مرکز بین المللی مطالعات صلح http://peace-ipsc.org/fa IPSC - مرکز بین المللی مطالعات صلح Wed, 23 Jan 2019 10:55:11 +0000 en-US hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.9.9 52412912 درگذشت جانباز عالیقدر سردار دکتر احمد فضائلی http://peace-ipsc.org/fa/%d8%af%d8%b1%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%af%d8%b1%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af/#respond Wed, 23 Jan 2019 10:52:46 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11275 هوالباقی
خانواده محترم جانباز عالیقدر سردار احمد فضائلی، درگذشت ناگهانی همرزم دوره ستم شاهی دکتر احمد فضایلی رییس اسبق دانشگاه امام حسین(ع) موجب تاثر و تالم خاطر این فقیر گردید.
مرحوم دکتر احمد فضائلی از دوره جوانی ...

The post درگذشت جانباز عالیقدر سردار دکتر احمد فضائلی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
هوالباقی

خانواده محترم جانباز عالیقدر سردار احمد فضائلی، درگذشت ناگهانی همرزم دوره ستم شاهی دکتر احمد فضایلی رییس اسبق دانشگاه امام حسین(ع) موجب تاثر و تالم خاطر این فقیر گردید.

مرحوم دکتر احمد فضائلی از دوره جوانی انسانی متعبد و اهل تفکر و مجاهدت بود و در دوره قبل و پس از انقلاب منشا خدمات ارزنده در حوزه فرهنگ و تربیت نیروهای مومن و انقلابی بود. انشالله حضرت حق جل و جلاله این مجاهد مفکر را قرین رحمت و غفران واسعه خویش قرارمی دهد.

اینجانب این مصیبت را به همسر مجاهد، فرزندان و برادر گرامیشان تسلیت عرض می نمایم و برای بازماندگان صبر عظیم و اجر جزیل از درگاه حضرت حق سبحانه و تعالی مسئلت می نمایم.

سید سلمان صفوی

رییس مرکز بین المللی مطالعات صلح

The post درگذشت جانباز عالیقدر سردار دکتر احمد فضائلی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%af%d8%b1%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d8%ac%d8%a7%d9%86%d8%a8%d8%a7%d8%b2-%d8%b9%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%82%d8%af%d8%b1-%d8%b3%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af/feed/ 0 11275
اهداف و منافع مهم امنیتی نظامی چین در خاورمیانه http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%d9%81-%d9%88-%d9%85%d9%86%d8%a7%d9%81%d8%b9-%d9%85%d9%87%d9%85-%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85%d9%8a-%da%86%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%d9%81-%d9%88-%d9%85%d9%86%d8%a7%d9%81%d8%b9-%d9%85%d9%87%d9%85-%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85%d9%8a-%da%86%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7/#respond Wed, 23 Jan 2019 07:57:35 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11267 فرزاد رمضانی بونش
پژوهشگر ارشد مسائل منطقه ای
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
چین یک قدرت روبه‌رشد است و به ژرفای منافع آن در نقاط مختلف جهان افزوده می‌شود. یکی از مناطقی که چینی‌ها با آن روابط ...

The post اهداف و منافع مهم امنیتی نظامی چین در خاورمیانه appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
فرزاد رمضانی بونش

پژوهشگر ارشد مسائل منطقه ای

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

 

چین یک قدرت روبه‌رشد است و به ژرفای منافع آن در نقاط مختلف جهان افزوده می‌شود. یکی از مناطقی که چینی‌ها با آن روابط گسترده دارند، منطقه خاورمیانه است. این منطقه با منابع انرژی غنی و موقعیتی راهبردی از گذشته زمین بازی قدرت‌های بزرگ و بازیگران منطقه‌ای متعدد با پیچیدگی بسیار است. در این نوشتار سعی شده به بررسی اهداف و منافع مهم امنیتی نظامی چین در خاورمیانه پرداخته شود.

اهداف و منافع مهم امنیتی نظامی چین در خاورمیانه

واکنش در برابر رویکرد امریکایی در خاور آسیا: در خاور آسیا دوران نوین رقابت آغاز شده و گسل‌های سیاسی و امنیتی سده گذشته آرام آرام بیدار می‌شود. نقش نوین استرالیا، تقویت آسه آن، رویکرد چین، فعالیت‌های کره شمالی، میل نوین ژاپن به نظامی‌گری و تصمیم مجلس سنای ژاپن (رأی به تغییر دکترین نظامی در این کشور)، اصلاحات نوین ارتش ژاپن، تحریک‌ هند توسط امریکا در برابر چین و… همه و همه بیانگر وضعیت نوین منطقه خاور آسیا است. در این بین از شروع بحران اقتصادی در سال 2008 مسائل نوینی در روابط چین و امریکا یافت شد و بی گمان مهار یا توازن قدرت روزافزون چین یکی از مهم‌ترین اهداف این طرح است. در واقع استمرار و حفظ و تداوم سیاستها و هم پیمانی ایالات متحده امریکا به عنوان یک قدرت هژمون جهانی با ایجاد نظم امنیتی – سیاسی و چگونگی برخورد با تهدیدهای آینده بخصوص چین برای حفظ برتری نظامی در آسیا و حوزه اقیانوس موجب شده است تا توان و ابتکار چین برای بی‌اثر کردن همگرایی و همکاری امنیتی امریکا و متحدان سنتی افزایش همکاری دفاعی امریکا و ژاپن به سطوح جهانی، دفاع و کنترل جزایر در دریای خاور چین، تضمین آزادی کشتیرانی در دریای چین جنوبی، افزایش همکاری دوجانبه به حوزه های سایبری و فضایی، فراهم کردن لجستیک برای نیروهای امریکایی در هنگام بروز بحران بخشی از این امر است.

خرید و فروش تسلیحات در خاورمیانه: در واقع امریکا، روسیه و چین در صدر کشورهای فروشنده سلاح قرار دارند و در میان خریداران بزرگ سلاح، چند کشور عربی- اسلامی غرب آسیا چون عربستان، امارات، حضور دارند. در مقابل چین فروشنده؛ و خریدار مهم بزرگ سلاح در جهان است. در این بین در رویکرد صادرات سلاح به منطقه باید گفت همکاری‌های تسلیحاتی از پایان دهه 1970 روند رو به افزایش به خود گرفت و چین یکی از تأمین‌کنندگان مهم تسلیحات مورد نیاز کشورهای این منطقه شد. همچنین در واقع چین نیز چون بسیاری کشورها از روش تسلیحات و انتقال فن‌آوری نظامی به عنوان یک عامل نفوذ و گسترش روابط سیاسی در کشورهای خاورمیانه استفاده می‌کند.

همچنین نیاز نظامی چین و ضعف تکنولوژیک در مقایسه با امریکا بستر مناسبی برای گسترش روابط تسلیحاتی با بازیگرانی چون اسراییل و کسب تکنولوژی نظامی اسراییل بوده است. لذا همکاری تسلیحاتی پکن و تل‌آویو در حوزه‌هایی چون انتقال فن‌آوری نظامی غربی به خصوص در زمینه‌های هوایی و موشکی به چین و… موجب شده چین برخی تسلیحات مورد نیاز خود به‌ویژه در حوزه سلاح‌های پیشرفته را تأمین کرده است.

تقویت ناوگان دریایی و نگهبانی از مسیرهای تأمین انرژی: از نگاه چین، ساختار انرژی جهانی زیرمجموعه ساختار جهانی بزرگ‌تر و تحت کنترل امریکاست، لذا از زمان پایان جنگ سرد با رشد گسترده اقتصاد چین و شوک تقاضای انرژی ناشی از آن، انرژی چین هم به دلیل ساختار صنعتی بیشتر به غرب آسیا وابسته شده است. لذا از مهم‌ترین منافع چین در منطقه‌ی خاورمیانه تامین امنیت کالاهای صادراتی و واردات نفت چین و ثبات گذرگاه‌ها و امنیت عبور و مرور تنگه هرمز، خلیج عدن، کانال سوئز، است. لذا نگرانی‌های پکن در مورد اختلالات در مسیرهای دریایی طولانی از آفریقا تا سواحل چین افزایش یافته و از آن می هراسد که مخالفان چین و غرب مسیر تأمین انرژی چین را قطع کنند. به علاوه چینش نیروی نظامی، نمایش قدرت نیروی دریایی ارتش آزادی‌بخش خلق چین در حوزه‌هایی چون خلیج عدن و اقیانوس هند و غرب آسیا و حتی مذاکرات برای برقراری پایگاه نظامی نیز مورد نظر و نمایانگر تغییر بزرگی در سیاست امنیتی چین بوده است. در واقع اگرچه نیروی زیردریایی چین توانایی نمایش قدرت در سطح جهانی ندارد، اما ناوگان رو به رشد متشکل از زیردریایی‌های هسته‌ای تهاجمی آن در اقیانوس هند حضور یافته و در مسیر تأمین انرژی چین اقدام کند.

 

بهره‌گیری از خاورمیانه در جهت افزایش قدرت امنیتی در جهان: آنچه مشخص است حضور نظامی امریکایی‌ها برای چین نوعی تهدید است و از قدرت چین و نفوذ و سیطره آن بر خاور آسیا می‌کاهد و توازن قدرت در منطقه را به زیان چین برهم خواهد زد.

در واقع چین خواستار تدبیر مشترک و مداوم برای امنیت خاورمیانه است و از کشورهای منطقه برای ایجاد مکانیسم همکاری مشترک فراگیر امنیتی برای دستیابی به صلح بلندمدت، رونق و توسعه پشتیبانی می‌کند. در این نگاه حضور نظامی رو به رشد در منطقه یکی از اجزای حضور چین در غرب آسیا است.

آنچه مشخص است پیشرفت‌های چین در برابر ممنوعیت‌های ایالات متحده نشانگر پیشرفت تدریجی یک قدرت دریایی جهانی است و در فراهم‌سازی امنیت دریایی جهانی و حفظ ثبات سیاسی منطقه تأثیرگذار باشد.

جلوگیری از تروریسم، تجزیه‌طلبی و همکاری‌های تروریستی گروه‌های ضدچینی با بازیگران دولتی و غیر دولتی در خاورمیانه: استان سین کیانگ یک‌ششم مساحت چین با اکثریت مسلمانان اویغور هست. این منطقه از سال 1950 در تمام دوره ها شاهد ناآرامی‌های مدنی بوده است. چین مدعی است که در این ناحیه، گروه­های مسلح اسلامی فعالیت می‌کنند و با القاعده ارتباطاتی دارند. در واقع دو گروه عمده و جدایی‌طلب سین یا «جنبش اسلامی ترکستان شرقی» و «کنگره جهانی اویغور» فعالند. در این میان جنبش اسلامی ترکستان شرقی با فروپاشی شوروی توانست با احزاب و گروه‌های بنیادگرا در آسیای مرکزی ارتباط برقرار و سپس با حضور طالبان و القاعده در افغانستان همکاری‌هایی داشته باشد. در کنار این نیز در دهه‌های اخیر در واقع دو گروه عمده و جدایی‌طلب سین کیانگ توانسته‌اند با احزاب و گروه‌های بنیادگرا و یا قوم‌گرا در ترکیه و در آسیای مرکزی ارتباط برقرار و همکاری‌هایی داشته باشد. همچنین «کنگره جهانی اویغور» در یک دهه گذشته تلاش کرده است تا با توسل به پیوندهای فرهنگی، دموکراسی‌خواهی و حقوق بشر با ترکیه، ارتباط‌هایی هم با محافل پان‌ترکیستی و قوم‌گرا در ترکیه داشته باشد.

