May 23, 2022 – 6:12 pm | Comments Off on جمهوری اسلامی ایران و پیامدهای روابط ترکیه و عربستان  

پرهام پوررمضان 
پژوهشگر حوزه روابط بین الملل 
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

رابطه ی ترکیه و عربستان به عنوان دو کشور تاثیر گذار در روند تحولات خاورمیانه از اهمیت فزاینده ای برخوردار گردیده است که هم …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

البرادعی در قامت یک مصلح اجتماعی یا رهبر سیاسی؟

نگارش در February 9, 2011 – 6:46 am
البرادعی در قامت یک مصلح اجتماعی یا رهبر سیاسی؟
Share

اباذر براری
مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC


محمد البرادعی در 17 ژوئن سال 1942 در “قاهره ” مصر متولد شد. به نظر می رسد شباهت زیادی میان محمد البرادعی با پدرش مصطفی البرادعی وجود داشته باشدچرا که “مصطفی البرادعی ” پدر وی  وکیل بود به کانون وکلای دادگستری مصر رفت و با حکومت “جمال عبدالناصر ” رئیس‌جمهوری مصر به نزاع پرداخت.  واینک محمد به تاسی از پدر بعد از آن که در رشته حقوق تحصیل کرد اینک علم مخالفت با حسنی مبارک ریئس جمهور مصر را برداشته است. وی با “آیدا الکاچف ” که گفته می‌شود اصالت ایرانی دارد ازدواج کرد و حاصل این ازدواج دو فرزند به نام‌های “لیلا ” و “مصطفی ” است . که هر دو در لندن زندگی می کنند.

محمد البرادعی در سال 1962 مدرک لیسانس خود را از دانشگاه قاهره در رشته حقوق کسب کرد و مدرک تحصیلات تکمیلی خود (DEA) را در موسسه فارغ‌التحصیلی مطالعات بین‌المللی “HEI ” در ژنو و مدرک دکتری را در رشته حقوق بین‌الملل در دانشکده حقوق “نیویورک ” در سال 1974 کسب کرد.
او کار اجرایی خود را از  سال 1964 در وزارت امور خارجه مصر آغاز کرد. وی در آنجا در مأموریت‌های دائم مصر در سازمان ملل متحد در نیویورک و ژنو در زمینه موضوعات سیاسی، حقوقی و کنترل سلاح شرکت کرد.

از سال 1974 تا 1978 به عنوان مشاور ویژه در وزارت امور خارجه مصر مشغول به کار بود. در سال 1980، وی به عنوان یکی از مقام‌های ارشد در زمینه برنامه حقوق بین‌الملل در موسسه آموزش و تحقیق سازمان ملل متحد فعالیت می‌کرد. از سال 1981 تا 1987 به عنوان استادیار حقوق بین‌الملل در دانشکده حقوق دانشگاه “نیویورک ” تدریس ‌کرد.

در سال 1984 البرادعی عضو ارشد دبیرخانه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی شد که در آنجا بین سالهای 1984 تا 1993 به عنوان مشاور حقوقی آژانس و بین سالهای ١٩٩٣ تا 1997 به عنوان دستیار مدیرکل روابط خارجه فعالیت ‌کرد. البرادعی همچنین یکی از اعضای “انجمن حقوق بین‌الملل ” و “جامعه آمریکایی حقوق بین‌الملل ” است.  البرادعی در اول دسامبر 1997 به عنوان مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی برگزیده شد و جانشین  هانس بلیکس  سوئدی شد. وی برای یک دوره چهارساله دیگر بین سالهای 2001 تا 2005 برای دومین بار به عنوان مدیرکل آژانس برگزیده شد و سومین و آخرین دوره ریاست وی در آژانس تا نوامبر 2009 تمدید شد. چند موضوع مهم در دوران دبیر کلی البرادعی در آژانس در دستور کار قرار داشت  از جمله بازرسی ازعراق قبل از حمله آمریکا به این کشور در مارس 2003 و تنش‌های موجود بر سر برنامه هسته‌ای ایران.

