ، رییسان برخی ادارات با آمدن طالبان مخفی شدند.  در این میان  برخی شخصیت های دست سوم وچهارم  از آن میان الله گل مجاهد نماینده مردم استان  یا ولایت کابل در دوره ۱۶ پارلمان را طالبان گرفتار نموند و از سرنوشت او تا ایدون معلومات به دست نیست.

برخی از افسران و سربازان دولت پیشین را طالبان گروه ، گروه گرفتار و بدون دادگاه و محکمه کشتند. چنانی که نزدیک به ۱۲۰ نفر سرباز و افسر را که در جریان جنگ ها با طالبان زخم برداشته بودند و در بیمارستان سردار داوود خان مربوط ارتش افغانستان بستری بودند ، طالبان کشتند و پیکر های آنها را گروهی به خاک سپردند. 

 با آنکه طالبان عفو عمومی اعلان کرده اند ، با آنهم افسران و سربازان ارتش پیشین را گرفتار ، زندانی و یا به شهادت می رسانند؟ نچه پیداست ، اینست که طالبان یک گروه ویژه و یکدست نمی باشند، گروه حقانی  ۰ مربوط پشتون های غلجی ( که اشرف غنی نیز غلجی بود) که به کمک رییس جمهور پیشین داخل ارگ ریاست جمهوری شدند و سپس کابل را در اختیار گرفتند،  گروه های مربوط به طالبان درانی یا قندهاری که به چندین شاخه  و گروه تقسیم می باشند ، گروه های مربوط به ملا رسول ، مربوط به ملا یعقوب ، مربوط به ملا برادر و غیره ، افزون بر این ها گروه های مسلح یا افزارمند دیگر چون:  . تحریک طالبان پاکستان ، حرکت اسلامی ازبکستان ،حرکت اسلامی ترکستان شرقی یا حزب ترکستان اسلامی  نیز در قدرت با طالبان سهیم اند  

این گروه ها اغلب  خودسرانه تصمیم می گیرند. با آن که در ظاهر طالبان عفو عمومی اعلام کرده اند ، مگر در حقیقت عفوی وجود ندارد و طالبان اغلب سربازان و افسران ، کارمندان عالی رتبه دولتی را بدون پرسان و جویان گرفتار و سر به نیست می کنند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح : اپوزیسیون داخلی طالبان را در چه وضعیتی می بینید؟

اپوزیسیون داخلی طالبان را می توان به چندین گروه تقسیم کرد :گروه نخست : یک بخش جدا شده از حزب جمعیت اسلامی افغانستان تحت رهبری احمد مسعود که به نام جبهه مقاومت دوم  یاد می شود و در ترکیب آن امرالله صالح معاون نخست رییس جمهور پیشین  و بسم الله محمدی وزیر دفاع پیشین شامل اند . که نخست در پنجشیر جبهه مستقلی را ایجاد کردند و تا هنوز هم در روستاهای دوردست استان پنجشیر، در شهرستان اندراب و در برخی از شهرستان های تخار فعال اند.

دوم: گروه مسلح داعش یا دولت خراسان که در سال ۱۳۹۳ در استان های شرقی افغانستان ایجاد شدند و تا ایندم یا اکنون فعال اند و در این پسین روز ها با تازش های شان در شهر کابل ، در بیمارستان سردار محمد داوود خان یا بیمارستان ارتش ، در استان های کندز و قندهار بالای  اهل تشیع تاختند و همچنان رویداد استان ننگرهار را  علیه امارت اسلامی طالبان به راه انداختند. 

سوم: جبهه مقاومت ملی که شامل احزاب ( یک بخش جدا شده جمعیت اسلامی تحت رهبری استاد محمد عطا) ، تنظیم دعوت اسلامی افغانستان تحت ریاست عبدالرب رسول سیاف، جنبش اسلامی مربوط دوستم ،  و دیگر احزاب سیاسی اند و توسط عبدالرب رسول سیاف اعلان موجودیت کرد . این گروه  از زمان ایجاد شان به کدام فعالیت محسوسی دست نزده اند .سخنگوی طالبان نیز این ساختار را یک ساختار جنایتکار انه خواند.