در این حال از آغاز بحران سوریه در نیمه مارس 2011 میلادی و با اعلام موجودیت «داعش» در سوریه، اویغورها به این گروه پیوسته و با آن همراهی می کنند. در واقع نگرانی‌های چین از نفوذ تروریست‌های داعش در مناطق مرزی سین‌کیانگ و انجام اقدامات خشونت بار افزایش یافته و دولت چین همه توان خود را برای مقابله با تندروی و خشونت بکار گرفته تا بازگشت نیروهای جذب شده داعش به منطقه رخ ندهد. لذا چین نگران اجزاء افراطی منطقه است که ممکن است آموزش‌دهنده یا الهام‌بخش مسلمانان جدایی‌طلب چین باشند. از آنجا که چین با تندروی اویغوری مخالف است از تلاش‌های کشورهای خاورمیانه در مبارزه با تروریسم و ایجاد توان مقابله با تروریسم پشتیبانی می‌کند. در همین چارچوب همکاری‌های ضد تروریستی با کشورهای منطقه برای بنیان یک ساختار امنیت مستحکم، گفت‌وگوهای سیاسی و مبادله اطلاعات جاسوسی، همکاری‌ها و آموزش برای مقابله با تهدیدهای بین‌المللی، جلوگیری از آموزش و تحریک مسلمانان جدایی‌طلب در غرب چین و کنترل تکفیری‌های تروریست جزو عناصری مهم سیاست نظامی چین در منطقه است.

همکاری‌های امنیتی منطقه‌ای: از نگاه چین همکاری در حوزه‌های قضایی، پلیس، مهاجرت و کنسولی، استرداد مجرمین و بازگرداندن آنها به کشور خود، بازگرداندن پناهندگان، بازگشت دارایی‌ها و نیز مبارزه با فساد و جرائم فراملیتی، ظرفیت مقابله با تهدیدات مدرن، مبارزه با دزدی دریایی، حفظ امنیت دریاهای بین‌المللی، امنیت سایبری، همکاری‌های فضایی، استفاده‌ی صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای (همکاری‌ها در زمینه‌ی سوخت‌های هسته‌ای، راکتورهای تحقیقاتی، عملکرد فناوری‌های هسته‌ای،‌ امنیت هسته‌ای، دفع پسماندهای رادیواکتیو و واکنش‌های اضطراری و ایمنی هسته‌ای و…) نیز در نگاه چین به خاورمیانه مد نظر است.

واژگان کلیدی: اهداف، منافع، امنیتی، نظامی، چین، خاورمیانه

The post اهداف و منافع مهم امنیتی نظامی چین در خاورمیانه appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a7%d9%87%d8%af%d8%a7%d9%81-%d9%88-%d9%85%d9%86%d8%a7%d9%81%d8%b9-%d9%85%d9%87%d9%85-%d8%a7%d9%85%d9%86%db%8c%d8%aa%db%8c-%d9%86%d8%b8%d8%a7%d9%85%d9%8a-%da%86%db%8c%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ae%d8%a7/feed/ 0 11267
جریان‌های سلفی جهان عرب -گفتگو با محمدرضا عشوری مقدم – بخش پایانی http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%84%d9%81%db%8c-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8-%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-2/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%84%d9%81%db%8c-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8-%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-2/#respond Tue, 22 Jan 2019 06:21:07 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11245 کارشناس جریان های اسلامی معاصر
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC
سلفیت و جریان های سلفی در جهان عرب نقش مهمی در تحولات فکری، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشورهای عربی بویژه در یک سده گذشته داشته اند. ...

The post جریان‌های سلفی جهان عرب -گفتگو با محمدرضا عشوری مقدم – بخش پایانی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
کارشناس جریان های اسلامی معاصر

مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

سلفیت و جریان های سلفی در جهان عرب نقش مهمی در تحولات فکری، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشورهای عربی بویژه در یک سده گذشته داشته اند. در گفتگویی با محمدرضا عشوری مقدم به بررسی بیشتر جریان‌ها و طیف‌های مختلف سلفی جهان عرب پرداخته ایم:

واژگان کلیدی: جریان‌طیف‌ ,سلفی, جهان عربعربی,وهابیت , محمدرضا عشوری مقدم

مرکز بین المللی مطالعات صلح: گرایش های طیف دوم یا سلفگرایی مدخلی چیست؟

طیف دوم که خودش می تواند گرایش‌‌های مختلف داشته باشد و من اینجا به دو گرایش عمده اشاره می کنم گرایشی است که یک نگاه اصلاحی و تحول‌‌خوانه دارد.

  1. یک گرایش یا جریان این طیف، سلفگرایی «الصحوه» یا بیداری است. این جریان از اوایل دهه نود میلادی در کشورهای خلیج فارس رشد و نمو یافت و البته ریشه‌های متقدم‌‌تری هم دارد. شکل‌گیری این جریان در واقع به ماجرای جنگ خلیج فارس و اعتراض به حضور نیروهای آمریکایی در منطقه برمی‌‌گرده. محور اساسی گفتمان این مکتب، نقد حاکمیت‌های سیاسی منطقه به ویژه عربستان سعودی در قبال این مسئله بوده است. این جریان در واقع یکی از تاثیرگذارترین مکاتب سلفی معاصر است و شخصیت ها و نظریه پردازان مطرحی داشته که بسیاری از شیوخ مشهور سلفی سوری مثل شیخ محمد سرور زین العابدین که در عربستان تحصیل کرد متاثر از آن بوده‌اند و به همین سبب هم است که حتی از این جریان با عنوان «سلفیه سروری» یاد می‌‌کنند. یک مسئله مهم که این جریان از جریان دیگر این طیف متمایز می‌‌کنند رویکرد عمدتا گفتمانی و جنبشی است که این گروه در نقد حاکمیت سیاسی دارد و نوعی دعوت برای مبارزه با استعمار و تقابل برای آزادی از سیطره گروه های وابسته و حتی حاکمیت‌های سیاسی در جهان اسلام را باید مهمترین وجهه این مکتب به شمار آورد. رویکردی که البته بر پایه یک کار سازماندهی و تقابل سازمان یافته شکل گرفته و این روش رو شرعی و حتی لازم هم می داند. و در مقایسه جریان محافظه کار هم کاملا در تقابل با آنها قرار دارند که اساسا کار حزبی و سازمانی نامشروع می‌دانستند. این جریان البته لزوما اینطور هم نبوده که فقط به کار حزبی بپردازند طیف های مختلفی از جمله گرایش های مختلف اخوانی و تا گروه های مختلف سلفی جهادی متاثر از این نگاه و حتی زیرمجموعه این طیف هستند.

B.دومین گرایش همانطور که عرض کردم گرایشی هست که امروز از آن با عنوان سلفی جهادی یاد می شود. این گرایش رو در واقع باید محصول ترکیب نوعی سلفگرایی سعودی صحوه ای با حضور اسامه بن لادن و جریان های جهادی مصری مثل جماعت اسلامی مصر و گروه الجهاد ایمن الظواهری دانست سالها بعد به قاعده الجهاد تغییر پیدا کردند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: سلفی‌گری در جهان عرب چه نگاهی به بحث تکفیر، غرب و شیعیان دارد؟

اگر بخواهیم بدون جانبداری و منصفانه به قضیه نگاه کنیم باید این نکته را بپذیریم که تفکر و اندیشه سلفی شدیدترین جریان فکری در میان مذاهب و جریان‌های اسلامی در موضوع تکفیر است. اینکه کسی تکفیر شود و صفت کافر به وی منسوب شود اصلا شاید کار راحتی طبق فقه سنتی اسلامی و در مذاهب مختلف اهل سنت نباشد و حتی ما می بنیم که علمای الازهر چقدر در این‌‌باره احتیاط می‌‌کنند. منتها مسئله ای که وجود دارد این است که بین تکفیر عملی و تکفیر عینی تفاوت وجود دارد. تکفیر عملی یعنی اینکه فلان عملی که فرد انجام داده یک عمل کافرانه است. ولی تکفیر عینی آن است که صفت کفر مورد توجه خود فرد قرار می‌گیرد. اتفاقی که اینجا می‌‌افتد این است که در سلفگرایی جهادی دایره این تکفیر گسترده تر شده و مباحث تطور بیشتری پیدا کرده. اینکه این تکفیر چه تبعاتی می تواند داشته باشد اینکه آیا این تکفیر می تواند توجیه کننده عملیات مسلحانه باشد یا نه ؟ آیا احکام ارتداد بر آن افراد باید اجرا شود یا نه؟ مباحث مختلف مربوط به تکفیر جاهل یا تکفیر عوام و خواص شیعه و فروعاتی از این دست، مسائلی است که در میان جریان‌‌های مختلف سلفی درباره آن بحث شده و همچنان هم در این زمینه اختلاف نظر وجود داره و البته اغلب اینها بحث‌‌هایی است که ریشه در اختلافات فقهی دارد. بنا براین باید به این مسئله توجه شود که بحث تکفیر فقط یک ساده نیست و ابعاد و فروعات بسیاری دارد هم در تعاریف و مفاهیم و هم در اجتهادات و تبعات عملی مرتبط به آن دارد که همین مسئله باعث شده تا گروه های مختلف سلفی در این رابطه نگاه های متفاوت محافظه کارانه تر یا جدی تری داشته باشند که طبعا تبیین نگاه تک تک جریان ها در این باره وقت بسیار بیشتری می طلبد. این بحث اینقدر گسترده است که مسائل مختلفی از جمله تکفیر حاکم و خروج علیه حاکمیت و مسائلی از این قبیل رو شامل می شود و حتی می‌بنیم که مثلا در میان شیوخ سلفی سنتی در عربستان از این جریان‌های جهادی به عنوان «خوارج» یاد می‌شوند. در کل هر دو گرایش صحوه‌ای یعنی هم جهادی‌ها و هم جنبشی‌ها در فضای رسمی سعودی، گروههایی منحرف و ضاله معرفی می شوند.

اساسا از آن برهه عملیات «جهیمان العتیبی» در مسجد الحرام که باید آن را یک نقطه محوری در تاریخ سلفگرایی و حرکت سلفی جهادی محسوب کنیم به لحاظ فکری هم شاهد این هستیم که از این برهه بحث‌ها و فروع مختلف درباره هم مفاهیم مربوط به تکفیر و ابعاد مختلف آن و هم راهبردها درباره چگونگی تعامل با حاکمیت‌‌های سیاسی مثل بحث‌‌های اولویت دشمن نزدیک و دشمن دور خیلی گسترده‌‌تر می‌‌شود. در کنار این مسئله بحث‌های مختلف مربوط به جهادگرایی مصری و افکار سید قطب هم وارد محافل سلفی می‌شود و این یک مرحله خاصی در تطور فکری سلفی و جهادی به شمار می‌‌رود که بسیار مهم است.

