مرکز بین المللی مطالعات صلح http://peace-ipsc.org/fa IPSC - مرکز بین المللی مطالعات صلح Thu, 24 May 2018 13:11:04 +0000 en-US hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.9.6 52412912 شاخص‌های مؤثر در اهمیت راهبردی هریرود برای ایران با رویکرد تحلیل تاثیرات متقابل http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d8%b5%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a4%d8%ab%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%af/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d8%b5%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a4%d8%ab%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%af/#respond Thu, 24 May 2018 00:42:36 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=10598 حسن صدرانیا
کارشناس  هیدروپلتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

آب یک منبع حیاتی و منحصربه‌فرد است که هیچ جانشینی برای آن پیش‌بینی نمی‌شود. در آغاز هزاره‌ی جدید، کمبود آب، تغییر الگوهای مصرف، از بین رفتن منابع طبیعی ...

The post شاخص‌های مؤثر در اهمیت راهبردی هریرود برای ایران با رویکرد تحلیل تاثیرات متقابل appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>

حسن صدرانیا

کارشناس  هیدروپلتیک

مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

آب یک منبع حیاتی و منحصربه‌فرد است که هیچ جانشینی برای آن پیش‌بینی نمی‌شود. در آغاز هزاره‌ی جدید، کمبود آب، تغییر الگوهای مصرف، از بین رفتن منابع طبیعی و گسترش بیابان‌ها، آلودگی و ضعف زیرساخت‌های مناسب، بشر را به‌سوی بحران جهانی آب سوق می‌دهد. جُستار هیدروپلیتیک در ادبیات جغرافیای سیاسی به واکاوی جایگاه منابع آب در مناسبات قدرت واحدهای سیاسی- فضایی در مقیاس فروملی، ملی و فراملی می‌پردازد.

یکی از مشکلات در تجزیه و تحلیل مناسبات هیدروپلیتیک در سیستم رودخانه‌های بین المللی این است که عوامل یکسان مانند کمبود آب و توسعه اقتصادی می‌توانند طیف متنوعی از منازعه یا همکاری ایجاد کنند. ازاین‌رو هدف پژوهش شناسایی متغیرها و شاخص‌های مؤثر در اهمیت راهبردی هریرود برای ایران است که می‌تواند بر مناسبات هیدروپلیتیک ایران و افغانستان تأثیر بگذارد. در منطقه‌ی جنوب‌غرب آسیا، واقع‌گرایی سیاسی و نگاه ملی‌گرایانه به منابع آب مشترک از سوی کشورهای بالادست هسته‌ی اصلی بحران آب در منطقه را به خود اختصاص داده است. حوضه‌ی آبریز هریرود یکی از مهم‌ترین حوضه‌های آبریز مشترک بین ایران و افغانستان در این منطقه است و خاور و شمال خاوری ایران برای توسعه به منابع آب فرامرزی این حوضه وابسته است. بهره‌برداری افغانستان از سد سلما، میزان آب ورودی به سد دوستی را از حدود ۳۰۰ میلیون مترمکعب به ۳ میلیون متر مکعب فروکاسته است. ازاین‌روی شکل‌گیری بحران آبی در خاور و شمال خاوری ایران می‌تواند بر مناسبات ایران و افغانستان تأثیر منفی داشته باشد و زمینه‌ی درهم تنیدگی مسائل هیدروپلیتیکی و ژئوپلیتیکی را برای بهره‌مندی هر یک از کشورها از برتری‌های جغرافیایی خود در این زمینه‌ها فراهم کند. براین بنیاد، نگارنده در پژوهشی در پی آن بوده است که متغیرها و شاخص‌های تأثیرگذار در اهمیت راهبردی هریرود برای ایران کدام است؟ به نظر می‌رسد متغیرهای امنیت غذایی و امنیت آب آشامیدنی از جمله مهم‌ترین متغیرهای تأثیرگذار در اهمیت آب هریرود برای شمال خاوری ایران است.

 

روش پژوهش

در این پژوهش از روش آینده‌پژوهی شامل روش‌های دلفی و تحلیل ماتریس متقاطع با نرم‌افزار میک‌مک (Micmac) استفاده شد. جامعه‌ی آماری پژوهش با توجه به نوع تخصص و تجربه‌ی کاری و مرتبط بودن با موضوع از میان اساتید و محققان داخلی و خارجی که در رابطه با موضوع پژوهش و ایران و افغانستان و به‌خصوص منابع آبی دو کشور کار پژوهشی انجام داده‌اند، انتخاب‌شده و با توجه به ویژگی‌های جامعه‌ی آماری نمونه‌گیری هدفمند انجام‌شده است. در این پژوهش شمار ۳۵ تن متخصص انتخاب‌شده که از بین آن‌ها شمار ۲۵ نفر در تکمیل پرسشنامه‌های دلفی همکاری کرده و شمار ۱۰ نفر نیز در تکمیل پرسشنامه‌ی ماتریس تحلیل تأثیرات متقابل همکاری کرده‌اند که پاسخ‌های ۸ نفر از آن‌ها در تکمیل ماتریس به‌کاررفته است.

 

نتایج

متغیرها و شاخص‌های برآمده از مطالعات کتابخانه‌ای در چارچوب پرسشنامه ساماندهی و برای انجام روش دلفی به جامعه‌ی آماری ارسال شد. پس از امتیازدهی به شاخص‌ها با توجه به میانگین نظر متخصصان، در پایان ۱۵ شاخص برای شناسایی اثرگذاری و اثرپذیری در اهمیت آب هریرود برای ایران انتخاب شد. نتایج برآمده از روش دلفی نشان می‌دهد که متغیرهای جغرافیایی ـ ژئوپلیتیکی، فنی ـ اقتصادی و سیاسی ـ اجتماعی به ترتیب بیشترین نقش را در اهمیت راهبردی هریرود برای امنیت ملی ایران دارند. پس از شناسایی شاخص‌ها و باهدف بررسی تأثیرات متقابل آن‌ها بر یکدیگر و شناسایی متغیرهای کلیدی تأثیرگذار از روش تحلیل ساختاری استفاده شده است. نتایج تحلیلی نشان می‌دهد که متغیر جغرافیایی ـ ژئوپلیتیکی و سپس فنی ـ اقتصادی بیشترین تأثیرگذاری و بیشترین تأثیرپذیری را بر سیستم دارند. از سویی در بین شاخص‌های مورد سنجش تأثیرگذاری امنیت ملی، امنیت منابع آبی، امنیت غذایی، امنیت آب آشامیدنی و جایگاه افغانستان در اهداف سیاسی خارجی ایران بیشتر است. به بیان دیگر، شاخص‌های امنیت ملی و امنیت انسانی بازخورد بیشتری در متغیرهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی خواهند داشت و آن‌ها را تبدیل به تأثیرگذارترین متغیرها در این روند خواهد کرد. دراین‌بین شاخص اهمیت هریرود برای آب آشامیدنی و امنیت غذایی از متغیر فنی ـ اقتصادی و شاخص‌های اهمیت هریرود برای امنیت منابع آبی و امنیت ملی ایران از متغیر ژئوپلیتیکی و شاخص جایگاه افغانستان در سیاست خارجی ایران از متغیر سیاسی ـ اجتماعی شاخص‌های راهبردی و کلیدی انگاشته می‌شوند.

 

 

نتیجه‌گیری

تجزیه و تحلیل فرصت‌ها و مخاطره‌ها برای ایران در ارتباط با افغانستان در حوضه‌ی آبریز هریرود بر پایه نتایج تأثیرگذاری متغیرهای راهبردی بر متغیرهای هدف به دو گونه متصور است:

مخاطره‌ها: به دلیل ضعف جایگاه سیاسی افغانستان در سیاست خارجی ایران و ضعف ساختاری شاخص‌های قدرت ملی افغانستان در برابر ایران، افغانستان کوشش خواهد کرد در موضوع آب از منظر قدرت با ایران برخورد کند. در این‌رو بی‌اعتمادی ایران به افغانستان افزون‌تر شده و به دلیل پایین بودن وابستگی اقتصادی متقابل دو کشور به یکدیگر، ایران نیز در مقابل کوشش خواهد کرد در زمینه‌های اقتصادی، ژئوپلیتیکی و سیاسی در برابر دولت افغانستان واکنش نشان دهد تا بتواند افغان‌ها را راضی کند تا در موضوع آب به حق‌آبه‌ی ایران از رودهای فرامرزی‌اش توجه کنند. براین بنیاد، پیش‌بینی می‌شود مناسبات بین ایران و افغانستان بیشتر به‌سوی تنش پیش رود.

فرصت‌ها: ژئومورفولوژی حوضه‌ی آبریز هریرود به‌عنوان شاخص محیطی تأثیرگذار باعث خواهد شد هر دو کشور ایران و افغانستان در این حوضه با کمبود منابع آبی روبرو شوند. در این صورت ایران می‌تواند با مدیریت شاخص‌های راهبردی و به‌کارگیری موقعیت ژئوپلیتیک خود برای دسترسی افغانستان به آب‌های آزاد از راه انجام موافقت‌نامه چابهار میان ایران، هند و افغانستان، جایگاه سیاسی افغانستان در سیاست خارجی ایران را بهبود بخشد و با سرمایه‌گذاری در بخش کشاورزی افغانستان و صنایع غذایی وابسته آن خواهد توانست افزون بر تأمین مواد غذایی مورد نیاز با کاستن از مصرف آب در بخش کشاورزی از میزان ذخیره آب سد دوستی برای تأمین نیاز آب آشامیدنی کلان‌شهر مشهد استفاده کند. این باعث بالا رفتن شاخص‌های اقتصادی دو کشور و حل برخی از مشکلات داخلی افغانستان در مسائل مرتبط با امنیت انسانی می‌شود. در چنین فضایی کارکرد نهادهای بین‌المللی به‌عنوان شاخص تنظیمی پژوهش برای سرمایه‌گذاری در بخش آب بهبود خواهد یافت و می‌تواند به‌عنوان بازیگر کلیدی در سیستم ایفای نقش نماید. براین بنیاد، نه‌تنها کمبود آب مناسبات هیدروپلیتیک دو کشور را به‌سوی تنش سوق نمی‌دهد، چه‌بسا دو کشور به این دریافت مشترک خواهند رسید که افغانستان مکمل هیدروپلیتیک ایران و ایران مکمل ژئوپلیتیک افغانستان است و این سویه‌ی هم‌تکمیلی می‌تواند زمینه همکنش دو کشور را فراهم کند.

واژگان کلیدی: متغیرها ، اهمیت راهبردی هریرود برای ایران ، تحلیل تاثیرات متقابل

The post شاخص‌های مؤثر در اهمیت راهبردی هریرود برای ایران با رویکرد تحلیل تاثیرات متقابل appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b4%d8%a7%d8%ae%d8%b5%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a4%d8%ab%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c-%d9%87%d8%b1%db%8c%d8%b1%d9%88%d8%af/feed/ 0 10598
عربستان و تجزیه‌طلبان عرب خوزستان – گفتگو با دکتر حسن هانی زاده http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%ac%d8%b2%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%b2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%af/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%ac%d8%b2%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%b2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%af/#respond Wed, 23 May 2018 06:57:29 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=10602 کارشناس مسائل عربی
مرکز بین‌المللی مطالعات صلح – IPSC
در سالهای گذشته برخی رسانه‌های عربی و همچنین تلویزیون آل سعود گاه از اهواز بنام ‘اهواز اشغالی توسط ایران’ نام ‌برده‌اند و در زمان‌هایی نیز نشست‌هایی چون «اهواز ...

The post عربستان و تجزیه‌طلبان عرب خوزستان – گفتگو با دکتر حسن هانی زاده appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
کارشناس مسائل عربی

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح – IPSC

در سالهای گذشته برخی رسانه‌های عربی و همچنین تلویزیون آل سعود گاه از اهواز بنام ‘اهواز اشغالی توسط ایران’ نام ‌برده‌اند و در زمان‌هایی نیز نشست‌هایی چون «اهواز عرب»با حضور یا میزبانی برخی مقامات و شخصیت‌هایی عربی در اروپا و منطقه برگزار شده است. گفتگوی زیر به بررسی نوع رویکرد کشورهای عربی نسبت به تجزیه‌طلبان عرب خوزستان توجه کرده است.

