آذر ۴, ۱۴۰۰ – ۹:۱۶ ق.ظ |

مریم وریج کاظمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلیتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

همگرایی، وضعیتی است که در آن، گروه‎ها، سازمان‎ها، نهادها یا کشورها، برای حفظ منافع جمعی، به همکاری گسترده با یکدیگر بپردازند و به سوی نوعی وحدت …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آفریقا, گفتگو

القاعده شمال آفریقا و رویکرد جنگ نیابتی غرب – گفتگو با جعفر قناد باشی کارشناس مسائل آفریقا

نگارش در دی ۱۷, ۱۳۹۱ – ۱۰:۵۰ ب.ظ
القاعده  شمال آفریقا و رویکرد جنگ نیابتی غرب  – گفتگو با جعفر قناد باشی  کارشناس مسائل آفریقا
Share

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

شبکه تروریستی القاعده خطرناک ترین، رادیکال ترین و کارآمد ترین نیرویی است که در جریان تحولات ده سال گذشته جهان اسلام نقش بازی کرده است. در این حال با وزیدن نسیم بهار عربی در شمال آفریقا و با توجه به سرنگونی دولت های منطقه اندک اندک این سازمان و زیر شاخه های آن به گسترش حضور خود دست زده اند. چنانچه اکنون برخی شمال آفریقا را بهشت گروه های تروریستی از کشور‌های دور و نزدیک می دانند. در همین راستا پس از حمله به سفارت آمریکا در بنغازی در سپتامبر و همچنین حضور فزاینده القاعده در شمال آفریقا و مالی اینک برای تعیین وضعیت این جریان در شمال آفریقا و آینده نقش آن گفتگویی با جعفر قناد باشی کارشناس مسائل آفریقا داشته ایم:

واژگان کلیدی: القاعده شمال آفریقا، امریکا، لیبی،  مصر، جنگ نیابتی، هواپیماهای بودن سرنشین، مالی

 

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح:هم اکنون در کشورهای شمال آفریقایی همچون مصر، لیبی، تونس، الجزایر و مراکش نفوذ جریان القاعده افزایش یافته است. در شرایط کنونی وضعیت حضور و نفوذ جریان القاعده در کشورهای شمال آفریقا چگونه است؟

برای بررسی القاعده باید به پیشینه این سازمان توجه کرد. در زمان حمله شوروی به افغانستان غرب با کمک دلارهای خود و عربستان چنین گروه هایی را ایجاد کرد تا این نیرو به گونه ای نیابتی مقابله با کمونیست ها را انجام دهد. لذا سنگ بنای القاعده و  القاعده شمال آفریقا در افغانستان رقم خورد. یعنی مبارزانی از شمال آفریقا و از جمله الجزایر به افغانستان رفتند و به جنگ با کمونیستها پرداختند. زمانی که جنگ افغانستان پایان یافت و شوروی از صحنه ی افغانستان خارج شد این مبارزان به شمال آفریقا بازگشتند. چنانچه معروف به مجاهدین افغانی بودند. پس از 11 سپتامبر  با کاهش قدرت القاعده در اففانستان و به طور کلی زیر زمین شدن القاعده در دنیا القاعده در هیچ یک از کشورهای آفریقایی چهره علنی نداشته و هیچ دفتری هم تحت عنوان القاعده ایجاد نشده است. تحرکات آنها بعد از مخفی شدن و زیر زمینی شدن در شمال آفریقا ادامه یافت چنانچه ما اکنون شاهد گروهی تحت عنوان القاعده مغرب عربی(که حاصل پیوستن القاعده مغرب، الجزایر و.. است) هستیم. در خط مشی اجرا شده به وسیله القاعده در شمال آفریقا آنها هیچ گاه کوششی برای جلب مردم در راستای وارد شدن به انقلاب انجام ندادند و کوششی فرهنگی برای جذب نیرو نیز نکردند. یعنی صرفا به عملیات محدود و بسیار پراکنده پرداختند. بنابراین کارنامه القاعده در شمال آفریقا محدود به عملیات سری، مسلحانه و پراکنده بر ضد نظامیان و مراکز تفریحی شد. این رویکرد آنها موجب شد که برخی در مورد آنها  تردید کنند و حتی برخی از نویسندگان در شمال آفریقا ماهیت آنان را زیر سوال بردند که چرا بر ضد استبداد حرکت نمی کنند و شاخه سیاسی ندارد؟ یعنی هیچ شاخه سیاسی از القاعده که نمایانگر ماهیت آنان باشد وجود نداشته است و حتی این تصور وجود دارد که با اقدامات آنها زمینه برای سرکوب اسلام در شمال آفریقا فراهم میشود. یعنی به نام سرکوب القاعده بسیاری از مسلمانان سرکوب شدند. لذا القاعده در شمال آفریقا هیچ خدمتی نکرد، بلکه فضا را برای سرکوب مسلمان ها و بسته شدن فضا و تصویب قانون اساسی های سکولار فراهم کرده و می کند.

