مرکز بین المللی مطالعات صلح http://peace-ipsc.org/fa IPSC - مرکز بین المللی مطالعات صلح Sun, 18 Nov 2018 12:31:21 +0000 en-US hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.9.8 52412912 علل توجه بیشتر عربستان به تهدید عراق- گفتگو با صباح زنگنه http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d8%a8%d9%8a%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%da%af/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d8%a8%d9%8a%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%da%af/#respond Sun, 18 Nov 2018 12:31:21 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11068 کارشناس مسائل عراق
مرکز بین المللی مطالعات صلح -ipsc
 بعد از سرنگونی صدام در سال 2003 معارضین عراقی و شیعیان در این کشور قدرت را به دست گرفتند. بنابراین عربستان سعودی سیاست خارجی نوینی، را در ...

The post علل توجه بیشتر عربستان به تهدید عراق- گفتگو با صباح زنگنه appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
کارشناس مسائل عراق

مرکز بین المللی مطالعات صلح -ipsc

 بعد از سرنگونی صدام در سال 2003 معارضین عراقی و شیعیان در این کشور قدرت را به دست گرفتند. بنابراین عربستان سعودی سیاست خارجی نوینی، را در قبال حکومت تازه بنیاد عراق، در قیاس با حکومت حزب بعث، اتخاذ کرد. در سال های گذشته روابط عراق و عربستان وارد مرحله نوینی شده است. در واقع ریاض تلاش کرده است با افزایش توجه به عراق روابط دیپلماتیک سیاسی اقتصادی و امنیتی خود را با عراق افزایش دهد. در این بین برای بررسی بیشتر علل توجه بیشتر عربستان به عراق گفتگویی با صباح زنگنه کارشناس مسائل عراق داشته ایم:

واژگان کلیدی: علل، توجه بیشتر، عربستان، تهدید عراق، روابط بغداد و ریاض

مرکز بین المللی مطالعات صلح:علل توجه بیشتر کشور عربستان به عراق در وضعیت کنونی چیست؟

عراق کشور بسیار مهم منطقه است. این کشور به دلایل متعددی برای عربستان مهم است. جمعیت بسیار زیاد عراق، امکانات خدادادی این کشور، منابع نفتی و آبی، افراد و جمعیت بزرگتر از عربستان، نقشی که عراق در تاریخ ایفا کرده و همچنین نقشی که اکنون  می تواند ایفا کند از دلایل توجه عربستان به این کشور است. ریاض بعد از سقوط صدام تلاش کرده و می کند تا جای پایی  برای سیاست‌های خود در عراق باز کند. لذا ریاض به عراق خیلی اهتمام می ورزد.

  مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا در حوزه امنیتی می توان شاهد تقویت جایگاه عربستان در عراق باشیم؟

 مسائل امنیتی عراق برای عربستان بسیار حائز اهمیت است. یادمان نرود که ریاض توانسته بود به تحریک صدام اقدام کند و در جنگ علیه ایران وی را تشویق و تجهیز کند.  بعد از پایان جنگ حمله صدام به کویت وی در شرف حمله به عربستان بود. لذا عربستان به گونه‌ای جدی و با هزینه های بسیار سنگینی سعی کرد طوفان صحرا را راه اندازد و عراق را از کویت خارج کند و مانع از حمله صدام به عربستان گردد. بنابراین عربستان همواره به عنوان یک تهدید جدی امنیتی به عراق نگاه کرده و می‌کند و تلاش میکند عراق را تضعیف کند و اگر نتواند تضعیف کند کنترل و به سوی خود جذب با سیاست های خود همراه کند. در واقع عربستان همه این اقدامات را هم به گونه موازی انجام می دهد و همه این روش ها را به کار  می‌برد.

 مرکز بین المللی مطالعات صلح: بحث های مختلفی در مورد تقویت هویت عربی در عراق آیا عربستان مایل است هویت عربی عراق در مقابل هویت شیعی و مذهبی این کشور برجسته گردد؟

 تکیه عربستان بر روی هویت عربی مردم عراق است، اما در مورد کرد ها دچار تناقض می گردد. در واقع اگر عربستان طرفدار هویت عربی عراق است، چرا باید کرد ها را تحریک کند واگر هویت اسلامی این کشور را دنبال می کند، چرا به عربیت دامن می زند. به هر ترتیب سیاست‌های متناقض سیاست های عربستان در عراق بسیار زیاد است. در واقع تصور عربستان این بوده و هست که اگر هویت عراق از هویت متنوع خارج گردد و به گونه هویت عربی درآید، بهتر می‌تواند در بین مردم عراق نفوذ پیدا کند. 

 

 مرکز بین المللی مطالعات صلح: نگاه ریاض به هویت شیعی عراق چیست؟

 عربستان نسبت به گردشگری دینی و مذهبی بسیار حساس است. عربستان نگران آن است که زائران کشورهای مختلف که به زیارت عتبات به عراق  و شهرهای سامرا ، کربلا و نجف می‌روند از حجم زائران عمره عربستان کم کند. در واقع در این مورد عربستان تلاش می‌کند تا طریق تبلیغات و اقدامات مختلف حجم زائران در عراق را به حداقل برساند و ذهنیت منفی در مورد مردم عراق در مورد زائران کشورهای مختلف به ویژه زائران ایرانی را در عراق ایجاد کند. اکنون درصد بالایی از شیعیان زائر در عراق زائران ایرانی هستند.

 مرکز بین المللی مطالعات صلح: بسیاری معتقدند عربستان رویکرد تقویت قدرت نرم را در عراق پیگیری می‌کند. در این حال حمایت از سمن ها و موسسات مطالعاتی و رسانه‌ای رادیو تلویزیونی مدنظر عربستان در عراق تا چه حد توانسته است جایگاه عربستان را در افزایش قدرت نرم در عراق بالا ببرد؟

 هرچه موسسه یا سازمان و یا سمن در عراق تاسیس شده است عربستان به دنبال و نفوذ در آن بوده است و با تزریق پول و پرداخت های مالی تلاش کرده است آنها را به سمت سیاست‌های خود بکشاند. این اقدام بسیار گسترده بوده است و تلاش شده تا تعداد بسیار زیادی از افراد تحصیلکرده ، مدیران موسسات مطالعاتی و غیره را به سمت خود جذب کند و یا آنها را برای زیارت یا دیگر از عربستان سعودی دعوت کند. این رویکرد مستمر ریاض در عراق است.

 مرکز بین المللی مطالعات صلح:با توجه به پیشینه حضور و نفوذ جریان حزب بعث در عراق، آیا این جریان های بعثی به عنوان تهدید یا فرصت برای رویکرد عربستان در عراق به حساب می آید؟

 جنگ های بعثی در عراق فرصتی برای حضور نفوذ عربستان در عراق تلقی می‌گردند و در واقع تهدید نبوده و نیستند. به ویژه نیروهای وابسته به عزت ابراهیم الدوری بهترین نیروهای بعثی عراق و عربستان هستند و آنها هماهنگی های بسیار زیادی هم در سازماندهی و هم در ارتباط با گروه های تروریستی عربستان داشته اند.

The post علل توجه بیشتر عربستان به تهدید عراق- گفتگو با صباح زنگنه appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d8%aa%d9%88%d8%ac%d9%87-%d8%a8%d9%8a%d8%b4%d8%aa%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%aa%d9%87%d8%af%db%8c%d8%af-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%da%af/feed/ 0 11068
خاص گرایی فرهنگی و تضاد با جهانی شدن فرهنگی http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ae%d8%a7%d8%b5-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%87/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ae%d8%a7%d8%b5-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%87/#respond Sat, 17 Nov 2018 13:10:54 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11074 مریم خالقی نژاد و مهسا کارخانه                           
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

در دهه ی کنونی موجی ناشی از رسانه های مجازی با شکستن سرعت تبادل ارتباطات و اطلاعات باعث شد تا فرهنگهای ملی تحت ...

The post خاص گرایی فرهنگی و تضاد با جهانی شدن فرهنگی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
مریم خالقی نژاد و مهسا کارخانه                           

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

در دهه ی کنونی موجی ناشی از رسانه های مجازی با شکستن سرعت تبادل ارتباطات و اطلاعات باعث شد تا فرهنگهای ملی تحت تاثیر قرار گرفته و  در برهه زمانی نه چندان طولانی ارزشهای فراملی اهمیت بیشتری داشته باشند. کاربران فضای مجازی با تاثیر گرفتن ازموج عظیم تبادل اطلاعات فرهنگی علاوه بر آنکه هویت خود را تحت تاثیر قرار دادند و ارزشهای فرهنگی خاص خود را کمرنگ جلوه دادند توانستند در موج بزرگ فرهنگ جهانی و هویت فرهنگی جهانی وارد شوند و تحت تاثیر قرار بگیرند. این موج عظیم در کشورهای منطقه خاورمیانه مانند ترکیه، عراق، سوریه و مصر … بسیار بیشتر بوده است به این دلیل که ماهیت و ویژگی ذاتی خاورمیانه وجود قومیت های فرهنگی و هویت های مختلف دینی و زبانی و قومیتی مختلف است که درست  مورد هدف تاثیرات فضای مجازی می باشند.

هیچگاه نمی توان قضاوت نمود که ایا این جهانی شدن فرهنگی و هویتی امری مثبت است یا خیر. اما در هر حال به مانند دیگر ابعاد جهانی شدن این فرایند نیز امتیازات مثبت و منفی خاص خود را دارا می باشد.که گاه در یککشور نکات مثبت بیشتر و گاه در کشور دیگر حاصلی جز ایجاد چالش و اختلاف نداشته است.

از انجاییکه جهانی شدن تاثیرات خود را در تمامی ابعاد زندگی بشر از حوزه شخصی تا ملی، منطقه ای و جهانی گذاشته است بی تردید در عرصه فرهنگی و هویتی نیز چالش های زیادی ایجاد نموده است. اندیشمندان مختلف از فرهنگ جهانی، هویت جهانی، شهروند جهانی و … نام برده اند، ولی تحولات نشان داد که علی رغم اینکه در بسیاری از کشورها شهروندان به سمت فرهنگ جهانی گرویدند اما پس از گذشت سالیان طولانی اکنون شاهد یک تغییر و تحول و یا بازگشت از مسیر پیموده شده هستیم.

معهذا هیچ کشوری نتوانست موج گرایش به جهانی شدن فرهنگی هویتی در میان شهروندان خود را کمرنگ نماید و مانع از این تحول گردد اما گذر زمان و اشکار شدن برخی ویژگی ها و نقاط ضعف فرهنگ جهانی و هویت جهانی باعث گردید که شاهد کاهش گرایش به این موج عظیم باشیم و همچنین استفاده از مزایای جهانی شدن اگرچه در اوایل برای کمرنگ شدن فرهنگ خاص بود اما اکنون کاملا برعکس شده است و هر فرهنگی در پی جهانی کردن ارزش های مربوط به اداب و رسوم خود می باشد. اشکار است که تروریسم های فرهنگی از این ابزار برای کاستن از نقش ارزش های فرهنگی استفاده نموده و تمام تلاش و قدرت خود را صرف این امر کردند تا فرهنگ های خاص را به مرور زمان کمرنگ و محو نمایند و در مقابل فرهنگ مورد نظر خودرا و حتی در جهت سیاست های خاص خود را رواج دهند. این امر در ابتدا شاید به دلیل هیجانی بودن و هیجان زدگی کاربران فضای مجازی تا حدودی حاصل شد‎؛ اما با گذشت زمان و تامل و تفکر کاربران فضای مجازی روال مذکور معکوس شد و استفاده از فضای مجازی بیشتر برای ترویج خاص گرایی فرهنگی میسر گردید تا هدف شوم برخی تروریست های فرهنگی.