منتها یک نکه مهم که خیلی می بنیم بحث می شود درباره نوع نگاه سید قطب و اخوان قطبی به مسئله تکفیر است. خب امروز ما خیلی می بنیم که از سوی طیف های سکولار و چپگرا جریان های موسوم به تکفیری و جهادی مثل داعش و القاعده رو به اخوان المسلمین و سید قطب مرتبط می کنند و حتی الان این یک نظریه جدی هست در مصر که مادر اندیشه تروریستی اخوان است. ببینید این مسئله از یک جهت درسته و از یک جهت هم ناشی از فهم های متفاوتی است که از سید قطب صورت گرفته و هم از اینکه منشا دیگر نگاه تکفیری یعنی تاثیرپذیری از سلفگرایی حجازی و محمد بن عبدالوهاب در این طیف ها نادیده گرفته می شود. خیلی مهم است که در نظر بگیریم آن تکفیری که در اندیشه سید قطب مطرح شده که مرتبط با آیه «من لم یحکم بما انزل الله» است در واقع آنطور که محمد، برادر سید قطب هم گفته با آن تکفیری که در سلفگرایی حجازی مطرح می شود متفاوت است. در این تفسیری که سید قطب ارائه می دهد به شدت بحث حاکمیت ها و حاکمی است که بما انزل الله و بر پایه شریعت حکومت نمی کند. البته خب واقعا بحث مشخصی هم نمی کند که بالاخره تکفیر چیست و چه باید کرد. در حالی که در سلفگرایی حجازی آن چیزی که خیلی اهمیت دارد عقاید شخصی افراد و نسبتی است که آن عقاید با توحید و بدعت ها دارد و مباحث مربوط به عقاید شیعه و صوفیه مطرح می‌‌شود و در واقع در اینجا تکفیر «عینی» است که مطرح است و صفت کفر را به فرد می دهد. البته خب سید قطب بحث های جدی درباره تکفیر و بحث دوگانه جامعه توحیدی و جاهلی دارد که یک مجال مفصل تری می طلبد.

منتها به لحاظ میدانی این فکر یک محمل مناسبی مثل افغانستان پیدا کرد تا بتواند که در صحنه جهادگرایی به خوبی بروز و ظهور پیدا کند. طبعا اینکه چرا چنین محملی فراهم شد و دولت‌ها با چنین حجمی از اعزام عناصر جهادی به افغانستان همراهی کردند می‌‌تواند که اهداف و اغراض مختلفی داشته باشد. به عنوان مثال یکی از سناریوهایی که مطرح شده این بود که بعد از تجربه جهیمان، حاکمیت سعودی به دنیال این بود تا بتواند که به نوعی از دست این جماعت‌ها خلاص بشود. ولی خب واقعیت این بود که این سیل گسترده افرادی که راهی این منطقه می شوند به طبع در بازگشت هم می‌‌توانند حامل یک گفتمان تطوریافته‌‌تری باشند. مرحله افغانستان یک مرحله بسیار اساسی و مهم است که در آن به واسطه تشکیل حلقه های مختلف فکری که حتی در پاکستان هم شکل می‌‌گیرد و آموزه‌‌هایی که از سوی جریان‌های بومی مثل طالبان به آن راه می‌‌یابد نوعی پراکندگی فکری حتی در آموزه‌‌های سلفی مثل مسئله تکفیر شکل می‌‌گیرد که در سال‌‌های بعد خیلی بیشتر این اختلاف نمود پیدا می‌‌کند.

بار دیگر به این نکته تاکید می‌‌کنم که اساسا جریان سلفی جهادی را نباید یک طیف واحد هم به لحاظ فکری و هم به لحاظ ریشه‌‌های هویتی حساب کرد. به عنوان مثال ما شاهد این هستیم که جریان‌‌هایی صوفی مثل طیفی از نقشبندیه چطور با القاعده عراق پیوند برقرار می‌‌کنند و یک طیف خاصی را در این منطقه شکل می‌‌دهند.

The post جریان‌های سلفی جهان عرب -گفتگو با محمدرضا عشوری مقدم – بخش پایانی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%84%d9%81%db%8c-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8-%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af-2/feed/ 0 11245
جایگاه اپوزیسیون در آینده عربستان‌سعودی – بخش دوم http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b3%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b3-2/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b3%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b3-2/#respond Tue, 22 Jan 2019 05:56:33 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11237 مهرداد علی پور
کارشناس مسائل خاورمیانه
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
با توجه به شرایط پدیدار شده رژیم آل‌سعود به رهبری محمد بن سلمان درصدد برآمد تا برخلاف سنت محافظه‌کارانه حاکم بر خاندان آل‌سعود که هیچگونه ...

The post جایگاه اپوزیسیون در آینده عربستان‌سعودی – بخش دوم appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
مهرداد علی پور

کارشناس مسائل خاورمیانه

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

 

با توجه به شرایط پدیدار شده رژیم آل‌سعود به رهبری محمد بن سلمان درصدد برآمد تا برخلاف سنت محافظه‌کارانه حاکم بر خاندان آل‌سعود که هیچگونه مخالفت و انتقاد را برنتابیده و متعاقباً با سیاست مشت‌آهنین برخورد می‌کردند، از راهی منعطف‌تر به مدیریت اعتراضات داخلی و خارجی اهتمام ورزد. در همین راستا ایشان در قالب یکسری اصلاحات حکومتی و حاکمیتی کوشیده‌اند تا با مهندسیِ نظام‌مند تحولات خود را از شرایط رخ نموده به سلامت عبور دهند. به طورکلی اقدامات رژیم آل‌سعود به قرار ذیل قابل توصیف هستند:

ـ در گام نخست ایشان دست به یکسری اصلاحات روبنایی در عرصه اقتصادی یازیدند. نکته قابل‌توجهی که در خصوص اصلاحات مزبور باید مدنظر واقع گردد آن است که گرچه «محمد بن سلمان» در ظاهر اصلاحات را پذیرفته است اما وی برخلاف خواسته معترضان که خواهان اصلاحات سیاسی ـ اجتماعی هستند، اصلاحات اقتصادی را سرلوحه اقدامات خود قرار داده است. این امر گرچه بصورت موقت می‌تواند سرپوشی بر خواسته معترضان باشد، اما در نهایت منجر به توسعه نامتوازن خواهد شد. وضعیتی که گرچه نمایی از توسعه اقتصادی و نو شدن را به همراه داشته است اما هرگز منجر به توسعه سیاسی نخواهد شد.

ـ در گام دوم پادشاه عربستان‌سعودی شخصاً وارد کارزار شده و متعاقباً دستور بازآرایی شورای وزیران به ریاست شخص خودش و بازآرایی شورای امور سیاسی ـ امنیتی به ریاستِ ولیعهد بن‌سلمان را صادر کرد. در همین راستا «عادل الجبیر» از مقام وزیری امور خارجه برکنار و «ابراهیم عساف» (یکی از بازداشت شدگان در هتل ریتز در اجرای طرح مبارزه با فساد) جایگزین وی شد. متعاقباً «ترکی آل شیخ» از سمت ریاست سازمان ورزش برکنار و به عنوان رئیس سازمان سرگرمی منصوب شد. در اقدامی دیگر «محمد بن نواف بن عبدالعزیز» سفیر عربستان در لندن از سمتش برکنار و به‌عنوان مشاور پادشاه تعیین گردید. همچنین «ترکی بن طلال بن عبدالعزیز» با رتبه وزیری جایگزین «فیصل بن خالد بن عبدالعزیز» امیر منطقه عسیر شد. در ادامۀ عزل و نصب‌های صورت گرفته سرلشگر «سعود هلال» از سمت مدیریت سازمان امنیت عمومی عزل و متعاقباً «خالد بن قرار الحربی» جایگزین وی شد. نکته شایان‌توجهی که از دگردیسی‌های پدیدار شده مستفاد می‌گردد آن است که روند تحولات بیش از آنکه پاسخی به اعتراضات داخلی باشد در واقع نوعی دلجویی و متوازن‌سازی شخصیت‌های قبیله‌ای است که در راستای اجرای طرح 2030 (مبارزه با فساد شاهزادگان) مورد غضب رژیم واقع شده بودند.

ـ اما در گام سوم رژیم آل‌سعود سیاست‌های خشن‌تری را در قبال اپوزیسیونِ خارج‌نشین که خواهان مبارزه با رژیم هستند را در پیش گرفته است. ایشان با رویکردی افراطی کوشیده‌اند تا مخالفین خود را به بطور کلی حذف نمایند. در همین راستا قتل «جمال خاشقچی» روزنامه‌نگارِ منتقد عربستانی در ترکیه نمونه بارز سیاست مزبور می‌باشد.

با تأسی از مطالبی که از نظر گذشت می‌توان چنین اظهار داشت که اصلاحات بنیادین در عرصه‌های سیاسی ـ اجتماعی روند گریزناپذیر پیش‌روی حکام ریاض می‌باشد. گرچه در پی فشارهای اعمالی از جانب جنبش‌های داخلی و اپوزیسیونِ خارج‌نشین، ولیعهد جوان سعودی سطح نازلی از اصلاحات را پذیرفته است، ولی نیک روشن است که ایشان تحت بازی تاج‌و‌تخت و در راستای تداوم حاکمیت خویش انجام اصلاحات را صورت داده است. بن‌سلمان که پس از اتخاذ سیاست‌های افراطی در گسیل کردن توان نظامی خود در راستای جنگ در یمن مورد انتقاد قرار گرفته، کوشیده است تا بجای آنکه نظاره‌گر اعتراضات باشد، خود موتور محرک اصلاحات بوده و متعاقباً تحولات را از بالا رقم بزند. همین امر به نوبه خود نکتۀ مثبت و امیدوار کننده‌ای در فضای بسته و قبیله‌ای عربستان بشمار می‌رود. با تداوم روند کنونی امید آن می‌رود که جنبش‌های بیشتری در عرصه داخلی عربستان‌سعودی پدیدار شده و متعاقباً گروه‌های اپوزیسیون بتوانند فشار بیشتری را در راستای تغییر سیاست‌های افراطی رژیم اِعمال نمایند. نمونه موفقیت‌آمیز گروه‌های مخالف رژیم آن است که ایشان با هویدا ساختن سیاست‌های جنگ‌طلبانه رژیم آل‌سعود سبب شوند تا برخی از اعضای اتحادیه اروپا در قالب نامه‌ای به «فدریکا موگرینی» مسئول سیاست‌خارجی اتحادیه اروپا خواستار تعدیل سیاست‌های حاکم جوان سعودی در یمن شوند.

واژگان کلیدی: جایگاه، اپوزیسیون ، آینده، عربستان‌سعودی

The post جایگاه اپوزیسیون در آینده عربستان‌سعودی – بخش دوم appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ac%d8%a7%db%8c%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%a7%d9%be%d9%88%d8%b2%db%8c%d8%b3%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b3-2/feed/ 0 11237
جریان‌های سلفی جهان عرب -گفتگو با محمدرضا عشوری مقدم – بخش نخست http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%84%d9%81%db%8c-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8-%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%84%d9%81%db%8c-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8-%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af/#respond Mon, 21 Jan 2019 06:20:49 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11244 کارشناس جریان های اسلامی معاصر
مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC
سلفیت و جریان های سلفی در جهان عرب نقش مهمی در تحولات فکری، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشورهای عربی بویژه در یک سده گذشته داشته اند. ...