چهارم گروه های نظامی مربوط به مارشال دوستم ، گروه های نظامی مربوط به علی پور ، نیرو های جنرال صداقت و ذوالفقار رهبران جنبش روشنایی که به منظور دفاع از شیعه های افغانستان در منطقه دایکندی به نام ( جبهه مقاومت دو) ایجاد شده اند می توان نام برد، این گروه ها تاکنون به کدام اقدام عملی دست نزده اند ، با آنکه طالبان در دایکندی هزار ها خانواده هزاره را راندند و بجای آن ها پشتون های وزیرستان پاکستانی را به نام کوچی ها جابجا ساختند ، مگر تا اکنون سکوت کرده اند.

گروه  های مسلح جنبش اسلامی تحت ریاست مارشال دوستم و پسرش باتور دوستم نیز سکوت کرده اند و دوباره منسجم نشده اند. 

همچنان در استان هرات نیز می توان  از ایجاد یک گروه مقاومت ملی ۲علیه طالبان یاد کرد ، که تنها رویداد تازش به یک حوزه امنیتی طالبان را به راه انداختند و دیگر اقدامی ننموده اند.  اخطار های اخیر محقق یکی از رهبران هزاره که در خارج از کشور می باشد، به طالبان نیز درخت امیدی را به شکوفه خواهد نشاند.

آنچه در این میان مفقود الاثر است ، سرنوشت نزدیک به ۷۳ حزب سیاسی  ثبت و راجستر شده در وزارت عدلیه افغانستان است که هر حزب کم از کم ۱۵ هزار نفر عضو به خاطر ثبت شدن داشتند و اکنون پیدا نیست که چه شدند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: اپوزیسیون خارجی طالبان به چند دسته تقسیم میشود؟

جبهه مقاومت ملی دوم که تحت رهبری احمد مسعود ایجاد شده است ،و در ترکیب آن امرالله صالح معاون نخست ریاست جمهوری پیشین و بسم الله محمدی وزیر دفاع پیشین شامل اند ، پس از آنکه اشرف غنی ارگ ریاست جمهوری را با یک سازش تباری در اختیار طالبان قرار داد و خودش با یاران ونزدیکانش فرار نمود در پنجشیر ایجاد شد. هدف اساسی آنها جنگ با طالبان نبود ، بلکه هدف آنها حفظ جمهوریت اسلامی افغانستان و ایجاد یک دولت مشارکت ملی  یعنی  اشتراک نماینده گان تبار های مختلف ، روشنفکران و متخصصین در رهبری دولت در  کشور بود ، بجای دولت تک قومی و تک سیاسی  طالبانی که از سوی تحریک طالبان ایجاد شده است. جبهه مقاومت ملی۲ به این باور است . که افغانستان یک سرزمین با ترکیب ملیت های مختلف در کنار هم اند ، نباید یک تبار در کشور حکمروایی کند. حاکمیت حق طبیعی مردم افغانستان است و دولت باید یک دولت مشارکتی ملی باشد. 

مگر طالبان هیچ شرط و شرایط آنها را نپذیرفت و به کمک هواپیماهای بی سرنشین پاکستانی و سربازان حرکت اسلامی ترکستان شرقی تحت رهبری قاری فصیح الدین بدخشانی ، که از اویغور های چین می باشد، بالای آنها تاختند و مقاومت جبهه مقاومت دوم را شکستند. 

جبهه مقاومت دوم در آغاز جنگ ها تلفات زیادی به سربازان گروه حقانی تحمیل کردند ، مگر نسبت کمبود افزار های جنگی و سربازان آبدیده ، در تازش های بعدی نتوانستند  مقاومت کنند و سربازان حرکت اسلامی ترکستان شرقی از مردم به حیث سپر جنگی  استفاده نمودند و موجب شد ، تا نیرو های مقاومت شکست بخورند و به کوه ها و اطراف پنجشیر متواری شوند. هنوز هم آنها شهرستان های دور دست دره  هزاره بغل و روستا های خنچ را در اختیار دارند ، مگر به جنگ های جبهه یی پایان داده اند. 