البرادعی در مورد عراق معتقد بود صدام تلاشی در جهت احیای برنامه اتمی خود نداشت و این ادعا که در صدد بود تا از نیجریه سوخت وارد کند صحت نداشت. از سوی دیگر البرادعی در برنامه اتمی ایران به شدت تحت فشار غرب به ویژه آمریکا قرار داشت. چراکه وی در تمامی ٢٠ بیانیه خود در باره برنامه هسته ای ایران بر صلح آمیز بودن آن تاکید داشت و همین امر موجب ناخشنودی آمریکا را فراهم کرده بود. تا جایی که در سومین دوره انتخاب البرادعی، آمریکا با کاندیداتوری وی مخالف بود و به او رای مخالف داد اگرچه با رای مثبت دیگر اعضای آژانس او سومین دوره دبیری آژانس را در نوامبر ٢٠٠٩ به پایان برد.
در ٧ اکتبر 2005، البرادعی و آژانس بین‌المللی انرژی اتمی به طور مشترک برنده جایزه صلح نوبل به علت تلاش برای جلوگیری از استفاده از انرژی هسته‌ای برای اهداف نظامی و دادن این اطمینان که انرژی هسته‌ای صلح‌آمیز به امن‌ترین روش ممکن استفاده می‌شود، کسب کرد.وی تمامی جایزه خود را برای ساخت یتیم‌خانه‌ای در زادگاه خود در قاهره صرف کرد.


دبیرکلی آژانس بین المللی انرژی اتمی و موفقیت در این پست و کسب جایزه صلح نوبل از البرادعی چهره ای موفق و بین المللی به وجود آورد. او با ورود به عرصه سیاست مصر عملا در جهت تغییر سیستم موجود در مصر برآمد ونوک پیکان حرکت خود را تلاش برای برکناری حسنی مبارک قرار داد.

محمد البرداعی  پس از پایان دوران دبیر کلی در آژانس روز جمعه ١٩ فوریه ٢٠١٠ به مصر بازگشت و در فرودگاه قاهره مورد استقبال برخی از اعضای اخوان المسلمین، تعدادی از جوانان وبلاگ نویس طرفدار تغییر و نیز روشنفکران قرار گرفت. این عده با در دست داشتن پلاکاردی خواستار جواب مثبت البرادعی برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2011 مصر بودند. دولت مصر پیشتر استقبال رسمی از البرادعی را ممنوع کرده بود. برخی اعتقاد داشتند بازگشت البرداعی به مصر بزرگترین چالش برای  حسنی مبارک طی 30 سال زمامداری وی می باشد. البرادعی پیشتر در مصاحبه ای دموکراتیک تر شدن قانون انتخابات در مصر را پیش شرط حضور در انتخابات ریاست جمهوری به عنوان نامزد مستقل اعلام کرده بود.محمد البرادعی درحالی وارد مصر شد که از همان ابتدا شعار تغییر در ساختار سیاسی مصر را مطرح کرد. وی در سخنان خود روند کنونی مصر را غیرقابل پذیرش دانسته و خواستار تغییراتی در این عرصه شده است. بر همین ادعا نیز وی شعار تغییر در ساختار قانونی و سیاسی مصر را شعار انتخاباتی خود قرار داد.

پیش از شکل گیری اعتراضات همگانی اخیر، عمدتا سه دیدگاه در مورد دلایل و اهداف حضور البرادعی در جرانات سیاسی مصر وجود داشت:

نخست آن که وی همان طور که در بیانات خود اظهار می داشت خواستار تغییر و دگرگونی اساسی در حکومت و شیوه زمامداری مصر است و بر این اساس گروههای مخالف با اجتماع حول وی می توانستند به انسجام در جهت مقابله با حکومت مبارک بپردازند. این امر در ذات خود اشکالاتی به همراه داشت چرا که تمامی مخالفین دولت مبارک حاضر نبودند به البرادعی اعتماد کنند. به ویژه گروههای اسلامی از آن جا که وی را فردی سکولار می دانستند به عنوان مثال حاضر نشدند در انتخابات پارلمانی ٢٠١٠ در حالیکه وی در دور اول، انتخابات را تحریم کرده بود از وی حمایت کنند. البته در این جا البرادعی بالقوه دو هدف می توانست داشته باشد اول به دست گیری قدرت و اعمال تغییرات مورد نظر به شکل مستقیم که البته حکومت مصر به شدت با آن مخالف بود. البرادعی اگر در این جهت موفق نمی شد می توانست با اعمال فشار به دولت از طریق رهبری مخالفین و افکار عمومی در جامعه مصر دولت را به اعمال تغییرات در جهت بهبود وضعیت اقتصادی، دادن آزادی های سیاسی و مدنی و… وادار نماید.