The post جریان‌های سلفی جهان عرب -گفتگو با محمدرضا عشوری مقدم – بخش نخست appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
کارشناس جریان های اسلامی معاصر

مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

سلفیت و جریان های سلفی در جهان عرب نقش مهمی در تحولات فکری، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشورهای عربی بویژه در یک سده گذشته داشته اند. در گفتگویی با محمدرضا عشوری مقدم به بررسی بیشتر جریان‌ها و طیف‌های مختلف سلفی جهان عرب پرداخته ایم:

واژگان کلیدی: جریان‌طیف‌ ,سلفی, جهان عربعربی,وهابیت , محمدرضا عشوری مقدم

مرکز بین المللی مطالعات صلح: جریان‌ها و طیف‌های مختلف درون سلفی در دنیای معاصر عرب چیست؟

اصطلاح سلف، گرچه یک اصطلاح جدید نیست و ریشه در یک میراث تاریخی دارد اما سلفیه یا سلف‌گرایی، یک اصطلاح جدید و امروزی است که به جریان یا تفکری گفته می شود که بر اساس یک سری مولفه های مشترک فقهی و کلامی و متاثر از نصوص دینی و تاریخی بنا نهاده شده‌‌اند که طیف‌‌های مختلفی هم دارند. این اصطلاح همانطور که عرض کردم ریشه هایی در نصوص و میراث اسلامی دارد که مهمترینش از آیه قرآنی «الّا ما قد سَلَف» بوده است. منتها به لحاظ اصطلاح کلمه سلف اصلا به یک دوره تاریخی مشخصی اشاره دارد که تاکید بر بازگشت به آموزه‌‌های قرون و سال‌های اولیه صدر اسلام دارد که به نوعی نقش یک مرجع زمانی و حجیت دینی برای نسل های آینده را ایفا می‌‌کند.

این آموزه‌‌ها فقط محدود به احادیث آن برهه نیست بلکه اساسا یک منظومه فراگیر در حوزه های مختلف فقهی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و حتی سبک لباس پوشیدن را هم شامل می‌‌شود. بله این سئوال همواره مطرح شده که سلفگرایی چه نسبتی با اهل سنت دارد. یک سری  مشخصات در گفتمان سلفگرایی است که به هر حال مشترکاتی با آموزه های دیگران هم دارد. از جمله بحث نص‌‌گرایی. این مسئله نصگرایی رویکردی نیست که فقط خاص سلفیه و یا حتی اهل سنت باشد و در میان شیعیان و حتی در دیگر ادیان هم این تفاوت روش‌‌شناختی همواره وجود داشته و دارد. منتها سلفگرایی مصطلح امروز یک پدیده شکل یافته در درون منظومه فکری اهل سنت است و اساسا دغدغه اش هم بازگشت  سنت است اما آنچه آن را امروز نسبت به عموم اهل سنت متمایز می‌‌کند تمایزش به عنوان یک مذهب فقهی نیست بلکه سلفگرایی یک نگاه فکری است که در هم روش‌‌شناسی و معرفت شناسی و هم در حوزه هستی شناسی گفتمان و برداشتی دارد که حدیث‌ گرایی و نقلگرایی و ظاهرگرایی شاخه اصلی آن است و طبعا این شاخصه‌‌هاست که می‌‌تواند آن را به چارچوب‌‌های فکری برخی مذاهب نزدیک کرده و یا حتی از آن منبعث باشد.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: برخی‌ دایره‌ی مکتب سلفی‌گری را چنان گسترده تصور می‌کنند که همه‌ی اهل سنت را در بر می‌گیرد، و سابقه‌ی آن را به صدر عرب باز می‌گردانند و برخی دیگر آن را مترادف وهابیت می‌دانند. در این بین سلفی‌گری دقیقاً چه نسبتی با وهابیت دارد؟

این نص‌‌گرایی در طول تاریخ اسلام همواره در رقابت با جریان عقلگرا یا رأی‌‌گرا حضور داشته است و مسئله جدیدی نیست. در میان مذاهب فقهی شاید بارزترین جریان که امروز بیش از همه به عنوان یک منبع و مرجع هم در سلفگرایی به آن ارجاع می‌‌شود می‌‌توان به «احمد بم حنبل» امام مذهب حنبلی اشاره کرد که خب هم یک ساختار فکری نصگرایانه در حوزه فقه و حدیث داشته و هم به لحاظ سیاسی و اجتماعی هم تمایزاتی داشته است. در قرن های متاخرتر ما شاهد ظهور «ابن تیمیه» به عنوان یک پیشوای حنبلی و  شیخ الحنابله دمشق در سوریه هستیم و سپس هم محمد عبدالوهاب در حجاز گفتمانی جدید در این چارچوب ارائه می‌‌کند. واقعیت این است بر خلاف تصوری که خیلی‌‌ها دارند محمد بن عبدالوهاب اولین نفری نبود که چنین رویکردی داشت و شخصیت‌‌های بسیاری بودند که دعوت به نص و نصگرایی داشتند حتی در عصر حاضر. باید به این نکته توجه کرد که گفتمان محوری سلفگرایی، بازگشت به نص، مواجهه با بدعت‌‌ها و دغدغه برای تطبیق نص شرعی بویژه در برهه زمانی معاصر است.

خیلی‌‌ها ممکن است که فکر کنند که این نص‌‌گرایی رویکرد خاصی است که محدود به دوره ای خاص مثلا از دوره احمد بن حنبل بوده است در صورتی که اینطور نیست و حتی در همان دوره سالهای ابتدایی صدر اسلام هم چنین نص‌گرایی‌‌هایی گزارش شده. در نتیجه‌‌‌ی تضییق دایره تاویل و تفسیر در نصوص دینی تا سال های بعد، جریان و جریان هایی شکل می گیرند. واقعیت این است که به لحاظ تاریخی نمی‌‌شود این تفکر را در سده های بعد منبعث از یک مرجعیت فکری واحد تلقی کرد در همین دوره معاصر هم ما شاهد این هستیم که همزمان با محمد عبدالوهاب، در منطقه ای مثل هند و حتی در شمال آفریقا شخصیت هایی هستند که چنین رویکردی داشتند و البته مستقل هم بودند. یعنی این طور نبود که مثلا متاثر از تفکرات ابن عبدالوهاب باشند. دعوت به نص دینی و بازگشت به سلف ممکن بوده در خیلی از شخصیت ها و متفکران بروز پیدا بکند و لزوما هم این‌طور نبوده که عنوان سلفی را برای اون فرد انتخاب کنند.

به عنوان مثال ما محمد عبده رو داریم در مصر که شاگرد جمال الدین اسدآبادی بوده و البته نگاه متفاوتی نسبت به سلفگرایی مصطلح داشتند و نوعی فراخوان برای بازخوانی نص را در چارچوب نگاهی تمدنی «امت» ارائه می‌‌کردند و خب این نگاه لزوما منتهی نمی شده به اون سلفگرایی که محمد بن عبدالوهاب در عربستان داشته و اصلا شاید از نگاه سلفگرایی وهابی، سلفگرایی عبده یک اسلام لیبرال بوده باشد. البته تفاوت ها بین این دو نگاه قابل درک است و اساسا در مکتب فکری عبده و پیش از اون رشید رضا دایره تاویل و تفسیر اونقدر گسترده شده تا حدی که بتواند با مظاهر تمدنی جدید خود را وفق بدهد.  برخلاف محمد بن عبدالوهاب که اساسا در فضای به لحاظ طبیعی خشک و کویری حجاز پرورش پیدا کرده و عمده دغدغه ای که داشته این بوده که تفکرات و آداب و رسوم صوفیه در آن برهه تسلط عثمانی بویژه به لحاظ فضایی که مراودات سفر حج به وجود می‌‌آورد مطرح می شده و اون چیزی که خیلی دغدغه بوده، تطهیر سلوکیات و رفتار عبادی مردم از این مناسک و بازگشت به اسلام سلف بود و اساسا از ابتدا هیچ طرح و برنامه فراگیر سیاسی و تمدنی در این منظومه فکری و اون نگاه خاصی که مثلا در مصر وجود داشته در اینجا مطرح نبود.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا تقسیم مشخصی از جریان های سلفی معاصر عربی وجود داشته و دارد؟

آنچه که امروز اتفاق افتاده و جریانی که امروز در جهان از آن به عنوان سلفگرایی یاد می‌کنیم در واقع مجموعه ای از مکاتب مختلف و یا یک ترکیبی از دغدغه های سلفگرایانه مختلف است. به عنوان مثال، مکتبی که امروز از آن به عنوان سلفگرایی شام به نمایندگی شیخ محمد ناصرالدین الآلبانی یاد می شود را به هیچ وجه نباید یک سلفگرایی متأثر از آموزه‌‌های محمد بن عبدالوهاب دانست. یک سلفگرایی مستقلِ منبعث از فضای سنتی محافظه‌‌کارانه منطقه شام و از سوی شخصی که هرگز حتی فضای حجاز رو ندیده ولی مسئله این است که این فرد نه از ابن عبدالوهاب بلکه اساسا از آموزه ها و نوشته‌‌های ابن تیمیه حرانی متاثر بوده است. این مسئله ای که هست که امروز در تحلیل سلفگرایی شامی باید بیشتر به آن دقت شود و خیلی عجولانه در این زمینه نباید وارد عمل شود.

اینکه یک تقسیم مشخصی از جریان های فعلی سلفی معاصر وجود داشته باشد طبعا اینگونه نیست و این به دلیل نوع اشتراکات فکری و تاثیر و تاثراتی است که این جریان ها از افکار و افراد مختلف پذیرفته اند. همچنین این بسیار مهم است که از چه زاویه ای بخواهیم این پدیده را بررسی کنیم. منتها آن چییزی که خیلی امروز در رابطه با جریان سلفی مد نظر قرار می گیرد نوع خوانش و تعاملی است که سلفگرایی در قبال گزاره های سیاسی و تحولات منطقه ای و جهانی داشته است. در یک نگاه کلی می‌‌توان گفت که دو مکتب یا گرایش عمده در سفلگرایی معاصر به موازات و البته در تقابل با هم شکل گرفته اند که هر کدام فروعاتی رو دارند. و جریان دوم جریانی که معتقد به یک فرآیند اصلاحی و اعتراضی در قبال وضع موجود است.

  • یک گرایش که مشخصا متاثر از آموزه های محمد عبدالوهاب در عربستان و شیخ البانی در شام هست و اساسا یک سلفگرایی محافظه کار و سنتی رو تشکیل می‌‌دهند که این جریان دو گرایش و مکتب عمده را شامل می‌‌شود.
    1. اولین گرایش مکتبی است که از آن با عنوان «سلفلگرایی علمی» یا سلفی سنتی یاد می شود که طیف قابل توجهی از علمای سعودی، همچنین جریان شیخ ناصرالدین آلبانی در شام و وی‌‌‌الله دهلوی در هند و شخصیت هایی در شمال آفریقا را می شود. ویژگی مهم این مکتب این است که تمرکزش بر تحقیق در اصول دین و ارشاد و تصحیح سلوکیات دینی افراد و مبارزه با بدعت‌‌هاست. این سلفگرایی اساسا هیچ ارتباطی با مسائل سیاسی و دغدغه های دنیای سیاست ندارد و خب طبعا از سوی حاکمیت ها از جمله حاکمیت سعودی مورد حمایت قرار می گیرد.
    2. جریان دوم جریانی است که از آن با عنوان «سلفگرایی مدخلی» یاد می شود. جریانی است که گرچه نسبت به جریان نخست متاخرتر است ولی این هم منشأش در عربستان بوده است. از این جهت به این جریان مدخلی گفته می‌‌شود که منسوب به شیخ «ربیع بن هادی المدخلی» است که شاگرد بارز شیخ «محمد امان جامی» بود که از اتیوپی یه عربستان میاد و شاگردان زیادی هم داشته یکی از این شاگردان، ربیع المدخلی بود. یکی از مهمترین ویژگی‌های این گرایش فکری که امروز به سلفگرایی مدخلی معروف شده، مشروعیت بخشی به حاکمیت های سیاسی با یک استناد مطلق به نظریه طاعه ولی امر است. طبعا مباحث مربوط به حرمت نقد حاکم و خروج علیه حاکمیت و اعتراضات ضد دولتی خیلی در این مکتب فکری مشهود و پررنگ هست. این مسئه آنقدر پررنگ هست در این مکتب که از سوی برخی به مکتب «غلاه الطاعه» معروف شده و خب این به دلیل افراطی است که در مسئله «طاعه السلطان» دارند. همین مسئله هم هست که این جریان را در تقابل با گروه های اسلامگرای سیاسی و جنبش های اصلاحی قرار می‌‌دهد. مسائلی مثل جهاد هم خیلی منوط به فراهم بودن شرایط خاص هست که البته این هم محصور در «امر سلطان» است. این جریان را البته معمولا به سلفیه جامی هم می‌‌شناسند به جهت تشابهات فکری زیادی که دارند. مدخلی‌ ها علاوه بر منطقه عربستان در شمال آفریقا به ویژه درلیبی و الجزایر هم پیروان بسیاری دارد. همامطور که پیش از این هم گفته شده هر دو گرایش سلفگرایی علمی و مدخلی را باید به نوعی زیرمجموعه مکتب محمد بن عبدالوهاب دانست.

