شهریور ۲۹, ۱۴۰۰ – ۶:۴۹ ب.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC
سازمان همکاری شانگهای با هدف حل اختلافات مرزی و تقویت اعتماد متقابل میان اعضاء در سال 2001به وجود آمد که به تدریج مسائل اقتصادی و تجاری نیز …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

اهمیت عربستان در محیط پیرامونی ایران

نگارش در تیر ۱۵, ۱۳۹۰ – ۲:۵۰ ق.ظ
اهمیت عربستان در محیط پیرامونی  ایران
Share

کامران کرمی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

بیان رخداد
عربستان از جایگاه و وزن خاصی در منطقه خاورمیانه برخوردار است. وجود منابع نفتی، دسترسی به تنگههای هرمز و باب المندب، قرار گرفتن اماکن مذهبی، و جاذبههای عربی در میان کشورهای عرب زبان و … به این کشور اهمیت و نفوذ خاصی بخشیده است. از آنجا که عربستان جزء حلقههای مهم پیرامونی ایران است، لازم است تا اهمیت کانونهای مشترک محیطی و پیرامونی شناخته شود و با تنظیم اولویتها، هزینه های اتلاف منابع کاهش یافته و در راستای افزایش قدرت چانهزنی و همگرایی منطقهای و ائتلاف سازی منطقهای هدایت شود. که البته این مهم نیازمند ارتباط تنگاتنگ با این کشور خواهد بود. ایران و عربستان دو کشور مهم منطقه هستند که با همکاری یکدیگر می توانند مشکلات منطقه و جهان اسلام را برطرف کنند. با توجه به اینکه عربستان همواره به عنوان کشوری مهم در منطقه، جهان عرب و جهان اسلام دارای وزن و جایگاه ویژه ای است، اهمیت این کشور را در محیط پیرامونی ایران روشن می کند. عربستان به دلیل ساختار خاص اجتماعی و فرهنگی خود از دیگر کشورهای خاورمیانه و حتی کشورهای همسایه آن در حوزه جنوبی خلیج فارس متمایز می باشد. ایران و عربستان همواره به عنوان دو کشور و دو قدرت تاثیر گذار جهان اسلام در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس مطرح بودهاند. از این رو پرسش اصلی نوشتار کنونی این است که اهمیت عربستان در چیست؟ و چه عواملی باعث میگردد تا عربستان در حلقهی نخست پیرامونی ایران دارای جایگاه و اهمیت باشد.
تحلیل رخداد
هنگامی که از محیط پیرامونی یک کشور سخن میگوییم، منظور پایه هایی است که بر اساس آن یک کشور میتواند بر مبنای موقعیت خود، تهدیدها و فرصتهای محیطی را تعریف کرده و بر مبنای آن سیاستهای خود را تنظیم کند. عربستان به عنوان کشوری مهم و استراتژیک در منطقه خاورمیانه بخصوص حوزهی خلیج فارس شناخته میشود. این کشور با دارا بودن منابع نفتی فراوان که به این کشور قابلیتهای زیادی داده، توانسته است نقش خود را در این منطقه نمایان سازد. جایگاه و تاثیرگذاری این کشور در منظومه کشورهای عرب عضو شورای همکاری خلیج فارس و جایگاه این کشور در جهان اسلام و اقتصاد جهانی، به ویژه در تامین درصد بالایی از انرژی جهان صنعتی قابل تشخیص است. به عنوان مثال هیچ‌کس نمی‌تواند روی میزان تاثیرگذاری عربستان سعودی در قالب شورای همکاری خلیج فارس (تاثیرگذاری منطقه‌ای) و قالب گروه اقتصادی 20 (تاثیرگذاری جهانی) تردید داشته باشد. قرار گرفتن عربستان در میان دو آبراه مهم جهان- خلیج فارس و دریای سرخ- به این کشور موقعیت ژئوپلیتیکی خاصی بخشیده است. به لحاظ فرهنگی نیز عربستان