اگر به مجموعه کشورهای شمال‌ آفریقا و همچنین مالی و سومالی نگاه کنیم القاعده حاضر در آنها به گونه ای پیوند ارگانیکی دارند. سومالی از نظر ساختار عرب است و جز و مجموعه شمال آفریقا است. در مالی هم شمال آن کشور  فرهنگ اسلامی وجود دارد. در این حال اکنون القاعده در این دو کشور به گونه ای علنی ظاهر شده اند . چنانچه الشباب سومالی پیوند علنی خود را با القاعده اعلام کرده است.

 

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح:حضور القاعده در  انقلابهای دو سال گذشته شمال آفریقا تا چه میزانی بود؟

القاعده در کشورهای دیگر شمال آفریقا و در نهضت های بیداری اسلامی مشارکتی نداشت و همین هم باعث تردید هایی در مورد القاعده شد. در لیبی به جز برخی بیانیه های محدود و حرکتی شاخص برای ثبت در کارنامه انجام نداد. همچنین علیه استعمار جدید نفتی غرب در شمال آفریقا هم هیچ اقدامی نکرد و…لذا باید گفت کارنامه القاعده در شمال آفریقا بر ضد مظاهر استبداد، استعمار و صهیونیسم در این کشورها نبوده است. تنها رویکردی که مورد توجه قرار داده یاری به برخی از سلفیون در لیبی در تخریب امامزاده ها در لیبی یا مظاهر تمدنی در مالی بوده است. گذشته از این حضور کنونی که موجب باقیماندن این گروه ها در خبرها شده است حضور در شمال کشور مالی است که تقریبا از جنوب جدا کرده است. در این بین القاعده تلاش کرده جوانان مجاهد و مبارز شمال آفریقا تحت پوشش این سازمان به شمال مالی بیاورد تا در قربان گاهی که غربی ها تهیه شده اند سرکوب شود. در سومالی هم اینگونه است القاعده تشکیلاتی است که نیروهای جوان از کشورهای اسلامی به صحنه سومالی برای مبارزه با کفر و.. حاضر شده و در قربانگاه کشته میشوند. یعنی در مالی که چنین طرحی مورد نظر است. بنابراین آنچه که القاعده انجام میدهد یارگیری از کشورهایی است که نیروهای اسلامی در آن حضور دارند و علاقمند به مقابله با حکومت هستند، اما القاعده آنها را با جای جهت دادن به مبارزه با حکومت ها به سه منطقه مهم سوریه،  مالی  و سومالی برای کشته شدن سوق میدهد.