واژگان کلیدی:تجزیه‌طلبان، عرب خوزستان، عربستان، تجزیه‌طلب، اهواز

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: در یک سال گذشته چه تحولاتی در زمینه نوع حرکت تجزیه‌طلبان عرب خوزستان اتفاق افتاده است؟

درواقع، مسئله تجزیه‌طلبی در خوزستان در حال حاضر به‌شدت کمرنگ شده است. دلیل آن هم رشد آگاهی مردم در مقایسه با گذشته است. به این اعتبار که در حال حاضر اکثریت مردم خوزستان، چه عرب و چهفارس، به این نتیجه رسیده‌اند که باید از حقوق مساوی برخوردار باشند. مسئله تجزیه‌طلبی در خوزستان درگذشته بسیار پر رنگ بوده است. در حال حاضر به دلیل شرایط موجود، مردم خوزستان به‌خصوص اعراب خوزستان متوجه شده‌اند که در چارچوب قانون اساسی و حرکت به سمت احقاق حقوق خود در چارچوب قانون بهتر می‌توانند به مطالبات خود دست پیدا کنند. به همین دلیل ریشه تجزیه‌طلبی درگذشته (تا زمانی که رژیم صدام وجود داشته) در خوزستان پررنگ‌تر بوده است. اما در حال حاضر با توجه به تغییر وضعیت عراق و بروز جنگی داخلی که پانزده سالدر عراق ادامه دارد، مردم عرب خوزستان به این نتیجه رسیده‌اند که درصورتی‌که در چارچوب جغرافیای ایران باقی بمانند، خیلی بهتر خواهد بود و زندگی پر نشاط‌تری پیدا می‌کنند. البته بخشی از اقلیت کوچکی از گذشته تحت عناوین مختلفی در خارج از کشور بوده‌اند و به نام مردم عرب خوزستان سخن می گویند، اما اینها توسط عربستان سازماندهی شده‌اند و عربستان از این گروهک‌ها استفاده ابزاری می‌کند و این‌ها حتی شبکه‌های تلویزیونی هم در اختیار دارند که عربستان هزینه‌های آن را پرداخت می‌کند.

مردم خوزستان یک سری مطالبات مشروع دارند. مانند این که تصورشان این است که از ثروت‌های استان خوزستان زیاد بهره‌اینمی‌برند و با توجه به این که خوزستان استان بسیار ثروتمندی است، تصور آن‌ها این است که توجه کافی به آن‌ها نشده است و به همین دلیل گاه و بی گاه تظاهراتی هم صورت می‌گیرد ولی جنبه تجزیه‌طلبانه ای ندارد.

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: رویکرد عربستان و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس و همچنین اتحادیه عرب به این بحث چیست و تا چه حدی بحث تجزیه‌طلبی در خارج از کشور و بحث گروه‌های تندرو اهوازی و پان عربیسم در این منطقه دامن زده می‌شود؟

کشورهایی مثل عربستان، بحرین، اماراتاز گروه‌های تندرو اهوازی و پان عربیسم استفاده ابزاری کرده و القا می‌کنند که خوزستان از آن اعراب است و باید تجزیه شود. حتی چندین شبکه تلویزیونی از عربستان به این موضوع دامن می زند و تحرکات و تحریکاتی انجام می‌دهد. ولی به هر حال مردم خوزستان به‌خصوص اعراب خیلی به این موضوع توجهی ندارند. دلیل این امر هم این است که درواقع ادبیاتی که عربستان به کار می‌گیرد، با ادبیات مردم عرب خوزستان سازگاری ندارد. اکثریت قریب به اتفاقمردم خوزستان شیعه هستند و با عربستان اختلاف مذهبی شدیدی دارند. عربستان کشوری وهابی است که سازگاری‌ای با تشیع ندارد. به همین دلیل مردم عرب خوزستان به خوبی می‌دانند که کشورهایی مثل عربستان، بحرین و امارات سعی می‌کنند که از مردم خوزستان استفاده ابزاری کنند.

تجربه‌ای گذشته این است که عربستان در حدی نیست که بتواند شورش‌هایی را در داخل خوزستان سازماندهی کند و به همین دلیل شبکه‌هایماهواره‌ای عربستان نتوانسته است نسبت به مخاطبین در خوزستان راهی به پیش ببرد. بنابراین، مسئله تجزیه‌طلبی درواقع در حال حاضر بسیار کمرنگ است.

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: نقش مصر و سایر بازیگران عربی، لیبی، الجزایر و سایر کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در مورد این موضوع چیست؟

حقیقت امر آن است که مصر خیلی به این مساله اهمیتی نمی‌دهد و بیشتر مشکلاتی موجودبین نظام‌هاست. عربستان به این دلیل که با جمهوری اسلامی ایران مشکل دارد، سعی می‌کند مسئله تجزیه‌طلبی و قومیت‌ها را مطرح کند. همچنین فرقی نمی‌کند و قومیت‌های بلوچ، کرد و عرب خوزستان را مطرح می‌نماید. به این دلیل که با جمهوری اسلامی ایران مخالفت می‌کند. در این بین مصر خیلی در این زمینه پر تحرک نیست، زیرا هم فاصله جغرافیایی مصر نسبت به خوزستان بیشتر است و هم این که به هر حال مصر مشکل خاصی با جمهوری اسلامی ایران ندارد. لذا بیشتر عربستان است که تحریک کننده است و مردم خوزستان هم خیلی با عربستان هماهنگی ندارند. البته عربستانشبکه‌های فعال زیادی وجود دارد که تحریک کننده است. شبکه‌ای به نام احوازنا در عربستان سعودی اقدام به فعالیت کرده است که توسط برخی افراد اجاره می‌شود و آن‌ها سعی دارند که در این مسئله تحریک کننده باشند که خیلی مؤثر نیست. مصر خیلی در این زمینه تأثیر گذار نیست، زیرا خیلی نمی‌خواهد به این مسئله ورود پیدا کند.

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: چه جریان‌های دیگر عربی از این مسئله حمایت می‌کنند؟

عربستان، بحرین و امارات و مخصوصاً اهل سنت عراق سعی می‌کنند که اعراب خوزستان را تحریک کنند، ولی چون در شکل مذهبی مردم عرب خوزستان که عمدتاً شیعه هستند و با اعراب سنی اختلاف دارند، لذا به نظر نمی‌آید که خیلی گوش شنوایی در خوزستان برای ساز تجزیه‌طلبی کشورهای عربی وجود داشته باشد. به همین دلیل این طرح تجزیه‌طلبی و گسترش پدیده تجزیه‌طلبی در خوزستان با شکست مواجه شده است. حتی نگاه حاکمیت نسبت به اعراب خوزستان هم تغییر کرده است. درگذشتهمعمولاً اجازه تظاهرات داده نمی‌شد، اما در حال حاضر مردم عرب خوزستان در مورد مطالبات خود از طریق تظاهرات و راهپیمایی حضور خود را اعلام می‌کنند و دولت هم مشارکت لازم را برای اعراب خوزستان فراهم می‌کند.

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: آیا مشخص است که نوع حمایت‌های مالی، رسانه‌ای، سیاسی و …کشور عربستان در چه حدی است؟

چهار رسانه در عربستان سعودی در حال حاضر به صورت فعال به تشدید ناآرامی‌ها کمک می‌کنند و حتی خط دهنده هستند. عربستان سعودی پول زیادی به برخی از گروهک‌هایی که مرتبط با عربستان هستند، می‌دهد تا در خوزستان ایجاد ناامنی کنند. اما به هر حال برای عربستان نتیجه مثبتی نداشته است. حتی اخیراً اسرائیل هم از گروه‌های تندرو اعراب خوزستان حمایت کرده است و حتی اسرائیل هم مانند عربستان در این مسئله ورود پیدا کرده است و تحریک می‌کند و بارها کارشناسان اسرائیلی اعلام کرده‌اند که خوزستان باید از آن اعراب باشد و خوزستان اشغال شده است و ایران، خوزستان را اشغال کرده است. اما این دست صحبت‌ها که برای مردم خوزستان قابل قبول نیست.

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: مهم‌ترین جریان‌های عرب خوزستانی در خارج از کشور که به نوعی تجزیه‌طلب هستند، کدام جریان‌ها هستند؟

جریان‌های النهضه الاهوازی و التحریر اهوازی هستند که یک سری جریان‌های افراطی هستند که از عربستان پول می‌گیرند و کشورهای اروپایی مانند هلند و دانمارک در این زمینه فعال هستند. این‌ها در حد بخش اعلامیه فعالیت می‌کنند. البته عربستان سعی می‌کند که برخی از افراد را در قالب گروهک‌های تروریستی سازماندهی کند و چندین بار هم سعی کرده است که این افراد را وادار به عملیات تروریستی نماید که البته نیروهای امنیتی ایران هوشیار بوده و هر گونه حرکتی را خنثی می‌کنند. به همین دلیل عربستان از هر ابزاری برای ایجاد ناامنی در خوزستان استفاده می‌کند.

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: در چشم انداز آینده تا چه حدی ممکن است عربستان دست به حمایت از این گروه‌ها بزند و چه پیامدهایی را ممکن است داشته باشد؟

عربستان سعودی سعی می‌کند که در جهت تضعیف گروهک‌های تروریستی را سازماندهی کند و رسانه‌های زیادی در اختیار این گروهک‌ها قرار بدهد. ولی عربستان ظرفیت لازم را برای این که بتواند رهبری یک جریان اپوزیسیون حقیقی را هدایت کند، ندارد. به همین دلیل عربستان نتوانسته است تا کنون اقدام قابل قبولی کند. در حال حاضر نگاه مردم خوزستان به داخل ایران است. یعنی این‌ها سعی می‌کنند در چارچوب قانون اساسی حقوق خود را به دست بیاورند.

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: بازیگران اروپایی و غربی چه نگاهی به نوع حمایت عربستان و کشورهای غربی از این مسئله دارند؟

بیشتر این گروهک‌ها مانند النهضه اهوازی و التحریر اهواز در کشورهای اروپایی هستند و گاه و بی گاه هم سمینارهایی در آن جا تشکیل می‌دهند ولی خیلی جدی نیست و تاثیری ندارد.

 

The post عربستان و تجزیه‌طلبان عرب خوزستان – گفتگو با دکتر حسن هانی زاده appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%ac%d8%b2%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d8%b7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%b2%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%da%af/feed/ 0 10602
آینده داعش در عراق http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82/#respond Tue, 22 May 2018 08:57:31 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=10553 مریم خالقی نژاد
پژوهشگر مسائل خاورمیانه
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

گروه تروریستی داعش که برای مدت زیادی سایه هراسناک خود را در کشورهای منطقه بالأخص عراق گسترانیده بود اکنون با آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو است. در ...

The post آینده داعش در عراق appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>

مریم خالقی نژاد

پژوهشگر مسائل خاورمیانه

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

گروه تروریستی داعش که برای مدت زیادی سایه هراسناک خود را در کشورهای منطقه بالأخص عراق گسترانیده بود اکنون با آینده‌ای نامعلوم روبه‌رو است. در خصوص آینده داعش سناریوهای مختلفی وجود دارد که شاید بسته به یک عامل داخلی منطقه‌ای و حتی بین‌المللی نباشد بلکه در هر منطقه تحت نفوذ داعش آینده آن بستگی به عوامل داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی دارد که در قالب فرصت‌ها و چالش‌ها قابل‌بررسی است. اما آنچه مدنظر است در اینجا تمرکز بر آینده داعش در عراق است که تحت تأثیرفرصت‌ها و چالش‌های زیادی هست. ازجمله فرصت‌ها در عراق برای رشد داعش می‌توان به موارد متعددی نام برد که اگر وضعیت داخلی و برخی تحولات خارجی به این وضع ادامه یابد در ماندگاری داعش تأثیر فراوانی دارد این عوامل به‌صورت ذیل است که به‌مثابه فرصتی برای گروه تروریستی داعش تلقی می‌گردد:

  • وضعیت اقتصادی عراق که وجود فقر و انحرافات اجتماعی منجر به گرایش بیشتر به سمت داعش می‌شود. داعش با وعده‌های مادی و مالی می‌تواندبه‌راحتی به جذب تعداد زیادی از مردمان عراق به‌خصوص جوانان که طالب شغل و درامد مناسب هستند بپردازد. مدیریت و تقویت منابع مالی به‌ویژه با فروش نفت طبیعتاً باعث تحریک روحیه اقتصادی مردمی می‌شود که با مشکلاتی از قبیل فقر روبرو هستند. (طارمی، 1394: 171 و 213).
  • عدم وجود دولت قوی در جامعه و ایجاد زمینه برای نفوذ قدرت‌های بیگانه در عراق، وجود دولتی ناکارآمد شاید دلیل اصلی گرایش برخی از مردمان عراق به داعش می‌باشد تا به این امید دولتی در عراق مستقر گردد که بتواند زمینه مشارکت سیاسی و بهبود اوضاع اقتصادی را فراهم آورد. در عراق دولتی مستقر است که در امر سرنوشت‌ساز دولت ملت‌سازی و سامان دادن به امور ناتوان است که منجر به ایجاد زمینه‌های مطلوبی برای حضور بیگانگان مثل داعش و شکل‌دهی به افکار و رفتار اجتماعی برحسب اهداف و امیال خود می‌شود.برای مثال عدم مخالفت برخی ساکنان شهرهای عراق با داعش مثل موصل، که برای بسیاری از مردم موصل داعش با دولت مالکی فرق آن‌چنانی ندارد، می‌تواندنمایانگر خواست مردم برای تغییر برخی سیاست‌ها باشد (www.Shakeri.net). لذا اگر دولت نتواند به خواسته‌های مردم از قبیل دولت ملت‌سازی، بهبود امور و به سامان کردن کشور بپردازد مهم‌ترین دلیل رشد داعش را فراهم میاورد.
  • ناآگاهی سیاسی کثیری از مردمان عراق، فساد در نهادهای اجتماعی و وابستگی به قدرت‌های خارجی که عدم آگاهی سیاسی و عدم دانش سیاسی باعث پذیرش راحت‌تر و بدون آگاهی عقاید و تبلیغات کاذب گروه‌های تروریستی شده است به نظر می‌رسد در سالهای اخیر با استفاده از رسانه‌ها تلاش شده است تا آگاهی مردم افزایش بیابد.
  • حمایت سازمان‌های اطلاعاتی کشورها از داعش،حمایت‌های خارجی و مالی عربی و غربی درنتیجه ترویج اشتغال کاذب در جامعه ای که بسیاری از جوانان به خاطر میزانِ کمِ درامدشان به این نوع از گروهها و و عده وعیدهای آنهابه‌عنوان فرصتی شغلی می‌نگرند و به آن‌هامی‌پیوندند که البته در این خصوص باید گفته شود که به‌مانندسالهای اول ظهور داعش این حمایت صورت نمی‌گیرد. چه بسا خیلی از سازمانها و کشورهایی که قبلاً از آنها حمایت می کردند، اکنون به مخالفت با آن می پردازند. اما در این اوضاع آشفته امکان حمایتهای پنهانی و یا حمایت سازمانهای دیگر از داعش وجود دارد که خود عامل دیگر در بازپروری آن است.

  • نقش نظامیان و اولویت منافع قومی تا ملی برای نظامیان و مردم: نقش ارتش عراق در دامن زدن به این بحران بسیار بوده است. بدینگونه که اولاًبسیاری از ارتشیان هیچ انگیزه‌ای برای دفاع ندارند و دوم به دلیلتنوع قومیت و هویت برای نظامیان که اگر خطری قومیت انها را تهدیدنکند تا حدودی میل به دفاع اساسی از مابقی قومیتها و هویتها ندارند و تلاش برای دفاع آنچنانی نمی‌کنند. لذا منافع ملی برایشان در اولویت نیست بلکه منافع قومی اولویت دارد که عدم توجه به منافع ملی خود عامل مهم در ایجاد زمینه های نارامی و نفوذ گروه های مخالف است و سومبه کارگیری نظامیان و افسران بعثی که باعث می‌شود به عنوان الگویی در اجتماع نمایان و بسیاری از افراد به‌خصوص جوانان از آنها تقلید کنند بر اساس این موارد است که گفته می‌شود نظامیان در این امر نقش موثری دارند.
  • نگاه متفاوت کردستان عراق به داعش برای استقلال و خودمختاری بیشتر و شاید توافقات پنهانی با داعش… در درگیریهای اخیر میان دو حزب در کردستان نمی‌توان از نقش داعش چشم پوشید. آنچه که بسیار مورد اهمیت است تأثیر متقابل داعش و کردستان بر یکدیگر است که هر کدام در برخی مواقع برای منافع خود میل به همکاری با هم دارند اگرچه داعش شاید در برخی مواقع همسو با سیاستهای کردستان عراق نباشد اما در خصوص اکثر سیاستهای اتخاذی رهبران کردستان سعی در برقراری یک رابطه دوسویه با آنها نموده است که این امر هم عامل بسیار مهمی در رشد نفوذ داعش در عراق می‌باشد.
  • رشد تفکر سلفی و جهادی: امروزه با عطف به دسترسی آسان به رسانه و اینترنت باعث رشد تفکرات سلفی و جهادی و اموزه‌های آن‌ها شده است که دولتها را مجبورکرده است به مبارزه بااین امر بپردازند اما اگر دولت عراق نتواند تدابیر مناسبی در خصوص رشد بیشتر سلفیگری اتخاذ نماید باردیگر شاهد تشویش اذهان عموم درعراق خواهیم بودم که داعش منتظر رخ دادن چنین فرصتی برای گسترش بیشتر آرا و تفکرات خود در عراق است.
  • بی ثباتی حاصل از بیداری اسلامی در منطقه نیز باعث تشویش هرچه بیشتر و دامن زدن به تقویت داعش خواهد نمود. چرا که در منطقه‌ای که بی تباتی باشد امکان جست و خیزهای راحتتری در اختیار این گروه های تروریستی به خصوص داعش است.
  • پیام‌های امید بخش برای اهل تسنن که باعث سوق دادن آنها به سمت باورهای داعش می‌شود. اهل تسنن عراق همیشه کینه سیاسی خود را در سینه نهفته دارند که اگر دولت رفتار مناسب تری را نداشته باشد این امر بسیار دردسر ساز و مطلوب داعش است. اهل تسنن عراق همیشه باور بر اتخاذ تمایز از سوی دولت میان شیعه و سنی دارد که گاهی اوقات باعث دلسردی آنها از دولت و گرایش به مخالفان آن می شود.
  • افزایش توانایی در عرصه نظامی که خود منجر به جذب خود به خودی اعضا به‌خصوص در میان جوانان می‌شود. آنچه که در دنیای آشفته امروز برای برخی اهمیت دارد توانایی نظامی میباشدکه در میان جوانان پررنگتر است داعش نیز با این امر توانسته به جذب جوانان تنومند بپردازد و در صورت ادامه آن تقویت نیروهای انسانی و نظامی تروریستی را در پی خواهد داشت. (طارمی، 1394: 171 و 213).

عوامل نام برده از مهم‌ترین فرصت‌های اجتماعی داخلی و عوامل مؤثرخارجی (منطقه و بین‌المللی) در جامعه امروزی عراق هستند که زمینه‌های گسترش این گروهک تروریستی نافرجام را فراهم آورده است و مصداق بسیار مناسبی برای واقعیت های موجود در عراق است تا تلنگری به دولت و سازمانها و چه بسا کشورها باشد تا به اتخاذ تدابیر مناسبی برای جلوگیری از استمرار این عوامل گردد تا زمینه های گسترش داعش را در اینده عراق کاهش دهد باید توجه داشت و تاکید گردد که مهمترین عامل بروز و گسترش گروههای تروریستی وجود بحران در جامعه و اجتماعی نابه سامان است. لذا اگر اجتماع درونی عراق وتحولات خارجی به همین منوال ادامه پیدا کند و علتهای نام برده استمرار پیدا کنند شاهد ایجاد فرصتهای بسیاری برای این گروه می باشیمگرچه بر همگان اشکار و واضح است که به احتمال خیلی قوی داعش نخواهد توانست در آینده به‌مثابه همین گروه به زندگی خود ادامه دهد لذا موقعیت متفاوتی و شاید گسترده‌تر و یا محدودتر برای بقای انها وجود دارد که سناریوهای مختلفی را در پیشروی آنهاقرار می‌دهد با توجه به اهمیت مطلب تحلیل آنها از این نوشتار خارج است و در قسمت دوم موضوع مورد بحث و تحلیل قرار خواهد گرفت.

منابع:

1- Bornstein, Thorsten botz (2017). The “futurist” aesthetics of Isis, journal of aesthetics & culture, vol.9, 1271528.

2- Gentile, e (2003). The struggle for modernity: nationalism, futurism and fascism. Westport, CT: praeger.

3- Gelvin, James, l (2016). Is the Islamic state finished? 5 possible scenarios, October 28, AEDT.

4-طارمی، کامران (1394). تحلیلی بر عوامل پیدایش رشد سریع دولت اسلامی در سوریه و عراق، پژوهشنامه روابط بین الملل، صص 171-214.

5-خبرگزاری صدای افغان (اوا) کابل، 1396، کد مطلب 139638، قابل دسترسی است در

http://www.avapress.com/fa/news/139638/%D8%A2%DB%8C%D9%86%D

5-داعش و آینده عراق، 1393،

http://shakeri.net/921/%D8%AF%D8%A7%D8%B9%D8%B4-%D9%88-

6-چهار دلیل شکست داعش در عراق و سوریه، 1395: قابل دسترسی در

http://alwaght.com/fa/News/67550/4-%D8%AF%D9%84%DB%8C%D9%84-

واژگان کلیدی:آینده داعش، عراق، فرصت‌ها، چالش‌ها

The post آینده داعش در عراق appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82/feed/ 0 10553
انتخابات زودرس ترکیه و گذر از فرهنگ سیاسی تکثرگرا به تک حزبی http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%88%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d9%83%d9%8a%d9%87-%d9%88-%da%af%d8%b0%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%88%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d9%83%d9%8a%d9%87-%d9%88-%da%af%d8%b0%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7/#respond Mon, 21 May 2018 00:00:45 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=10593 علی سعادت
مدیرگروه ترکیه شناسی دانشنامه اسلام معاصر و مدرس دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

انتخابات زود رس در ترکیه در حالی در مسیر برگزاری است که باز هم ناشی گری و نا پختگی سیاسی ...

The post انتخابات زودرس ترکیه و گذر از فرهنگ سیاسی تکثرگرا به تک حزبی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>

علی سعادت

مدیرگروه ترکیه شناسی دانشنامه اسلام معاصر و مدرس دانشگاه

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

انتخابات زود رس در ترکیه در حالی در مسیر برگزاری است که باز هم ناشی گری و نا پختگی سیاسی حزب مخالف به تصویر کشیده شده است. این چهارمین بار در یک دهه گذشته است که اپوزسیون مخالف در ترکیه پیشنهادی ارائه می دهد و عدالت و توسعه با آغوش باز آن را می پذیرد ؛ مانند رفراندوم 2010 و اصلاح قانون انتخابات.

 موج سواری حرفه ای اردوغان و هم حزبی هایش از برگزاری انتخابات زودرس در این کشور نشان از این دارد که خروجی برآوردهای عدالت و توسعه بر پیروزی مجدد آنها  حکایت دارد. شکست ناپذیری عدالت و توسعه در انتخابات دو دهه گذشته، جدا از اینکه ریشه در اقدامات و موفقیت های این حزب در سیاست های توسعه و بافت محافظه کار اسلامگرایی در ترکیه و چندین دلیل دیگر دارد؛ خبر از بیماری افول قدرت های رقیب و تبدیل جامعه ترکیه به تک حزبی متصلب نیز دارد.

در تحلیل این پدیده باید اشاره کرد که «سکولاریسم و کمالیسم» توان نخبه سازی و توان پاسخگویی به مطالبات جامعه ترکیه را ندارد و قدرت تجهیزی آن چه به لحاظ «فردی» و چه به لحاظ «اجتماعی» افول کرده است. روشن اینکه «جمهوری خواه خلق» و جریان های شبیه به آن، در کادر سازی حزبی و جذب نخبگان قدرتمند و کاریزما- که مورد پسند جامعه احساسی ترکیه است- ناتوان بوده اند و نتوانسته اند رقیبی جدی برای مقابله با اردوغان و لفاظی های پوپولیستی تربیت کنند. بحران نخبه سازی تا جایی پیش رفته است که «کلیچ دار اوغلو» بیش از آنکه خود در انتخابات حضور داشته باشد از دیگران برای رقابت با عدالت توسعه بهره می برد. ائتلاف دو حزب «جمهوری خواه» و «ملی گرای خلق» با معرفی «اکمل الدین احسان اوغلو» در دوره قبل و سرگردانی در انتخاب و اعتلاف با احزاب دیگر در این دوره آن هم با گزینه های اسلامگرا به خوبی ثابت می کند که «کمالیسم و سکولاریسم» قدرت بسیج و تجهیز حزبی را از دست داده است.  البته نباید اقدامات عدالت و توسعه در سال های گذشته و خنثی سازی عناصر قدرت را در تحلیل این پدیده نادیده گرفت، چرا که ارتش، شخصیت های اثرگذار مخالف و نهادهای وابسته به جریان سنتی کمالیسم در سال های گذشته تحدید و قدرت آنها در فرآیند به اصطلاح اصلاحات کاهش یافته است. نتیجه اینکه احزاب مخالف دولت فاقد شخصیت های اثر گذار و مطرح  در سطح ریاست جمهوری ترکیه بوده و ناچار دست به دامان نیروهای جدا شده از عدالت توسعه و نیروهای «چپ میانه» شدند که البته آن هم میسر نشد.