با گذر زمان برخی ویژگی های منفی مانند عدم مدیریت فرهنگ و هویت جهانی یکپارچه، عدم وجود یک ارگان و یا سازمان رسمی برای حمایت از این امر، تزلزل در نوع برخورد قدرتهای بزرگ جهانی در برخورد با آن، سیاست های متغیر جهانی کشورها و مواردی از این قبیل باعث عقب گرد و کمرنگ شدن فرایند جهانی گرایی فرهنگی و هویتی گردید.

نکته قابل اهمیت بازگشت به خاص گرایی فرهنگی و هویت های فرهنگی خاص خود است که علاوه بر اینکه در کشورهایی با حکومتهای تقریبا سنتی و قدیمی این خاص گرایی فرهنگی همچنان حفظ شد و اقتدارگرای و تسلط حکومت بر مردم منجر به عدم تغییر فرهنگ و هویت خاص شد. اما در سوی دیگر بازگشت به خاص گرایی فرهنگی که ناشی از گذر زمان و اشکار شدن برخی و یژگی ها و شاید کاستیی های این فرایند بود که افراد با کسب تجربه هرچه بیشتر از این فرهنگ جهانی فاصله گرفتند و به خاصگرایی فرهنگی برگشتند که این بازگشت نه تنها ناشی از برخی کاستی های فرایند مذکور بود بلکه باعث گردید تا فرهنگ های خاص و هویت های خاص بیش از گذشته پررنگ تر شوند و مانند یک خانواده در سر تا سر جهان هر فرهنگ در پی تقویت و محکمتر نمودن هویت فرهنگی وارزشهای فرهنگی خود باشند.

در جوامع مختلف به خصوص در کشورهایی مانند کشورهایی که بهار عربی را تجربه کردند به دلیل برخی نارضایتی های سیاسی و اقتصادی و فرهنگی در ابتدا خواهان پیوستن به یک هویت و فرهنک جهانی بودند  اما اکنون شاهد بازگشت از این عرصه و خواهان تقویت هرچه بیشتر فرهنگ های خاص خود مانند کرد، لر، ترک، هویت دینی، زبانی و … می باشند. این افراد در ابتدا به دلیل نارضایتی های موجود یک گریز فرهنگی را شکل دادند و اما طولی نکشید که در میانه های راه به یک خلاء فرهنگی و هویتی رسیدند . اگر چه اکنون بسیاری باز هم به دلیل شرایط بد اقتصادی و اجتماعی و سیاسی تمایل زیادی به وارد شدن در این موج ناشی از جهانی شدن هستند و زرق و برق ناشی از این تحولات در جهان به صورت ظاهری چشم انها را خیره به خود نموده است اما در مقابل نیز طیف بزرگی شکل گرفته به مثابه یک نقطه مقابل و تضاد در برخی مولفه ها در مقابل جهانی شدن فرهنگ قرا رادارد.

این طیف متشکل از سه دسته هستند؛

 یکی کشورهای سنتی و با حاکمیت اقتدارگرا که اجازه نفوذ هیچگونه اثاری از این موج عظیم را به درون جامعه خود نمی دهند.

دسته دوم آنهایی هستند که این راه را پیموده و به هدف مطلوب دست نیافتند و تجربه کردندکه با دور شدن از فرهنگ و هویت خاص خود شاید نتوانند از نظر برخی مولفه های فرهنگی در جوامع به رضایت کامل دست یابند و بهتر است به جای فراموشی هویتی و فرهنگی خود به تقویت فرامرزی هویت خاص و فرهنگ خاص خود بپردازند.

دسته سوم افرادی هستند که عاقل اندیشند و از ورود به این عرصه بر اساس استدلالات عقلی خود با چشم باز نگریسته و مانع از از دست دادن هویت و فرهنگ خود شدند.

لذااین سه طیف به مثابه یک گروه هرچند با اهداف و تجریه های ریزتر و متفاوت تر اما همه در راستای تقویت فرهنگ ملی و خاص خود به مثابه یک گروه قَدَر قد علم کرده و خواهان حفظ فرهنگ و هویت های خاص متعلق به خود هستند.

لازم به ذکر است که این موج فرهنگ جهانی و هویت جهانی نکات مثبت بسیار قویی را نیز دارا بوده است و هم اکنون نیز بنابر وجود برخی توجیهات و استدلالات منطقی طرفداران است که باز هم قدرت خود را چه بسا با نوسانات مختلف دارا است. اما اگرچه زمانی فرهنگ جهانی طلایه دار بود در عرصه جهانی اما اکنون یک گزینه را در مقابل خود می بینند و آن تقویت خاص گرایی فرهنگی است که درست در تضاد و گاه دشمن برخی مولفه ها و خواسته ها و اهداف فرهنگ جهانی است. نتیجه آنکه پروسه یا پروژه فرهنگ جهانی علی رغم دارا بودن نکات تاثیرات بسیار مثبت برای توسعه و رشد جوامعه اکنون دیگر در دوره یکه تازی و تخریب فرهنگ های خاص نیست، بلکه وارد دوره جدیدی شده که از هر روزنه ای فرهنگ های خاص خواهان حفظ اصول و ارمانهای خود هستند و اجازه حکمرانی جهانی را به فرهنگ جهانی مد نظر نخواهند داد که این امر بیش از آنکه ناشی از تصمیمات کلان باشد ناشی از آگاهی کاربران فضای مجازی و شهروندان ملی می باشد..

واژگان کلیدی: خاص گرایی، فرهنگی، تضاد، جهانی شدن، فرهنگ

The post خاص گرایی فرهنگی و تضاد با جهانی شدن فرهنگی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ae%d8%a7%d8%b5-%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%87%d9%86%da%af%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af-%d8%a8%d8%a7-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%d8%af%d9%86-%d9%81%d8%b1%d9%87/feed/ 0 11074
رویکرد جریان های داخلی جمهوری آذربایجان به  صلح با ارمنستان و استقلال قره باغ – گفتگو با الیاس واحدی http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b1%d9%88%d9%8a%d9%83%d8%b1%d8%af-%d8%ac%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%af%d8%a7%d8%ae%d9%84%d9%8a-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%8a%d8%ac/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b1%d9%88%d9%8a%d9%83%d8%b1%d8%af-%d8%ac%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%af%d8%a7%d8%ae%d9%84%d9%8a-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%8a%d8%ac/#respond Sat, 17 Nov 2018 13:00:20 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11071 کارشناس مسائل ج.آذربایجان
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
در دو دهه گذشته نگاه به  صلح با ارمنستان و استقلال قره باغ از مهمترین موضوعات سیاسی در داخل جمهوری آذربایجان بوده است. در این بین برای بررسی ...

The post رویکرد جریان های داخلی جمهوری آذربایجان به  صلح با ارمنستان و استقلال قره باغ – گفتگو با الیاس واحدی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>

کارشناس مسائل ج.آذربایجان

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

در دو دهه گذشته نگاه به  صلح با ارمنستان و استقلال قره باغ از مهمترین موضوعات سیاسی در داخل جمهوری آذربایجان بوده است. در این بین برای بررسی نگاه احزاب و جریان های سیاسی در جمهوری آذربایجان به این موضوع گفتگویی داشته ایم:

 

واژگان کلیدی: اعلام استقلال قره باغ، رویکرد، جریان های داخلی، جمهوری آذربایجان ، صلح با ارمنستان،  استقلال قره باغ

مرکز بین المللی مطالعات صلح:  نگاه جریان های داخلی جمهوری آذربایجان به جنگ و صلح با ارمنستان در قره باغ به چند دسته تقسیم می شود؟

قبل از اینکه نگاه های مختلف درون جمهوری آذربایجان به مناقشه قره باغ و جنگ یا صلح در این مساله را ارزیابی کنیم ، لازم است یک تقسیم بندی کلی از جریان های سیاسی آذربایجان داشته باشم. جریان های سیاسی اصلی در جمهوری آذربایجان شامل موارد زیر هستند:

  1. حزب حاکم آذربایجان نوین که این جریان سیاسی در سال 1992 تشکیل و با قدرت گرفتن حیدرعلی اف حاکمیت را در کشور بعهده گرفته است و تاکنون هیچکدام از احزاب سیاسی دیگر علیرغم داشتن سابقه فعالیت بیشتر نتوانستند این حزب راشکست بدهند.
  2. حزب مساوات قدیمی ترین حزب سیاسی در آذربایجان که از سال 1911 به رهبری محمد امین رسول زاده تشکیل و دوره های مختلف و پرفراز و نشیبی را در این سرزمین تجربه کرده است این حزب در دوران تزار با ایده های پان اسلامیست/پان ترکیست علیه روس ها تشکیل و بعد از فروپاشی شوروی ملی گرایی و لیبرالیسم غربگرا را در دستور کار خود قرار داد ولی اخیرا” بیشتر به سمت ملی گرایی و ایجاد پیوند گسترده با جمهوری ترکیه گرایش پیدا کرده است.
  3. جبهه خلق آذربایجان با مشی ملی گرا که در سال 1988 توسط ابوالفضل ایلچی بیگ سیاستمدار ملی گرا تاسیس و بعد از سال 2000 به دو شاخه لیبرال و کلاسیک(ملی گرا) تقسیم شد. این دو جریان نیز اکنون جزو مخالفین در اقلیت در کشور محسوب می شوند.
  4. جریان دینگرا که توسط حزب اسلامی آذربایجان هدایت و در زمره جریان های مخالف دولت است .این جریان از نظر وزن سیاسی در حاکمیت کشور جایگاهی ندارد ولی به سبب داشتن توان بسیج توده های مردمی و داشتن هواداران دینگرای متعصب به ویژه در شهرک نارداران در نزدیکی باکو دارای اهمیت است. البته در درون جریان دینگرایی آذربایجان تشکل های معتدل و میانه رو هم وجود دارند که مانند جریان سنتی دینگرا مخالف شدید دولت نبوده و برخی از آن ها دارای پیوندهای گسترده با جریان اسلامگرایی در ترکیه هستند.

در بین جریان های یاد شده در اصل مساله قره باغ و این باور که قره باغ متعلق با آذربایجان بوده و ارمنستان دولیت اشغالگر در این قضیه محسوب می شود تفاوتی وجود ندارد . تفاوت موجود بر سر نحوه احقاق حق و اعاده یکپارچگی سرزمینی آذربایجان است.

 

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح:  جریان های ملی گرای آذری چه راهکارهایی را برای حل جنگ و صلح با قره باغ و ارمنستان مناسب می دانند؟

 در حوزه اصلی فعالیت سیاسی آذربایجان جبهه خلق آذربایجان(هر دو جناح) را می توان نماینده مهم و اصلی جریان ملی گرایی در این کشور دانست. همه این احزاب طرفدار اعاده یکپارچگی سرزمینی جمهوری آذربایجان یعنی بازگرداندن قره باغ کوهستانی و 7 استان(رایون) اطراف آن که با اشغال نیروهای ارمنی درآمده به پیکره اصلی جمهوری آذربایجان هستند و در این خصوص دولت و حزب حاکم کشور را ناکارآمد تلقی می کنند.

فراتر از این دو حزب اگر در ملی گرایی آذربایجان گروه های طرفدار پان ترکیسم و گروه موسوم به گرگ های خاکستری که البته وزن زیادی در فعالیت سیاسی ندارند را نیز وارد کنیم دیدگاه ها بیشتر متمایل به جنگ طلبی خواهد بود. اسکندر حمیداف رهبر گروه موسوم به گرگ های خاکستری اخیرا” در پاسخ به اظهارات تند نیکول پاشینیان نخست وزیر ارمنستان ، به دولت آذربایجان توصیه کرده طی عملیاتی برق آسا اقدام به آزاد سازی چند ناحیه از اراضی اشغال شده بکند تا این مقام ارمنستان دست از موضعگیری های نسنجیده بردارد. 

