شهریور ۱۷, ۱۴۰۰ – ۶:۵۴ ق.ظ |

ما هشدار می دهیم که برسمیت شناختن حکومت ضد اسلامی طالبان از سوی دولتها و نهادها، لکه ننگی برای آنها خواهد بود و انها شریک جنایات طالبان در تاریخ و افکار عمومی جهانیان شناخته خواهند …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آلمان, اروپا, روسیه, مقالات تحلیلی

اشتراکات و اختلافات آلمان و روسیه

نگارش در خرداد ۱, ۱۳۹۴ – ۱۲:۳۳ ب.ظ
اشتراکات و اختلافات آلمان و روسیه
Share

نعمت اله ایزدی

سفیر پیشین ایران

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

مهمترین تحولات و سیر روابط آلمان و روسیه

به نظر من آلمان اولین و مهمترین کشوری بود که در بین کشور های اروپایی از تحولات در شوروی که در زمان آقای گورباچوف شروع شد و ادامه پیدا کرد، بهره برد. علت آن نیز این بود که، به هر حال کشوری که در جریان جنگ دوم جهانی به طور کامل تجزیه شد و بعد دوباره ترکیب شد و بعد اختلافات بین شرق و غرب یک جدایی خیلی طولانی مدتی را بین آن ها ایجاد کرد، همواره یک ذهنیتی برای آن ها ایجاد کرده که، چه زمانی می توانند از این فضا و این شرایطی که برایشان ایجاد شده، شانه خالی نمایند. آلمانی مورد تجزیه قرار گرفت که به لحاظ فرهنگی ، اجتماعی و مسائل انسانی کشوری یکپارچه و در هم تنیده بود، افراد یا به خواست خودشان و بعضا بالاجبار در آن دو قسمتی که به وجود آمد و محدودیت هایی که بعدا ایجاد شد نیز باعث شد که خانواده ها دچار مشکلات و افسردگی هایی شوند.

بنابراین هر چه قدر که زمان طی می شد، از بال 1945 به بعد، این شکاف بیشتر می شد. از طرفی امکاناتی که در آلمان غربی بعد از جنگ به و جود آمد و طرح هایی که داده شد برای حمایت از این کشور در حوزه اقتصادی، در آلمان شرقی به این شدت نبود و فاصله طبقاتی خیلی زیادی بین آلمان ها فراهم شد. اما وقتی که فضاهای بازی ایجاد شد در زمان آقای گورباچوف به عنوان یک سیاست خارجه نوین، حتی طرح تاسیس ایجاد خانه مشترک اروپایی، کسی که بیشتر از همه از این وضعیت استقبال می کرد آلمان بود. آلمان ها از این جهت سعی کردند بیشترین منفعت را کسب کنند و سعی کردند انعطاف های زیادی داشته باشند تا دیوار برلین برداشته شد و اتحاد بین دو آلمان شکل گرفت . در این بین با توجه به زیر ساخت های روسی در آلمان شرقی باز هم آلمان ها نیازمند تا بتوانند با کمک کشور مادر، یعنی روسیه بتوانند معضلات و مشکلاتشان را بر طرف کنند. این باعث شد که همواره رابطه بین آلمان و روسیه یک رابطه مستحکم باشد و برای رفع آن نارسایی ها یک همکاری منظم و منسجمی شکل بگیرد. شاید بیشترین جا یی که آقای گوباچوف برای سخنرانی ها رفت آلمان بود. لذا این رابطه شکل گرفت و همواره در هر موضوعی علی رقم این که آلمان ها تعهدات اتحادیه اروپایی و تعهدات کلی اروپایی داشتند سعی می کردند روابط با روسیه را در جایگاه ویژه ای قرار دهند .به نظر من این شرایط تا به امروز ادامه پیدا کرده و روابط خوبی بین این دو کشور برقرار بوده است. روس ها نیز متقابلا نیازمند این بودند، با توجه به این که در صدد بودند که زیرساخت ها ی اقتصادی و صنعتی خود را اصلاح و از حالت شرقی خارج کنند نیازمند کمک های آلمان بودند.

 

تاثیر بحران اکراین در سال گذشته بر روابط روسیه و آلمان

دو بحث وجود دارد، نخست تاثیر کلی تحولات اکراین از مجموعه اتحادیه اروپا است. این تاثیر حتی برای آمریکا و هم پیمانانش یک تاثیر مشترک بوده است. یعنی آلمان ها با توجه به تعهداتشان به اتحادیه و هم پیمانان غربی سعی کردند با غرب همراهی داشته باشند، اما در ابعاد دو جانبه آنچنان واکنش هایشان نسبت به آمریکا و بعضی از کشور های اروپایی واکنش های تند نبوده است. معمولا کشور ها در چنین مواقعی ناچار به موضع گیری کلی و در عین حال به دنبال منافع خود هستند، لذا سعی می نمایند که به دنبال حل اختلافات حتی در چارچوب ها میانجی گرانه و یا کدخدامنشانه باشند تا خود کمتر متضرر شوند . به نظر من نگاه آلمان بیشتر به بعد دو جانبه روابط با روسیه منعطف است.