The post جریان‌های سلفی جهان عرب -گفتگو با محمدرضا عشوری مقدم – بخش نخست appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ac%d8%b1%db%8c%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%84%d9%81%db%8c-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d8%b9%d8%b1%d8%a8-%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%ad%d9%85%d8%af/feed/ 0 11244
جلیقه زردها و خیابان: خاطره ای ماندگار http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ac%d9%84%db%8c%d9%82%d9%87-%d8%b2%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ac%d9%84%db%8c%d9%82%d9%87-%d8%b2%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/#respond Sun, 20 Jan 2019 17:14:19 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11251 طیبه محمدی کیا
دکتری روابط بین الملل از دانشگاه علامه طباطبائی
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
حضور جلیقه زردهای معترض در خیابان های فرانسه در شمار مباحث سیاسی روز است. جلیقه زرد که در وهله نخست ...

The post جلیقه زردها و خیابان: خاطره ای ماندگار appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
طیبه محمدی کیا

دکتری روابط بین الملل از دانشگاه علامه طباطبائی

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

حضور جلیقه زردهای معترض در خیابان های فرانسه در شمار مباحث سیاسی روز است. جلیقه زرد که در وهله نخست کاربردی هشدار دهنده داشت که هر راننده فرانسوی باید در خوردو داشته باشد امروزه واجد وجهی سیاسی شده است. وجه سیاسی جلیه زرد نمادسازی پوشش به مثابه شعاری اعتراضی است و این ویژگی از این معترضان خاطره ای ماندگار می سازد. جلیقه زردها به عنوان نمایندگان گروه های محروم مانده ای که در تیرس دید دولت نیستند اعتراض خود را به سیاست های مالی و اجتماعی دولت فرانسه اعلام می کنند.

این اعتراض ها جدای از اینکه آغازی اقتصادی داشت و نوعی فراخوان فیسبوکی به افزایش قیمت سوخت بود واجد ابعاد سیاسی و اجتماعی گردیده و به افزایش مطالبات انجامیده است. مسئله این است که این جنبش بی سرور تا به چه مرحله ای و با چه استراتژی امکان تداوم و ادامه دارد؟ در توضیح باید گفت کوشش این جنبش ارائه مطالبه به دولت به شیوه مستقیم و فارغ از راهکار ها و نهاد های واسط همچون احزاب است. گویا کارآمدی جامعه مدنی نزد جلیقه زردها مورد تردید واقع گردیده و این مهم نه تنها در عدم وفاداری ایشان به احزاب بلکه در جداانگاری طیقه خود از طبقات اجتماعی نیز هویدا است. نوشته هایی که نشان از ناامیدی فرانسویان از قطع رابطه مردم با احزاب سیاسی و دولت ها دارد.

جلیقه زردها حضور مستمر خود را با پوشش ویژه و شعار هایی که بر روی آن می نویسند و پلاکارد ها و شعار نویسی روی دیوار ها به نمایش می گذارند. نمایشی که می تواند در مناطق متفاوت و در زمینه و موضوع های متفاوت دیده شود در واقع باید آن را نمونه ای جالب از جنبش های فاقد رهبر و خواست ایده آل دانست. ویژگی دیگری که در این جنبش خود نمایی می کند کوشش ایشان به پرهیز از خشونت است اگرچه با موفقیت همراه نبوده است.

جمعیت بدون هیچگونه جهت­گیری وهدف روشن شروع به حرکت میکند وشعار میدهد وشعار میدهد و امانوئل مکرون را به استعفا فرا می خواند و نیز حق خود را به عنوان قشر حقوق بگیر رده پایین دستی طبقه متوسط طلب می کند. شعارهای ایشان که امکان دردسترس بودن و نیز پخش شدن در همه جا را با توجه به پوشش جلیقه زرد دارد در قالب جمله هایی ساده مطرح می شود. جمله هایی مانند «جلیقه های زرد، خشم سیاه»(Gilets jaunes, colère noire) و یا «ماداغ تر از گاز اشک اوریم» (On est plus chauds que les lacrymos)و یا « ماکرون،پول ما را به ما بده» (Macron, rends-nous notre pognon)که در گردهم آیی ها و راهپیمایی های جلیقه زرد ها بارها و بارها دیده می شود به سادگی خوست جمعی توده معترض را فریاد می زند. شعارهای ایشان همچنین نشان دهنده مطالبات اقتصادی و اعتراض اجتماعی شان است مانند شعار «من متهم به سیستم [مبتنی بر]غنی ساختن ثروتمندان و گرسنگی تهیدستان هستم.» (J’accuse ce système qui engraisse les riches et affame les pauvres) شعاری که علاوه بر طرح مطالبه به سیاست های مالی دولت معترض است. این خواست عمومی در ادامه حذف مالیات بر دارایی در فرانسه و در ادامه آن افزایش قیمت سوخت و در نتیجه دشواری بیشتر زندگی برای قشرهایی با حقوق ثابت و حمایت دولتی اندک پدیدار گردید. با توجه به اهمیت مطالبات اقتصادی عمده توجه ها در تحلیل جنبش جلیقه زردها بر این بعد حضورشان  متمرکز شده است در حالی که شعار هایی از این دست در عین حال خبر از پیدایش و حضور طبقه ای جدید می دهد که در نظام ها و ساختارهای موجود فرانسه فاقد پایگاه است و ظهور خود را در خیابان اظهار می نماید. اظهاری از این دست را عموما به انقلاب ها و نهضت ها نسبت می دهند اما آیا می توان شاهد نمایش خیابانی متفاوتی باشیم که در عین حال که وجهی اعتراضی دارد از اراده انقلابی تهی است؟ در حالی که جلیقه زرد ها در شعار ها و فراخوان هایشان مانند «ما اینجا هستیم، ما در اینجاهستیم، حتی اگر ماکرون نمی خواهد، ما اینجا هستیم، برای افتخار کارگران و یک دنیای بهتر» (On est là, on est là, même si Macron ne veut pas, on est là, pour l’honneur des travailleurs et un monde meilleur ) و بر تداوم حضورشان اصرار دارند شاهد کم رنگ تر شدن اجتماعات روزهای شنبه در خیابان های پاریس و دیگر شهرهای فرانسه هستیم.

فرانسه را باید سرزمین تنوع سیاست دانست. کشوری که طی 169 سال 15 قانون اساسی را تجربه کرده است. ذیل التفات به تجربه ای از این دست چشم داشت تغییر ناشی از حضور جلیقه زردها و یا در کمترین حالت ممکن تاثیرگذاری ایشان بر سیاست های مالی و اجتماعی به شکل مشهود و محسوس دور از انتظار نیست. سرانجام اینکه با توجه به بسامد متفاوت حضور ایشان در هفته های اخیر این پرسش رخ می نماید که آیا شعار «جلیقه زردها پیروز خواهند شد» (Les Gilets jaunes triompheront)محقق می گردد یا خیر؟

واژگان کلیدی: جلیقه زردها و خیابان، فرانسه، اعتراض، ماکرون

The post جلیقه زردها و خیابان: خاطره ای ماندگار appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ac%d9%84%db%8c%d9%82%d9%87-%d8%b2%d8%b1%d8%af%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%ae%d8%a7%d8%b7%d8%b1%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d8%b1/feed/ 0 11251
تحولات سوریه و آینده روابط با اتحادیه عرب – بخش دوم http://peace-ipsc.org/fa/%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%88-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%87-2/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%88-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%87-2/#respond Sun, 20 Jan 2019 05:56:48 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11238 مریم خالقی نژاد
کارشناس مسائل خاورمیانه
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

واکنش برخی از مهمترین کشورهای حوزه اتحادیه عرب نیز به پیروزی تقریبا کامل بشار اسد از مهمترین تحولاتی است که آینده سیاسی سوریه را در ...

The post تحولات سوریه و آینده روابط با اتحادیه عرب – بخش دوم appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
مریم خالقی نژاد

کارشناس مسائل خاورمیانه

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

واکنش برخی از مهمترین کشورهای حوزه اتحادیه عرب نیز به پیروزی تقریبا کامل بشار اسد از مهمترین تحولاتی است که آینده سیاسی سوریه را در روابطش با اتحادیه عرب رقم می­زند که برخی از مهمترین کشورها اتحادیه عرب یعنی قطر، الجزایر و عربستان و متحدانش در ذیل مورد بررسی قرار گرفته­ اند.

  • قطر نیز که قبلا یکی از مخالفان دولت سوریه بود و سوری­ها از پوشش رسانه­ های قطر برای مخالفت با دولت بشار اسد و سوریه ناراضی بودند اما اکنون این کشور نیز خواهان از سرگیری روابط با سوریه و دولت بشار اسد هستند به این دلیل که از یک سو قطر درگیر برخی بحران­ها با عربستان، امارات، مصر و بحرین است و همچنین با عطف به پیروزی بشار اسد در جنگ­های داخلی، مسائل سوریه به نظر می­رسد دیگر برای دوحه در راس برخی امور سیاسی نباشد و همچنین تضعیف گروه مورد حمایت قطر به نام “فلیق الرحمن” ازدیگر دلایل تغییر موضع سیاسی قطر به خصوص در بخش حمیات رسانه­ای از مخالفان دولت سوریه است. مهمتر آنکه قطر می­تواند و تمایل دارد از این روابط برای کاستن از انزوای خود در خلیج فارس استفاده نماید. اگرچه این روابط هنوز در سطوح اولیه و اغازین قرار دارد اما با عطف به درگیری قطر در بحران­ها و انزوای آن در منطقه و تلاش سوریه بعد از پیروزی در جنگ­های داخلی به نظر می­رسد اگر شرایط قطر از نظر رقابت با عربستان و متحدانش و انزوای آن در خلیج فارس همچنان ادامه دار باشد با گذشت زمان این روابط افزایش پیدا کند اما اگر قطر از این بحران­ها و انزوا خارج شود دو احتمال وجود دارد یکی تیره شدن دوباره روابط و دوم تلاش برای بهبود روابط و استفاده از سوریه به عنوان وزنه در مقابل رقبای خود در منطقه که با توجه به مشکلات میان کشورهای اتحادیه عرب احتمال اول بعید به نظر می­رسد که قطر پس از تلاشهای وافر در صورت عادی شدن روابطش با کشورهای نام برده بخواهد روابط تازه شکل گرفته خود را هرچند در پله­ های اولیه با سوریه دچار مشکل نماید.