نکته مهم بعدی فرهنگ سیاسی در حال گذر جامعه ترکیه است. مسابقه یک طرفه قدرت و سیاست در این کشور، ناتوانی احزاب در جهت دهی به ایده های مخالف دولت، عدم تطبیق سکولاریسم کلاسیک با نیازمندی های جامعه جدید ترکیه والبته یکجانبه گرایی عدالت و توسعه در کنار «بحران نخبه سازی» این کشور را به سمت پذیرش فرهنگ سیاسی تک حزبی پیش می برد.

در طول دهه ها فعالیت حزب جمهوری خواه خلق (به عنوان اصلی ترین مخالف) هیچ ایده جدیدی از سوی حزب برای ساماندهی و تطبیق مرامنامه حزبی با بدنه اجتماعی صورت نگرفته است و حرف ها و شعارها همان است که در دهه 60 و 70 جاری بود؛ که البته تبعات هویتی این روند، خود جای بحث دیگری دارد. این در حالی است که عدالت و توسعه، نیروهای فعال را با دو گفتمان «ترک گرایی» و «اسلامگرایی» مدام موازنه می دهد و با «ساخت» و «بازساخت» فضای روانی، موج سواری می کند. با این توضیحات ترکیه که سالها پیش عرصه رقابت های پلورالیستی بوده در حال تبدیل شدن به محیطی یک رنگ است. حزب ملی گرای خلق که در انتخابات پیشین همدوش حزب جمهوری خواه بود امروز سنگ عدالت و توسعه را به سینه می زند. «حزب خوب» که با کرسی های جمهوری خواه خلق به شرایط مشارکت در انتخابات رسیده است پیشنهاد جمهوری خواه ها را برای پذیرش نماینده مشترک نپذیرفت و «کردها» که سال ها در حمایت از اردوغان و هم حزبی هایش برآمده اند معلوم نیست چه گزینه ای را تایید خواهند کرد. همه اینها علایمی است که نشان می دهد هویت های حزبی دچار گسست هایی شده است و جامعه ترکیه در حال گذر از فرهنگ سیاسی تکثر گرا به تک حزبی فرد محور است.

واژگان کلیدی: ترکیه، انتخابات زودرس گذر از فرهنگ سیاسی تکثرگرا به تک حزبی

The post انتخابات زودرس ترکیه و گذر از فرهنگ سیاسی تکثرگرا به تک حزبی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%d9%88%d8%af%d8%b1%d8%b3-%d8%aa%d8%b1%d9%83%d9%8a%d9%87-%d9%88-%da%af%d8%b0%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af-%d8%b3%db%8c%d8%a7/feed/ 0 10593
چرا ایستادگی اروپا در برابر تحریم های ضدایرانی ترامپ ضروری است؟  http://peace-ipsc.org/fa/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%ad%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b6/ http://peace-ipsc.org/fa/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%ad%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b6/#respond Sun, 20 May 2018 08:00:51 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=10608  دکتر احسان موحدیان
محقق و مدرس دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC
تحریم های ضدایرانی ترامپ
خروج دولت آمریکا از برجام و تلاش دونالد ترامپ برای احیای مجدد تحریم های ضدایرانی با واکنش های منفی بسیاری ...

The post چرا ایستادگی اروپا در برابر تحریم های ضدایرانی ترامپ ضروری است؟  appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
 دکتر احسان موحدیان

محقق و مدرس دانشگاه

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

تحریم های ضدایرانی ترامپ

خروج دولت آمریکا از برجام و تلاش دونالد ترامپ برای احیای مجدد تحریم های ضدایرانی با واکنش های منفی بسیاری مواجه شده و اکثر دول جهان چنین اقدامی را یک تهدید خطرناک برای صلح و امنیت بین المللی می دانند. در این میان به نظر می رسد که امنیت اروپا به دفاع از توافق برجام با ایران پس از کناره گیری ایالات متحده بستگی دارد و بنابراین کشورهای اروپایی به همراه روسیه و چین باید توسعه روابط اقتصادی با ایران و تامین منافع جمهوری اسلامی را تضمین نمایند.

این امر تنها زمانی رخ می دهد که اروپا به طور واقعی و نه فقط در قالب لفاظی رهبرانش در برابر بازگشت تحریم های فرامرزی آمریکا ایستادگی کند و مانع از کاهش و توقف تبادلات بازرگانی و مالی میان ایران و دیگر کشورهای جهان به غیر از آمریکا شود.

اقدامات و رفتارهای دولت ترامپ نشان می دهد که وی هدفی جز سرنگونی جمهوری اسلامی ندارد و با توجه به تفاوت رویکردها و درک سران اروپایی و آمریکا در این زمینه به نظر می رسد که منافع امنیتی دو طرف دیگر به یکدیگر تطابق نداشته و به همدیگر نزدیک نیست.

رفتار قلدرمابانه و زورگویانه آمریکا در برابر ایران ناشی از حمایت ها و القائات اشتباه و مرگبار دو متحد کاخ سفید در غرب آسیا یعنی رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی است. اسرائیل از یکسو در تلاش است تا ایده امکان هرگونه مصالحه با فلسطینیان را از ذهن آمریکا به در کند و عربستان سعودی نیز قصد دارد با دریافت تسلیحات آمریکایی و حمایت نظامیان و سیاستمداران این کشور قدرت ایران را مهار کند و البته هر دو تمایل دارند آمریکا را به جنگ با ایران بکشانند.

تلاش های قبلی آمریکا برای تغییر رژیم های سیاسی خاورمیانه نتایج فاجعه باری برای مردم این کشورها، خاورمیانه و خود کشورهای اروپایی و آمریکا داشته است. یکی از مصیبت بارترین نتایج این تلاش ها رنج و آوراگی میلیون ها نفر از مردم خاورمیانه و تلاش آنها برای مهاجرت به کشورهای اروپایی بوده که بارها و بارها فجایع انسانی تکان دهنده ای را به وجود آورده است.

از سوی دیگر بی ثباتی، خشونت و ناامنی میراث تغییر رژیم های سیاسی در کشورهایی مانند افغانستان، عراق، لیبی و سوریه بوده که ایران علیرغم همه فشارها و فعالیت های تخریبی آمریکا، اسرائیل و عربستان سعودی و هم پیمانانش تلاش دارد از گسترش ابعاد آن جلوگیری کند. می توان تصور کرد که آغاز جنگ بر علیه ایران چه تاثیر غیرقابل جبرانی بر شرایط هم اکنون بی ثبات و به شدت متزلزل غرب آسیا خواهد گذاشت.

ضرورت ایستادگی اروپا در برابر تحریم های ضدایرانی ترامپ

رفتار تحقیرآمیز دونالد ترامپ با رئیس جمهور فرانسه، نخست وزیر انگلیس و صدراعظم آلمان که همگی از طریق دیدار حضوری، تماس های تلفنی مکرر و غیره به دنبال قانع کردن رئیس جمهور امریکا به منظور تداوم حضور در برجام بودند، نباید فراموش شود. کاملا قابل پیش بینی بود که ترامپ با توجه به رفتارهای یک هفته اخیر خود و از جمله پس از نمایش مضحک تبلیغاتی نتانیاهو برای خروج از برجام تصمیمی قاطع بگیرد. در واقع این تصمیم تداوم سنت سیاست خارجی همیشگی آمریکا برای حفظ هژمونی و برتری در خاورمیانه و همین طور یک نشانه دیگر از روحیات روانی خاص و عجیب ترامپ است که ظاهرا از دستپاچه کردن و برآشفته کردن رهبران اروپایی کاملا لذت می برد!

با این حال، آنچه که رخ داده پایان کار نیست. توافق برجام با ایران یک توافق چند جانبه است که در قالب قطعنامه 2231 به تایید شورای امنیت سازمان ملل متحد رسیده و بنابراین یک صرفا توافقی میان ایران و آمریکا محسوب نمی شود. بر اساس ماده 25 منشور ملل متحد، تمامی کشورهای عضو سازمان ملل متحد و از جمله آمریکا متعهد به اجرای برجام هستند. کناره گیری آمریکا از برجام نقض صریح قوانین بین المللی محسوب می شود.

ایالات متحده پس از خروج از برجام تنها به دو روش می تواند جلوی اجرای این توافق بین ایران و بقیه جهان را بگیرد. اولین روش برای این کار به راه انداختن جنگی خونین در خاورمیانه است و این امر به روشنی در دستور کار ایالات متحده قرار گرفته است. یکی از نشانه های این امر انتصاب جان بولتون به عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید است. بدیهی است که جهان باید در برابر تندروی های چنین فرد خطرناکی که از آغاز مجدد ماجراجویی های نظامی آمریکا استقبال می کند، ایستادگی کند.

تحمیل تحریم های شدید فرامرزی دومین روش مورد استفاده آمریکا برای از میان بردن برجام است. البته آمریکا در زمینه تجارت نکردن با ایران حق انتخاب داشته و در این زمینه آزادی عمل دارد. اما تلاش زورگویانه این کشور برای جلوگیری از تجارت دیگر کشورها با ایران امری است که اروپا و دیگر کشورهای دنیا باید در برابر آن ایستادگی کنند. در غیر این صورت منافع اقتصادی خود این کشورها در درجه اول و صلح و امنیت جهانی در درجه دوم در معرض خطر قرار می گیرد. با توجه به این مسائل اروپا باید با وضع قوانین تازه و ایجاد سپر حفاظتی برای شرکت های خود یا انجام تجارت با ایران با استفاده از ارزهایی به غیر از دلار با قلدری های ایالات متحده مقابله کند.

اتحادیه اروپا می تواند چنین استدلال کند که تحریم های فرامرزی به معنای نقض قوانین بین المللی شامل قطعنامه 2231، منشور ملل متحد و قوانین سازمان تجارت جهانی است و ضروری است کشورهای عضو این اتحادیه به همراه چین و روسیه از ظرفیت شورای امنیت، مجمع عمومی سازمان ملل و سازمان تجارت جهانی در این راستا بهره بگیرند.

واژگان کلیدی: اروپا ‏، تحریم های ضدایرانی‏، ترامپ‏،برجام

The post چرا ایستادگی اروپا در برابر تحریم های ضدایرانی ترامپ ضروری است؟  appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%da%86%d8%b1%d8%a7-%d8%a7%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d9%88%d9%be%d8%a7-%d8%af%d8%b1-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b1-%d8%aa%d8%ad%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b6/feed/ 0 10608
روسیه و جایگاه ژپوپلتیکی دریای سیاه http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%87-%d9%88-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%da%98%d9%be%d9%88%d9%be%d9%84%d8%aa%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%87-%d9%88-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%da%98%d9%be%d9%88%d9%be%d9%84%d8%aa%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/#respond Sat, 19 May 2018 06:10:10 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=10595 سعید صارمی
پژوهشگر مسائل ژئوپلتیک
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
دریای سیاه واقع در جنوب شرقی اروپا منشعب از دریای مدیترانه است. دریای سیاه بین آسیا و اروپا واقع شده و حد غربی قفقاز را تشکیل می‌دهد. ...

The post روسیه و جایگاه ژپوپلتیکی دریای سیاه appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
سعید صارمی

پژوهشگر مسائل ژئوپلتیک

مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

دریای سیاه واقع در جنوب شرقی اروپا منشعب از دریای مدیترانه است. دریای سیاه بین آسیا و اروپا واقع شده و حد غربی قفقاز را تشکیل می‌دهد. این دریا در شمال توسط تنگه کرچ به دریای آزوف و در جنوب غربی به وسیله تنگه بُسفُر به دریای مرمره و مدیترانه متصل می‌شود. مساحت دریای سیاه ۴۳۲۰۰۰ کیلومتر مربع، طول آن ۱۱۴۸ کیلومتر و عرض آن ۶۱۵ کیلومتر است. کشورهای ساحلی دریای سیاه عبارتند از گرجستان در شرق، روسیه و اوکراین در شمال، رومانی و بلغارستان در غرب و ترکیه در جنوب. سواحل دریای سیاه ۴۳۴۰ کیلومتر است که شامل سواحل گرجستان ۳۱۰ کیلومتر، فدراسیون روسیه ۴۷۵ کیلومتر، اوکراین ۱۶۲۸ کیلومتر، رومانی ۲۲۵ کیلومتر، بلغارستان ۳۰۰ کیلومتر، و ترکیه ۱۴۰۰ کیلومتر است.

