شهریور ۱۷, ۱۴۰۰ – ۶:۵۴ ق.ظ |

ما هشدار می دهیم که برسمیت شناختن حکومت ضد اسلامی طالبان از سوی دولتها و نهادها، لکه ننگی برای آنها خواهد بود و انها شریک جنایات طالبان در تاریخ و افکار عمومی جهانیان شناخته خواهند …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آمریکا, خاورمیانه, سوریه, گزیده ها, گفتگو

اوباما در خاورمیانه نوین، از لیبیایی کردن سوریه تا رویکرد پراگماتیک – گفتگو با دکتر داوود غرایاق زندی استاد دانشگاه و کارشناس مسائل امریکا

نگارش در اردیبهشت ۱۲, ۱۳۹۲ – ۷:۵۵ ق.ظ
اوباما در خاورمیانه نوین، از لیبیایی کردن سوریه تا رویکرد پراگماتیک  – گفتگو با دکتر داوود غرایاق زندی  استاد دانشگاه و کارشناس مسائل امریکا
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

با توجه به نوع راهبردهای خاورمیانه ای سیاست خارجی اوباما در دو سال گذشته اینک با راه یافتن دوباره وی به کاخ سفید این پرسش مطرح است که تا چه میزانی اوباما سیاست های گذشته خود در خاورمیانه را تغییر خواهد داد؟ همچنین نیز سفرهای گسترده و رویکردها و سخنان کری وزیر امور خارجه اوباما به خاورمیانه به تردیدها، تحلیل ها و پرسشهایی را ایجاد کرده است. برای پاسخ به این پرسش ها و ابهام ها گفتگویی با دکتر داوود غرایاق زندی کارشناس امریکا و نویسنده و پژوهشگر در این حوزه داشته ایم:

واژگان کلیدی: ‌ اوباما و سیاست خارجی نوین در خاورمیانه، لیبیایی کردن سوریه، رویکرد پراگماتیک امریکا، سیاست خارجی امریکا

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: اظهار نظرها و دیدارهای کری از خاورمیانه چه رابطه ای با آنچه ایالات متحده قبلا تغییر ثقل از اروپا و خاورمیانه به آسیا در سال گذشته میلادی خوانده بود دارد ؟

توجه ایالات متحده آمریکا به آسیا به واسطه ظهور روزافزون دو قدرت بزرگ چین و هند در کنار ژاپن است. این موضوعی است که کلیت سیاست خارجی، اقتصاد و جایگاه ابرقدرتی آمریکا را تحت تأثیر قرار می‏دهد. امّا موضوع خاورمیانه از جایگاه برابر با آسیا در تحولات قدرت جهانی برخوردار نیست و توجه آمریکا به خاورمیانه تابع تأثیرپذیری محیط تصمیم‎گیری داخلی این کشور از لابی صهیونیستی، جایگاه اسراییل در خاورمیانه و در نهایت موضوع انرژی در منطقه است. در عین حال رابطه آمریکا با آسیا زمینه همکاری کشورهای قدرتمند آسیایی با کشورهای مستقل و مخالف آمریکا در خاورمیانه را کاهش خواهد داد و امکان کنترل تحولات خاورمیانه را برای آمریکا مساعدتر می‏سازد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا تغییر راهبرد امریکا در منطقه مرکز ثقل به معنی فراموشی متحدان استراتژیک در سیاست خارجی امریکا در خاورمیانه است؟