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح:  جریان های داخلی اسلام گرای آذری چه راهکارهایی را برای حل جنگ و صلح با قره باغ و ارمنستان مناسب می دانند؟

 اسلامگرایان یا دینداران آذری نیز دولت جمهوری آذربایجان به سبب عدم اتخاذ مواضع قاطع و سرسختانه در مذاکرات با طرف ارمنی و اعضای گروه مینسک سازمان امنیت و همکاری اروپا که شامل نمایندگان آمریکا، روسیه و فرانسه است مورد انتقاد شدید قرار می دهند. حزب اسلامی آذربایجان که جریان سیاسی اصلی مخالف دولت در بین دینداران است توافق آتش بس منعقد شده بین آذربایجان و ارمنستان را که در زمان حکومت حیدرعلی اف و با وساطت اعضای گروه مینسک انجام شده مانند توافقنامه کمپ دیوید در باره مسئله فلسطین ننگ آور می داند. تفاوت دیدگاه حزب اسلامی آذربایجان با سایر احزاب مخالف دولت در مساله قره باغ این است که آن ها در کنار مساله قره باغ به سایر مسائل کشور از جمله محدودیت های اعمال شده بر ضد دینداران ، رابطه جمهوری آذربایجان با دولت اسرائیل نیز ایرادات اساسی وارد می سازند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح:  جریان های غرب گرای آذری چه راهکارهایی را برای حل جنگ و صلح با قره باغ و ارمنستان مناسب می دانند؟

جریان غربگرایی در آذربایجان دارای حزب مطرح و تاثیر گذاری نیست. رگه هایی از این جریان را در برخی احزاب مانند حزب مساوات و حتی حزب حاکم آذربایجان نوین می توان مشاهده کرد. در این میان حزب مساوات به رغم دارای گریش به سمت غربگرایی در حوزه سیاست داخلی و اقتصاد کشور در مساله قره باغ اعتمادی به جهان غرب ندارد و این بی اعتمادی در شرایط کنونی هم در درون طرفداران این جریان سیاسی و هم سایر جریان ها بیش از پیش خود را نشان می دهد. اکنون جامعه آذربایجان در اثر تجربه عینی به این نتیجه رسیده است که غربی ها نمی توانند یا به عبارت درست تر نمی خواهند مناقشه قره باغ را به نفع حاکمیت ملی آذربایجان حل نمایند. زیرا این کشورها علیرغم اینکه سال هاست 4 قطعنامه صادره از سوی شورای امنیت سازمان ملل مبنی بر عقب نشینی ارامنه از سرزمین های اشغالی قره باغ در دست خود دارند ولی عملا” اقدامی برای اعاده تمامیت ارضی آذربایجان که توسط سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شده انجام نمی دهند و فراتر از این برخی ایالت های آمریکا اقدام به برقراری رابطه با حکومت خودخوانده ارمنی در قره باغ کوهستانی کرده اند که این به معنی نقض تمامیت ارضی آذربایجان و قطعنامه های شورای امنیت در این خصوص است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح:  نقش جریان های داخلی جمهوری آذربایجان در سیاست خارجی دولت در مورد جنگ و صلح با قره باغ و ارمنستان چیست؟

در بین جریان های سیاسی موجود در کشور جریان حاکم آذربایجان نوین که در سیاست داخلی نوعی لیبرالیسم و اقتدارگرایی و در سیاست خارجی سیاست متوازن بین غرب و شرق را دنبال می کند قدرت تصمیم گیری و تغییر تصمیمات قبلی را در موضوع قره باغ دارد. زیرا در نظام سیاسی کنونی کشور رئیس جمهور اختیارات زیادی دارد و افزون بر آن اکثریت مجلس ملی کشور هم در اختیار این حزب است. دیدگاه های سایر احزاب در این زمینه فقط می تواند فضای تبلیغاتی ایجاد کند . احزاب مخالف به رغم  اقتدارگرایی حزب حاکم دارای رسانه های مخصوص به خود هستند و بنابر این می توانند در موضوع مهمی مثل قره باغ در صورت دادن امتیاز بزرگی از سوی آذربایجان در جریان مذاکرات ، دولت را به شدت تحت فشار افکار عمومی قرار دهند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح:  نگاه هر یک از جریان های داخلی در مورد اعلام استقلال قره باغ چگونه است و راهکار مقابله را چه میدانند؟

به نظر نمی رسد هیچ حزب یا گروه سیاسی در جمهوری آذربایجان از استقلال و انفکاک قره باغ کوهستانی از پیکره جمهوری آذربایجان موافق باشد و در عمل هم  بعید است این اتفاق رخ بدهد. زیرا آذربایجان بدون حل مناقشه قره باغ راه توسعه خود را پیدا کرده و فرصت های منطقه ای و بین المللی زیادی برای توسعه اقتصادی دارد ولی ارمنستان تنها برگ برنده ای که در دست دارد تصرف قره باغ کوهستانی است و اگر در قبال آن امتیاز بزرگی نگیرد ژئوپلیتیک این کشور به گونه ای نیست که این کشور توسعه پیدا کند.  

در حال حاضر به نظر می رسد بزرگ ترین امتیازی که آذربایجان میتواند در مساله قره باغ به ارامنه بدهد پذیرش خودمختاری عالی ارامنه در قره باغ کوهستانی است که طی توافقنامه مادرید طرفین تا اندازه زیادی آن را پذیرفته اند؛ ولی اکنون به نظر می رسد طرف ارمنی از اجرای این توافق هراس دارد و روی کار آمدن پاشینینان در ایروان انعکاس این وضعیت در داخل ارمنستان است.

The post رویکرد جریان های داخلی جمهوری آذربایجان به  صلح با ارمنستان و استقلال قره باغ – گفتگو با الیاس واحدی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b1%d9%88%d9%8a%d9%83%d8%b1%d8%af-%d8%ac%d8%b1%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%af%d8%a7%d8%ae%d9%84%d9%8a-%d8%ac%d9%85%d9%87%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d8%b0%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%8a%d8%ac/feed/ 0 11071
تحریم های ایران و انتخاب‌های ژاپن در سایه‌ی سیاست‌های آمریکا – بخش دوم http://peace-ipsc.org/fa/11052-2/ http://peace-ipsc.org/fa/11052-2/#respond Thu, 15 Nov 2018 07:36:58 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11052 سهراب احمدیان
دانشجوی دکتری از دانشگاه تسوکوبا – ژاپن
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
     به موازات ایجاد این تغییر، ایالات متحده در سال 1954 پیمان همکاری دفاعی دو جانبه با ژاپن را به امضاء رساند ...

The post تحریم های ایران و انتخاب‌های ژاپن در سایه‌ی سیاست‌های آمریکا – بخش دوم appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
سهراب احمدیان

دانشجوی دکتری از دانشگاه تسوکوبا ژاپن

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

     به موازات ایجاد این تغییر، ایالات متحده در سال 1954 پیمان همکاری دفاعی دو جانبه با ژاپن را به امضاء رساند و متعهد به حفاظت از ژاپن با تأسیس پایگاه‌های نظامی در خاک آن کشور شد. این پیمان با تغییراتی که به تناسب شرایط در آن داده شده است، همچنان به عنوان پایه اصلی تأمین امنیت ژاپن و نیز محور روابط آن با ایالات متحده به شمار می‌آید، به گونه‌ای که بر مبنای آمارهای سال 2004، ایالات متحده نزدیک به پنجاه هزار سرباز در 70 پایگاه نظامی خود در ژاپن دارد که عمدتاً در جزیره اوکیناوا واقع شده‌اند.

چند گزاره و دو مدل

بر اساس آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت که ژاپن به واسطه‌ی قانون اساسی کشورش بعد از جنگ جهانی دوم و پیمان امنیتش با آمریکا که بنیان های سیاست خارجی ژاپن و کلیدی برای مدل تعامل شرکت های خوشه ای و غول های اقتصادی این کشور را با جهان شکل داده است، نمی تواند در ارتباطش با سایر کشورها از جمله ایران به ویژه بر سر مسئله‌ی تحریم ها، ایالات متحده را نادیده بگیرد زیرا  تغییر رفتار ژاپن در راستای بهتر شدن روابطش با جهان خارج وابسته به منابعی رفتاری متاثر از آمریکا است. استقلال عمل دولت ژاپن در اتخاذ سیاست های دوستانه تر و نزدیک تر شدن به ایران مبتنی بر منابع و گزاره هایی است که ضریب حساسیت و آسیب پذیری این کشور را تعیین می کند که  در ادامه به طور خلاصه به تحلیل مهمترین این گزاره ها بر اساس نظریه وابستگی متقابل می پردازیم:

هرچه تعداد کانال های ارتباطی در فضای بین المللی بیشتر می شود دولت ها نقش نسبتاً انحصاری و آزادی عمل خود را در روابط بین‌الملل را از دست می‌دهند و با حضور نهادها و گروه های غیرحکومتی، دیگر دولت به درجه ای از نفوذپذیری می رسد که تصمیم گیری ها در یک فضای خالص ملی کاهش پیداکرده و به بیانی دیگر دیدگاه آرمانی نسبت به استقلال به چالش کشیده می شود. براساس این گزاره در تحلیل روابط ایران و ژاپن، ما باید سطوح تحلیل را به حضور نهادها و گروه هایی سوق بدهیم که در وابستگی پیچیده ای با روابط دو کشور ایفای نقش می کنند. در این رابطه نگاهی به آمار بزرگترین شرکت های جهان از لحاظ سطح درآمد می اندازیم. به عنوان نمونه در لیست سال 2017 سیزده شرکت ژاپنی را از نظر سطح درآمدشان جزو بزرگترین شرکت ها و ابرقدرت های اقتصادی جهان می بینیم و همه‌ی آنها بخش بزرگی از بازار جهانی شان وابسته به ایالات متحده آمریکاست. از طرفی دولت ژاپن را می بینیم که یکی از کوچکترین دولت های دنیا محسوب می شود تا آنجا که مواردی پیش می آید که با کسری بودجه مواجه می شود و ثبت شدنرقمی معادل چهار و نیم درصد از تولید ناخالص داخلی کشور در سال 2017، نمونه‌ی این کسری بودجه است.(tradingeconomics, 2018) بدین معنا که ژاپن توسعه‌ی اقتصادی خود را در وهله‌ی اول مدیون غول های اقتصادی غیرحکومتی و غیردولتی است. بنابراین طبیعی است که نقش این گروه ها و نهادهای بین المللی غیر دولتی در وابستگی متقابلی با دولت ژاپن اجازه ندهند دولتشان نگاهی آرمانی به مسئله‌ی استقلال داشته باشد و در تصمیم سازی ها مناسبات خود با جهان این گروه ها را نادیده بگیرد. همین عامل کافیست تا ایران به عنوان یک وابسته‌ی تجاری ژاپن که تنها حدود 5 درصد از نفت مورد نیاز این کشور را تامین می کند تحت تاثیر سیاست های آمریکا به اولویت هایی در حاشیه روابط خارجی ژاپن تبدیل شود . (Nikkei, 2018)

فضای تحریم های جدید بعد از خروج آمریکا از برجام و آثار آن بر اقتصاد ایران دقیقا به گونه ای است که ژاپن نیز همزان آثار تحریم های ایران را بر خودش بررسی می کند. زیرا از طرفی تغییرات ژئوپولتیک در تامین انرژی و جایگزین کردن منابع برای واردات نفت موردنیاز، برایش شامل دردسرهایی دیپلماتیک در برخواهد داشت.

