May 23, 2022 – 6:12 pm | Comments Off on جمهوری اسلامی ایران و پیامدهای روابط ترکیه و عربستان  

پرهام پوررمضان 
پژوهشگر حوزه روابط بین الملل 
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

رابطه ی ترکیه و عربستان به عنوان دو کشور تاثیر گذار در روند تحولات خاورمیانه از اهمیت فزاینده ای برخوردار گردیده است که هم …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

انتخابات پارلمانی و آینده تحولات در مصر

نگارش در December 6, 2010 – 10:05 am
انتخابات پارلمانی و آینده تحولات در مصر
Share

Your browser may not support display of this image. اباذر براری

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC


انتخابات پارلمانی مصر در حالی در روز یکشنبه ٢٨ نوامبر به پایان رسید که بسیاری علیرغم نتایج انتخابات آن را به عنوان نقطه آغاز تحولات سیاسی در این کشور در نظر می گیرند. اگرچه نتایج انتخابات حاکی از برتری حزب حاکم تحت عنوان NDP(حزب دموکراتیک ملی) به ریاست حسنی مبارک است. اما تحولات مصر نه در ظاهر سیاسی بلکه در لایه های زیرین اجتماعی در حال وقوع است. آن چه این انتخابات را حائز اهمیت نموده است بیماری لاعلاج حسنی مبارک و آینده ریاست جمهوری در مصر است.شاید بتوان انتخابات پارلمانی مصر را نقطه عزیمت تلاش های عملی حسنی مبارک برای جانشینی فرزندش جمال به ریاست جموری مصر دانست.اما در پیش روی جمال مبارک که مهمترین کاندیدای حزب حاکم به شمار می رود موانع جدی وجود دارد.از یک طرف در عرصه داخلی دسته بندی های سیاسی مبین این نکته است که جمال برای دستیابی به ریاست جمهوری باید به نحوی با این جریانات کنار بیاید. و در عرصه بین المللی هم حکومت مصر در مظان حکومت دیکتاتوری ونقض حقوق بشر است.

گروههای سیاسی موجود در مصر را می توان به سه جریان عمده تقسیم نمود. اگرچه گروههای دیگری را نیز می توان در جامعه سیاسی مصر شناسایی نمود اما نیروهای اثرگذار در آینده سیاسی مصر در میان مدت در این قالب است:

حزب دموکراتیک ملی: از چهره های شاخص این گروه می توان به عبدالمنعم سعید، حمدی رزاق، حازم ببلاوی و علی‌الدین هلال اشاره نمود. این گروه که اکثریت قاطع پارلمان را در اختیار دارد به عنوان حزب حاکم شناخته می شود و روندها موجود در جامعه مصر را رو به پیشرفت ارزیابی می کنند وتغییرات اساسی را خواستار نیستد. این گروه در چشم انداز خود استمرار اکثریت در پارلمان و تلاش برای به ریاست جمهور رساندن جمال مبارک را مد نظر دارند.

جریان دوم در قالب گروههای ملی گرا مطرح هستند که طیفی از نیروهای سکولار، لیبرال و دموکراسی خواه را در بر می گیرند. احزابی چون الغد، الوفد الجدید و التجمع در این مجموعه جای می‌گیرند. ومهمترین چهره این گروه در حال حاضر محمد البرادعی شناخته می شود. این گروه معتقدند نظام سیاسی مصر بر اساس دیکتاتوری اداره می شود و همین امر مصر را با شرایط بحرانی روبرو ساخته و راه حل خروج از این شرایط را اعمال تغییرات اساسی در قانون اساسی و برگزاری انتخابات آزاد می دانند که در نخستین گام باید مبارک کنار رود و لذا این گروه عزم خود را برای انتخابات ریاست جمهوری سال ٢٠١١ جزم کرده است.

سومین جریان سیاسی موجود در مصر را در قالب گروههای اسلامی می توان نام برد. اخوان المسلمین مهمترین حزب در درون این جریان به شمار می رود. این گروه بر خلاف ملی گرایان معتقدند تجربه اصلاح قانون اساسی به ویژه در سال های ٢٠٠۵ و ٢٠٠٧ نشان داد که این اصلاحات تنها شرایط را بدتر و فضا را برای سایر گروهها محدودتر می کند بنابراین باید تغییر و تحول از سطوح پایین تر اجتماع آغاز شود تا اصلاحات مورد سوء استفاده جریان حاکم قرار نگیرد. از مهمترین چهره‌های این جریان می‌توان به فهمی هویدی و طارق البشری اشاره کرد.

به نظر می رسد آن چه آینده تحولات در مصر را رقم خواهد زد بستگی زیادی به نحوه و نوع تعامل جریان دوم وسوم دارد. در صورتی که نوعی اتحاد و همبستگی در جهت گیری میان گروههای ملی گرا و اسلام گرایان شکل بگیرد می توان انتظار پدید آمدن تحولات سیاسی در مصر را هر چه زودتر انتظار کشید. اما مبارک با درک شرایط، از اختلافات میان این گروهها استفاده کرده در صدد ایجاد شکاف میان این دو جریان است به این ترتیب گروههای اسلام گرا را به عنوان گروههایی ارتجاعی و بنیادگرا معرفی می کند و از سوی دیگر گروههای ملی گرا را افرادی لاقید و به این ترتیب تلاش دارد تا مانع نزدیکی این گروهها به یکدیگر گردد.