 

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح:بنا به خبرها «انصارالشریعه» القاعده در حمله به سفارت آمریکا در بنغازی در سپتامبر دست داشته است. در این حال وضعیت کنونی القاعده در لیبی به چه گونه ای است؟

در لیبی گروه های افراطی سلفی حضور دارند و این حضور با کمک های قطر و عربستان و با تقویت ایدئولوژیک و مالی است، اما اینکه اینها پیوندی با القاعده نداشته و تحت عنوان القاعده مغرب اسلامی شناخته نمی شوند. حتی گفته میشود بین شاخه القاعده در مالی و مغرب اسلامی هم اختلاف افتاده است و آنها از همدیگر جدا  شده اند.  در شمال آفریقا باید بین اهل سنتی که  سنتی می اندیشد با سلفیونی که گونه ای عرفی و سلفی هستند و اسلام وهابی و وارداتی داردند تفاوت قائل شد. حتی بین اسلام وهابی و اسلام القاعده ای تفاوتهایی وجود دارد. مثلا در مصر حزب النور سلفی است، اما هرگز با وهابیت یکی نیست و از نظر ارگانیک هم شناخته ای از القاعده تلقی نمی شود. در این حال هم باید توجه داشت که القاعده به دلیل مخفی بودن و سری بودن ارتباطاتش کمتر زیر نظر دقیق تحلیل گران سیاسی است.

 

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح:مقامهای آمریکایی میگویند که با انقلاب لیبی شبه نظامیان القاعده در شمال آفریقا توانسته اند به تسلیحات زیادی دست پیدا کنند و رئیس فرماندهی نیروهای نظامی آمریکا در آفریقا بر اینکه القاعده در شمال آفریقا قدرتمندترین شاخه این سازمان است تاکید کرده است. در این حال آیا سرنگونی دولت های مقتدری همانند مبارک و قذافی فرصت حضور القاعده را در این کشور بالا برده است؟

بله دقیقا. اتهام حضور القاعده در شمال آفریقا مانند اتهام است که به صدام میزندند که القاعده در عراق حضور دارد که در واقع چنین نبود و صدام لائیک از مذهبی ها نفرت داشت. اما به محض سرنگونی صدام زمینه برای گروه های تروریستی سلفی و القاعده فراهم شد و شاخه هایی پیدا کردند. قبلا در لیبی و مصر با وجود سازمان ها امنیت قوی القاعده حضور نداشت و دولت اسلامگراها را  تعقیب میکردند. بعد از سرنگونی حکومت ها و تعویض نیروهای امنیتی فرصتی برای القاعده پدید آمده است تا تحرکات بیشتری داشته باشد اما تحرکاتی که آنها دارند ضد استبدادی نیست و بیشتر یارگیری ، تهدیدات رسانه ای و ضربه وارد کردن به اسلام است. یعنی چهره ای که القاعده از خود نشان داده است چهره ای است که امریکایی ها برای حمله به هر  کشوری از آن بهره برده اند. چنانچه در لیبی نیز هر گاه منافع غرب تامین نشود، بحث القاعده برای سرکوب مطرح میشود. در این حال افزایش حضور القاعده زمینه ساز مداخله نظامی و نفوذ غرب است.

           

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: یک مقام اطلاعاتی اسپانیا اعلام کرده شبه نظامیان القاعده در شمال آفریقا احتمالا هم اکنون سلاح های شیمیایی در اختیار دارند. اکنون هم جدا از نشستهای سری کاخ سفید برای بررسی فعالیت القاعده در شمال آفریقا نشریه واشنگتن پست گزارش داده امریکا ممکن است از هواپیماهای بدون سرنشین برای هدف قرار دادن مواضع القاعده در شمال آفریقا استفاده کند. در این بین نگاه امریکا بهشاخه القاعده در شمال آفریقا موسوم به القاعده در مغرب اسلامی چیست؟