دریای سیاه شش کشور هم‌کرانه را، از طریق دریای مدیترانه به اقیانوس اطلس پیوند می‌دهد. همچنین این دریا از طریق کانال ولگا – دن، به رودخانه ولگا و دریای خزر متصل می‌شود.  پنج رود بزرگ به نام‌های دانوب، دنیپر، دنیستر، دون و کوبان به دریای سیاه می‌ریزند. چهار رود نیز از ترکیه به این دریا می‌ریزد. اهمیت حمل و نقل دریای سیاه به گونه‌ای است که حدود ۲۵ درصد واردات و ۵۰ درصد صادرات شوروی سابق از طریق دریای سیاه انجام می‌شده است. علاوه بر این کالاهای متعددی چون غلات، نفت، زغال سنگ، نمک، فلزات، ماشین آلات و سایر کالاها در این دریا حمل و نقل می‌شود.

در حوزه ژئوپلتیکی، درگیری بین روسیه و امپراتوری عثمانی از 1768 تا 1774 منجر به امضای معاهده‌ای شد که دسترسی مستقیم روسیه به منطقه  دریای سیاه را فراهم کرد. با افول و زوال امپراتوری عثمانی ، روسیه به قدرت رو به رشد دریای سیاه بدل شد و با سرنگونی امپراتوری‌های عثمانی و روسیه (تزاری) در پایان جنگ جهانی نخست، معاهده‌های مهمی چون معاهده صلح  سال 1923 لوزان ، کنوانسیون مونترو کنترل تنگه‌ها توسط ترکیه و عبور ازاد کشتی‌های جنگی متعلق به کشورهای دریای سیاه را ضمانت کرد.

اهمیت دوباره ژئواستراتژیک دریای سیاه

در طول جنگ سرد، تعادل شکننده ای در دریای سیاه بین ترکیه، ناتو، ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی برقرار بود و پس از سرنگونی شوروی در سال 1991،تغییر اساسی در دیدگاه غرب نسبت به حوزه دریای سیاه ایجاد شد به طوری که از منظر جغرافیایی توجه کمتری به این منطقه صورت گرفت.در واقع با فروپاشی شوروی در سال 1991، دریای سیاه اهمیت ژئواستراتژیکی کمتری پیدا کرد، اما رابطه بی ثبات و پرتنش بین روسیه و اکراین در مورد شبه جزیره استراتژیک  کریمه ادامه یافت و روسیه تاسیسات نظامی خود در اکراین و خصوصاً پایگاهی در سواستوپول برای عملیات ناوگان دریای سیاه که بسیار ضروری بود را حفظ کرد. در سال 2004 ناتو تلاش کرد تا بلغارستان و رومانی را  وارد پیمان خود کنند، و نهایتاً سه کشور از 6 کشور حوزه دریای سیاه وارد ناتو شدند و دو کشور دیگر-اوکراین و گرجستان-همکاری نزدیکی با این سازمان دارند لذا ناتو  بعد از جنگ داخلی اوکراین و جدایی کریمه از آن به دریای سیاه به عنوان منطقه‌ای مهم نگاه می‌کند.

از دیدگاه ژئوپلتیک دریای سیاه از نظر وسعت کوچک بوده ولی از نظر منابع زیر زمینی در عین حال ارزشمند است که در گذشته فشارهای مختلفی از شمال و جنوب و شرق و غرب تحمل کرده است و همواره محل مواجهه کاتولیک‌های غربی ،  ارتدکس‌ها روسی و مسلمانان ترک و آوردگاه‌های جهانی  بوده است. کنترل نظامی و استراتژیک آن اهمیت فوق العاده ای داشته و در یک دهه اخیر نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده است. در این میان مسائلی از قبیل افزایش نفوذ امریکا ، مسیر انتقال امن و ارزان منابع نفت و گاز آسیای میانه و در دریای خزر به منطقه بالکان و اتحادیه اروپا بر اهمیت آن افزوده است.

 

روسیه و اهمیت دریای سیاه

روابط ناخوشایند میان اوکراین و روسیه در مورد شبه جزیره استراتژیک کریمه و  سپس اشغال کریمه توسط روسیه در مارس 2014، بر اهمیت این مساله افزود. هر چند در سال 1997، پیمان دوستی اوکراین و روسیه، ناوگان دریای سیاه روسیه را بین روسیه (81 درصد) و اوکراین (19 درصد) تقسیم کرد . ولی روسیه با توجه به تحرکات غرب  در این منطقه مانند، انقلاب‌های رنگی در گرجستان 2003-2004 انقلاب رز و در اوکراین انقلاب نارنجی 2004-2005 ، عضویت‌های جدید در ناتو در سال 2004 و تقویت بلغارستان و رومانی ، اعلامیه اجلاس در بخارست2008همه این عوامل باعث گردید روسیه حضور نظامی خود در دریای سیاه را افزایش دهد. در همین راستا پس از  ورود نیروهای نظامی روسیه به گرجستان ، استقلال اوستیای جنوبی و آبخازیا در ماه مارس 2014، کریمه را جزو خاک روسیه اعلام کرد. همچنین با استقرار S300 و S400، واحدهای دفاع ساحلی و دیگر سیستم‌های موشک ضد انفجاری و استفاده از تدابیر هسته‌ای (در صورت لزوم گزینه هسته‌ای برای دفاع از کریمه ) [1] گام مهمی در بازسازی حضور نظامی در دریای سیاه محسوب می شود .

گذشته از این حضور در  سوریه و توافقنامه منعقد شده با قبرس و مذاکره برای پایگاه نظامی در مصر، بازگشت قدرت ژئواستراتژیک دریای سیاه،  همگی نشان می‌دهد کرملین همچنان به ارتقای حضور نظامی خود در دریای سیاه ادامه خواهد داد و فشار بر بلغارستان را برای کاهش حضور ناتو افزایش می‌دهد. می توان گفت هدف مسکو دسترسی و حضور نظامی در دریای مدیترانه به عنوان مقابله‌ای با گسترش ایالات متحده و ناتو به شرق و حضور آن در دریای اژه است،و همواره روسیه از طریق دریای سیاه چشم اندازی را برای دسترسی به دریای مدیترانه و سپس اقیانوس اطلس و دریای سرخ داشته است.

در حال حاضر روسیه و ترکیه بازیگران اصلی در دریای سیاه هستند، در عین حال رومانی ، بلغارستان ، گرجستان و اکراین در قالب مشارکت استراتژیک با امریکا به جایگاهی در پازل قدرت در این مجموعه تبدیل شده اند.در واقع  پذیرش رومانی ، بلغارستان و آلبانی در ناتو و خروج ترکیه از تنهایی است. لذا اهمیت منطقه موجب توجهات جهانی به آن شده و بحث تقویت نیروهای نظامی در دریای سیاه مطرح شده است. گذشته از اهمیت دریای سیاه، مسئله فرایند دمکراتیزه کردن خاورمیانه ، ذخایر انرژی خزر و آسیای مرکزی و راه انتقال آن به غرب، مقابله غرب با ظهور و بروز  روسیه قدرتمند جدید بیشتر شده است.

در بعد دیگری کرملین تلاش می‌کند تا دسترسی ازاد و بدون محدودیت خود به مدیترانه شرقی-همچون  گسترش حضور در طرطوس  را  حفظ و مستحکم کند وحضور نظامی خود در کریمه و اوکراین شرقی را تقویت و به بلغارستان فشار آورد تا حضور ناتو را کمتر کند، تا نفوذ بیشتری بر تنگه‌های ترکیه‌ای داشته باشد. علاوه بر این برای روسیه، با حضور ناتو و ایالات متحده به عنوان رقیبان ژئوپولوتیکی روسیه، میزان اهمیت ژئواستراتژیک دریای سیاه تغییر نکرده است. از این دید کریمه منبع قدرت نظامی و تنگه‌های ترکیه توان عملیاتی و هدف نهایی دسترسی و حضور نظامی در مدیترانه شرقی به عنوان عامل تعادل با گسترش و توسعه امریکا و ناتو به سمت شرق و حضور انها در مدیترانه مرکزی است.

 نتیجه گیری

منطقه دریای سیاه یک محیط ژئوپولیتیک پیچیده است و فضای هوایی آن بین المللی است و امکان ایجاد اصطکاک بالقوه بین روسیه و غرب وجود دارد. در این بین در حالی که ناتو تلاش می‌کند پله شرقی اتحادیه در منطقه دریای سیاه ادامه داشته  و حضور مداوم در منطقه هوایی، دریایی و نیروهای زمینی را افزایش دهد و دیپلماسی خود و رویکرد جامع را با کشورهای شریک و سازمان‌های بین المللی تقویت کند ، مسکو نیز به خوبی می‌داند که موزاییک منحصر به فرد فرهنگ‌ کشورهای دریای سیاه نقاط ضعف بالقوه آنهاست. در این بین باید توجه داشت که برای مسکو منطقه دریای سیاه پل بین اروپا، دریای خزر، آسیای مرکزی و فراتر از آن است و این تقاطع بین اروپا و خاورمیانه، از بالکان شرقی تا قفقاز جنوبی اغلب نقطه اصطکاکی بین روسیه و غرب است. در این بین از نگاه بسیاری حفظ نقش غالب در منطقه دریای سیاه، یک عنصر مهم از استراتژی روسیه است. با این حال باید توجه داشت که سیاستمداران غربی در سال‌های اخیر به منطقه دریای سیاه توجه کرده و در بیانیه‌هایی چون نشست ناتو در ورشو، ضمن تأکید بر دفاع جمعی و بازدارندگی، اهمیت منطقه دریای سیاه را برجسته کرده‌اند و از تلاش‌های روسیه نگران بوده‌اند. در این شرایط روسیه با افزایش تمایل به چالش کشیدن غرب، توانایی‌ها و عملیات نیروهای هوایی، دریایی و زمینی در منطقه را افزایش داده و ناوگان دریای سیاه از آن زمان تاکنون نقش رهبری در حضور نیروی دریایی فدراسیون روسیه در دریای مدیترانه را ایفا کرده است.

واژگان کلیدی:دریای سیاه،روسیه ، جایگاه ژپوپلتیکی ، دریای مدیترانه

[1] . STEVEN HORRELL,NATO strategy for security in the Black Sea region 19-09-2017

http://infocenter.gov.ge/1422-nato-strategy-for-security-in-the-black-sea-region.html

The post روسیه و جایگاه ژپوپلتیکی دریای سیاه appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b1%d9%88%d8%b3%db%8c%d9%87-%d9%88-%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%da%98%d9%be%d9%88%d9%be%d9%84%d8%aa%db%8c%da%a9%db%8c-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%87/feed/ 0 10595
آینده روابط ایران با امریکای لاتین – گفتگو با هادی اعلمی فریمان http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%db%8c-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%da%af%d9%81%d8%aa/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%db%8c-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%da%af%d9%81%d8%aa/#respond Wed, 16 May 2018 14:46:34 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=10550 کارشناس سیاست خارجی
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
روابط ایران با امریکای لاتین همواره از مباحث و موضوعات مورد نظر در روابط خارجی ایرا نبوده است. در همین حوزه برای بررسی آینده روابط ایران با امریکای ...