نه. همان‏طور که در پرسش قبل توضیح دادم، اروپا تاحد زیادی برای آمریکا به عنوان یک متحد راهبردی در نظام بین‏الملل مطرح است. آسیا رقیب آمریکا در تحولات جهانی است. خاورمیانه نه از نظر جغرافیایی و نه از نظر اقتصادی و توان تأثیرگذاری بر مناسبات بین‏المللی هم‏وزن اروپا و آسیا نیست. لذا تغییر تمرکز توجه سیاست خارجی آمریکا به معنی فراموشی از متحدان استراتژیک این کشور نیست. یکی از مهمترین اصل سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم در خاورمیانه حمایت از کشور اسراییل است. این اصل با توجه به تمامی تحولاتی که در این چندین دهه رخ داده همچنان پابرجا است و تثیبت کشور اسراییل در خاورمیانه از طریق روند صلح مهمترین هدف آمریکا در خاورمیانه است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به ادعاهای مقامات امریکا و داشتن  راهبرد دقیق و چارچوبی برای رهبری در خاورمیانه آیا امریکا در مورد مسائل کنونی خاورمیانه راهبردی دارد یا سعی می کند که صرفا تحولات منطقه را مدیریت کند؟

حوزه خاورمیانه برای آمریکا یکی از موضوعات راهبرد امنیت ملی این کشور است. سه موضوع حفظ موجودیت اسراییل در منطقه، جریان مداوم و پایدار انرژی از منطقه به غرب و در نهایت جلوگیری از ظهور کشورها و گروه‏های مخالف آمریکا در منطقه از اهداف مهم این کشور پس از جنگ جهانی دوم بوده است. سه تهدید جدید در منطقه خاورمیانه پس از 11 سپتامبر 2001 رخ داده که باعث شده این سه هدف تحت تأثیر قرار گیرد: هراس‏پروری (تروریسم)، کشورهای یاغی و سلاح‏های کشتار جمعی. هر جایی این سه تهدید در کنار هم قرار گیرند، بالاترین نوع تهدید علیه نه تنها منافع و متحدان آمریکا بلکه علیه سرزمین آمریکا امکان‏پذیر خواهد بود. این سه نوع تهدید باعث شده تا توجه ویژه آمریکا به منطقه تداوم یابد. لذا اهداف آمریکا در منطقه مشخص است و تنها روش مدیریت مسایل با توجه به تحولات منطقه تغییر خواهد کرد.

همچنین در دهه دوم سده بیست‏ویکم تحولات ناشی از بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه باعث شده تا در مواردی سیاست خارجی آمریکا با توجه به شرایط منطقه تغییراتی داشته باشد. برای مثال علی‏رغم تغییر حسنی مبارک و انقلاب در مصر همچنان کشور مصر از پیمان کمپ‏دیوید سال 1978 عدول نکرده است و به نظر می‏رسد این کار شاید در میان مدت امکان‏پذیر نباشد. به عبارت دیگر، آمریکا برای حفظ موجودیت اسراییل حاضر به تغییر یکی از عناصر کلیدی خود در منطقه شد. لذا مدیریت آمریکا در منطقه در راستای اهداف اصلی سیاست خارجی این کشور در منطقه است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا اظهارات صریح وزیر امور خارجه امریکا در مورد رویکرد حمایت مالی و نظامی بیشتر نسبت به مخالفان سوریه نشان از تغییر سیاست خارجی ایالات متحده امریکا در سوریه دارد؟

تصور نمی‏کنم که آمریکا نگاه متفاوتی نسبت به تحولات سوریه داشته است. از ابتدا آمریکا به دنبال تغییر ساختار سیاسی در سوریه بوده است. منتها نوع این تغییر با توجه به شرایط مختلف، رفتار متفاوتی را برای این کشور ضروری می‏ساخت. این امر نشان از این دارد که استراتژی آمریکا تغییر ماهوی نداده بلکه تنها با توجه به شرایط، اجزای مختلف این استراتژی مورد استفاده قرار گرفت. در ابتدا هدف این بود که به شکل مسالمت‏آمیز تغییر ساختار سیاسی رخ دهد امّا مقاومت نظام سیاسی بشار اسد و انسجام نسبی ارتش سوریه با حکومت این کشور باعث تداوم درگیری در سوریه شده و زمینه فعال کردن عناصر دیگر استراتژی آمریکا فراهم شد. این عناصر عبارت بود است از حمایت مالی، حمایت لجستیکی، حمایت مخابراتی، مشاوره نظامی، حمایت شناسایی، حمایت هواپیماهای بدون سرنشین تا در نهایت حمایت تسلیحاتی، ایجاد پرواز ممنوع تا نهایتاً لیبیایی کردن سوریه در دستور کار آمریکا است و تمام این مراحل اجزای یک استراتژی هستند.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا رویکردهای نوین اوباما موجب نوعی تغییر در نگاه دولت اوباما به آل خلیفه و بحرین گردد؟