  • از دیگر کشورهای مهم الجزایر است که این کشور از دیرباز با سوریه روابط تاریخی هرچند پر فراز و نشیب را داشته است، اما در طی بحران سوریه مخالف دخالت خارجی در امور سوریه بوده است. الجزایر که از سال­های نخست پس از استقلال خود دارای روابط پرفراز و نشیبی با این کشور بوده است در خصوص بحران سوریه نیز با عربستان و متحدان داخلی و خارجی­اش مخالف است. همانطور که قبلا ذکر شد مقامات الجزایر اخراج سوریه از اتحادیه عربی را اشتباه اعلام کرده­اند و اکنون خواستار بازگشت سوریه به اتحادیه عرب هستند چرا که الجزایر می­تواند با متحد شدن با کشورهایی همچون سوریه در مقابل عربستان ومتحدانش قد علم کند و لذا روابط الجزایر و سوریه به نظر می­رسد حتی قوی­تر از سال­های کنونی شکل گیرد.

  • اما بعد دیگر تغییر روابط کشورهای عربی با سوریه به عربستان و متحدانش از جمله بحرین و امارات متحده عربی برمی­گردد. اگرچه از سرگیری و تمایل به رابطه با سوریه مشاهده می­شود اما این اقدام نمی­تواند به معنای پایان مخالفت­ها با سوریه باشد. پس از اعلام خروج نیروهای امریکایی از سوریه توسط ترامپ عربستان ومتحدانش به خصوص بحرین و امارات به طور آشکاری تغییر رویه دادند و خواستار از سرگیری روابط با سوریه شدند این درحالی بود که تا قبل از این دوران عربستان و متحدانش خواهان برکناری دولت بشار اسد بودند. اما این از سرگیری روابط کشورهای حوزه جنوبی خلیج فارس می­تواند یکی ناشی از عقب نشینی متحدان خارجی مانند امریکا باشد و همچنین تلاش برای جذب سوریه به پیوستن در حلقه متحدان باشد تا به اهداف مقابل از جمله انزوای بیشتر قطر بپردازند و همچنین از دیگر سو می­تواند پس از شکست تاکتیک­های نظامی و روش سخت برای براندازی دولت اسد اکنون با استفاده از روش­های نرم و روابط سیاسی به این امر دست یابند و در آخر نیز شاید به اشتباهات خود برای براندازی دولت سوریه پی برده­اند که این امر کمی محال به نظر می­رسد و آنچه از همه مقوم­تر است خارج شدن نیروهای متحدان خارجی و تغییر رویه برخی متحدان داخلی در سوریه و درگیری­های مختلف کشورهای عضو اتحادیه عرب با یکدیگر عامل چنین تغییر رویه­ای می­باشد.

جمع بندی

در یک جمع بندی با توجه به ذکر نیات و مقاصد برخی از کشورهای عرب برای از سرگیری روابط با سوریه آنچه اشکار است آن است که اگر چه هنوز دولت اسد به پیروزی نهایی و پاکسازی کامل سوریه از نیروهای تروریستی نرسیده است، اما شواهد مبنی بر جان گرفتن دوباره دولت سوریه است و در مقابل کشورهای عرب که سال­ها خاطر جمع بودند از اینکه سوریه درگیر بحران است اکنون که درگیری­های جدیدی بوجود آمده است می­ خواهند از سوریه به عنوان اهرمی در مقابل رقبای خود استفاده کنند و به خصوص از همه مهمتر خروج نیروهای خارجی مانند امریکا از این صحنه است که ترسی در دل مخالفان دولت بشار اسد برای ادامه مبارزه را طنین انداز کرده است.

بر همین اساس چه از روی نیاز به اتحاد با سوریه و چه از روی ترس از جای خالی ابرقدرت­ها اکنون کشور سوریه شاهد موجی از درخواست­های اشکار و پنهان برای از سرگیری روابط با کشورهای عربی است که ادامه دار بودن این امر به دو مورد مهم درون اتحادیه بستگی دارد :

  • مسائل داخلی سوریه یعنی تمایل سوریه به ارتباط با کشورهای اتحادیه عربی و اتخاذ سیاست­های درست در مقابل جبهه­بندی­های سیاسی داخل اتحادیه عرب
  • مسائل خارجی مانند انزوای قطر و ادامه آن، مشکلات میان کشورهای اتحادیه عرب، خروج نیروهای خارجی و حامیان عربستان مانند امریکا از سوریه و ….

واژگان کلیدی: تحولات، سوریه ، آینده، روابط ، اتحادیه عرب

The post تحولات سوریه و آینده روابط با اتحادیه عرب – بخش دوم appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%aa%d8%ad%d9%88%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%88-%d8%a2%db%8c%d9%86%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%a8%d8%a7-%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%87-2/feed/ 0 11238
همکاری هسته ای امریکا و عربستان؛ ابهام در سایه قاشقچی http://peace-ipsc.org/fa/%d9%87%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d9%88-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%85/ http://peace-ipsc.org/fa/%d9%87%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d9%88-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%85/#respond Sun, 20 Jan 2019 05:56:26 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11236 جواد حیران نیا
 کارشناس مسائل خاورمیانه
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
«محمد بن سلمان» ولیعهد سعودی اخیراً یک رآکتور تحقیقاتی در شهر ملک عبدالعزیز رونمایی و آنرا افتتاح کرد. عربستان در نظر دارد ظرف 20 تا ...

The post همکاری هسته ای امریکا و عربستان؛ ابهام در سایه قاشقچی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
جواد حیران نیا

 کارشناس مسائل خاورمیانه

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

 

«محمد بن سلمان» ولیعهد سعودی اخیراً یک رآکتور تحقیقاتی در شهر ملک عبدالعزیز رونمایی و آنرا افتتاح کرد. عربستان در نظر دارد ظرف 20 تا 25 سال آینده بیش از 16 نیروگاه هسته ای احداث کند که ارزش مالی این پروژه ها بیش از 80 میلیارد دلار است.

افتتاح اولین رآکتور تحقیقاتی در عربستان سعودی توسط «محمد بن سلمان» در شرایطی اتفاق افتاد که هنوز هیچ توافقی میان واشنگتن و ریاض درخصوص ماهیت فعالیت های هسته ای عربستان سعودی به امضاء نرسیده است. لذا سعودیها با افتتاح این رآکتور به واشنگتن این پیام را دادند که فارغ از هرگونه نتیجه ای که مذاکرات دو طرف بدان منجر شود، در اجرای تصمیم اتخاذ شده خود مصرّ هستند. این در شرایطی است که آمریکایی ها به شدت اصرار دارند تا عربستان سعودی تمامی تکنولوژی هسته ای مورد نیاز خود را از شرکت های آمریکایی تهیه کند.

شبکه بلومبرگ اخیرا گزارش داده است که امریکا در تلاش است تا عربستان سعودی را متقاعد کند تا در خصوص همکاری هسته ای و ساخت نیروگاههای هسته ای اش با شرکت «وستینگهاوس الکتریک» امریکا همکاری کند. بر این اساس آمریکا نیز همزمان با این همکاری، حق غنی سازی را به عربستان می دهد. برای دولت ترامپ همکاری هسته ای با عربستان در جهت هدفی که دولت او در راستای احیای صنعت هسته ای امریکا دارد حیاتی است.

عدم موضع گیری و محکومیت سخنان بن سلمان- در خصوص اینکه اگر ایران بخواهد به بمب دست یابد در این صورت عربستان نیز همان مسیر را خواهد رفت- از سوی دولت ترامپ این گمانه را مطرح کرد که هدف غایی عربستان از دستیابی به غنی سازی اورانیوم و بازفرآوری سوخت هسته ای جهت نیل به بمب اتمی است.

گمانه کوتاه آمدن دولت ترامپ در خصوص اعطای حق غنی سازی به عربستان از آنجا قوت می گیرد که در مذاکراتی که وزیر انرژی امریکا «ریک پری» با مقامات سعودی داشت احتمال محدودیت زمانی 10 تا 15 ساله برای تولید سوخت هسته ای به عربستان مطرح بوده است. یعنی بعد از این مدت عربستان قادر خواهد بود که چرخه سوخت مستقل خود را داشته باشد.

طنز قضیه این است که دولت ترامپ به خاطر همین بند یعنی «غروب خورشید» و اعطای حق غنی سازی به ایران در برجام از توافق هسته ای با ایران انتقاد می کرد و نهایتاً نیز از آن خارج شده بود. سوال این است اگر فرض کنیم دولت ترامپ با این دو حق موافقت کند آیا کنگره این تصمیم را تصویب خواهد کرد؟

برای پاسخ به این پرسش باید توجه داشت که آمریکا در صورتی می تواند در برنامه هسته ای عربستان «مشارکت فعال» و «همکاری کامل» داشته باشد که بتواند قرارداد 123 را با این کشور منعقد کند.

بر اساس این توافق، کشورهایی که از تکنولوژی هسته ای امریکا و سوخت هسته ای این کشور بهره می برند تعهدات و محدودیتهایی را نیز می پذیرند. برای نمونه در توافقی که در سال 2009 میان امارات و امریکا در خصوص همکاری هسته ای و ساخت نیروگاه هسته ای از سوی امریکا در امارات منعقد شد امارات «استاندارد طلایی» را پذیرفت. استاندارد طلایی به معنای پذیرش عدم غنی سازی اورانیوم و عدم بازفرآوری سوخت هسته ای است که کاربردی دوگانه دارند و می توانند در تولید بمب مورد استفاده قرار گیرند.

اما موضع ریاض تاکنون این بوده که چرخه سوخت را در اختیار داشته باشد و در این خصوص متکی به کشورهای دیگر نباشد. «خالد فالح» وزیر انرژی عربستان با درخواست امریکا در این خصوص مخالفت کرده است. «فالح» در ماه مارس 2018 در گفتگو با رویترز عنوان کرده بود که «برای ما[عربستان] طبیعی نیست که اورانیوم غنی شده را به منظور سوخت رآکتورهایمان از کشور دیگری بیاوریم.»

چرا امریکا نگران است؟

یکی از نگرانی های ایالات متحده آمریکا برای در اختیار قرار دادن تکنولوژی هسته ای به عربستان، آینده مبهم این کشور است. اگرچه در حال حاضر محمد بن سلمان به عنوان یک شریک خوب و پولدار برای آمریکا و خانواده ترامپ عمل کرده ولی نظام سیاسی بعد از او و عملکرد آن چندان مشخص نیست. به ویژه بعد از قتل «جمال قاشقچی» این موضوع که خطرات در اختیار قرار دادن تکنولوژی هسته ای از سوی امریکا به کشوری مانند عربستان بسیار بالاست قوت بیشتری گرفته است.

متعاقب قتل قاشقچی سناتورهای معروفی چون «ادوارد ماکری» و «مارک روبیو» در نامه ای به ترامپ خواستار تعلیق مذاکرات هسته ای با عربستان شدند. «برد شرمن» نماینده مجلس نمایندگان امریکا هم در اظهار نظری معروف گفت چطور به کشوری که با ارَه آدم می کشد می خواهید بمب اتمی بدهید!