ژاپن از جهتی با پشت کردن به فشارهای آمریکا بدنه اقتصادیش در معرض آسیب های جدی قرار خواهد گرفت و همین عامل ژاپن را در نوع تعامل با ایران روبه روی یک گزینش و انتخاب قرار می دهد. تا جایی که ایکواُ هامابایاشی، رئیس مرکز اطلاعات انرژی در موسسه اقتصاد انرژی ژاپن پرکردن شکاف نفتی خود از جانب ایران را بسیار آسان دانسته است. هر چند به گفته‌ی فوجی کازوهیکو رئیس موسسسه تحقیقاتی تجارت، صنایع و اقتصاد ژاپن، نفت ایران چون ارزان است و احتمال می رود که ایران آن را با تخفیف به فروش برساند، به نظر می سد شرکت های ژاپنی در حال جست و جوی پیداکردن راهی برای ادامه‌ی واردات نفت از ایران باشند. هرچند ممکن است این کار بین دو دولت ژاپن و آمریکا اصطکاک ایجاد کند.(BAIRD, 2018)

با توجه به اینکه نوع وابستگی دو کشور ژاپن و آمریکا از نوع وابستگی پیچیده و نامتقارن است و از این نظر آمریکا در این تقابل کمتر وابسته است قادر به استفاده از این عدم تقارن برای گسترش قدرت چانه‌زنی خود می باشد و البته از طرفی تعهد بیشتر دولت ژاپن که ضعیف تر است و نسبت به خطر بدتر شدن وضعیت آگاه است استفاده ازپتانسیل های این عدم تقارن محدود می شود.

در هر صورت، وجود کانال های متعدد میان آمریکا و ژاپن مانعی برای بروز یا حداقل کاهش خشونت در صورت بروز آن در روابط این دوکشور به حساب می آید زیرا در صورت بروز خشونت و اصطکاک، روابط برای دوطرف پرهزینه می‌گردد و این عاملی برای حفظ تعامل آمریکا و ژاپن است هرچند از جانب ژاپن به قیمت اولویت دادن به سیاست های آمریکا در نوع تعامل با ایران تمام شود، خصوصا بر سر مسئله‌ی تحریم های ایران.

روشن است که در روابط میان آمریکا با ایران به طور عمده در دوران انقلاب اسلامی ایران، رویارویی در سطوح مختلف دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی مستقیم یا غیرمستقیم هیچگاه متوقف نشده است، هر چند در مقاطع مختلف دچار ضعف و شدت هایی بوده است. (افتخاری و باقری(12 :1389 در این بین مشاهده می شود که ایران از نظر استراتژی ها و نوع تعامل با ژاپن به ویژه در دوران تحریم ها همیشه در طول و ادامه‌ی رابطه‌ی ژاپن و آمریکا  قرار داشته است. اگرچه ژاپن همواره تمایل خود را برای بهبود و توسعه‌ی روابط با ایران از همان آغاز تا کنون نشان داده است، اما تردیدی نیست به عنوان کشوری که در سیاست خارجی خود وابسته به قدرتی هژمونیک به نام آمریکاست و با توجه به آنچه در باب مفاهیم و گزاره های وابستگی متقابل بحث شد، قادر نبوده بر حساسیت و آسیب پذیریش از جانب آمریکا غلبه کند. زیرا نهاد دولت ژاپن که از کوچکترین دولت های جهان است در جایگاهی در سیاست خارجی ژاپن قراردارد که برای حفظ تعادل و موازنه اش با آمریکا به بیشترین انرژی نیاز دارد و حال که با صرف حداکثری این انرژی برای حفظ تعادل و موازنه در روابط هر چند نامتقارنش با آمریکا جایگاه خود را به ثبات رسانیده است، هر نوع تغییر جایگاه خود را مستلزم نظمی نوین و چینشی دوباره در تعاملش با نهادهای فراملی و فراحکومتی دخیل در روابط خارجیش می یابد. بنابراین از تغییر وضعیتی که منجر به متحمل شدن هزینه هایی کلان است خودداری می کند و به بیان واضحتر با توجه به هزینه آور بودن ایجاد انطباق با محیط تغییر یافته در ایران حاضر به تحمل هزینه های ناشی از آن نیست.

در این بین هر چند تلاش شینزوآبه برای تغییر قانون اساسی و کسب آزادی عمل بیشتر در حوزه‌ی نظامی می تواند به تدریج منجر به مستقل شدن ژاپن از آمریکا شود و این تغییر، هم راستا با سیاست های ضدهژمونیک ایران است و در بلند  مدت می تواند به الگوی جدیدی در روابط دو کشور تبدیل گردد. اما علاوه بر موارد فوق همانطور که پیشتر نیز بحث شد دولت ژاپن یکی از کوچکترین دولت های دنیاست، این عامل باعث می شود در تصمیم سازی ها نیز از آزادی عمل لازم برخوردار نباشد، بنابراین دولت قادر نیست به راحتی شرکت های فراملی و غول های اقتصادی این کشور را که پایه های روابطشان را از دیرباز با آمریکا قرارداده اند با آرمان استقلال طلبیش از آمریکا همگام و همراه نماید.

همچنین یکی از موانع بر سر راه روابط دو کشور اصولا متفاوت شدن نقاط تعادل و موازنه و فراتر از آن تمایز در الگوهای رفتاریشان در سیاست خارجی می باشد. از جانب ایران عامل اصلی این متفاوت شدن تحریم های آمریکا علیه ایران بوده است که بعد از انقلاب اسلامی ایران تاکنون در چندین دوره علیه ایران اعمال شده اند. فشار آمریکا به شیوه های مختلف از جمله تحریم ها ایران را برآن داشته است که به دنبال راه حل های جایگزین باشد که یکی از این راه حل ها را در تشکیل اتحادی ضدهژمونیک در همسایگی اش یعنی آسیای مرکزی یافته است. تاکنون در نتیجه‌ی این تلاش ها برای شکل دادن به این الگوی ضد هژمونیک دو نقطه از این مدل ضدهژمونیک مشخص شده است. یکی چین و یکی روسیه. اکنون برای کامل شدن این اضلاع این اتحاد منطقه ای به دنبال گزینه‌ی آسیایی دیگر نیز می باشد و آن ژاپن است. بنابراین اصولا ایران نقطه تعادلش در روابط با ژاپن را در کامل شدن اضلاع یک لوزی به شکل زیر می بیند :

 

شکل اول : مدلی موازنه ایرانی

درحالیکه همزمان ژاپن نیز با توجه به وابستگی تمام عیارش به آمریکا، کم هزینه ترین راه را برای به تعادل رساندن رابطه اش با ایران کشاندنش به سمت یک اتحاد مثلثی شکل می داند که راس های آن را آمریکا، ایران و ژاپن شکل می دهند.

شکل دوم: مدل موازنه ژاپنی

با نگاه به مدل های فوق می توان نتیجه گرفت که رابطه‌ی ژاپن و ایران در میانه‌ی راه دو اتحاد است. تاکنون جاذبه ای که بین قدرتهای آسیای مرکزی بوده است بیشتر ایران را به سمت خود کشیده است اما از طرفی نباید انکار کرد که گرایشات هژمونیک آمریکا نیز در طول دوره های مختلف ثابت نبوده و نوساناتی داشته است. در برخی دوره ها مانند دوره ریاست جمهوری کارتر، کلینتون و اوباما شاهد بوده ایم که آمریکا کمتر به ابزارهای هژمونیک مانند یکجانبه گرایی، حمله نظامی و دیگر ابزارهای انحصارگرایانه نسبت به ایران توسل جسته است و عقب نشینی ژاپن در رابطه با ایران نیز در این دوران ها کمتر بوده است. موج تحوالات سیاسی و بین المللی ایران با تصویب برجام که در نهایت می توانست موجب بهبودی پایداری در روابط ایران و ژاپن شود هر چند با حضور دونالد ترامپ ناکام ماند اما این توافق به هر صورت یک تحول دیپلماتیک در روابط ایران و آمریکا به شمار می رود که گزینه های محتملی را برای آینده قابل پیش بینی می کند و آن هم قابلیت ادامه‌ی روند این تحول دیپلماتیک در دوران پساترامپ است که می تواند منجر به راه حلی استراتژیک برای ایران در روابط با آمریکا گشته و  در نتیجه‌ی آن تعمیق روابط با ژاپن شود.

واژگان کلیدی: تحریم های ایران، انتخاب‌های ژاپن ، سیاست‌های آمریکا، روابط ایران و ژاپن، سهراب احمدیان

منابع:

BAIRD, C. (2018, 6 27). BUSINESS. Retrieved from JAPAN TIMES: https://www.japantimes.co.jp/news/2018/06/27/business/sanctions-iran-create-diplomatic-headache-rather-economic-catastrophe-oil-dependent-japan/#.W8mSmnszbIU

Cook, S. (2016, 09 27). NHK WORLD-JAPAN. Retrieved from https://www3.nhk.or.jp/nhkworld/en/news/editors/5/2016092701/

Japan Times. (2016, 08 06). Retrieved from http://www.japantimes.co.jp/news/2016/08/06/national/politics-diplomacy/trump-rips-u-s-defense-japan-one-sided-expensive/#.WD_hp9V97IU

JOHNSON, J. (2016, 08 06). Japan Times. Retrieved from http://www.japantimes.co.jp/news/2016/08/06/national/politics-diplomacy/trump-rips-u-s-defense-japan-one-sided-expensive/#.WD_hp9V97IU

Nikkei. (2018, 8 30). Nikkei Aisan Reviews. Retrieved from International-Relations: https://asia.nikkei.com/Politics/International-Relations/Japan-halts-Iran-oil-imports-under-US-pressure

Tasnim. (1396, 3 10). Eqtesade Jahan. Retrieved from Tasnim News Agency: https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/03/10/1424708/%D8%A7%DB%8C%D9%86%D9%BE%DA%A9%D8%B3-%DA%98%D8%A7%D9%BE%D9%86-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DA%AF%D8%B4%D8%AA-%D8%A8%D9%87-%D9%85%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D9%86%D9%81%D8%AA%DB%8C-%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8

tradingeconomics. (2018, 10 10). japan/government-budget. Retrieved from tradingeconomics.com: https://tradingeconomics.com/japan/government-budget

Zack Beauchamp, Y. D. (2016, 09 27). vox.com. Retrieved from https://www.vox.com/2016/9/27/13068420/trump-debate-foreign-policy-hofstra

آهویی, مهدی(1396)تحول پارادایم اتحادهای آمریکا در خاورمیانه و گزینههای محتمل در قبال ایران. فصلنامه پژوهشهای روابط بین الملل دوره اول، شماره بیست و سوم, 43-77.

مشیرزاده, حمیرا. (1396). تحول در نظریه های روابط بین الملل. تهران: سمت.

دیپلماسی ایرانی(1396). اخبار. دیپلماسی ایرانی

http://www.irdiplomacy.ir/fa/news/1968459/

The post تحریم های ایران و انتخاب‌های ژاپن در سایه‌ی سیاست‌های آمریکا – بخش دوم appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/11052-2/feed/ 0 11052
ایران و دریای عمان: فرصت­ها و تهدیدها http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa%c2%ad%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d9%87%d8%af%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa%c2%ad%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d9%87%d8%af%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7/#respond Tue, 13 Nov 2018 08:29:17 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11016 صدیقه خراسانی
 پژوهشگر روابط بین ­الملل
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
 
مقدمه
ارتباطات جهانی میان کشورها و گسترش تجارت با رویکرد اقتصاد ساحلی، ثمره­ ی سال­های اخیر و مهم شدن اقتصاد و راه­های دریایی و مناطق ساحلی ...

The post ایران و دریای عمان: فرصت­ها و تهدیدها appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
صدیقه خراسانی

 پژوهشگر روابط بین ­الملل

مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

 

مقدمه

ارتباطات جهانی میان کشورها و گسترش تجارت با رویکرد اقتصاد ساحلی، ثمره­ ی سال­های اخیر و مهم شدن اقتصاد و راه­های دریایی و مناطق ساحلی پیرامون آن است. از جمله فاکتورهای مهم توسعه کشورها، میزان دسترسی آنها به دریا و راه­های دریایی است؛ کشورهای محروم از این امتیاز، به تأکید «اینکتاد» اغلب در زمره­ی دولت­های منزوی و کمتر توسعه یافته قرار می­گیرند. نیاز صنایع سبک و سنگین، تکنولوژی­های نوین هسته­ای  و نیروگاه­ها به آب، نزدیکی مکانی به دریا را ضروری کرده است.