در برابر طالبان تا دندان مسلح و آبدیده و جنگی یک استان نمی تواند مقاومت  کند . با آنکه به  نمایندگی جبهه مقاومت ملی در آمریکا و فرانسه اجازه داده شده است ، مگر امریکا و فرانسه تنها به پشتیبانی معنوی به آنها پرداخته اند، پشتیبانی معنوی بدون کمک موثر مالی و افزار جنگی کاری را از پیش برده  نمی تواند  ، از سوی دیگر تمرکز در یک جبهه به هیچ روی به نفع جبهه نیست ، جنگ علیه طالبان باید فراگیر و همه شمول شود. یعنی باید جبهه های جدید جنگی در مناطق ازبک نشین ، ترکمن نشین ، در مناطق هزاره نشین ، در مناطق پشتون نشینی که علیه طالبان قرار دارند ، باز شوند ، آنگاه طالبان مقاومت نخواهند کرد. 

اگر جنگ به گونه گسترده و وسیع آن علیه طالبان آغاز نیابد، شما مطمئن باشید ، که این جنگ ها به ایران ،چین، ، تاجیکستان، ازبکستان ، ترکمنستان و حتی پاکستان کشیده خواهد شد. زیرا در ترکیب طالبان نیرو های ضد ایران ، نیرو های اویغور ضد چین. نیرو های متعصب ضد تاجیکستان و ازبکستان و حتی ضد دولت پاکستان نیز وجود دارند که با جابجایی  و نیرومندی آنها تحریکات علیه این کشور ها نیز آغاز خواهد شد.  

مرکز بین المللی مطالعات صلح: مناطق هزاره نشین و ازبک نشین تا چه میزانی پتانسیل جنگ و مقاومت در برابر طالبان را دارند؟

باید خاطر نشان ساخت که   در سال ۲۰۰۱ دولت امریکا به تنهایی بالای طالبان  پیروز نشد. سربازان جنبش اسلامی ازبک مربوط دوستم و سربازان مجاهدین جمعیت اسلامی تحت رهبری احمد شاه مسعود دو نیروی اساسی شکست طالبان بودند، گرفتاری هزار ها سرباز طالب در شمال و نابودی آنها در دشت لیلی بیانگر این پیروزی است. 

نیرو های وحدت هفتگانه هزار ها در مزار شریف و در سمنگان ، بامیان ودایکندی نیز نقش برازنده در شکست طالبان داشتند .

آنچه را که کرزی به گفتاورد جان کری در کتاب (Every Day is Extra)) در افغانستان انجام داد ، خلع سلاح نیرو های های شمال یا نارد الیانس و در پسان ها جابجایی طالبان در شمال کشور بود.  کرزی به او گفته بود:( که دشمن ما طالبان نیست بلکه نیرو های جمعیت اسلامی و دوستم هستند که باید نابود شوند.).

سیاست خلع سلاح نیرو های شمال تحت نام DDr تنها و تنها به نفع طالبان تمام شد. برعکس در دوران کرزی و غنی در جنوب کشور یعنی در مناطق پشتون نشین  نیرو های (اربکی اجیر) لژیون  را به خاطر تقویه حاکمیت دولتی  اجازه دادند.

نیرو های جنبش اسلامی مربوط دوستم در دوران حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان با عملیات های نظامی توانست تا حاکمیت دولتی آنوقت را در پکتیا و جنوب افغانستان گسترش بدهد. پس از آنکه دکتر نجیب الله علیه دوستم قرار گرفت ، دوستم موجب سقوط حاکمیت او شد. نیرو های مسلح دوستم که به نام گلم جمع نیز یاد می شدند ، در جبهات جنگی علیه طالبان  نیز نیرومندانه می تاختند.

دولت اشرف غنی با آنکه دوستم معاون اول او بود ، برایش اجازه نداد تا در جنگ علیه طالبان از نیرو های مسلح خود استفاده کند، دوستم بار بار تقاضا کرد که اجازه بدهد ، تا سربازانش را مسلح بسازد  آنها می توانند طالبان را از افغانستان گم و نابود کنند. مگر دولت غنی تمام صلاحیت های او را گرفته بود و خودش را در خانه اش زندانی ساخته بود.