حتی بازرسی های آژانس بین المللی انرژی اتمی هم برای کشوری چون عربستان چندان نمی تواند تضمین محکمی باشد. تجریه تاریخی نشان داده وعده های چنین کشورهایی به امریکا نیز نمی تواند مانع از دستیابی آنها به بمب اتمی باشد. برای نمونه هند و اسراییل علیرغم وعده ای که به امریکا داده بودند بمب اتمی ساختند.

از سوی دیگر باید توجه داشت که عربستان در خریدی سری از کشور چین که چند سال پیش انجام شد توانست موشکهایی را در اختیار بگیرد که می تواند قابلیت حمل کلاهک هسته ای را نیز داشته باشد.

اظهارات محمد بن سلمان مبنی بر اینکه در صورتی که ایران به سمت بمب برود، ریاض نیز خواهد رفت نشان از این دارد که عربستان در صورت لزوم NPT را نادیده خواهد گرفت.

مخالفان همکاری هسته ای امریکا با عربستان معتقدند در صورتی همکاری هسته ای امریکا و عربستان توجیه پذیر است که چند تضمین و محدودیت را ریاض بپذیرد. پذیرش «استاندارد طلایی» و پذیرش پروتکل الحاقی جهت بازرسی های بیشتر مراکز هسته ای عربستان از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی از جمله این شروط است.

در حال حاضر متعاقب مسئول شناخته شدن بن سلمان در قتل قاشقچی از سوی سنای امریکا و سیطره دموکراتها بر کنگره، مذاکرات هسته ای امریکا و عربستان مسیر خوبی را طی نمی کند. عربستان اصرار بر غنی سازی اورانیوم و بازفرآوری پلوتنیوم دارد و تمایلی برای پیوستن به پروتکل الحاقی ندارد.

علیرغم رابطه ترامپ با بن سلمان و نیازی که ترامپ برای همکاری هسته ای کامل با عربستان دارد ولی نگرش راهبردی واشنگتن مبنی بر عدم اشاعه هسته ای از یک سو و وجود مخالفان قوی ترامپ در کنگره از سوی دیگر امکان اعطای امتیازهایی چون غنی سازی اورانیوم و بازفرآوری به ریاض دور از انتظار می نماید.

واژگان کلیدی: همکاری، هسته ای، امریکا، عربستان، ابهام ، قاشقچی

 

The post همکاری هسته ای امریکا و عربستان؛ ابهام در سایه قاشقچی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d9%87%d9%85%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%a7-%d9%88-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%9b-%d8%a7%d8%a8%d9%87%d8%a7%d9%85/feed/ 0 11236
سیاست خارجی اردن؛ چالش ها و فرصت ها http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%86%d8%9b-%da%86%d8%a7%d9%84%d8%b4-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d9%87%d8%a7/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%86%d8%9b-%da%86%d8%a7%d9%84%d8%b4-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d9%87%d8%a7/#respond Sat, 19 Jan 2019 06:20:31 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11243 مجتبی روستایی
پژوهشگر مسائل بین الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

شاید بتوان مهمترین عنصر و ویژگی سیاست خارجی اردن که بویژه پس از قرارداد صلح با اسراییل در سال 1994 نمود بیشتری یافت، همراهی آشکار ...

The post سیاست خارجی اردن؛ چالش ها و فرصت ها appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
مجتبی روستایی

پژوهشگر مسائل بین الملل

مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

شاید بتوان مهمترین عنصر و ویژگی سیاست خارجی اردن که بویژه پس از قرارداد صلح با اسراییل در سال 1994 نمود بیشتری یافت، همراهی آشکار با غرب در تمامی عرصه ها دانست. در عین حال، دستگاه دیپلماسی اردن همواره تلاش کرده است تا ضمن در پیش گرفتن سیاست هایی محافظه کارانه از تقابل با سایر کشورها بپرهیزد که این امر خود ریشه در ساختار جغرافیایی و ژئوپلتیکی این کشور پادشاهی دارد.

اردن اگرچه مسلمان و عرب است، اما کشوری با رویکردهای تقریبا لیبرال محسوب می شود که بر خلاف همسایگان عربش از رویه های ایدئولوژیک پرهیزمی کند و چندان پی گیر موضوعات مرتبط با جهان اسلام نیز نیست. به طور کلی می توان گفت سیاست خارجی اردن به دلایل گفته شده محافظه کارانه و بیشتر در صدد مواجهه با چالش های اقتصادی است. اردن به سبب اتخاذ سیاست خارجی پراگماتیستی و مبتنی بر اجتناب از درگیری و برخورد شهرت یافته و در نتیجه همواره روابط خارجی خوبی با کشورهای همسایه داشته‌است.

اردن در سیاست خارجی خود همواره با سه چالش عمده و تاثیر گذار روبرو بوده است که نقشی مهم در سیاستگذاری این کشور پادشاهی ایفا کرده اند. سه چالشی که در سه حوزه مختلف جغرافیایی، اقتصادی و بافت جمعیتی تاثیری خاص بر جهت گیری های این کشور داشته اند.

الف. جغرافیا

اردن سرزمینی است پست، صحرایی وسیع، خشک، کم‌باران، همراه با فقر منابع معدنی و طبیعی و فاقد پستی و بلندی که مساحت آن ۸۹ هزار و ۳۱۸ کیلومتر است و نزدیک به 8 میلیون نفر در آن سکونت دارند که همه عوامل گفته شده بیانگر بخشی از میزان ضربه‌پذیری این کشور است. عدم دسترسی به دریاهای آزاد و مرزهای مشترک طولانی با فلسطین اشغالی از یک ‌سو و هم ‌مرز بودن با کشورهای بحران ‌زده عراق و سوریه از طرف دیگر سبب شده است، که این کشور در عرصه سیاست خارجی، اولاً به دنبال روابط حسنه با رژیم صهیونیستی باشد و ثانیاً به دلیل احساس خطر از تسری دومینووار بحران همسایه‌ ها، دستور کار امنیتی را در سیاست خارجی خود دنبال نماید. بر همین اساس سیاست خارجی این کشور دارای رویکردی محافظه کارانه بوده و عموما در صدد یافتن جنبه های اقتصادی در روابط خارجی خود است.

ب. اقتصاد

منابع زیرزمینی اندک و عدم وجود صنایع پیشرفته، اقتصاد اردن را وابسته به کمک‌ های مالی و نظامی متحدان بین ‌المللی و منطقه‌ ای خود نموده و سبب نفوذپذیری این کشورها در اتخاذ تصمیمات، به ‌ویژه پیرامون بحران ‌های منطقه ‌ای شده است. اردن به کمک‌های خارجی وابسته است و کمک کنندگان اصلی (آمریکا، اروپا و کشورهای حوزه خلیج فارس) دارای نفوذ زیادی بر تصمیم‌گیری‌های این کشور هستند. حتی زمانی که رژیم پادشاهی اردن در اوج اعتراضات و فشارهای داخلی تلاش کرد تا به اصلاحات سیاسی روی آورد تلاش های اصلاحی خود را به متحدن قدرتمند غرب متمرکز کرد و تلاش کرد تا حمایت ایالات متحده و اتحادیه اروپا را به دست آورد. واقعیت آن است که پادشاهی اردن بر منابع خارجی کمک های اقتصادی، و همچنین روابط تجاری و سرمایه گذاری با دولت های بیشتری که در این زمینه کار می کنند، تکیه دارد. به همین ترتیب، روابط خارجی اردن برای ثبات داخلی کشور پادشاهی حیاتی است زیرا به امنیت منطقه ای و خارجی آن می پردازد.

ج. بافت جمعیتی

اردن به دلیل ترکیب جمعیتی که نیمی از آن را فلسطینی های رانده شده تشکیل می دهند و در سال 1950 در زمان ملک عبدالله، جد پادشاه کنونی از سوی پارلمان اردن به آنان تابعیت اردنی اعطا گردید،  دارای پیوستگی های سیاسی، جمعیتی و حتی اقتصادی بالایی با فلسطین است. از این جهت هر اتفاقی در فلسطین می تواند تاثیر مستقیم بر سیاست و اقتصاد این کشور داشته باشد. لذا از بدو استقلال اولویت های اردن نسبت به فلسطین ایجاد یک توازن میان گروههای فلسطینی و اسرائیل بوده تا برای اردن مشکلات امنیتی ایجاد نشود. بر همین اساس سیاست اردن در برابر فلسطینی ها و هم صهیونیست ها نوعی حرکت بند بازی بوده است. تاریخ روابط امان با اسرائیل و فلسطینی ها هم گویای فراز و نشیب های پردامنه این سیاست است. مثلا حوادثی مثل اعطای تابعیت به فلسینی ها در 1950 تا کشتار و اخراج رزمندگان سازمان آزادیبخش فلسطین در 1970 و  پیمان صلح “وادی عربه” با اسرائیل در 1994 و برقراری روابط کامل دیپلماتیک با تل آویو از همین سال  در سطح سفیر و اکنون تصمیم پارلمان اردن بر لغو همه توافقات با اسرائیل به خاطر تصمیم ترامپ به پایتختی بیت المقدس برای اسرائیل، نشان از مصلحت گرایی سیاست اردن در برابر فلسطینی ها دارد که ظاهرا هم برای راضی نگه داشتن فلسطینی ها و هم برای کاهش خشم آمریکا و صهیونیست ها است.

همچنین اردن بیش از  ششصد هزار پناهنده سوری را در خود پناه داده و با توجه به وضعیت اقتصادی و ملاحظات امنیتی، تلاش دارد هر چه زودتر این پناهندگان به سوریه بازگردند و این نیازمند همسویی با دمشق است. همچنین اظهارات «عبدالله المومنی» وزیر اطلاع رسانی اردن را که به تازگی اعلام کرد روابط این کشور با سوریه درحال بهبود است را باید در همین زمینه تحلیل کرد.

با توجه به محدودیت ژئوپلتیک اردن و غلبه نگرش محافظه کارانه بر سیاست خارجی این کشور، به نظر نمی رسد اردن خود را در نقش بازیگر موثری برای آینده تصویر کند از همین جهت طبق آنچه گفته شد، سیاست خارجی خود را بر مبنای تنش زدایی و کسب کمک های اقتصادی و منفعت هماهنگ کرده است. اساسا سیاست خارجی اردن رویکردی مبتنی بر پرهیز از  تنش دارد که این رویکرد هم در خاورمیانه و هم در روابط با سایر کشورها رعایت می شود.

البته از سویی دیگر اردن، ظرفیت ها و فرصت های خوبی نیز در سیاست خارجی دارد. هر چند اردن به دلیل همسایگی با سه کشوری که بیشترین حجم از بحران را در منطقه در خود دارند یعنی فلسطین، سوریه و عراق بیشترین حجم آسیب پذیری را داراست اما در عین حال یکی از مهم ترین کشورهایی است که نوع رفتارهای منطقه ای آن در مسائل و بحران های غرب آسیا اثرگذاری بالایی دارد. نقش حساس اردن در مجامع بین‌المللی به همین دلیل همواره مورد توجه است. به گونه‌ای که در قضیه فلسطین هیچ مساله‌ای بدون اردن حل نمی‌شود. مجموع این شرایط باعث می‌شود اردن هم به عنوان یک کشور آسیب‌پذیر و هم به عنوان یک دولت موثر و تاثیرگذار در مسائل بین‌المللی شناخته شود. همچنین اردن به ‌دلیل اینکه نقش خود را بیشتر در بازیگری و ایجاد ائتلاف می‌داند همیشه سعی کرده به‌عنوان یک میانجی و ائتلافگر ظاهر شود و تلاش می‌کند همیشه یک سیاست محافظه‌کارانه را دنبال کند و خود را در خطر قرار ندهد.