جمهوری اسلامی ایران با قرار گرفتن در یک موقعیت خاص جغرافیایی در میزان دسترسی به دریاها و خطوط ساحلی با ویژگی­های ژئوپلتیکی، استراتژیکی موقعیت برتر منطقه­ای نسبت به سایر همسایگان خود دارد. عدم وابستگی ایران به قدرت­های دیگر و نیز داشتن موقعیت بالادستی نسبت به سایر رقبای منطقه­ ای فرصتی برای ایران جهت توانمندی و ارتقای ظرفیت­ های اقتصادی، ترانزیتی و تبدیل شدن به یک قدرت ساحلی دریایی نیرومند جهانی و منطقه ­ای است.

 

فرصت­ های منطقه­ ای

موقعیت جغرافیایی دریای عمان و خلیج مکران، به گونه­ای است که مهم­ترین مرز دریایی ایران به­شمار می­آید. رسیدن به آب­های آزاد از طریق دریای عمان سبب شده است که بر خلاف دریای خزر که آبراهه­ای بسته قلمداد می­شود، امکان و دسترسی به آب­های آزاد برای ایران ممکن گردد.

دریای عمان، نقش کلیدی در دسترسی به خلیج فارس دارد؛ سیطره ایران بر شمال دریای عمان، و جغرافیای خاص منطقه سیستان­و­بلوچستان با وجود چاله­های جازموریان و ارتفاعات مکران ضریب امنیت منطقه را در برابر حملات خارجی بیشتر خواهد کرد و امکان نفوذ آنان به این مناطق را به حداقل خواهد رساند. عمق کم آب­های ساحلی در این مناطق، عامل مهمی در عدم نزدیکی ناوهای جنگی در صورت حمله احتمالی است که می­توان از آن جهت تأمین امنیت بیشتر استفاده کرد. دریای عمان، توان استراتژیک نظامی ایران را افزایش می­دهد چرا که با دسترسی به آب­های آزاد، محدوده­ای بیش از حوضه خلیج فارس را در اختیار نیروی دریایی می­گذارد.

سواحل مناسب، پس­کرانه ­های امتداد ساحل و نیز عمق مناسب دریا، بسترهای مناسب برای عبور و ترانزیت کشتی­های تجاری و نفتی فراهم می­ آورد.

بندر چابهار با موقعیت ویژه و قرار گرفتن در لیست 10 بندر مهم جهان، قابلیت تبدیل شدن به بندر چند منظوره را دارد. وجود بندر چابهار در این منطقه، نقش برجسته­ای در ترانزیت کالا به آسیای میانه و بالعکس دارد. نیاز مبرم کشورهای آسیای جنوبی به منابع انرژی خلیج فارس و صرفه اقتصادی ترانزیت آن از طریق دریای عمان و بندر چابهار، اهمیت اقتصادی- ترانزیتی این بندر را چندین برابر کرده است.

پروژه توسعه زیربنایی حمل و نقل زمینی آسیا موسوم به «آلتید»، موقعیت ویژه­ای برای استان سیستان­و­بلوچستان فراهم آورده است تا در مسیر کریدور ترانزیتی شمال- جنوب و شرق به غرب، از پتانسیل­های مختلف موجود به نفع افزایش سهم تجارت و اقتصاد کشور و منطقه بهره­مند شود.

قابلیت­های توریستی منطقه مکران، نکته قابل توجه در بخش اکوتوریسم است. از آنجا که بندر چابهار دارای آب و هوای نسبتاً گرمی است، قابلیت تبدیل شدن به پایگاه توریستی زمستانی، جذب مسافر، ارز آوری و رونق اقتصادی را دارد.

نقاط ضعف منطقه ­ای

آلفرد ماهان، در دسته­بندی ویژگی­های منطقه­ای کشورهای ساحلی، به شاخصه جمعیت کشور و جمعیت ساکن در آن منطقه اشاره می­کند. کیفیت جمعیت و عامل انسانی در پیشبرد توسعه، فاکتور قابل توجهی است که از توجه کشورها به آن دور نمانده است. جمعیت بالا و با کیفیت فرصتی است برای کشورها در تبدیل شدن به یک قدرت مهم و مؤثر در مناطق دریایی. یکی از نقاط ضعف منطقه مکران، پراکندگی و تراکم پایین جمعیت در این منطقه بدلیل عدم توسعه یافتگی و ناامنی­های موجود در آن است. دولت می­تواند با برنامه ­ریزی مناسب، این مشکل منطقه­ ای را با توسعه امکانات زندگی، فراهم آوردن شرایط کار و سرمایه­گذاری و ایجاد امنیت اقتصادی و روانی، به سهولت برطرف نماید.

از عمده­ترین مشکلات جزایر و سواحل دریایی، آلودگی­های نفتی، فاضلاب­ها، تأمین آب و … است که لزوم برنامه­های مدون و جدیت لازم در اجرای آن با همکاری نهادهای مرتبط و نیز کشورهای منطقه و سازمان­های بین­المللی را می­طلبد. ترانزیت مواد مخدر در منطقه سیستان­و­بلوچستان و مشکلات امنیتی آن، از دیگر معضلات امنیتی این منطقه است که با سیاست­گذاری­های داخلی، رونق اقتصادی و فرهنگ­سازی از یک طرف و همکاری­های بین ­المللی در قالب استراتژی­های جهانی مبارزه با مواد مخدر از طرف دیگر، تا حدودی مرتفع خواهد شد.

ایران و همسایگان عمان

مرز مشترک دریایی ایران و عمان در دریای عمان موقعیت مناسبی برای نزدیکی این دو همسایه ایجاد کرده است. حدود 80 درصد از درآمدهای عمان از تولید و صدور نفت و گاز تأمین می­شود. با گسترش رقابت و گاه خصومت برخی کشورهای عربی منطقه با ایران و سیاست­های نژادپرستانه این کشورها، به جاست که جمهوری اسلامی ایران، به تحکیم مناسبات تهران- مسقط که اتفاقاً سمت و سوی مثبتی دارد، بپردازد. پتانسیل­های منطقه­ای، این فرصت را برای هر دو کشور فراهم آورده است.

 راه اندازی خط کشتیرانی چابهار- مسقط بستر مناسبی برای تجار عمانی فراهم می­آورد تا از این طریق تجارت با کشورهای آسیای میانه را گسترش دهند. همچنین ایران می­تواند با تسهیل ارتباطات فرامرزی تجار عمانی، از فرصت­های سرمایه­گذاری و گسترش روابط تجاری خود با عمان استفاده کند و مطلوبیت سیاسی لازم را در سیاست­های منطقه­ ای خود در حاشیه­ ی خلیج فارس به دست آورد و از انزوای منطقه­ ای در مقابل رقبای عربی منطقه خارج شود.

ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس

دریای عمان دروازه ورودی خلیج­ فارس است. اهمیت خلیج فارس به عنوان مخزن انرژی جهان، هم­­پایه دروازه ورودی آن است. سهم ایران در تسلط بر این دروازه استراتژیک، موقعیت برتر و بالا دستی نسبت به کشورهای حاشیه خلیج ایجاد کرده است. برنامه­ های کلان ایران در توسعه اقتصادی این منطقه و تحکیم قدرت دریایی و نظامی، با تأکیدات رهبر معظم انقلاب در توسعه و تقویت حضور در دریای عمان و منطقه مکران، نشان از عزم ایران در استفاده از این فرصت ژئواستراتژیک دارد.

توسعه منطقه آزاد چابهار و بهره­برداری از ظرفیت­­های ساحلی آن، قدرت منطقه­ ای ایران را افزایش خواهد داد. رسیدن به این سطح از توانمندی، رقابت و چالش ایران با شیخ نشین­های حاشیه خلیج فارس را وارد فاز جدیدی خواهد کرد؛ زیرا درصورت تحقق این پروژه، بندر جبل­علی و سایر بنادر قطر با بحران جدی روبرو خواهند شد.

کشورهای عربی منطقه در صورت در پیش گرفتن سیاست مستقل از دخالت­های امریکا در منطقه و دوری از تخاصمات سیاسی با ایران، می­توانند همچون عمان، از فرصت­های ارتباطی با کریدور شمال و جنوب/ شرق به غرب و مزایای آن منتفع شوند. تداوم سیاست­های پیشین آنان، به از دست دان گروه­­بندی­ ها، سازمان­ها و بازارهای مصرف شرق آسیا می­انجامد که بر فرصت­های آینده نیز خط بطلان می­کشد.

دریای عمان و قدرت­های بزرگ

یک جانبه­گرایی امریکا در منطقه خلیج فارس و تعارضات آشکار آن با ایران، سبب شده است که جمهوری اسلامی ایران، سیاست­های مقابله­ای را در مواجهه با این رفتار ایالات متحده در پیش گیرد. گسترش روابط ایران با دو کشور چین و روسیه به عنوان رقبای امریکا در همین راستا قابل ارزیابی است.

عدم دسترسی روسیه به آب­های آزاد، فرصتی است برای ایران، جهت فراهم نمودن شرایط دسترسی روسها به آب­های آزاد و حمل و نقل کالا و انرژی، از مسیر دریای عمان و سرمایه­ گذاری­های اقتصادی ایران در بخش­های مختلف ارتباطی- ترانزیتی در چابهار و فراهم آوردن شرایط سرمایه­گذاری خارجی در این منطقه؛ راهکاری دو جانبه جهت خروج روسیه از تنگناهای ارتباطی و فرصت بهره­­وری اقتصادی- سیاسی برای ایران در این منطقه.

دسترسی چین به اقیانوس هند و تسهیل واردات نفتی آن از خاورمیانه اهمیت حیاتی دارد. طرح «کریدور اقتصادی چین و پاکستان» در سال 2013 میان چین و پاکستان با توسعه بندر و شهر گوادر در سواحل مکران در راستای تأمین انرژی چین بوده است. در همین راستا، چین درصدد است که منطقه ویژه اقتصادی را در بندر گوادر تأسیس نماید.

سرمایه­گذاری بلند مدت چین در بندر گوادر در راستای استراتژی «احیای راه ابریشم» و نقش آن در اقتصاد جهانی است. ناامنی­های موجود در افغانستان و پاکستان به عنوان مسیرهای راه ابریشم در بندر گوادر، اهمیت بندر چابهار و خطوط ریلی و جاده­ای ایران را برجسته می­کند.

ایران می­تواند از ژئوپلتیک آشوب منطقه­ای به نفع خود بهره­برداری کند. تسهیل شرایط سرمایه­گذاری و پیوند منافع میان ایران، پاکستان، افغانستان و چین در محور مواصلاتی چابهار، انعقاد پیمان­های مشترک و سهیم شدن در تأمین منافع و امنیت منطقه، انتفاع بازیگران را به دنبال خواهد داشت و بار سهمگین دفاع و امنیت را با گره زدن منافع مشترک همه کشورهای حاضر در این محور، از گرده­ی ایران بردارد.

 تقویت روابط ایران با پاکستان و چین، در توسعه اقتصادی منطقه مکران، که میان ایران و پاکستان مشترک است، در همین راستا در دستور کار قرار گرفته است. غفلت ایران از روابط دوجانبه ایجاده شده میان چین و پاکستان، در آینده ممکن است منجر به حاشیه رانده شدن ایران در بهره ­مندی از فرصت­های اقتصادی- سیاسی- استراتژیکی منطقه شود.

نیاز هندوستان به انرژی خاورمیانه از یک طرف و مقرون به صرفه بودن ترانزیت انرژی به هندوستان از مسیر چابهار از طرف دیگر و نیز کاهش هزینه­های صادرات کالا و تسریع آن منجر به انعقاد قرارداد سه جانبه میان هند، ایران و افغانستان شده است؛ این قرارداد هم توسعه ظرفیت­های بندر چابهار را محقق می­کند و نیز از طریق خطوط ریلی و ارتباط با هرات، نقطه اتصال جنوب آسیا و اقیانوس هند به افغانستان و آسیای مرکزی می­شود. ظرفیت­های موجود در بندر چابهار در صورت استفاده درست و به موقع با جذب ترافیک دریایی و کشتی­های تجاری؛ رقیب جدی بنادر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس خواهد بود. 