The post آینده روابط ایران با امریکای لاتین – گفتگو با هادی اعلمی فریمان appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
کارشناس سیاست خارجی

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

 

روابط ایران با امریکای لاتین همواره از مباحث و موضوعات مورد نظر در روابط خارجی ایرا نبوده است. در همین حوزه برای بررسی آینده روابط ایران با امریکای لاتین گفتگویی با هادی اعلمی فریمان داشته ایم:

 واژگان کلیدی:چالش، عدم گسترش روابط ایران ، امریکای لاتین، سیاست خارجی

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آینده روابط همگرایی و یا واگرایی امریکای لاتین و ایران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اگر بخواهیم حول مسائل همگرایی و واگرایی دو حوزه صحبت کنیم، واژه همگرایی چون بیشترناظربه بحث‌های همگرایی منطقه‌ای است، که ما در اینجا بیشتر می‌توانیم درباره روابط دوجانبه یا چندجانبه‌ای داشته باشیم که در قالب پروتکل‌ها یا موافقت‌نامه‌های دوجانبه یا چندجانبه انجام می‌شود. اولین گام درایجاد، توسعه و حفظ روابط پایدار، اعتمادسازی متقابل است، درصورتی‌که دو طرف بتوانند به هم اعتماد کنند، توان کار را دارند. بحث دیگر این است که زمانی واگرایی خواهیم داشت که اگر با بحث‌های سیاسی و ایدئولوژیک وارد منطقه شویم که هدف ما ضربه زدن به منافع ایالات‌متحده باشد، قطعاً سیستم سیاسی کشورهای آمریکای لاتین به این مسئله جواب نمی‌دهد و سیستم به‌طرف واگرایی و بی اعتنایی یا خنثی سازی پیش خواهد رفت. زیرا آن‌ها مزایایی را که در حوزه‌های مختلف از ایالات‌متحده دریافت می‌کنند، خیلی سودآورتر از این است که وارد این مقولات تنش زاشوند. همه این‌ها به رفتاری برمی‌گردد که ایالات‌متحده با آن‌ها دارد. اگر قرار باشد که باهدف ثروت سازی و کسب منافع اقتصادی و تجاری وارد منطقه شویم، قطعاً موفق خواهیم بود. اما این‌که در شرایط فعلی وضعیت چگونه است، باید گفت که بعد از اعلام آیین مونروئه در ایالات‌متحده آمریکا، سیاست ایالات‌متحده همواره در مورد آمریکای لاتین حول دو نظر متفاوت قرار داشته است: یکی بحث نیمکره گرایی است که دو طرف بر تجربه‌های تاریخی مشترک کشورهای آمریکای شمالی و مرکزی و لاتین به دلیل جریان مبارزه با استقلال قدرت‌های استعمارگر وضعیت مشابهی دارند و نظر آن‌ها با هم یکی است. گرایشی که همواره در ایالات‌متحده به‌خصوص دولت فدرال وجود دارد، ضد نیمکره گرایی است که آن را به کوینسی آدامز نسبت می‌دهند که او در اوایل قرن نوزدهم که به ریاست جمهوری ایالات‌متحده رسید، بیشتر به تفاوت‌های آمریکای شمالی و آمریکای لاتین تأکید داشت و معتقد بود که آمریکای لاتین به دلیل ساختارهای فئودالی و مداخله‌گرایی دولت و حضور حکومت‌های اقتدارگرا، بنابراین، وضعیت آن با آمریکای شمالی کاملاً متفاوت است. آمریکای شمالی وضعیتی دارد که در آن آزادی‌های فردی به دلیل حضور بازار آزاد است. بنابراین، آن‌ها مرتباً کشورهای آمریکای لاتین را به بی‌ثباتی و فساد متهم می‌کنند و این‌که منافع چندانی بین کشورها نیست و این وضعیت همیشه بین دولت‌های مختلف وجود داشته است. بیشتر دموکرات‌ها وضعیت مساعدتر و مناسب‌تری را نسبت به این حوزه به‌خصوص در بحث‌های مهاجرتی داشته‌اند و نرمش بیشتری را از خود نشان داده‌اند. دولت اوباما سعی کرد که در مقطع هشت‌ساله خود خیلی از مسائل را با گفتگو حل کند و روابط نزدیک‌تری را با این حوزه ایجاد کند. باراک اوباما سیاست‌های نیمکره گرایی را دنبال کرد، اما جمهوری خواهان با اندک تفاوتی برعکس عمل می‌کنند؛ یعنی آن‌ها ضد نیمکره گرایی را دنبال می‌کنند. در حال حاضر هم دونالد ترامپ کماکان به همین وضعیت ادامه می‌دهد. او در رقابت‌های انتخاباتی خود، بحث ارتباط با کوبا را زیر سؤال برد و علیه ونزوئلا موضع‌گیری سختی را داشت به‌طوری‌که بحث‌های تغییر رژیم را در آنجا دنبال می‌کند. او توهین زیادی به شهروندان این کشورها کرده واز منظر او مکزیکی‌ها یادر کار مواد مخدر دست دارند و یا مترصد ورود به آمریکا هستند، بنابراینمی‌توان گفت ضدنیمکره گرایی رادیکال است. لذاوضعیتی است که می‌توانیم از این شکاف استفاده کنیم، این است که دونالد ترامپ کمتر به این حوزه توجه می‌کند و بیشتر متحدان سنتی خود را مانند پرو، کلمبیاوگواتمالا را حفظ خواهد کرد. حتی در بحث‌های نفتا هم می‌بینیم که این وضعیت کاملاً تأثیر گذاشته است. بحث نفتاهمبحثی است که از سال 1994 به بعد، بحث‌های ریشه داری در داخل ایالات‌متحده بوده است. به این دلیل که دو نظر در مورد نفتا وجود داشته است، یکی موافقان‌که به‌طورکلی موافق ایجاد پیمان نفتا بوده‌اند و آن را به‌عنوان دستاورد استراتژیک قاره و حتی جهان می‌دانند که بیل کلینتون از این جمله بود، با این منطق که به گسترش لیبرالیسم جهانی منجر می‌شود و گروهی هم مخالف این پیمان بودند، مثلاً خود بیل کلینتون که بحث نفتا را قدرتمندانه پیش برد و همواره موافقت خود را با بحث نفتا اعلام می‌کرد، اما دونالد ترامپ از زمانی که رقابت‌های انتخاباتی شکل گرفت، با بحث نفتا مخالفت کرده است و آن را به‌عنوان جریانی می‌داند که کارگران آمریکایی را بیکار کرده است و سرمایه‌های آمریکایی و تاسیسات و کارخانه‌ها را به سمت مکزیک سرازیر کرده است ووضعیت را در آنجا دگرگون کرده است. بنابراین، من فکر می‌کنم که ترامپ ازنظر گرایش سیاسی جز ضد نیمکره گرایان قرار می‌گیرد. گرچه پیش بینی‌ها این است که نظر خود را تعدیل خواهد کرد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: جایگاه ایران در آینده سیاست خارجی امریکای لاتین و همچنین جایگاه آینده امریکای لاتین در سیاست خارجی ایران وراهکارهای گسترش روابط با امریکای لاتین راچگونه می‌بینید؟

در شرایط فعلی که دولت تدبیر و امید علاقه دارد که با تمام کشورهای جهان تعامل گسترده‌ای ایجاد کند، نیاز به عنصری داخلی و اصلاحاتی داخلی در این حوزه داریم که بتوانیم بخش خصوصی قدرتمندی را حمایت کنیم. دولت باید بخش خصوصی قدرتمندی را حمایت کند که این بخش خصوصی قدرتمند از داخل جمهوری اسلامی بتواند در حوزه‌های مختلف وارد شود. مثلاً اگر تجربه هندی‌ها یا چینی‌ها را در این منطقه ببینیم، چینی‌ها در بحث عمران، سازندگی و مهندسی و تجارت کالا خیلی فعالانه وارد شدند، هندی‌ها در بحث‌های نرم‌افزار کامپیوتر تجربه خیلی موفقی در این کشورها دارند. در مورد تأمین نیروی انسانی این کشورها خیلی موفق عمل کرده‌اند.

بنابراین اگر بخواهیم که بستر مناسبی را در این حوزه‌ها در نظر بگیریم، مستلزم توانمندسازی داخلی نیروهای ما در بخش خصوصی است. دولت باید پیوندی را بین اتاق بازرگانی و سازمان صنعت و معدن و تجارت، وزارت کار، رفاه و تأمین اجتماعی و سایر بخش‌های مرتبط داخلی پشتیبان بخش خصوصی ایجاد نماید که این‌ها بتوانند بخش خصوصی قدرتمندی را حمایت کنند و این بخش خصوصی قدرتمند بتواند وارد طیف گسترده‌ای از سرمایه‌گذاری شود. از حوزه‌های کشاورزی، خدمات، صنعت، دام‌پروری گرفته که بخشی از تجربیات را ازآنجا به اینجا منتقل کنیم و بخشی را که ما داریم از طرف ما منتقل شود. همکاری‌های دانشگاهی را می‌توانیم به‌عنوان محور خیلی مفیدی داشته باشیم. همکاری‌های ورزشی را می‌توانیم به‌عنوان یکی دیگر از محورها داشته باشیم. همکاری‌های دانشگاهی در دو محور ارتباط دانشجوها و اساتید مطرح است. ایجاد مرکز مطالعات آمریکای لاتین در یکی از دانشگاه‌های ایران می‌تواند خیلی مناسب باشد. در حوزه‌های نظامی به این دلیل که ایالات‌متحده حساسیت زیادی دارد، نمی‌توانیم شانس زیادی داشته باشیم. در سایر همکاری‌های بین‌المللی، بحث‌های فرهنگی و تبلیغی را به‌صورت محدود می‌توانیم داشته باشیم، به این دلیل که حساسیت آمریکایی‌ها در این حوزه بسیار زیاد است. سنت‌های فرهنگی آنجا خیلی با ما متفاوت است. ما بایستی در بحث‌های فرهنگی دقت زیادی داشته باشیم. در برخی دستگاه‌ها تمایل زیادی برای تبلیغات دینی دیده می‌شودکه این هاباید شیوه‌های خود را تغییردهند، امروزه مردم دنیا در هرجا به ویترین ارائه دهنده اندیشه‌ها مراجعه می کنندو در ویترین هرچه را بپسندند، انتخابمی‌کنند.

در مجموع اگر جمهوری اسلامی بخواهد در این حوزه موفق شود، تنها ابزاری که می‌توان به کار گرفت، ابزار اقتصادی است. یعنی ورود یک بخش قدرتمند خصوصی پشتیبانی شده از سوی دولتباید به منطقه ورود پیدا کندبتواند برای کشور ثروت سازی کندو در آنجا ایفای نقش کند و به انتقال تجربیات دو طرف منجر شود. در سایر حوزه‌ها هم اگر قرار باشد بحث‌های سیاسی را پیش ببریم، این وضعیت کمی دشوارتر و به‌عنوان چالش‌های جدی برای جمهوری اسلامی ایران خواهد بود. من نگاهی اجمالی به پیمان‌هایمنطقه‌ای و فرامنطقه ای و میان منطقه‌ای و قاره‌ای داشتم. از مجموع حدود 150 پیمان در جهان که با هدف همکاری‌هایمنطقه‌ای–به ویژه ابعاد همکاری اقتصادی و زیست محیطی عمده ایجاد شده –جمهوری اسلامی در یک سازمان اکوکه آن هم محدوداست وهمکاری منطقه‌ای کشورهای حوزه حاشیه اقیانوس هندعضویت دارد که این کارنامه جالبی نیست، امیدوارم به سرعت با زمینه‌های اعتمادساز بتوانیم در بسیاری از این همکاری‌ها نقش فعالی ایفا کنیمکه حوزه آمریکای جنوبی هم قطعاً بخشی از این فرایند است.

The post آینده روابط ایران با امریکای لاتین – گفتگو با هادی اعلمی فریمان appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7%db%8c-%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c%d9%86-%da%af%d9%81%d8%aa/feed/ 0 10550
سناریوهای رویکرد امریکا نسبت به ایران http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b3%d9%86%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%b1%d9%88%d9%8a%d9%83%d8%b1%d8%af-%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%8a%d9%83%d8%a7-%d9%86%d8%b3%d8%a8%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b3%d9%86%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%b1%d9%88%d9%8a%d9%83%d8%b1%d8%af-%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%8a%d9%83%d8%a7-%d9%86%d8%b3%d8%a8%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86/#respond Tue, 15 May 2018 13:45:46 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=10566  مهدی مطهرنیا
 استاد دانشگاه و آینده پژوه سیاسی
مرکز بین الملی مطالعات صلح –IPSC
نگاه ترامپ به ایران در میان مدت 
نگاه ترامپ به ایران جدا از نگاه ایالات‌متحده امریکا به ایران و نقش ایران در نظام منطقه‌ای و ...

The post سناریوهای رویکرد امریکا نسبت به ایران appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
 مهدی مطهرنیا

 استاد دانشگاه و آینده پژوه سیاسی

مرکز بین الملی مطالعات صلح IPSC

نگاه ترامپ به ایران در میان مدت 

نگاه ترامپ به ایران جدا از نگاه ایالات‌متحده امریکا به ایران و نقش ایران در نظام منطقه‌ای و بین المل نیست. ترامپ بازیگر یا هنرپیشه نقش دیوانه هنری کسینجر است و آمده است تا هژمونی امنیتی امریکا در جهان را تثبیت کند. کاری که بوش دوم آن را در قرن جدید تأسیس کرد. در واقع ترامپ در پی تثبیت این معنا برآمده است. لذا باید دید ایران در منظومه استراتژیک امریکا در قرن جدید چه جایگاهی دارد. به باور من ایران و فلات ایران در حد فصل بین تنگه هرمز و خلیج عدن نوهارتلند و اولیت استراتژیک ایالات‌متحده امریکا است.