تصور نمی کنم امریکا تغییری ماهوی را در سیاست خارجی خود بویژه در مورد منطقه خلیج فارس انجام دهد. فکر می‏کنم مدار کنونی رویکردامریکا در منطقه خلیج فارس، عربستان سعودی است و در موضوع بحرین آمریکا تاحد زیادی تابع نگاه عربستان سعودی به موضوع است زیرا تغییر در بحرین باعث ایجاد تغییرات دومینویی در دیگر شیخ‏نشینان منطقه به‏ویژه عربستان سعودی خواهد شد که تبعات زیادی برای منافع آمریکا در منطقه دارد.این نوع نگاه آمریکا در منطقه خلیج‏فارس حتی پس از دخیل بودن برخی از اتباع عربستان سعودی در حملات 11 سپتامبر 2001 باعث تغییر روابط این دو کشور نشد زیرا منافع انرژیک آمریکا در منطقه نبایستی تحت تأثیر قرار گیرد. تا مادامی که اتفاقی در روابط آل سعود و امریکا رخ ندهد و یا روال داخلی بحرین از کنترل خارج نگردد،تغییری در رویکرد آمریکا در قبال سرکوب داخلی بحرین رخ نخواهد داد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به نوع روابط اوباما با چین و روسیه و آیا نوع همکاریها با این دو کشور در خاورمیانه ابعادی دیگری به خود خواهد گرفت؟

نوع روابط امریکا با چین و روسیه بسته به منافع آنها در منطقه و نوع یارگیری و ائتلاف بازیگران در آینده منطقه است. واقعیت آن است که چین و روسیه دنبال نوعی ورود به حوزه های جدیدی هستند، اما دو رویکرد مختلف دارند. نخست روسیه به دنبال آن است که جدا از حوزه اقتصادی نفوذ گذشته خود را در بخشی از خاورمیانه حفظ کند. ملی گرایان عرصه تصمیم گیری روسیه به دنبال احیا سبک جدید از شوروی هستند و هرگونه عقب‏نشینی در منطقه را شکست روسیه میدانند. چرا که بازیگری روسیه را کاهش می دهد. چنانچه عراق و لیبی که مورد حمله قرار گرفته بودند، در گذشته در مدار منطقه‏ای سیاست خارجی روسیه و شوروی سابق قرار داشتند.

دوم اینکه بازیگری چین عمدتاً منفعتی است و تغییر رویکرد چین در منطقه راحت‏تر است. مثلا اگر واردات 11 درصدی انرژی چین از ایران توسط عربستان سعودی تأمین شود (همچنان که از سال گذشته تمهیدات نیز برای آن در نظر گرفته شده بود) امکان همراهی چین با آمریکا و انجام توافقات جدید راحت‏تر است. همچنان که در مورد لیبی نیز این‏گونه بوده است. امّا به نظر می‏رسد با روی کار آمدن دوباره پوتین در روسیه کنار کشیدن این کشور از صحنه تحول سوریه با مشکلات بیشتری برای سیاست خارجی آمریکا همراه خواهد بود. شاید در شرایط کنونی تغییر سیاست خارجی روسیه در قبال سوریه تابعی از افزایش وزن نیروهای مخالف در داخل سوریه باشد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: به نگاه شما وزارت جان کری چه تاثیری بر نوع همگرایی با متحدان خاورمیانه ای خواهد داشت ؟ 