در دورانی که طالبان به دستور غنی و سازش، شهرستان ها و ولایات را یکی پی دیگری تصرف کردند ، دوستم ،خود سرانه ، نیرو های مسلح اش را ایجاد کرد و با طالبان جنگید ، که با درد و دریغ نسبت  سازش دولت  با طالبان و رهایی جبهه های جنگی از پشت برای طالبان آنها توانستند تا قصر دوستم را در یک توطئه بدست بیاورند.

 برای نیرو های جنبش اسلامی شمال اگر پول ، غذا و افزار جنگی  گذاشته شود ،  آنها توانایی و استعداد جنگی و رزمی عالی دارند.

نیرو دوم : نیرو های هزاره ها است: هزاره ها و شیعیان افغانستان که میان ۱۰ تا ۱۵ در صد نفوس کشور را تشکیل می دهند در دوران جهاد در مناطق مرکزی علیه حزب دموکراتیک خلق افغانستان و ارتش شوروی نقش بسیار برازنده داشتند . 

نیرو های مربوط به شادروان مزاری از مردم هزاره در برابر حزب اسلامی حکمتیار مردانه  دفاع کردند و توانستند تا کابل را از چنگال آنها نجات بدهند. در دوران تازش نخست طالبان نیز نیرو های هزاره ها مقاومت بسیار ارزشمند نمودند.

فاطمیونی  افغانستانی  باشنده ایران که   طی سالهای ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴ تحت ریاست علیرضا توسلی مشهور به ابوحامد پی ریزی شد ، در شکست داعش  در سوریه و عراق نقش برازنده داشت. گروه عبدالله صلاحی تحت عنوان ابوالعباس که به کمک روس ها با اسلحه مدرن در سوریه فعالیت می کنند توانایی جنگی خوبی دارند ، این ها سربازان هزاره افغانستانی  هستند که از کشور خودشان به ایران و سپس به سوریه انتقال داده شده اند.

طالبان طی سالهای جنگ علیه امریکایی ها هزار ها  هزاره بی گناه را در مسیر راه هرات بامیان  کشتند ، که در فرایند آن تظاهرات عظیمی در کابل به راه انداخته شد  که حتی نزدیک بود ارگ را تصرف کنند و به گفتاورد خادم حسین کریمی نویسنده کتاب ( کوچه بازاری ) غنی در چرخ بال نشست و می خواست تا فرار کند  که به اثر سازش رهبران هزاره با دولت غنی این جنبش شکست خورد.

اکنون نیز تازش های طالبان در دایکندی ، کندز و قندهار ادامه دارد واگر جنبش هزاره ها در افغانستان فعال نشوند ، بیم آن میرود که تازش ها و فراری ساختن هزاره ها از دایکندی ، جاغوری و غزنی و بامیان ادامه بیابد.   اگر دولت ایران می خواهد تا از سوی افغانستان که طالبان با سیاست های ایران ستیزانه شان که آنها را جناب ایت الله لطف الله گلپایگانی  دقیق تشخیص داده اند و فرموده اند که :  طالبان هیچ تغییر نکرده اند و همان تروریست های پیشین هستند . خود را آرام بسازد ، پس اجازه بدهد تا لوای جدید سی هزار نفری فاطمیون  به نام حزب الله جدید افغانستان داخل افغانستان شده و به کمک جبهه مقاومت دوم و نیرو های باتور دوستم ، طالبان را از کابل برانند و جهان را برای همیشه از شر این دجال های بی فرهنگ و آدمکش نجات بدهند

در غیر آن مسئولیت بدبختی مردم افغانستان و در آینده بدبختی های ایران ستیزی این وحشیان به دوش جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. شما شاهد پناه گزینی نزدیک به دو میلیون افغانستانی جدید خواهید بود. که در میان آنها هزار ها انتحاری و تروریست نیز داخل کشور تان خواهد شد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: دولت در تبعید افغانستان با چه حمایت هایی روبرو است. علل و نوع نگاه به آن چیست و تا چه میزانی موفق خواهد بود؟

در این مورد باید گفت : که رییس جمهور پیشین افغانستان دست به ساختن هیچ دولتی در تبعید نزده است ، زیرا خودش آگاهانه  دولت را به تروریست ترین گروه حقانی سپرد و فرار کرد ، اطلاعات اخیر می رساند که درخواست پناهندگی به لبنان که خانمش بی بی گل رولا غنی مسیحی و لبنانی است داده و عنقریب در لبنان پناهنده می شود. به گفته خودش او  وظیفه خود را انجام داد.