به عبارت دیگر ایران اگر چه شرط کافی نیست ولی جزو شرایط لازم برای هژمونی امنیتی امریکا در قرون بیست و یکم است. لذا برای رسیدن به این اولیت در تلاش است ایران را در کنار خود داشته باشد نه در برابر خود. این وضعیتی است که برای ایران در آینده نظم بین الملل ترسیم شده است و جمهوری اسلامی ایران با توجه به تألیف انقلاب اسلامی بر اساس مبارزه و رویارویی با ایالات‌متحده امریکا تا کنون چالش فراروی ایالات‌متحده امریکا در گسترش هژمونی امنیتی این کشور از اروپا به آسیای تلقی می‌شده است. اما اکنون آرام آرام به عنوان بحران نه چالشی در برابر ایالات‌متحده امریکا تبدیل می‌شود. لذا امریکا باید اجازه ندهد این چالش به بحران بدل گردد، بلکه باید به مساله معنادار تعریف شود و بر اساس مساله معنادار تعریف شده به حل آن بپردازد.

امریکا در بحران ترامپ می خواهد مساله ایران را مساله ای بین المللی کند. تا در حل آن هزینه‌های حل این مساله را گریبانگیر کشورهای منطقه و فرامنطقه ای نماید. از این رو است به تحریک ایران از راه ایجاد فضای مناسب در خروج از برجام می‌پردازد. همچنین به دنبال ایجاد این فضا است تا بتواند ایران را تحریک کند و سپس ایران با خروج از بحران انرژی خود را خارج کند و با خروج این انرژی امریکا جا خالی داده و پرتاپ ایران در حوزه درگیری های بین المللی با جهت گیری محاصره منطقه‌ای و حمایت فرامنطقه ای را فراهم کند. این برنامه‌ای است که ترامپ و آینده آن در ارتباط با ایران مطرح است. این امربه مساله ای تحت عنوان مقاومت ایران در برابر سیاست های منطقه ای و بین المللی امریکا عنوان شده است این برمیگردد . در این بین اگر ایران نه در برابر ایالات‌متحده امریکا بلکه در کنار آن قرار گیرد بیشترین ضرر و زیان را نخست متوجه کشورهای منطقه از جمله عربستان و اسرائیل خواهد شد و سپس کشورهای رقیب امریکا در حوزه  فرامنطقه ای یعنی اتحادیه اروپا، روسیه و چین با شگفتی و پرداخت هزینه هایی زیاد روبرو خواهند شد. لذا مساله ایران به پارادوکسی امنیتی در نظام بین الملل تبدیل شده است. از یکسو اگر همراهی کشورهای اروپای متحد ، چین و روسیه را به خود به همراه داشته باشد، می‌تواند منجر به شکستن مقاومت ایران و امکان تبدل ایران به عنوان متحد استراتژیک امریکا در منطقه شود. در این راستا این امر می تواند برای کشورهای رقیب امریکا در منطقه خطرناک باشد. در مقابل رویارویی ایران وامریکا می‌تواند منجر به جنگ منطقه‌ای متمایل به یک منازعه بزرگ بین المللی شود و نخست برای کشورهای منطقه و سپس نظام بین الملل مخاطره انگیز باشد. این امر تا حدودی نیازمند صبوری حل و فصل چالش ایران و نخست تبدیل به مساله کردن و جلوگیری از ایجاد بحران است. در حالی که سیاست های ترامپ تمایل شدیدی برای تبدیل این مساله به بحران را در خود نهفته دارد.

سناریوهای رویکرد امریکا به ایران 

در سناریوی نخست در چشم انداز کوتاه مدت افزایش سطح تنش در جهت ایجاد تقابل آشکار مد نظر است. چرا که تقابل آشکار در حوزه تعریف عملیاتی پیش نیاید جهان در مورد بحران در روابط ایران و امریکا احساس خطر نخواهد کرد. سپس در اوج بحران سناریوی اجبار به مذاکره مد نظر ایالات‌متحده امریکا مد نظر است. به این معنا که این کشور تمام توان خود را به خرج خواهد داد تا با فشار بر اتحادیه اروپا در تحمیل تحریم‌هایی جدید بر ضد ایران زمینه هایی تلاش ایالات‌متحده امریکا در جهت ایجاد فشاری معنادار برای تشویق ایران جهت ورود به مذاکرات را آماده کند. سناریوی سوم سناریوی اجماع بین المللی بر علیه ایران در جهت تقابل را مورد توجه قرار می‌دهد. در آن اگر این سناریوها اگر با موفقیت روبرو نشود، موجب گسترش امکان تقابل با ایران در حوزه منطقه‌ای و سپس بین المللی خواهد شد.

سنارویی محتمل در این حوزه سناریوی دوم یا آینده پژوهانه است و محمل ترین سناریوی پیش روی ایران و امریکا است. اما سناریوی سوم یعنی تقابل یا رودرویی دورترین سناروی در وضعیت کنونی است. فاصله سناریوهایی موجود با یکدیگر بسیار اندک شده ست.

در این میان هر سناریویی بر اساس عدم قطعیت‌ها شکل می‌گیرد. روندها بازنگری میشوند و براساس تحلیل روندها عدم قطعیت روندهای موجود مشخص می‌شود. عدم قطعیت ها نشان دهنده آن است که کاتالیزور و شدن بخش جریانی را ایجاد کند که قطعیت‌های موجود به عدم قطعیت نزدیک شود. این امر نیازمند اقدامی شجاعانه در تبدیل گفتمان حاکم کنونی به گفتمان سلام و صلح در حوزه‌های گوناگون سیاسی یا لایه داخلی منطقه ای و بین الملی است. لذا باید این گفتمان به عنوان پارادایم حاکم در عرصه سیاسی مورد توجه قرار گیرد تا بر اساس ان اتحاد ملی در جهت ایجاد سناریویهای بدیل و اقدام به انجام آن سناریوهای بدیل صورت پذیرد. پس در مرحله نخست باید جامعه ملی را در درون به یک اتحاد عملیاتی سوق دهیم و در این اتحاد به ایجاد همگرایی درونی در جهت اتحاد ملی فکر کنیم و راهکارهای آن را به گونه شفاف عمل کنیم و در سطح منطقه‌ای و بین المللی پرچمدار صلح معرفی و عملا گام‌هایی عملی را برداریم.

واژگان کلیدی: سناریو، رویکرد امریکا ، ایران، برجام، هسته ای

The post سناریوهای رویکرد امریکا نسبت به ایران appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b3%d9%86%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%b1%d9%88%d9%8a%d9%83%d8%b1%d8%af-%d8%a7%d9%85%d8%b1%d9%8a%d9%83%d8%a7-%d9%86%d8%b3%d8%a8%d8%aa-%d8%a8%d9%87-%d8%a7%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86/feed/ 0 10566
مهم‌ترین اولویت‌های میان‌مدت امریکا در خاورمیانه – گفتگو با قاسم محبعلی http://peace-ipsc.org/fa/%d9%85%d9%87%d9%85%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%85%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9/ http://peace-ipsc.org/fa/%d9%85%d9%87%d9%85%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%85%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9/#respond Mon, 14 May 2018 15:02:06 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=10555 کارشناس خاورمیانه
مرکز بین‌المللی مطالعات صلح – IPSC
 
در یک سال گذشته نوع کنشگری و رفتار امریکا در خاورمیانه تحت تاثیر متغیرهایی داخلی و بیرونی تفییراتی داشته است. دراین بین با توجه به تغییر در بخشی از ...

The post مهم‌ترین اولویت‌های میان‌مدت امریکا در خاورمیانه – گفتگو با قاسم محبعلی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>

کارشناس خاورمیانه

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح – IPSC

 

در یک سال گذشته نوع کنشگری و رفتار امریکا در خاورمیانه تحت تاثیر متغیرهایی داخلی و بیرونی تفییراتی داشته است. دراین بین با توجه به تغییر در بخشی از مقامات در سیاست خارجی امریکا گفتگوی زیر برای بررسی اولویت‌های میان‌مدت یا کوتاه‌مدت امریکا در منطقه خاورمیانه است.

واژگان کلیدی: مهم‌ترین، اولویت‌های میان‌مدت امریکا، منطقه خاورمیانه

 

 

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: در وضعیت کنونی، مهم‌ترین اولویت‌های میان‌مدت یا کوتاه‌مدت امریکا در منطقه خاورمیانه چیست؟

امریکا بعد از جنگ جهانی دوم، مسائلی را در خاورمیانه جزو اولویت‌های خود قرار داده بوده است. این اولویت‌ها علی‌رغم تغییر و جابه‌جایی احزاب به‌نوعی ثابت بوده است. نخستین آن‌ها که همواره ثابت است، امنیت و بحث‌های استراتژیک روابط با اسرائیل است. دوم، مسئله تأمین امنیت و دسترسی به منابع انرژی بدون مزاحمت قدرت‌های متخاصم در سطح بین‌المللی است. سوم، امنیت و حفاظت از متحدین خود و کشورهای عرب حوزه خلیج‌فارس است. چهارم حفظ امنیت پایگاه‌ها و نیروهای نظامی امریکا در منطقه خلیج‌فارس هست. اما این نگاه با توجه به تغییرات در ریاست جمهوری و احزاب داخلی (چه به لحاظ شخصیت دولت‌های ریاست جمهوری در انتخابات) سیاست‌ها در اجرا نوساناتی داشته یا به شیوه‌های مختلفی پیگیری شده است. در دوران اوباما، یکی از اولویت‌های آقای اوباما برای حفظ محورهای استراتژیک یا محورهای عمده در حوزه توسعه دموکراسی، حقوق بشر و جوامع مدنی بوده است. البته همه این‌ها به دلیل دو مسئله امنیت و کنترل منابع انرژی مد نظر بود. بعد از آقای اوباما، سیاست‌ها برای توسعه سیاسی و حمایت از جوامع مدنی، عملاً کنار گذاشته شده است و دولت امریکا به سیاست‌های کلاسیک خود بازگشته و به سیاست‌های تهدید حکومت‌ها و دیدگاه‌های غیر دولتی در منطقه برگشته است. این سیاست‌ها بر دو محور کلی امنیت و منافع و حضور امنیت و نظامی امریکا در منطقه دارد.

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: چه اولویت‌هایی برای اجرای سیاست‌های امریکا مدنظر خواهد بود و در چه حوزه‌هایی این بحث پر رنگ‌تر خواهد بود؟

در استراتژی آقای ترامپ در اواخر سال گذشته، چهار سطح چالش تعریف شده است که برای هر سطح سیاست‌های خاورمیانه‌ای امریکا می‌تواند قابل ارزیابی باشد. یکی از آن‌ها چالش گلوبال و جهانی و رقابت و یا به اصطلاح توسعه طلبی چین است که بیشتر اقتصادی و سپس ژئوپلیتیک و نظامی می‌باشد. سطح بعدی روسیه است که بعد ژئوپلیتیک و نظامی را با هم دارد. در سطح بعدی دولت‌ها هستند که مشخصاً در حال حاضر ایران و سپس دولت سوریه به عنوان تهدید مطرح است. در سطح آخر، گروه‌های القاعده، داعش و جدیداً حزب الله و حماس بازیگرانی هستند که امنیت و منافع امریکا و حضور امریکا را در منطقه به چالش می‌کشند. بعد از کاهش نقش و حضور و تقریباً خروج القاعده و داعش از سوریه و عراق، در حال حاضر به نظر می رشد که مسئله ایران به مسئله عمده خاورمیانه تبدیل می‌شود. البته رقابت‌ها و چالش‌هایی هم در مورد روسیه وجود دارد.