اهمیت شایانی دارد، برخاستن دین اسلام از شبه جزیره عربستان و قرار داشتن خانه کعبه در مکه و حرم پیامبر اسلام، کشور فعلی عربستان را، از نظر تاریخی، در موقعیتی ویژهای قرار داده است. ریاض نشینان ضمن این که سالانه مبالغ زیادی از این بابت به دست می آورند، نقش میزبان مسلمانان و نگهبانان امین حرمین شریفین را نیز بازی کرده، از این طریق اعتبار و امتیاز تحصیل می کنند. این کشور می تواند از این بزرگترین عامل ژئوپولیتیکی، به عنوان یک منبع تمام نشدنیِ تبلیغی، به هر شکلی که بخواهد بهره برداری نماید و با بهره گیری از تبلیغات گسترده در میان مسلمانان، از پرستیژ بین المللی مناسبی برخوردار گردد.
به علاوه، دسترسی به درآمدهای کلان نفتی، این امکان را به عربستان می دهد تا با گشاده دستی، به کشورهای فقیر، به ویژه کشورهای اسلامی و عرب کمک کند. این قدرت عظیم مالی، امکانات اقتصادی گستردهای در اختیار رژیم عربستان قرار داده است. این گونه گشاده دستی ها از سوی حاکمان سعودی، از یکسو پیروی کشورهای فقیر منطقه را از سیاست های عربستان سعودی در پی دارد و از سوی دیگر، به نوعی حکومت پادشاهی سعودی را تثبیت و تضمین میکند. اگر به تاثیر عربستان در محیط پیرامونی‌اش به ویژه کشورهای عرب عضو شورای همکاری خلیج فارس توجه کنیم، متوجه خواهیم شد که کشوری مثل بحرین یا کویت و حتی امارات متحده عربی به‌رغم داشتن روابط همه‌جانبه با امریکا تا مرز اعطای تسهیلات نظامی در شکل پایگاه‌های زمینی و دریایی، به کشور عربستان سعودی و روابط آن با ایران از یک سو و سطح همسویی آن با ایالات متحده امریکا در چالش با ایران به صورت الگو می‌نگرند. از اینرو و بر این مبنا سیاست خارجی ایران در سی سال گذشته فراز و فرودها و تغییرات زیادی در محیط پیرامونی خود داشته است، اما گفتمان عدالت خواهی مرکز ثقل این محور در سالهای متمادی بوده است. در عین حال برخی از اصول بنیادی و ماهوی سیاست خارجی ایران مانند سلطه ستیزی، مبارزه با استکبار، حمایت از مسلمانان و مستضعفان همواره ثابت بوده و تداوم داشته است. در چارچوب این محیط، جمهوری اسلامی ایران رفتارهای متفاوت و مختلفی از خود نشان داده است. بطوری که الگوهای رفتاری ایران بر مبنای شرایط محیطی در همه حوزه ها همسان و یکسان نبوده است. از سوی دیگر، علی رغم تغییر و تحولات در سطوح مختلف فردی، ساختاری و نهادی، منطقه ای و بین المللی، بعضی از رفتارهای ایران استمرار یافته است.
دورنمای رخداد
عربستان به لحاظ جغرافیایی در حلقه نخست پیرامونی ایران قرار دارد، ایمن‌سازی روابط ایران با حلقه نخست منطقه پیرامونی ضرورتی حیاتی است. سیاست خارجی ایران با تبیین اهمیت تحکیم روابط با حلقه اول پیرامونی‌اش به ویژه در قطب منطقه‌ای یعنی عربستان به خوبی از تاثیر این قطب منطقه‌ای در مقیاس جهانی و منطقه‌ای آگاهی داشته است. سیاست خارجی و منطقه ای ایران همیشه بر پایه تقویت روابط و همکاریها با کشورهای منطقه بویژه کشورهای همجوار مؤثر، از جمله عربستان سعودی بوده و هست و تهران به تقویت همکاری با ریاض به عنوان عاملی که به مصلحت جهان اسلام است نگاه می کند. گرایش عربستان به ثبات منطقه ای که بخش عمده ای از آن در