توان نظامی ایران در دریای عمان

آلفرد ماهان معتقد است موقعیت جغرافیایی منطقه دریایی که مشرف بر تنگه یا آبراه بین­المللی باشد و نیز کمیت و کیفیت خط ساحلی آن که امکان ایجاد بندرگاه و استحکامات نظامی را داشته باشد، بر میزان قدرت آن کشور مؤثر است. بررسی دقیق­تر دریای عمان، تطابق ویژگی­های جغرافیایی منطقه با نظریه ماهان را برجسته­ تر می­کند. «دریای عمان در کنار سواحل خلیج فارس، تسلط بر تنگه هرمز و برد فرامنطقه­ای نیروی دریایی، به یکی از کانون­های قدرت اقتصادی و نظامی جمهوری اسلامی ایران تبدیل شده است». تنگه استراتژیک هرمز در مجاورت دریای عمان و اشراف عملیاتی بر آن، مانع سختی در استفاده سایر رقبا است. وجود بیش از 637 کیلومتر خط ساحلی آن نیز، دیگر ویژگی ممتاز این منطقه و افزایش ضریب توان قدرتمندی دریایی ایران در این منطقه است.

توجه سالیان اخیر جمهوری اسلامی ایران بر استراتژی­های بحری و قدرت دریایی، نیازمند «سیادت دریایی» است که با ایجاد قدرت بازدارندگی، توانایی مقابله به مثل با هرگونه تهدیدی را داشته باشد. قدرت تسلیحاتی ایران و توانمندی­های پدافندی و موشکی آن در کنار جنگ افزارهای دریایی، پتانسیل حضور مقتدرانه ایران در دریای عمان و دیگر مرزهای دریایی ایران را افزایش داده است.

حصول امنیت دریایی حمل و نقل، در سایه­ سار قدرت دریایی ایران و مقابله با دزدان دریایی خلیج عدن، می­­­­­­تواند حضور مقتدرانه ایران در این منطقه را تثبیت کند و حتی می­تواند امنیت کشتی­های دیگر کشورها نیز در دستور کار قرار بگیرد. اهمیت این حضور مقتدرانه در دریای مدیترانه، دریای سرخ و کانال سوئز در این است که امروزه ایران توانسته است موازنه قدرت منطقه­ ای را برهم زده و با آزمایش­های موشکی در اقیانوس هند، به حضور مقتدرانه امریکا در منطقه خاتمه دهد و امنیت دریایی آنان را به مخاطره اندازد و رقابت جدی خود را با حریف دیرینه ­اش به رخ بکشد.

تثبیت نقش ایران در ارائه خدمات و تأمین امنیت دریایی، می­تواند فرصت انعقاد قراردادهای متعدد تجاری، ترانزیتی با کشورهای مختلفی که به عبور از این منطقه در تجارت کالا و خدمات نیاز دارند، ایجاد کند که تبعات سیاسی، اقتصادی و … برای ایران بدنبال خواهد داشت. رسیدن به این امر، نیازمند بازخوانی اهداف و استراتژی­های حضور ایران در سیاست­های منطقه­ای دریای عمان و روابط همسایگان دریایی است که سالیانی است مورد توجه سران حاکمیت نیز قرار گرفته است.

منابع

بویه، چمران.(1389) موقعیت ترانزیتی و ژئوپلتیکی سیستان و بلوچستان و استراتژی­های نوین اقتصادی حوزه خلیج فارس، مجموعه مقالات.

بهروز، مهناز. همکاری­های اقتصادی کشورهای حوزه اقیانوس هند: افقی نو بر بستر روابطی کهن. پژوهش­نامه بازرگانی.

سیاری، حبیب­الله، (1387) نقش نیروی دریایی بر حفظ قدرت و سیادت دریایی جمهوری اسلامی ایران. فصلنامه علوم و فنون نظامی، سال 5، ش11.

میرزاجانی، محسن و دیگران. (1396) نقش و تأثیر سواحل خلیج فارس و منطقه مکران در اقتصاد بین­الملل و تأثیر استراتژیکی آن بر ایران با ارائه یک مدل راهبردی در توسعه اقتصادی و سیاسی. فصلنامه علمی پژوهشی جغرافیا، سال هشتم، ش1.

واژگان کلیدی: ایران، دریای عمان، فرصت­ها ،تهدیدها،مکران ، فرصت­،

 

The post ایران و دریای عمان: فرصت­ها و تهدیدها appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7%db%8c-%d8%b9%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa%c2%ad%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d8%aa%d9%87%d8%af%db%8c%d8%af%d9%87%d8%a7/feed/ 0 11016
خطر بازگشت داعش با نام جدید در عراق – گفتگو با حسن هانی زاده http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ae%d8%b7%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%da%af%d9%81/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ae%d8%b7%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%da%af%d9%81/#respond Tue, 13 Nov 2018 04:19:40 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11028 کارشناس مسائل عراق
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

اگر نگاهی به حضور داعش در سالهای گذشته عراق داشته باشیم بخش زیادی از عراق و سوریه را تصرف کند، اما در عراق و متحدان این کشور ...

The post خطر بازگشت داعش با نام جدید در عراق – گفتگو با حسن هانی زاده appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>

کارشناس مسائل عراق

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

اگر نگاهی به حضور داعش در سالهای گذشته عراق داشته باشیم بخش زیادی از عراق و سوریه را تصرف کند، اما در عراق و متحدان این کشور توانستند داعش در عراق را شکست بدهند. با این وجود بخشهایی از هسته های نهفته داعش در عراق همچنین وجود دارد گفتگوی زیر به بررسی وضعیت حضور نفوذ داعش در عراق پرداخته است

واژگان کلیدی:خطر بازگشت داعش ، نام جدید ، عراق ، افراط گرایی

مرکز بین المللی مطالعات صلح: قبلا ژنرال فیصل کاظم العبادی فرمانده پلیس دیالی در عراق در بیانیه ای اعلام کرد در طول سال 2018 میلادی ضربات مهلکی بر پیکره گروهک تروریستی داعش در عراق وارد آمد که بیشترین سرکرده های آن موسوم به «الاجنحه العسکریه»(بالهای نظامی) در دیالی از بین رفتند. با این حال وضعیت کنونی حضور و نفوذ داعش در جغرافیای سرزمینی عراق چگونه است؟

 بعد از شکل‌گیری حشد الشعبی و کمک ایران و کردستان عراق در مقابله با جریان تکفیری داعش اکنون این گروهک تروریستی از عراق خارج شده است و گروه پراکنده از داعش در مناطق شمال و غرب عراق به صورت سازمانی و پراکنده فعال هستند. در واقع عمده میدان تحرک داعش منطقه کمال ابوکمال مرز مشترک سوریه و عراق و موصل و الانبار است. معمولاً نیروهای داعش در منطقه ابوکمال تا قائم در عراق فعال هستند. در واقع اکنون شرایط به گونه ای است که حرکت میدانی گسترده داعش در شمال و غرب عراق وجود ندارد‎‎، اما به هر حال داعش ممکن است عملیات های پراکنده ای در مناطق مختلف عراق به ویژه در طول مراسم اربعین حسینی انجام دهند. باید گفت نیروهای امنیتی عراق کاملاً بر اوضاع مسلط هستند و تلاش گروهک تروریستی داعش برای ناامنی در عراق را خنثی خواهند کرد. با اینحال عناصر نهفته ای از داعش در عراق وجود دارد.

 مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا مشخص است میزان دقیق و شمار نیروهای داعش در جغرافیای سرزمینی عراق و استان های مختلف شمالی و غربی این کشور به چه میزان است؟                     

آمار تقریبی از این امر جود دارد و حدود ۲۰۰ نفر از نیروهای داعش که در جریان پاکسازی موصل از این شهر گریختند، اکنون در منطقه در حال تردد هستند. این گروه به صورت غیر متمرکز عمل می کند. یعنی در گروه‌های چند نفره فعال هستند. در واقع با توجه به وضعیت امنیتی عراق امکان فعالیت باز و آشکار فیزیکی و این گروه وجود ندارد. با این حال شمار آنان از ۲۰۰ نفر تجاوز نمی کند. به همین دلیل به نظر می رسد که آنان ها در مناطق کم جمعیت حضور دارند تا بتوانند در موقعیت مناسب حرکتی را انجام دهند.

 مرکز بین المللی مطالعات صلح: با توجه به واقعیت موجود در عراق آیا میتوان معتقد به این امر بود که ارتباط هسته های کنونی نهفته داعش در عراق با خارج از عراق قطع گردیده و در بین بین مرز های مختلف عراق در محاصره قرار گرفتنه و ارتباط آنها با خارج و حامیان خارجی آنها قطع شده است؟

 در واقع برآیند گزارش ها می‌دهد که امریکایی ها در منطقه شرق فرات، داعش را تحت پوشش خود قرار داده اند. یعنی کمک لجستیکی، اطلاعاتی و مالی از سوی عربستان و امریکا به گروه تروریستی داعش در منطقه شرق عراق فرات انجام شده است. در پایگاه بزرگ نظامی آمریکا در منطقه دیرالزور وجود دارد. در واقع امریکا شطرنج حرکت گروهک تروریستی داعش را بنا به دلخواه و سیاست‌های خود انجام میدهد. در واقع امریکایی ها کل نیروهای داعش را در اختیار دارند تا زمانی که بخواهند آنها را حرکت در بیاورند.

 مرکز بین المللی مطالعات صلح: در روزهای اگر اخیراً تلاش‌هایی برای تصرف شهر بیجی توسط داعش انجام شده است. در وضعیت کنونی نفوذ داعش در بین قبایل اهل سنت عراق تا چه میزان است و تا چه آیا امکان دارد هسته های خفته داعش دوباره فعال شوند؟

 مناطق الانبار و موصل کانون حضور نیروهای خفته داعش است. به دلیل اینکه رغبت ساکنان مناطق یاد ششده برای پذیرش نیرو های داعش وجود دارد لذا گروهک تروریستی داعش در بین ساکنان موصل و الانبار حضور دارد. با این حال به دلیل نوع پوشش امنیتی و رویکرد داعش در سالهای اخیر در مناطق اهل سنت و آسیب های جدی آنها به اهل سنت عراق، میزان رغبت مردم مناطق اهل سنت به داعش کمتر شده است. با این وجود هسته های خفته داعش در دراز مدت می‌تواند در منطقه فعالیت کنند.

 مرکز بین المللی مطالعات صلح: چه عوامل دیگری می تواند حضور داعش در عراق را پررنگ‌تر کند؟

 عوامل زیادی در این زمینه نقش دارد. میزان همگرایی مسئولان سیاسی در عراق عامل مهمی است. در حقیقت نارضایتی هایی که در زمینه خدمات عمومی میان ساکنان اهل سنت عراق به وجود می آید. همچنین به حاشیه راندن طوایف موجود در عراق از ساختار قدرت و نارضایتی عمومی در مناطق شمال غرب ممکن است پایگاه داعش را در عراق تقویت کند و آنها در آینده بتوانند از نارضایتی عمومی به ویژه در مناطق شمال غرب این کشور استفاده کنند. عراق نیازمند به وحدت همه طیف‌ها به ویژه سه گروه بزرگ شیعه، اهل سنت و کردها است. در واقع عراق نیاز به مدیریت بیشتری دارد تا تعامل منصفانه ای در قدرت را مد نظر قرار دهد و نفوذ مجدد داعش در شمال و غرب عراق را سبب شود.