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: در چه بحران‌هایی نقش آفرینی امریکا افزایش یا کاهش پیدا می کند؟

امریکا در حال حاضر در منطقه حضور دریایی و هوایی و پایگاهی دارد و در عراق و سوریه حضور زمینی هم دارد. اما به نظر نمی‌رسد که امریکایی‌ها در وهله اول به دنبال اقداماتی شبیه عراق و افغانستان باشند، این مسائل در زمان اوباما شروع شده است و در زمان ترامپ به شکلی عمده‌تر دنبال می‌شود و آن این است که بازیگرهای منطقه‌ای و بین‌المللی متحد را بیشتر در منطقه خاورمیانه مطرح کند و واشنگتن مدیریت بحران صورت دهد. چنانچه عربستان و امارات عملیات در یمن را انجام می‌دهد و امریکایی‌ها در فضایی کلی‌تر مدیریت را بر عهده دارند. در سوریه نیز به همین صورت است که امریکایی‌ها به دنبال این هستند که بازیگران دیگری را وارد کنند و در سطح دولتی از ذخایر بازیگرانی مصر و عربستان آن‌ها نیز بهره برداری کنند. اسرائیل هم برای این که اوضاع به هم ریخته شود از نقش بازیگران دیگر برای پیش برد سیاست‌های خود استفاده می‌کنند. آن‌ها هم هزینه‌های انسانی و هم اقتصادی خود را به این ترتیب کاهش می‌دهند. یعنی این بازیگران بخشی از هزینه‌ها و آثار آن را به عهده بگیرند تا این که امریکا به تنهایی اقدام نماید. بنابراین به نظر می‌رسد که امریکایی‌ها در یمن با پشتیبانی تسلیحاتی، اقدام به فروش سلاح، پشتیبانی هوایی، سوخت رسانی و کمک‌های اطلاعاتی از طریق ماهواره به عربستان کمک می‌کنند. در سوریه به نیروهای زمینی متحد خود کمک می‌کنند. در جنگ عراق هم علیه داعش پشتیبانی هوایی می‌دهند و به هر صورتی که نیروی زمینی آن‌ها در عراق عمل کند، در سوریه نیز به همین شکل عمل خواهند کرد. به نظر می‌رسد که این سیاست‌ها با هم تا حدودی متفاوت است. یعنی در عراق، به این دلیل که دولت متحد آن‌هاست، از دولت حمایت می‌کنند و در سوریه نقش بی ثبات ساز دارند. در بحرین، به دنبال حفظ حاکمیت فعلی هستند. در یمن، کمک کار پیش برد منافع عربستان و شورای همکاری خلیج‌فارس و اتحادیه عرب هستند. طبیعتاً می‌توان گفت که هم زمان سیاست ثابتی را در شکل‌های متفاوت دنبال می‌کنند، بدون این که خود به طور مستقیم در صحنه حضور داشته باشند.

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: تا چه حد امکان تغییر سیاست‌های امریکا در خاورمیانه در چشم انداز میان‌مدت وجود دارد؟

این امر بستگی به بازیگران دیگر مانند ایران هم دارد که روابط ایران با امریکا و اروپا، تغییر سیاست یا ساختار و تحولات در کشورهای منطقه به صورتی مرتبط است. همین طور تغییر مناسبات امریکا و روسیه نیز به طور مشخص بر این قضیه تأثیر گذار است. اگر شرایط وخیم‌تر شود، ممکن است شرایطی چه مثبت، چه منفی در سیاست‌های امریکا شاهد باشیم. اگر سیاست روندی مانند دهه 2000-2010 را داشته باشد که همکاری مناسبی بین سوریه و امریکا وجود داشت، تغییراتی هم در سیاست روسیه و هم در سیاست امریکا شاهد باشیم. البته باید توجه داشت که سیاست امریکا در خاورمیانه به خیلی از چالش‌ها و منافع مشترکی در سطوح مختلف با اتحادیه اروپا، ناتو و امنیت اروپا دارند وابسته است. یعنی در عین حال که با آن‌ها مناسبات بسیار گسترده اقتصادی، نظامی و بین‌المللی دارند، چالش‌هایی در روابط و در سطوح اقتصادی، تجاری و حتی محیط زیست وجود دارد که در مناسبات و عملکرد امریکا به صورت مستقیم یا غیر مستقیم در منطقه خاورمیانه تأثیر خواهد داشت.

The post مهم‌ترین اولویت‌های میان‌مدت امریکا در خاورمیانه – گفتگو با قاسم محبعلی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d9%85%d9%87%d9%85%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d9%88%d9%84%d9%88%db%8c%d8%aa%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%85%d8%af%d8%aa-%d8%a7%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9/feed/ 0 10555
استراتژی دفاعی نظامی عمان http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%d9%8a-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%d9%8a-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85%d9%8a-%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%86/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%d9%8a-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%d9%8a-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85%d9%8a-%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%86/#respond Mon, 14 May 2018 14:05:34 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=10542 دکتر حسین ربیعی
کارشناس مسائل استراتژیک
مرکز بین‌المللی مطالعات صلح-ipsc
واژگان کلیدی: استراتژی دفاعی نظامی عمان، ارتش، عمان  و ناتو، مدرن سازی ارتش،بودجه نظامی

روند راهبردهای دفاعی و نظامی عمان  نسبت به یک دهه گذشته
عمان کشور نسبتاً وسیع و ...

The post استراتژی دفاعی نظامی عمان appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>

دکتر حسین ربیعی

کارشناس مسائل استراتژیک

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح-ipsc

واژگان کلیدی: استراتژی دفاعی نظامی عمان، ارتش، عمان  و ناتو، مدرن سازی ارتش،بودجه نظامی

روند راهبردهای دفاعی و نظامی عمان  نسبت به یک دهه گذشته

عمان کشور نسبتاً وسیع و درعین‌حالکم‌جمعیتی است و همواره در حال تقویت توان دفاعی و نظامی خود بوده است. درعین‌حال در بیشتر حوادث نظامی منطقه موضع بی‌طرفی داشته و دخالت چندانی در مسائل نظامی منطقه نداشته است تا جایی که در آخرین عملیات کشورهای منطقه علیه یمن(ائتلاف عربی)، برخلاف دیگر کشورهای عضو شورای همکاری خلیج‌فارس در این عملیات شرکت نکرد. سیاست اصلی نظامی عمان بر آموزش و آماده‌سازی هر چه بیشتر نیروهای نظامی و تأمین یک نیروی نظامی مدرن و سازمان‌یافتهاست که مجهز به آخرین تجهیزات نظامی روز دنیا باشد. بیشترین تحولات نظامی عمان از زمان روی کار آمدن سلطان قابوس انجام‌شده که نوسازی و مدرن سازی نظامی و آموزش و تجهیز ارتش این کشور آغازشده و پس‌ازآن روند تدریجی روبه‌جلو آن ادامه داشته است.درعین‌حال این نکته قابل‌توجه است که امور دفاعی نظامی این کشور به‌صورتکاملاً متمرکز اداره می‌شود و فرمانده کل ارتش و وزیر دفاع شخص سلطان عمان است.

اهداف و راهبردها و اهداف اصلی نظامی و دفاعی این کشور در  سطح ملی و بین‌المللی

با توجه به توان اندک نظامی کشور عمان، به‌طور طبیعی این کشور استراتژی نظامی دفاعی برای خود برگزیده است و همه تمرکز این کشور بر حفظ ثبات و امنیت داخلی و پرهیز از وارد شدن به درگیری‌های احتمالی منطقه‌ای و جهانی است.  این کشور در دهه 1970 یک‌بار از سوی چریک‌های کمونیست ظفار مورد تهدید قرار گرفت و اگر حمایت و دخالت کشورهای خارجی نبود دچار فروپاشی سیاسی می‌شد. بنابراین از آن زمان تمام تلاش این کشور برای حفظ ثبات و امنیت داخلی است و سیاست بی‌طرفی سیاست نظامی و دفاعی همیشگی این کشور بوده است. عمان هم مانند بسیاری از کشورهای کوچک منطقه با بستن پیمان‌های نظامی با آمریکا و بریتانیا و دیگر کشورهای منطقه امنیت خود را تضمین می‌کند. در سال‌های اخیر عمان سالانه بین 9 تا ده میلیون دلار بودجه دفاعی نظامی داشته است که بیشتر آن صرف خرید سلاح و تجهیزات نظامی شده است.

آمار و ارقام  رتبه‌هایی مهم در بینارتش‌های جهان، و جایگاه نظامی عمان  در سطح منطقه و  جهان

عمان در گزارش‌های نظامی جهانی در رتبه 79 قرار دارد و در میان کشورهای عربی هم در رده یازدهم هست. حدود 60 هزار نیرو  نظامی فعال و ذخیره دارد و با این حساب نه در سطح منطقه و نه در سطح جهانی قدرت نظامی قابل‌توجهی به‌حسابنمی‌آید. باوجود تلاش این کشور برای نوسازی تجهیزات و تسلیحات نظامی، اما این فعالیت‌ها صرفاً جنبه دفاعی دارد و باوجودقدرت‌های بزرگی مانند ایران، پاکستان و حتی عربستان در هم‌جواری با این کشور، توان تهاجمی و بازدارندگی این کشور قابل‌توجه نیست. مانند دیگر کشورهای منطقه عمان هم از راه واگذاری پایگاه‌های نظامی به قدرت‌های جهانی و به خدمت گرفتن مستشاران نظامی از این کشورها در تلاش برای تقویت توانمندی‌های نظامی و حفظ توان دفاعی خود است. اخیراً گزارش‌هایی مبنی بر تلاش این کشور برای ایجاد زیرساخت‌هاییبه‌منظور تأسیس پایگاه‌های نظامی در بندر دوقم(Duqm) انتشار یافته است.

توان بومی و  صنعتی عمان  در زمینه صنایع نظامی و  صادرات و…..

این کشور یک مصرف کننده صرف تجهیزات و ادوات نظامی است و هیچ گزارشی مبنی بر ساخت و تولید سلاح حتی ساده ترین و کوچکترین آنها هم توسط عمان وجود ندارد و تقریباً تمام ادوات نظامی مورد نیاز خود را وارد می‌کند.

همکاری و هماهنگی در سامانه موشکی خلیج‌فارس، همکاری‌های نظامی و مشارکت این کشور با امریکا و سایر بازیگران غربی

عمان یکی از اولینکشورهایی است که پیشنهاد ایجاد نیروهای واکنش سریعبرای کشورهای عضو شورای همکاریخلیج‌فارس داده و تلاش‌هایزیادی برای ایجاد نیروهای مشترک داشته است. عمان همکاری‌های نظامی خوبی با کشورهای عرب منطقه داشته است و گرچه در عملیات نظامی شرکت نمی‌کند ولی این کشور جزوی از نیروی سپر جزیره است و در ارتش عربی عضویت دارد. در عملیات نظامی ائتلاف به رهبری عربستان در یمن این کشور شرکت نکرد و در جنگ‌های دیگر عربی و به‌خصوص در درگیری‌ها و شورش‌های بهار عربی برخلاف کشورهای امارات و قطر مشارکت و دخالتی نداشته است. این کشور مانورهای سالانه نظامی با کشورهای منطقه و همچنین قدرت‌های فرامنطقه‌ای انجام می‌دهد و از طریق برگزاری تمرین‌های مشترک توانایی‌هاینظامی خود را تقویت می‌کند. همچنین با استخدام مستشاران نظامی خارجی سعی در روزآمد کردن توان عملیاتی و تاکتیکی نیروهای نظامی خود دارد.

نقش و پتانسیل نظامی عمان  در  بحران‌های فراروی منطقه

سیاست بی‌طرفی عمان در جریان رویارویی‌هایی نظامی اخیر بهترین نقش‌آفرینی این کشور در بحران‌هایمنطقه‌ای بوده است. اساساً سیاست بی‌طرفی کشورهای کوچک در هر منطقه‌ایمی‌تواند از ورود قدرت‌های جهانی به منطقه جلوگیری کند و از تشدید بحران‌ها و هزینه آفرینی آنها برای مناطق پیشگیری کند. عمان اگرچهمی‌تواند در ائتلاف با دیگر کشورهای منطقه نقشی در بحران‌ها بر عهده داشته باشد ولی با توجه با پتانسیل های عمان این کشور به‌تنهایی قادر به اثرگذاری خاصی در بحران‌ها نیست و تلاش این کشور برای میانجیگری و نق آفرینی صلح‌آمیز بهترین و بیشترین حد نقش‌آفرینی در بحران‌ها خواهد بود.

آینده راهبردها و اهداف اصلی نظامی و دفاعی این کشور در  سطح ملی و بین‌المللی

باوجوداینکه عمان سال‌هاست جنگ مهمی را تجربه نکرده است ولی آماده نگه داشتن نیروی نظامی برای خطرات احتمالی از مهمترین اهداف نظامی و دفاعی این کشور است. با توجه به تحولات یک دهه گذشته در منطقه خاورمیانه احتمال تحولات اجتماعی و بروز نارضایتی در عمان دور از انتظار نیست بنابراین در سطح ملی مهمترین استراتژی عمان تأمین اقتدار و امنیت داخلی است و در سطح بین المللی نیز باوجود قرار گرفتن در منطقه‌ای نسبتاً ناآرام و بی ثبات تقویت توان دفاعی این کشور در اولویت راهبردها قرار خواهد داشت. هم اکنون یمن درگیر ناآرامی های داخلی و حمله عربستان است و احتمال نفوذ و سلطه القاعده و داعش در این کشور می رود. بنابراین برای مقابله با چنین تهدیدات احتمالی عمان به تجهیز و تقویت نیروی نظامی خود ادامه خواهد داد.

The post استراتژی دفاعی نظامی عمان appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d8%aa%da%98%d9%8a-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%d9%8a-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85%d9%8a-%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/ 0 10542