معاون نخست او امرالله صالح در داخل کشور بود اکنون به تاجیکستان زندگی می کند. دولتی ویا اپوزیسیون در خارج از کشور  تاکنون به گونه رسمی ایجاد نشده است. اگر قرار شود تا امرالله صالح به حیث معاون نخست ریاست جمهوری در بیرون از کشور دست به ایجاد یک دولت دور از وطن بزند ، کار شایسته خواهد بود.  مگر جبهه مقاومت دوم را که رهبر آن احمد مسعود است ، دولت های امریکا و فرانسه بجای طالبان به رسمیت شناخته اند ، اما نه به حیث دولت و یا اپوزیسیون خارج از کشور زیرا اغلب رهبران آنها در داخل کشور  و مخفی هستند. 

مرکز بین المللی مطالعات صلح : نقش و نگاه و رویکرد امرالله صالح در اپوزیسیون را چگونه می بینید؟

امرالله صالح  معاون نخست ریاست جمهوری افغانستان در دوران حاکمیتش بنا بر اظهار نظر های بسیار نادرست و نگاه ناسوده به مسائل تباری و قومی محبوبیت خود را از دست داده بود ، به ویژه که در یک سخنرانی در پکتیا گفته بود : که او کوچی و پشتون است، این دروغ او همه را به خنده آورده بود. هنگام تصدی او دست به هیچ اقدامی به نفع تاجیکان و زبان فارسی نزد و روش فارسی ستیزانه باند فاشیستی غنی را پشتیبانی و حمایت نمود . نقش او اکنون به مثابه یک سرباز در جبهه مقاومت دوم است و بس. 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: چه عواملی بر نوع همبستگی اپوزسیون طالبان موثر است؟

نخستین گامی که باید در راه مبارزه با طالبان برداشته شود ، اتحاد و یگانگی  در نیرو های اپوزیسیون است ، نسل پیشین چون دوستم ، عبدالله عبدالله ، معلم عطا ، محقق ، خلیلی ، دانش و دیگران کهول و فرسوده شده اند ، در مبارزه با طالبان هیچ کاری را از پیش برده نمی توانند.

نیروهای مبارزه با طالبان را باید در نسل دوم این ها جستجو کرد ، نسل دوم  چون :  احمد مسعود ، باتور دوستم ، جنرال صداقت ، علی پور ، ذوالفقار ، خالد نور ، ادیب فهیم که اغلب آموزش دیده و تحصیل کرده هم هستند ، باید جای پدران شان را بگیرند و جنبش مقاومت ضد طالبان را از سرگردانی نجات بدهند. با پیوستن حزب الله جدی افغانستانی و پیوستن لوای فاطمیون با جنبش مقاومت  و مسلح شدن نیرو های جنبش اسلامی باتور دوستم و کشاندن جنگ به جبهات گوناگون ، می تواند جنبش ضد طالبان در کشور را  که مردم نیز از تهیدستی و فقر به ستوه رسیده اند یعنی عوامل داخلی خیزش  و قیام مردم نیز مساعد است ، بر طالبان پیروز ساخت و جنگ را برای همیشه از کشور بر چید و یک دولت منتخب و دولت و ملت سازی را به فرجام رساند. 

در فرجام خاطر نشان باید ساخت که امارت اسلامی طالبان نسبت بلاک شدن و منجمند شدن دارایی های دولت قبلی از سوی امریکا و بانک جهانی موجب شده است تا طالبان به کمبود جدی بودجه و پرداخت معاش یا حقوق ماهوار کارمندان خود و کارمندان دولت مواجه شوند. این زمینه خوبی است به یک قیام عمومی که باید از سوی جبهه مقاومت دوم و احزاب سیاسی اپوزیسیون طالبان و مردم افغانستان دامن زده شود.

Share