واژگان کلیدی:سیاست خارجی, اردن, چالش , فرصت 

The post سیاست خارجی اردن؛ چالش ها و فرصت ها appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b3%db%8c%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%ae%d8%a7%d8%b1%d8%ac%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d8%af%d9%86%d8%9b-%da%86%d8%a7%d9%84%d8%b4-%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d9%87%d8%a7/feed/ 0 11243
قطب‌های منطقه‌ای و همگرایی در آسیای جنوب غربی http://peace-ipsc.org/fa/%d9%82%d8%b7%d8%a8%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%85%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%ac/ http://peace-ipsc.org/fa/%d9%82%d8%b7%d8%a8%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%85%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%ac/#respond Wed, 16 Jan 2019 00:00:24 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11206  دکتر غلامعلی سلیمانی
استاد دانشگاه
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
در ساختار نظم جهانی پسا جنگ سرد، مناطق اهمیت زیادی پیدا کرده‌اند. به عبارت دیگر سطح تحلیل منطقه‌ای جایگاه مشخص و ممتازی را در بازتعریف نظم ...

The post قطب‌های منطقه‌ای و همگرایی در آسیای جنوب غربی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
 دکتر غلامعلی سلیمانی

استاد دانشگاه

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

در ساختار نظم جهانی پسا جنگ سرد، مناطق اهمیت زیادی پیدا کرده‌اند. به عبارت دیگر سطح تحلیل منطقه‌ای جایگاه مشخص و ممتازی را در بازتعریف نظم جهانی بعد از فروپاشی نظام دو قطبی پیدا کرده است، به نظر می‌رسد مناطق در حال دستیابی به جایگاه درست و حقیقی خود هستند. ابداع مفاهیمی همچون «جهان مناطق» پیتر کاتزنشتاین و یا «الگویی فدرالی از همکاری منطقه ای- جهانی» والت روستو و «مناطق و قدرتها»ی باری بوزان و ویور و «دنیای متشکل از بلوک های منطقه ای» ماندل حکایت از اهمیت روز افزون مناطق در معادلات جهانی می‌باشد.

مناطق همیشه از پتانسیل بیشتری برای منازعه و همکاری در طول تاریخ برخوردار بوده‌اند. اشتراکات فرهنگی، اجتماعی و ضرورت نیازهای اقتصادی در منطقه عموما زمینه برای همکاری و اختلافات مرزی و سرزمینی و در برخی مواقع ایدئولوژیک نیز از زمره دلایل رقابت و منازعه به شمار می‌روند. هر منطقه قلمروی پویایی از تعامل و تقاطع بین دو سطح بین‌المللی و ملی است، چرا که از یک سو با سطح بین‌المللی در پیوند است و از سوی دیگر با سطح ملی، بنابراین می‌توان گفت مهمترین سطح تحلیل در مباحث امنیتی است.

در طول جنگ سرد مناطق تحت تاثیر فضای دو قطبی  قرار داشتند، چه مکتب سرکوب مناقشه که بر پیامدهای ثبات بخش مداخله ابرقدرت ها در مناطق تاکید می‌کند و چه مکتب تشدید مناقشه که به موضوع ایجاد و گسترش مناقشات کوچک و همچنین نظامی کردن مناقشات سیاسی و جهانی کردن مسائل قابل حل منطقه‌ای توسط ابرقدرت ها تاکید دارد را بپذیریم، واقعیت این هست که در طول جنگ سرد مناطق جایگاه قابل توجهی در سیاست جهانی نداشتند. بعد از پایان جنگ سرد به نظر می رسد روندهای منطقه‌گرا در حال سپری کردن یکی از قویترین موج های خویش است. موجی که بر اساس مولفه های منطقه‌گرایی جدید یعنی رهیافت موسع به مقوله امنیت، فرایندی‏ خودجوش و بر مبنای احساس نیاز و مسئولیت کشورهای منطقه و روندی از پایین به بالا و در راستای منافع و مصالح ملی کشورها و بانیان آن همراه با روند روبه رشد نقش سازمانها و نهادها، جنبش‌ها و گروههای غیردولتی  و  نگاه باز و به بیرون از منطقه و تاکید بر روابط بین منطقه گرایی استوار است.

جمهوری اسلامی ایران در یکی از حساس‌ترین مناطق جهان به لحاظ ژئوپولتیکی، ژئواکونومیکی و ژئواستراتژیکی قرار گرفته است. آسیای جنوب غربی یا از نگاه برخی از محققان، آسیای غربی که به خاورمیانه بیش از هر اصطلاح دیگری شهره یافته است، کانون برخی از مهمترین تحولات در طول قرن اخیر بوده است. اغلب نظریه‌های ژئوپولتیک، همچون نظریه هارتلند مکیندر، نظریه قدرت دریایی آلفرد ماهان، نظریه ریملند نیکولاس اسپایکمن و نظریه کمربند شکننده کوهن بر اهمیت این منطقه از جهان توجه کرده‌اند، خصوصیات فرهنگی متمایز و همچنین نقش ذخایر عظیم هیدروکربنی از ویژگی‌های خاص و متمایزکننده آن به شمار می‌رود.

با وجود اهمیت این منطقه از جهان، مجموع گسل‌ها و شکاف‌های درون منطقه‌ای و همچنین نفوذ و مداخله عوامل فرامنطقه‌ای و خارجی مانع از شکل‌گیری زیرساخت‌های لازم برای همکاری منطقه‌ای شده‌است. آسیای جنوب غربی هنوز فاصله زیادی با منطقه‌شدن دارد. در بین کشورهای این منطقه از جهان احساس تعلق داشتن به یک منطقه و منطقه بودگی هنوز شکل نگرفته است، این روند در بین زیرمجموعه‌های پنچ‌گانه آسیای جنوب غربی نیز به وضوح قابل مشاهده است. وجود چنین شکاف‌ها و گسل‌ها، روند همگرایی را با دشواری‌های زیادی روبه‌رو ساخته و آسیب‌پذیری آن را در فرایند مداخله و نفوذ پذیری افزون‌تر می‌کند.

 پس از پیروزی انقلاب اسلامی، بیانات رهبران انقلاب و همچنین در اسناد فرادستی جمهوری اسلامی ایران می‌توان به وضوح اهمیت و جایگاه منطقه و تاکید بر منطقه‌گرایی را دریافت. حضرت امام در آبان 1357 در مصاحبه با خبرگزارى آسوشیتدپرس درباره سیاست منطقه ای ایران چنین پاسخ دادند که « آنچه مسلم است ما ژاندارم منطقه نخواهیم بود». این به معنای ایفای نقش نیابتی ایران در منطقه و در ائتلاف با غرب و تکیه بر سیاست جدیدی در منطقه و همگرایی منطقه‌ای. از این پس نقش ایران در منطقه بر مبنای اولویت همکاری‌های منطقه‌ای و ارتقای قابلیت های منطقه در بسط ابعاد مختلف منطقه‌گرایی شکل گرفت و رهبران انقلاب اسلامی بارها ضرورت همکاری های منطقه و تشکیل اتحادیه‌های منطقه‌ای را مورد تاکید قرار دادند. همچنین بر اساس سند چشم انداز، سه حوزه همسایگان منطقه‌ای، دنیای اسلام و جهان یا نظام بین‌الملل را می‌توان به عنوان جغرافیای تحرک و فعالیت سیاست خارجی کشور نام برد. علی رغم اهمیت منطقه در اندیشه رهبران انقلاب اسلامی و آرمانها و آموزه‌های انقلاب اسلامی تا به حال همچنان در یکی از غیرهمگراترین نقاط جهان به سر می‌بریم. به نظر می رسد یکی از اولویت های اصلی در همگرایی منطقه‌ای توجه به جایگاه کشورهای اثرگذار در منطقه است. کشورهایی اثرگذار را می‌توان قدرت‌های منطقه‌ای کوچک و بزرگی دانست که می‌توانند در ترتیبات امنیتی منطقه از نقش و پتانسیل بالایی در همکاری‌های منطقه‌ای ایفا کنند.

بوزان و همکاران در نظریه مجموعه امنیتی منطقه‌ای از مفهوم قطبش که پوشش دهنده توزیع قدرت میان واحدهاست، یاد می‌کنند. مفهوم قطبش در واقع ساختار و توزیع مادی قدرت را در  مجموعه های امنیتی منطقه‌ای نشان می دهند که می تواند دو قطبی، چند قطبی و یا تک قطبی باشد. نظریه مجموعه امنیتی منطقه ای در قالب مفهوم قطبش سه سطح ابرقدرت‌ها، قدرت های بزرگ و قدرت های منطقه ای را از همدیگر تفکیک می کند. قابلیت قدرت های منطقه ای بیشتر در سطح منطقه ای قابل توجه است.  قدرتهای برتر منطقه‌ای که بوزان و ویور برای توصیف نحوه توزیع قدرت بین آنها از مفهوم قطبش استفاده می‌کند، در همگرایی منطقه‌ای نقش برجسته ای ایفا می‌کنند.   تجربه همگرایی اتحادیه اروپا از اتحادبه فولاد و ذغال به جامعه امن نشان دهنده نقش کشورهای پیشرو در موفقیت و به سرانجام رسیدن آن است. کشورهایی مثل آلمان و فرانسه در این میان نقش بسیار پررنگی داشته و اتحادیه اروپای فعلی تا حدود زیادی مدیون این دو کشور است.  با استفاده از این تجربه  می‌توان گفت جمهوری اسلامی ایران در این زمینه می‌تواند از کشورهای موثر در هر یک از زیرمجموعه ها استفاده نماید. برای مثال در حوزه آسیای مرکزی و قفقاز دو کشور ازبکستان و قزاقستان اشتیاق زیادی برای ایفای نقش منطقه ای از خود نشان می‌دهند این در حالی است که از ظرفیت این دو کشور به ویژه ازبکستان در همگرایی منطقه‌ای کمتر استفاده شده است.این امر می‌تواند در حوزه خلیج فارس با کشور عربستان سعودی، قطر و عمان، درمنطقه خاورمیانه کوچک با عراق، ترکیه و مصر و در منطقه قفقاز با آذربایجان و در منطقه غربی شبه‌قاره با کشور پاکستان صورت گیرد. کشورهای اثرگذار منطقه‌ای هنوز نتوانسته اند، زمنیه گفت‌گو و ایجاد زبان مشترک برای بحث در برابر مسائل و چالش‌های منطقه ای ایجاد کنند و به نظر می رسد یکی از زمینه ها و بسترهای اولیه شکل‌گیری منطقه و همگرایی منطقه‌ای استفاده از ظرفیت و توان کشورهای اثراگذار منطقه آسیای جنوب غربی و زیرحوزه‌ها و زیرسیستم‌های پنچگانه (آسیای مرکزی، قفقاز، شبه قاره هند، خلیج فارس و خاورمیانه) است.

واژگان کلیدی:قطب‌های منطقه‌ای، همگرایی ، آسیای جنوب غربی، ایران

 

The post قطب‌های منطقه‌ای و همگرایی در آسیای جنوب غربی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d9%82%d8%b7%d8%a8%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d9%86%d8%b7%d9%82%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%85%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%ac/feed/ 0 11206