در انتخابات اخیر مبارک توانست از شکاف موجود استفاده نماید. در حالی که گروههای ملی گرا که تلاش داشتند با استفاده از وجاهت بین المللی دبیر کل سابق آژانس بین المللی انرژی اتمی محمد البرادعی گامهایی برای اصلاحات در نظام سیاسی مصر بردارند اما روندهای سیاسی موجود در مصر نگذاشت حوادث به نفع او رقم بخورد به نحوی که او بارها مورد محدودیت قرار گرفت و سرانجام انتخابات را تحریم کرد و در زمان برگزاری انتخابات به برزیل رفت. در مقابل گروههای اسلامی در انتخابات شرکت نمودند. گروههای اسلامی به خصوص حزب الوفد و اخوان المسلمین که فعالیت سیاسی آن ها از لحاظ قانونی در مصر ممنوع است نسبت به دور قبل کاندیداهای کمتری را در قالب افراد مستقل معرفی کردند. به نحوی که اخوان المسلمین در دوره قبلی انتخابات ١۵٠ کاندیدا را معرفی کرده بود که ٨٨ نفر آنها به پارلمان راه یافتند. اما در این دور از انتخابات آنها تنها ١٣٠ کاندیدا را برای عضویت در پارلمان معرفی کردند.

از سوی دیگر مبارک اجازه حضور ناظران بین المللی برای نظارت بر انتخابات را نداد و همین امر انتقادات زیادی را بر انگیخت. بعد از انتخابات نیز تظاهرات و اعتراضات زیادی مبنی بر تخلفات و تقلب گسترده در انتخابات به ویژه از سوی اخوان المسلمین مطرح شد. از سوی دیگر سخنگوی وزارت خارجه امریکا هم با صدور بیانیه ای از گزارش های منتشر شده درباره “اختلال در فعالیت های انتخاباتی کاندیداهای مخالف دولت، دستگیری طرفداران آن ها و ممانعت از دسترسی برخی از نامزدهای مخالف به رسانه ها” ابراز تاسف کرد. فیلیپ کراولی، سخنگوی وزارت امور خارجه آمریکا، گفت: “این تخلفات شفافیت و منصفانه بودن روند (انتخابات) را زیر سوال می برد.” و از آن چه مداخله نیروهای دولتی در برخی حوزه های انتخاباتی و ارعاب مخالفان خواند، ابراز ناراحتی کرد.

بهرحال انتخابات پارلمانی مصر برای مشخص شدن ۵٠٨ نماینده پایان یافت. اما چند نکته در مورد این انتخابات حائز اهمیت است:

١-روند برگزاری انتخابات اخیر پارلمانی نشان داد این انتخابات تفاوتی با انتخابات هایی که پیش از این در مصر برگزار شد نداشته و از این جهت ترکیب پارلمان و قدرت حزب حاکم تغییری نکرده است. و می توان پیش بینی نمود در صورتی که اتفاق خاصی در سپهر سیاسی مصر روی ندهد همین روند در مورد انتخابات ریاست جمهوری نیز تکرار شود.

٢-اگر تا پیش از این گروههای اسلامی به عنوان مهمترین گروههای مخالف دولت مبارک شناخته می شدند به نظر می رسد با حضور البرداعی در جریانات سیاسی مصر وزن گروههای ملی در حال افزایش است و باید منتظر بود تا استراتژی های البرادعی را برای ادامه فعالیت سیاسی در مصر و روندهای داخلی و بین المللی در مورد فعالیت سیاسی او را شاهد باشیم.

٣-آن چه این برهه را حائز اهمیت می کند احتمال کناره گیری حسنی مبارک از ریاست جمهوری مصر است و تلاش او برای انتقال قدرت به پسرش جمال. این امر مستلزم تدابیری در داخل و خارج است.

۴-علاوه بر جریانات سیاسی که در مصر نامبرده شد نباید از نقش و تاثیر نیروههای نظامی در مصر نیز غافل شد به ویژه که تمامی روسای جمهوری مصر از زمان انقلاب ١٩۵٢نظامی بوده اند.جمال عبد الناصر، انور سادات و حسنی مبارک همگی افرادی نظامی بودند لذا نقوذ لابی نظامی در آینده تحولات سیاسی مصر مهم می باشد.

۵-حوادث بین المللی و به ویژه جهت گیری های آمریکا نیز نقشی مهم در ادامه تحولات سیاسی مصر دارد. دولت حسنی مبارک با آمریکا همکاری نزدیکی دارد و سالانه میلیون ها دلار کمک مالی از ایالات متحده دریافت می کند. بنابراین آمریکا نمی توان در مورد متحد استراتژیک خود ریسک کند چرا که ممکن است حضور هر شخص دیگری جز حسنی مبارک به ضرر منافع ایالات متحده تمام شود به ویژه امریکا نگران است با حضور نیروهای لیبرال به ویژه البرادعی سناریوی ترکیه در مورد مصر نیز تکرار شود.

به نظر می رسد روند هایی در مصر درحال شکل گیری است که ثبات ظاهری را در این کشور پس از حسنی مبارک دستخوش تغییرات اساسی خواهد نمود.

Share