مهمترین اشتراکات و اختلافات آلمان و روسیه

روس ها و آلمان حجم بالایی از روابط اقتصادی در سطح کل اروپا دارند و دارای رتبه اول است. به نوعی که اولین شریک تجاری روسیه آلمان است بنابراین در حوزه اقتصادی نیازها واقعا قابل چشم پوشی نیست. در حوزه های سیاسی شاید بیشترین نقش آلمان در مجموعه اتحادیه اروپا، ظرفیت اقتصادی آن است. حمایت هایی که از این کشورها در چارچوب این است که بتواند آنها جذب سیستم اقتصادی و تجاری خود نماید و لذا بیشترین کمک ها را به اسپانیا، پرتغال و یونان، در قالب اتحادیه اروپا بر عهده دارد. بنابر این با توجه به ذات سیاست های موجود درآلمان (که همواره بعد از جنگ جهانی دوم، نگرش اقتصادی آنها بر سیاسی چربش داشته است) آلمان ها ثقل روابطشان را اقتصادی در نظر گرفته و در بهره گیری با روسیه نیز استثنا قرار نداده اند. جدا از این در حوزه سیاست خارجی آلمان ها دارای تعهداتی در اتحادیه اروپا هستند و سعی در انجام آن دارند تا بزرگی آن ها در مجموعه اتحادیه زیر سوال نرود. اما در جاهایی که کاملا اختصاصی مطرح است آن ها سعی می کنند که به اصطلاح منافع ملی شان را اولویت دهند نسبت به تعهدات اتحادیه شان باشد. موضوعی مانند اکراین نیز همین گونه است، مثلا در رابطه با کراین سعی نمودند علی رغم این که در چارچوب اتحادیه منافع ملیشان را نیز در نظر بگیرند. در بعد دیگری اختلافاتی بین روسیه در مجموعه اتحادیه وجود دارد و طبیعت خاص خود را دارد. در این بین هر چند آلمان ها سعی می کنند که از تعهدات اتحادیه شان فاصله نگیرند اما در قالب روابط دو جانبه که منافع ملیشان در خطر باشند سعی کنند که نظر روسیه را جلب نمایند نسبت و انعطاف های بیشتر انجام داده و تشنج را حوزه اروپا کاهش دهند هر نوع تشنج سیاسی می تواند ضررش متوجه اقتصاد بسیار قوی آلمان شود. در مجموع آلمان ها سعی میکنند در مسائل همکاری بیشتری داشته باشند . لذا من اختلاف بسیار عمده ای خارج از اتحادیه اروپا با روسیه را نمی بینم.

عوامل و متغیر های موثر در آینده روابط آلمان و روسیه

آمریکایی ها از گذشته سعی می کردند که به آلمان این گونه القا کنند که همه ی اهداف روسیه در آلمان و در مجموعه اتحادیه اروپایی اقتصادی نیست و به راحتی نمی توانید برای منفعت اقتصادی از ظرفیت های روسیه مثل صادرات گاز و نفت و امکانات دیگر مثل مواد خام معدنی و سایر موارد بهره ببرید. همواره در این رابطه آمریکایی ها در بحث خانه مشترک اروپایی همواره سعی می کردند که هشدار دهند، واقعیت این است که هر زمان که مجموعه اروپا که شامل روسیه و اروپای شرقی اتحادی حتی به صورت نانوشته داشته باشند، طبیعتا وزنه امریکا را در کل دنیا تحت تاثیر قرار می دهند و بنابراین به اعتقاد من آمریکا اگرچه به ناچار آن را بپذیرد ولی به هیچ وجه از روابط کشور های اروپایی و روسیه (به نحوی که روابط با کشور های تاثیر گذار پیشرفت نمایند و آمریکا در سایه قرار گیرد) استقبال نمی کند.

در بعد دیگری طبیعتا هر نوع تشنجی مانند مباحث اقلیت ها و مسائل مرزی کشور هایی که تحت تاثیر روسیه رفتار های متجانس داشته باشند، می توانند روابط را تحت تاثیر منفی قرار دهد. اما شاید مهمترین آن این است که در اروپا تنش و تشنج خیلی برجسته ای نداشته ایم تا آلمان بتواند با فراغت بالا و زیر سایه آرامش با روس ها اهداف اقتصادی خود را تامین نماید. روسیه دارای بازار بسیار وسیعی با زیر ساخت های صنعتی و اقتصادی قوی است و آلمان ها با توجه به این موضوع می توانند بهره اقتصادی فراوانی ببرند کما آنکه در حال حاضر نیز بهره می برند. اگر اوضاع متشنج باشد طبیعی است که آلمان ها در موضوعات مختلف موضع متعادلی بگیرند و حتی شرکای اروپایشان را ترغیب نمایند که سختگیری نداشته تا بتوانند به آنها در پیشبرد اهدافشان کمک کند.

 

Share