کری به نسبت سناتورهایی که معمولا شناخت کمی از جهان و خاورمیانه دارند استثنا است. وی هم آشنا به منطقه است و هم فردی معتدل است. یعنی برخلاف دوران جرج بوش پسر گزینش کری و هیگل توسط اوباما بیانگر آن است که سیاست های امریکا در منطقه تا حد زیادی به دنبال تغییرات نرم‏تر و ملایم‏تر است.هدف تیم اوباما در دوره جدید در خاورمیانه کاهش تنش منطقه‏ای، نزدیکی رویکردهای کشورهای مختلف و مذاکره با تمام گروه‏های مؤثر در تحولات منطقه است. هدف این است که نوعی مدیریت با رهبری آمریکا در منطقه صورت گیرد تا ضمن حمایت از متحدان منطقه‏ای به راه‏حل معقولی متناسب با منافع این کشور در منطقه دست یابد. تفاوت سیاست خارجی جدید آمریکا در این است که نه تنها احتمال کاربرد ابزار نظامی و توسل به قهر کاهش یافته بلکه مذاکره با مخالفان آمریکا در منطقه نیز در دستورکار قرار دارد؛ امری که با چالش‏های فراوانی برای این تیم در محیط داخلی آمریکا در صورت شکست به همراه خواهد داشت؛ زیرا در محیط داخلی آمریکا این مذاکره به نوعی به معنی پذیرش مخالفان این کشور خواهد بود.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح: کری قبلا در یک سخنرانی اظهار داشته «سیاست آمریکا نسبت به خاورمیانه مستلزم تنظیم دوباره است تا حقایق جدید منطقه را که با اعتراضات مردمی در نقطه جوش به سر می‌برد، بازتاب دهد».کری با اشاره به اینکه دیگر نمی‌توانیم به خاورمیانه صرفا از دریچه وقایع یازدهم سپتامبر بنگریم، تاکید کرده‌ «سیاست آ‌مریکا در خصوص خاورمیانه در دهه‌های اخیر با توجه به اعتیاد ما به نفت خارجی اتخاذ شده و دموکراسی و حقوق بشر در حاشیه قرار گرفته است». در این حال آینده رویکرد جان کری را در خاورمیانه عربی را با توجه به تحولات دو سال گذشته خاورمیانه  عربی بویژه سوریه را کوتاه مدت چگونه مورد پیش بینی  و بررسی قرار می دهید؟

به نظر من چند نکته است که در آینده سیاست خارجی امریکا در منطقه نقش مهم دارد. نخست نکته مهم و کلیدی که مهمترین نکته هم هست نوع ورود ایالات متحده به اختلافات فلسطین و اسرائیل است. این نکته برآینده سیاست خارجی امریکا درمنطقه تاثیر مهمی خواهد داشت. تنها مانع مهم در این شرایط روی کار آمدن دوباره نتانیاهو در اسرائیل است. به نظر من با توجه به روابط شخصی نامناسب اوباما با نتانیاهو و نوع سیاست‏های آنها با هم متفاوت است. نکته دوم بیداری اسلامی است. تاکنون امریکا تلاش کرده است این بیداری را مدیریت کند. چنانچه در حوزه مصر و لیبی نوع گرایش مقامات و نخبگان سیاسی این کشورها به امریکا خیلی منفی نیست و علمکرد امریکا را مثبت تر از دوره بوش می بینند. نکته سوم به موضع گیری آمریکا در قبال سوریه و بحرین است. تلاش آمریکا برای تغییر ساختار سیاسی سوریه در تناقض با رفتار آمریکا برای حفظ رژیم سیاسی بحرین قرار می‏گیرد و این امر نقص جدی در سیاست خارجی این کشور محسوب می‏گردد.

گفتگو از : فرزاد رمضانی بونش

Share