 مرکز بین المللی مطالعات صلح: آیا امکان دارد داعش در عراق دوباره شروع به فعالیت کند؟

 در واقع نگرش عربستان و امریکا این است که مجدداً از داعش چهره جدیدتری و نام جدید تری استفاده کنند. امریکایی ها اکنون در صدد بازنگری در سیاست خود در مورد داعش هستند. لذا ممکن است با نام جدیدی داعش میدانی شکل بگیرد. آنها اکنون در حال آموزش برخی عناصر داعش در ابوکمال هستند تا زیر نام گروه جدیدی امنیت عراق و سوریه را دستخوش تزلزل کنند. به همین دلیل دعوت ممکن است داعش با نام جدیدی وارد عرصه ناامنی ها در عراق گردد.

در واقع اندیشه داعش همچنان در عراق وجود دارد و خواهد بود. حتی می‌توان گفت این نگرش در جهان عرب و جهان اسلام وجود دارد و هر روز گسترده‌تر می‌شود. در واقع هر چند اکنون وضعیت به گونه ای نیست که داعش بخواهد حضور فعالی در عراق داشت باشد، اما داعش نیز نیاز به زمان و نام های دیگری دارد و خطر تفکر داعشی همواره در جهان عرب وجود دارد.

The post خطر بازگشت داعش با نام جدید در عراق – گفتگو با حسن هانی زاده appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%ae%d8%b7%d8%b1-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%da%af%d8%b4%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b9%d8%b4-%d8%a8%d8%a7-%d9%86%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d8%af%d9%8a%d8%af-%d8%af%d8%b1-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%da%af%d9%81/feed/ 0 11028
تحریم های ایران و انتخاب‌های ژاپن در سایه‌ی سیاست‌های آمریکا- بخش نخست http://peace-ipsc.org/fa/%d8%aa%d8%ad%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b3/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%aa%d8%ad%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b3/#respond Mon, 12 Nov 2018 07:36:52 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11051 سهراب احمدیان
دانشجوی دکتری از دانشگاه تسوکوبا – ژاپن
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
مقدمه:
از اواخر دهه ۱۹۶۰ و در دهه ۱۹۷۰ در ویژگی‌های اصلی نظام بین المللی تغییراتی ایجاد شد که شاخصه‌ی آن عبارت بود ...

The post تحریم های ایران و انتخاب‌های ژاپن در سایه‌ی سیاست‌های آمریکا- بخش نخست appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
سهراب احمدیان

دانشجوی دکتری از دانشگاه تسوکوبا ژاپن

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

مقدمه:

از اواخر دهه ۱۹۶۰ و در دهه ۱۹۷۰ در ویژگی‌های اصلی نظام بین المللی تغییراتی ایجاد شد که شاخصه‌ی آن عبارت بود از پیچیدگی و روابط متعدد و متداخل یا آمیخته ای از کشاکش و همکاری. اتحادیه‌های جنگ سرد بر اثر تنش زدایی کم رنگ شدند و مسائل جدیدیمانند سیاسی شدن مسائل اقتصادی ظهور نمود. برخلاف دهه ۵۰ که گزینش‌های سیاست خارجی محدود و نتایج آن روشن بود در این دوران راه‌ها متعدد تر شده و گزینش ها دشوارتر گشته است و حکومت‌ها آسیب‌پذیری ناشی از تعددراه‌های بدیل و عدم وضوح پیامدهای آن را بیش از پیش احساس می کنند.

رئیس جمهور آمریکا، دونالد ترامپ،  پیش از انتخاب شدنش به عنوان ریاست جمهوری ، در طول مبارزات انتخاباتی خود اظهارات تندی نسبت به متحدان ترازاول آمریکا، از جمله ژاپن داشت، این اظهارات توافق هسته ای ایران و گروه پنج به علاوه یک با عنوان برجام را نیز در برگرفت، روی کار آمدن دونالد ترامپ و تغییرات مشهود در سیاست‌های خارجی دولتش، مدل واضح‌تری از تاثیر حضورش در روابط ایران و ژاپن را به دست می‌دهد، از طرفی ورود متغیر تحریم نیز به مسئله‌ی هسته ای ایران از جانب آمریکا ، روابط خارجی ایران با ژاپن را بیشتر تحت تاثیر قرار داده و پیچیدگی‌هایی در همبستگی اضلاع این روابط ایجاد نموده است، ژاپن به عنوان یکی از متحدان اصلی آمریکا که دارای پیمان امنیتی با این کشور است دارای بازیگری پیچیده ای در روابط متقابلش با ایران است. در این مبحث تلاش شده است تا در چارچوب نظریه‌ی وابستگی متقابل چرایی تاثیرات متغیرهای این روابط بر یکدیگر مورد تحلیل قرار گیرند و در انتها بر اساس روند همگرایی و واگرایی، حساسیت، آسیب‌پذیری و هزینه‌های نامتقارن،مدلهایی در روابط ایران-ژاپن-آمریکا معرفی شوند.

روابط ایران و ژاپن از آن دست روابطی است که تحلیل آن همزمان با پیچیده شدن مدل گزینش‌ها در سیاست خارجی دو کشور، بخصوص در دوره‌ی بعد از انقلاب اسلامی ایران دشوارتر از پیش شده است. زیرا از طرفی نوع تعامل و پیوستگی روابط ژاپن و آمریکا به واسطه‌ی قانون اساسی و پیمان امنیتی بعد از جنگ جهانی دوم ، روابط متقابل این دو کشور را وارد مراحل پیچیده تری نموده است و از طرف دیگر قرارگرفتن ایران در موضع ضدهژمونی آمریکا بعد از انقلاب اسلامی ایران،  بر تصمیمات ژاپن و ایران در تعیین نوع تعامل با یکدیگر موثر بوده است.

بر این اساس نگاهی به روابط متقابل سه کشور آمریکا، ژاپن و ایران، جلوه‌های آشکاری را از مدل تعاملات متاثر ایران و ژاپن به دست می‌دهد. آمریکا پس از انقلاب اسلامی در دوران شش رئیس جمهور یعنی جیمی کارتر، رونالد ریگان، جرج بوش پدر، بیل کلینتون، جرج بوش پسر و باراک اوباما؛ براساس هویت هژمونیک خود، سیاست مهار و بهخصوص تحریم ایران را تعقیب کرده است. ژاپن هم به عنوان متحد آمریکا در همه این دورانها با وجود تغییر پی در پیدولت‌ها، روابطش با ایران را همیشه در میانه راه نگه داشته است.

سوال اصلی اینجاست که چراژاپن متاثراز سیاستهای آمریکا،نحوه تعاملوروابطشباایرانرامحدودنگهمیدارد؟و در نهایت بر اساس فعل و انفعال در روابط این کشورها و رویکرد وابستگی متقابل چه مدلهای جدیدی را میتوانبرای آن ترسیم کرد؟

بر اساس آنچه گفته شد به نظر می رسد بهترین چارچوب نظری که بتوان نقش وابسته ایران و ژاپن را در برقراری روابط با یکدیگر در آن تشریح و تحلیل کرد همان گزینه هایی هستند که اشخاصی چون ادوارد مور در کتاب ها و مقالاتش در باب وابستگی متقابل و رابرت کوهن و جوزف نای در کتاب « قدرت و وابستگی متقابل» و ریچارد کوپر در مقالاتی در باب وابستگی متقابل اقتصادی در جهت ارائه نظریه نوینی در باب مسائل بین المللی آورده اند. (مشیرزاده, 1396)

کوهن و نای وابستگی متقابل در سیاست جهانی را به وضعیت‌هاییاطلاق می کنند که وجه مشخصه آنها آثار متقابل میان کشورها یا میان بازیگران در کشورهای مختلف است و مفاهیم بنیادین آن را شامل متغیرهایی چونقدرت،حساسیت،آسیب پذیری،هزینه، تقارن و عدم تقارن می دانند. (مشیرزاده, 1396)

آغاز تا فردای دونالد ترامپ در روابط ایران و ژاپن

رئیس جمهور فعلی ایالات متحده آمریکا، دونالد ترامپ که از همان آغاز مبارزات انتخاباتیش تا زمان پیروزی و بعد از آن با چهره ای جنجالی وارد دنیای سیاست شد، ادعاها، سیاست ها و اظهاراتش در فضای داخلی و بین المللی انعکاس فراوانی داشت. دونالد ترامپ که در طول مبارزات انتخباتی خود اظهارات تندی نسبت به متحدان تراز اول آمریکا، از جمله ژاپن داشت، این اظهارات توافق ایران و گروه پنج به علاوه یک با عنوان برجام را نیز در برگرفت آن هم توافقی که هم دولت وقت ایران و هم رئیس جمهوری آمریکا، باراک اباما به آن نگاهی امیداورانه داشتند و جامعه‌ی مدنی ایران نیز  بعد از امضا شدن توافق و تصویب، استقبلال چشمگیری از آن نمودند. با روی کارآمدن دونالد ترامپ نه تنها تحولاتی ناشنیده بر سیاست های داخلی آمریکا سایه  افکند بلکه جایگاه سیاست های این دولت در معادلات بین المللی نیز تغییر کرد. تاجاییکه با ظهور پدیده‌ی ترامپ جزئیات ائتلاف آمریکا و ژاپن در سیاست های پیش روی ترامپ نیز مورد بحث و تحلیل های متفاوتی در رسانه ها قرارگرفت.

از همان آغاز پرسش های زیادی در ارتباط با اینکه دونالد ترامپ در آسیا چه سیاست هایی را در پیش خواهد گرفت مطرح شد. او که در نهم نوامبر 2016 به عنوان رئیس جمهوری ایالات متحده‌ی آمریکا انتخاب شد و با موفقیت راهش را به کاخ سفید باز کرد، روابط امنیتی کشورش با ژاپن و اظهاراتش مبنی بر« پاره کردن برجام » از همان آغاز کانون توجه کمپین های انتخاباتی اش بود.

ترامپ در چندین تریبون به انتقاد از پیمان آمریکا – ژاپن پرداخت و در دوران نامزی خود برای ریاست جمهوری،‌ در انتقادی شدید علیه ژاپن گفته بود که اگر آمریکا مورد حمله قرار بگیرد، تنها کاری که ژاپنی‌ها انجام می‌دهند این است که در خانه بنشینند و تلویزیون سونی تماشا کنند!

بر اساس منابع خبری معتبری مانند ژاپن تایمز، دونالد ترامپ، میلیاردر جمهوری‌خواه آمریکا در یکی از سخنرانی هایش، نسبت یه تعهد آمریکا به دفاع از کشورهای آسیایی اظهار ناامیدی کرد و گفته بود که اگر ایالات متحده هدف حمله قرار بگیرد، ژاپن طبق ماده 9 قانون اساسیش که آن کشور را از اعزام نیروهای مسلح به خارج منع می‌کند، نمی‌تواند به واشنگتن کمکی کند و گفت: لازم است آمریکا از این تعهد خارج شود و یا دست‌کم به خروج از آن تهدید کند.(JOHNSON, 2016)

ترامپ در سخنرانی انتخاباتی‌اش در آیووا مجددا از کشورهایی که مشارکت مالی خودشان را در قبال ناتو انجام نمی‌دهند، انتقاد کرد و گفت: « همانطور که می‌دانید ما معاهده‌ای با ژاپن داریم و اگر ژاپن مورد حمله قرار بگیرد، ما باید از کل نیروها و اقتدار ایالات متحده استفاده کنیم. اما اگر ما مورد حمله قرار بگیریم، ژاپن مجبور نیست کاری انجام دهد. آنها می‌توانند در خانه بنشینند و تلویزیون سونی تماشا کنند. درست است؟»(JOHNSON, 2016)همچنین در بخشی از اظهارات خود تاکید نموده بود که ایالات متحده از ژاپن، کره‌جنوبی، آلمان، عربستان سعودی و سایر کشورها حفاظت می‌کند اما آنها حتی “چیزی که ارزش هزینه آن را داشته باشد، به آمریکا نمی‌دهند” (Cook, 2016)  و در ادامه تاکید می کند که آنها باید هزینه این حمایت را بپردازند چون مسئله، 40 سال پیش نیست …ما نمی توانیم از ژاپن دفاع کنیم مگر آنکه سهم عادلانه ای در این توافق ها داشته باشیم. (Zack Beauchamp, 2016)

در فضای کنونی حاکم بر روابط آمریکا و ژاپن که محور آن پیمان امنیتی بین این دو کشور است، و فضای حاکم بر روابط ایران و آمریکا که محور آن برجام است جهان همچنان با اظهارات و تصمیمات جنجالی دونالد ترامپ روبه روست. آنچه از یک نگاه کلی به سیاست های دونالد ترامپ بر می آید و  تاکنون برجسته ترین مفهومی که برآیند اظهارات ترامپ بوده است از آغاز مبارزات انتخاباتیش تاکنون: «خارج شدن» است. ترامپ تاکنون یا از بسیار قراردهای بین المللی یا خارج شده است یا دست کم تهدید به خروج کرد است. به عنوان نمونه برخی از پیمان هایی که تاکنون ترک یا تهدید به خروج نموده می توان به مواردی چون : « خارج شدن از برجام»  ، «خارج از شدن از پیمان امنیتی ژاپن و آمریکا» ، «خارج شدن از یونسکو»،« خارج از شدن از پیمان ترانس- پسفیک(TPP) »، « خارج شدن از توافق آب و هوایی پاریس»، «خارج شدن از توافق تجارت آزاد آمریکای شمالی (نفتا)».