جریان تعامل و هم فکری با سایر بازیگران اصلی منطقه ای از جمله ایران محقق می شود، از بی ثباتی ها و تحولات متغیر سالهای گذشته در منطقه نیز تاثیرپذیر است. در سطح منطقه ای، عربستان نسبت به افزایش نقش ایران در افغانستان، لبنان، فلسطین و به ویژه عراق نگران است. تحولات چند سال گذشته در منطقه که موجب افزایش نفوذ جمهوری اسلامی و شیعیان شد، اسباب نگرانی پادشاهی سعودی در مورد کاهش نقش و نفوذ خود در منطقه را فراهم آورده است.
لذا عربستان تلاش می کند که از عراق به عنوان ابزاری برای ارتقای نقش خود در منطقه استفاده نماید. حساسیت عربستان نسبت به افزایش نقش ایران و شیعیان در عراق از این زاویه اهمیت می یابد. مسئلهی بحرین نیز یکی دیگر از مسائلی است که دو کشور با آن درگیر هستند، که اگر چه بر کسی پوشیده نیست که عربستان در این کشور مداخله نطامی نمود، اما راه برای گفتگوهای دوطرف همچنان باز است. مسئلهی جزایر ایرانی خلیج فارس یکی دیگر از مسائلی است که متغیر عربستان در آن دخیل است. کشور امارات به نوعی با دلگرمیای که از جانب عربستان دارد، گاه و بیگاه مسئلهی جزایر را مطرح میکند. از دیگر مسائل بحث سهمیهی نفتی اوپک است که به دلیل نبود سیاست واحد بین عربستان و ایران، منافع نفتی مشترک همیشه تحت تاثیر مسائل سیاسی قرار میگیرد. شورای همکاری خلیج فارس یکی دیگر از مسائلی است که میتواند برای ایران حائز اهمیت باشد. بخصوص که تلاش سعودی ها برای تقویت همگرایی درونی شورای همکاری خلیج فارس و در اولویت قرار دادن روابط گروهی با سایر بازیگران نسبت به روابط دو جانبه بیشتر آشکار است. از اینرو همگرایی با این مجموعه میتواند راهگشا باشد. موضوع حمایت از مقاومت در فلسطین و لبنان و مساله شیعیان در عربستان و رفتار با زائران ایرانی، از دیگر مسائل بین دو طرف است. مسائل برشمرده شده به نوعی است که هم میتواند منافع مشترک باشد و هم میتواند نشانگر اختلافات فیمابین باشد، از اینرو اتخاذ سیاستهای راهبردی درست میتواند منافع متضاد را به منافع مشترک تبدیل کند. بنابراین می توان گفت که عربستان به دلیل اهمیت عنصر عربی- اسلامی و وزن و نقش غیر قابل تردید در منطقهی پیرامونی ایران، دارای جایگاه ویژه ای در سیاست خارجی ایران است، از اینرو مقامات جمهوری اسلامی به درستی این اهمیت را دریافته اند و درصددند تا تعاملات آتی حول این محور به گردش درآید. همچنین روابط مستحکم فیمابین به حل بسیاری از مسائل حل نشده جهان اسلام من جمله مشکلات فلسطینیها با اسرائیل و پرونده های منطقه ای دیگر مانند عراق و افغانستان کمک می کند. از اینرو تحقق این امر مستلزم اینست که نگرش به مسائل منطقه تحت تأثیر مواضعی که به نفع منطقه و آرامش آن نیست قرار نگیرد، بلکه با مسائل جهان اسلام به شکلی واقعگرایانه روبرو شود. از اینرو نیاز به متحدانی مانند عربستان در این موقعیت زمانی ضروری است و گسترش یک رابطه ی پایدار حول منافع متقابل و به دور از تنش و سوءظن میتواند عربستان را در این شرایط به سمت ایران جذب کند و از قدرت چانه زنی این کشور در مسائل منطقه ای استفاده کرد و سیاستهای راهبردی ایران را با کارایی بهتری در محیط پیرامونیاش همراه سازد.

Share