غربی ها ها هرگز خواستار مقابله و رویارویی مسلحانه و حتی سیاسی آشکار با مسلمانان شمال آفریقا، غرب آفریقا و گروه های اسلامی در شمال آفریقا نیستند. در این حال القاعده در آفریقا بهانه ای است برای اینکه ترتیبات امنیتی قوی تری در برابر کشورهای شمال آفریقا ایجاد کنند. کشورهای شما آفریقا پر از انرژی استقلال طلبی بوده و موجب هراس غرب است، لذا کوشش میشود به بهانه جلوگیری از القاعده انرژی و پتانسیل این کشورها و گروه های اسلامی خالی گردد. یعنی همچنان که در شرق آفریقا بحران یا قتلگاه چند ساله سومالی را درست کرده اند در کشورهای شمال آفریقا هم همین طرح مد نظر است. یعنی همه نیروها پر انرژی اسلامی که باید با غرب مقابله کنند به مالی می روند.( کشور مالی که در جنوب کشورهای شمال آفریقا است.) در این بین تلاش شده با ارتش مشترک آفریقایی جلو این تحرکات گرفته شود و با قطعنامه شورای امنیت کشورهای آفریقای اجازه داشته باشند که القاعده را در کشورهای دیگر اسلامی سرکوب کنند. چنانچه اکنون نیز 15 کشور غرب آفریقا را برای مداخله در مالی آماده کرده اند. این رویکرد به معنی به راه انداختن جنگ نیابتی برای سرکوب القاعده در شمال آفریقا است. جدا از این یکی دیگر از استراتژی های غرب هواپیماهای بدون سرنشین است که از راه دور کنترل می شود. چنانچه در پاکستان، سومالی و لیبی نیز انجام گرفته است.

 

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح:شورای امنیت وابسته به سازمان ملل متحده با استقرار نیرو به رهبری آفریقا به منظور تقویت ارتش مالی و حمایت از آن به برای تسلط به اراضی که القاعده در آن تسلط یافتند، موافقت کرده است. دراین حال آیا  ممکن نیست ناتو درست به حملاتی گسترد ه زند.؟

 این امر غیر ممکن است. چرا که ناتو بودجه و نیروی لازم برای حضور در شمال آفریقا را ندارد. فرانسوی ها هم با تقلید از استراتژی امریکا و جنگ نیابتی تلاش دارد تا با نیروهای دیگری منافع خود را تامین کند. لذا بنا است سربازان آفریقایی در این صحنه حضور یابند.

 

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح:در صورت حمله به القاعده شمال آفریقا و تهاجم چند جانبه و یا جنگ نیابتی به مالی آینده حضور القاعده در شمال آفریقا چگونه خواهد بود؟

القاعده به دلیل گرایشهای تند محبوبیتی در شمال آفریقا ندارد. حتی احزاب سلفی هم نتوانسته اند جایگاه خوبی در بین مردم داشته باشد. اکنون نیز با باز شدن فشای سیاسی فرصت رشد از القاعده گرفته شده است. القاعده زمانی میتوانست رشد کند که فضای سیاسی بسته شده باشد. بنابراین القاعده جایگاه چندانی در شمال آفریقا نخواهد داشت. در سودان هم ما هیچ نشانه ای از تحرک جدی القاعده نداریم، در مصر نیز  فرصت چندانی برای حضور القاعده وجود ندارد. در لیبی نیز امکان حضور بیشتر القاعده نیست. در این بین هر چند کشوهایی مانند قطر از جریان های سلفی حمایت میکنند، اما اگر به القاعده کمک نیز کنند علنی نیست. یعنی خبرهایی وجود دارد که قطر در حال بستر سازی برای القاعده است، اما هنوز سندهایی دقیق در این مورد وجود ندارد. گذشته از این اکنون القاعده گروهی زیر زمینی است و در صورت سرکوب باز هم زیر زمینی تر خواهد شد. یعنی هر چند تصور این بود که بعد ار 11 سپتامبر القاعده نتواند حیات یابد، اما اینکه همچنان القاعده حضور دارد به این معنی است که غرب و سازمان های غربی بر این نظر هستند که القاعده همچنان به عنوان دشمن وجود داشته باشد. یعنی امریکایی ها در جنگ های ده سال گذشته میلیون ها نفر را آواره کرده اند اما نخواسته اند القاعده را شکست دهند.

 

گفتگو از: فرزاد رمضانی بونش

 

 

Share