دومین نگاهی که به حضور البرادعی در معادلات سیاسی مصر می توانست مورد توجه باشد. وجود او به عنوان یک فرصت برای حسنی مبارک بود. به این معنا که البرادعی علیرغم اظهارات خود در نهایت به همکاری و همسویی با حکومت مبارک تن خواهد داد. به ویژه از آن جهت که در سال جاری حوادثی نظیر انتخابات ریاست جمهوری نیز در پیش است و مذاکرات صلح خاورمیانه نیز در برهه حساسی قرار خواهد گرفت. لذا مبارک نیازمند آرامش در داخل است به این ترتیب حضور البرادعی می تواند به چند طریق به مبارک کمک کند اول این که البرادعی با برجسته کردن مسئله انتخابات و حواشی آن توجهات را از مسائل اساسی تر و چالش بر انگیز تر دور خواهد کرد. از سوی دیگر البرادعی و وجهه بین المللی او سبب خواهد شد او مدیریت مخالفت ها و اعتراضات داخلی را بر عهده بگیرد و مطابق خواست خود اجازه بروز تحولات را بدهد. بعلاوه این که حضور او و نوع برخورد حکومت مصر با وی می تواند ادعای مبارک مبنی بر وجود دموکراسی در مصر را تایید کند.

نگاه سومی که می توان در مقطع ابتدایی حضور البرادعی در مصر را برشمرد که البته غیر واقعگرایانه و تا حدودی دور از ذهن است و آن این که حضور البرادعی تلاش و گزینه ای از سوی آمریکا برای دو هدف است: اولا بالابردن وجهه خود در جامعه مصر که در آن جا بسیار منفور است ثانیا از وجود البرادعی و تحرکاتی که او به وجود خواهد آورد در جهت اعمال فشار بر مبارک در جهت پیگیری بیشتر اهداف آمریکا به ویژه تسریع در روند صلح خاورمیانه استفاده کند.

آن چه تا این جا اشاره شد به مقطع حضور او و پیش از اقدامات عملی در حوادث سیاسی مصر بر می گشت. او با موضع گیری های خود در این مقطع یک ساله نشان داد سناریوهای دوم وسومی که در مورد او مطرح شده بود دور از ذهن و غیر واقع بینانه بود. او مشخصا یک هدف داشت تغییر در ساختار سیاسی مصر و سرنگونی حسنی مبارک. البرادعی در این راستا ریاست جمعیت ملی برای تغییر را بر عهده گرفت. بر این اساس با توجه به تحولات اخیر در مصر سوال اساسی این است که آیا البرادعی به قدرت دست خواهد یافت یا نه؟ اگرچه در این شرایط سخت است در مورد آینده قدرت در این کشور سخن گفت در واقع ایفای نقش البرادعی بستگی به روند تحولات اخیر در مصر دارد اما می توان تصور نمود که او در بهترین حالت با سرنگونی حکومت مبارک و به شرط رضایت گروههای برجسته مخالف به قدرت دست یابد. و از سوی دیگر با تسلط حکومت مصر بر شرایط و سرکوب اعتراضات و با شرط عدم اعمال محدودیت همچنان در قالب اپوزیسیون به ایفای نقش بپردازد.

بازگردیم به سوال ابتدایی که آیا البرادعی را می توان یک مصلح سیاسی اجتماعی دانست یا باید وی را رهبر جریان سیاسی حاکم در مصر بدانیم؟ اگرچه با توجه به جهت گیری ها و مواضع او به نظر می رسد شخصا به دنبال به دست گیری رهبری سیاسی و اعمال تغییرات و اصلاحات در این قالب می باشد. اما مولفه های بسیاری بر این امر اثرگذار است. که بخشی تقویت کننده و بخشی به عنوان مانع در مقابل او مطرح است. اما به اجمال باید آینده سیاسی مصر تا حدودی از ابهام خارج شود تا بتوان از چگونگی ایفای نقش البرادعی سخن گفت.

Share