پیمان امنیتی آمریکا و ژاپن از آن دسته پیمان هایی بود که ترامپ تنها به تهدید برای خروج از آن راضی شد، البته این راضی شدن را اگر« قناعت براساس منافع و اهداف مشترک و موازی طرفین» بنامیم بهتر است زیرا بعد از اظهارات جنجالیش در ارتباط با پیمان مذکور نگرانی هایی مقامات ژاپن را دربرگرفت، زیرا در آن آغاز به دلیل کمبود سوابق سیاسی دونالد ترامپ به روشنی قادر به تشخیص زبان رفتار او در عالم سیاست نبودند‏، اما بعد از اظهارات جنجالی ترامپ در این زمینه و به دنبال بازخوردهایی شفاهی آن از جانب مقامات ژاپنی، شینزو آبه، نخست وزیر ژاپن به عنوان اولین رهبر خارجی به دیدار با ترامپ شتافت و در نهایت نگرانی رفع شد و شینزو آبه بعد از این دیدار، ترامپ را « قابل اعتماد» ارزیابی کرد و تهدیدهای ترامپ نیز در رابطه با خروج از پیمان امنیتی ژاپن و آمریکا به سرآمد. می توان گفت تهدیدهای ترامپ برای لزوم مشارکت نظامی ژاپن دقیقا در راستای همان هدفی بود که لیبرال دموکرات های ژاپن سالهاست آن را دنبال می کنند و در تلاشند اصل 9 قانون اساسی ژاپن را که مانعی برسر راه نیروهای دفاع از خود ژاپن است، در راستای افزایش قابلیت ها و مشارکت های نظامیش تغییر دهند. بنابراین سیاست های دونالد ترامپ در این زمینه هم راستا و موازی با سیاست های شینزو آبه و حزبش قرار گرفت.

     به دنبال اشغال ژاپن در 28 آگوست سال  1945 قانون اساسی این کشور تغییر یافت و محدودیت‌هایی در قانون اساسی آن گنجانده شد که قدرت نظامی این کشور را محدود ساخت. در واقع، از سال 1947 قانون اساسی جدید ژاپن، تشکیل نیروی نظامی متعارف برای این کشور را ممنوع کرد و مأموریت نیروهای نظامی آن را به دفاع مشروع ([1]SDF) محدود ساخت. این تصمیم گفتارهایی نمادین را نیز به دنبال داشت که گفته می شد هدف این است  ژاپن را به ”سوئیس شرق“ مبدل سازند، کشوری که از دالان اقتصاد و نه از راه زور و نظامی‌گری در پی تحقق اهداف خود در عرصه بین‌المللی برآید.

[1] .Self Defence Force:自衛隊=Jiei tai

واژگان کلیدی: تحریم های ایران، انتخاب‌های ژاپن ، سیاست‌های آمریکا، روابط ایران و ژاپن، سهراب احمدیان

The post تحریم های ایران و انتخاب‌های ژاپن در سایه‌ی سیاست‌های آمریکا- بخش نخست appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%aa%d8%ad%d8%b1%db%8c%d9%85-%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a-%da%98%d8%a7%d9%be%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b3/feed/ 0 11051
چالشها و فرصت های آتی روابط ترکیه عربستان http://peace-ipsc.org/fa/%da%86%d8%a7%d9%84%d8%b4%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%a2%d8%aa%d9%8a-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%aa%d8%b1%d9%83%d9%8a%d9%87-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa/ http://peace-ipsc.org/fa/%da%86%d8%a7%d9%84%d8%b4%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%a2%d8%aa%d9%8a-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%aa%d8%b1%d9%83%d9%8a%d9%87-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa/#respond Sun, 11 Nov 2018 05:55:37 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11031  دکتر رضا صولت
کارشناس مسائل ترکیه
مرکز بین الملی مطالعات صلح – IPSC

مهمترین چالشها و فرصت های آتی روابط دو کشور 
موضوع کنسولگری عربستان به هر دو کشور فرصت بازبینی در متن روابط خود را می دهد، ...

The post چالشها و فرصت های آتی روابط ترکیه عربستان appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
 دکتر رضا صولت

کارشناس مسائل ترکیه

مرکز بین الملی مطالعات صلح – IPSC

مهمترین چالشها و فرصت های آتی روابط دو کشور 

موضوع کنسولگری عربستان به هر دو کشور فرصت بازبینی در متن روابط خود را می دهد، رابطه فعلی آنکارا و ریاض تخاصم رقابتی است. حال آنکه رابطه ترکیه و ایران تعامل رقابتی می باشد، در ترکیه در طی یک هفته اخیر سه بار اجلاس مهمی برگزار شد ،که یکی از آنها در خصوص فرودگاه جدید استانبول هم بود ، این نشان می دهد این کشور داری سیاست خارجی پرواکتیو می باشد ، ترکیه سرمایه گذاری زیادی در قطر انجام داده است و قطر هم سه سال دیگر میزبان جام جهانی فوتبال است ، یعنی امنیت و تعامل مولفه اول این منطقه باید باشد. قطر ناچار است بواسطه ترکیه زمینه سازش خود را برای ایجاد ثبات در پیرامون خود فراهم کند  و در این خصوص باید مشکلات خود را با عربستان حل نماید.

در واقع بازبینی روابط مجدد آنکارا و ریاض در وهله اول از اتفاقات کنسولگری عربستان در استانبول می گذرد سپس دوحه با دیپلماسی فعالانه خود نقش مهم و کلیدی در آینده روابط ترکیه و عربستان دارد. از طرفی شورای همکاری خلیج فارس نیز بسیار حائز اهمیت است و ترکیه از چند سال پیش روابط گسترده ای با آنها را اغاز کرده است. از طرفی باید گفت ترکیه جدید  حاصل یک تفکر ژئوپلیتیک جدید است و دیگر نمی‌توان فقط تغییرات تکنیکی در سیاست خارجی ترکیه را با ملاحظات ایدئولوژیکی یا نگرانی‌های امنیتی بررسی نمود. پس علاوه بر اینکه الگوی اخوانی ترکیه بیشتر در زمین عربستان بازی می کند و تضاد ایدئولوژیک زیادی را سبب می شود،آینده ترکیه با چشم انداز تا سال 2023 محیط کمتر تنش و کم کردن از هزینه های ترکیه در خاورمیانه را می طلبد، دریای مدیترانه شاهرگ حیاتی برای ترکیه محسوب می شود. مهمترین دلیل برای ترکیه از دوستی با اسد تا دشمن با وی بر سر تغییر محیط ژئوپلیتیک سوریه پس از سقوط صدام حسین در عراق بود ،این تغییر محیطی سبب دسترسی اسان بازیگران منطقه ای و فرامنطقه ای به دریای مدیترانه از جغرافیای عراق و سوریه شد هم ارزشهای اساسی ترکیه در مدیترانه مورد تهدید قرار گرفت و هم اینکه دسترسی ترکیه به خاورمیانه سخت تر شد. تحت این شرایط آنکارا رویکردهای ایدئولوژیکی خود در سیاست خارجی را بیشتر کرد و درحد فاصل رهیافت های رئالیستی_لیبرالیستی قرار گرفت ، پس به نظر من آینده سوریه ، بشار اسد، فرقه ها و گروههای موجود در مرز بین ترکیه و سوریهترکیه و عراق و همچنین آینده مدیترانه و کریدورهای موجود نفت ،گاز و راه اهن که ترکیه در مدیترانه و مابین قبرس و سوریه سناریوهای زیادی را بر ان طراحی کرده اند با توجه به رهیافت های موجود در سیاست خارجی ترکیه از مهمترین چالش های ترکیه و عربستان بصورت مستقیم و غیرمستقیم می تواند قلمداد شود.

چشم انداز و سنارویهای آتی روابط دو کشور

ترکیه تا قبل از حادثه یازده سپتامبر و به دنبال ان جنگ عراق در سال 2003 و همچنین تا قبل از آغاز بهار عربی خصوصیات داخلی برخی رژیم های منطقه و خصوصا موضوع حقوق بشر را نادیده می گرفت و در عوض روی روابط تجاری تاکید داشت، اما ظهور جنبش های ازادی خواه در کشورهای عربی در سال 2010منجر به پررنگ شدن ملاحظات ایدئولوژیک بر تعاملات اقتصادی آنکارا در خصوص برخی کشورهای عربی شد حتی به واسطه این بازبینی شریک استراتژیک خود سوریه را از دست دادو با عربستان نیز دچار برخورد منافع متعارض شد. ترکیه علیرغم ورود هویتی و ایفای نقش فعال در فلسطین ،سیاستی را دنبال نکرده است که در مقابل جناح شیعه قرار گیرد، تا قبل از بهار عربی، آنکارا و ریاض رقابتی با همدیگر نداشتند و در درون این تحولات چالش بزرگی بوجود آمد ترکیه الگوی یک دولت اخوانی را در نظر داشت و عربستان از الگوی اسلامگرایان سلفی استفاده می کرد، درست است که دمشق جایی است که ترکیه همان موضعی را اتخاذ می کند که عربستان اتخاذ کرده است ولی سوریه برای ترکیه دارای اهمیت فوق العاده ژئوپلیتیک است، کودتای نافرجام 2015 در ترکیه ، قطر، و قتل خاشقچی رابطه دو کشور را بیشتر وارد صدمه کرد و ضربه بر امنیت سیاسی ،اطلاعاتی ، اقتصادی و سرمایه گذاری  ترکیه وارد ساخت هر چند با ارائه استفاده از تئوری  دیپلماسی عمومی و اداره مربوط بر ان ترکیه موفق شد ان بحران را برای خود به فرصت تبدیل کند، این موضوع در کنار بحران قطر ،یمن و… در دو سطح منطقه ای و فرا منطقه ای به شرطی  امکان بازبینی در روبط دو کشور را می دهد که امریکا بعنوان یک متغیر اصلی وارد روابط آنکارا و ریاض شود ،که احتمال آن هم زیاد است، یعنی ترکیه که به گواه تاریخ برای تنظیم و تدوین سیاست های خود به فضای عمومی بین المللی همیشه ترغیب داشته است ، این بار نیز هرگونه اقدام بعدی و سناریوهای احتمالی خود را نیز در راستای کشاندن موضوعات داخلی به فضای جهانی واکاوی خواهد کرد. این امر به آنکارا امکان می دهد بازیگران فرامنطقه ای را با خود همراه سازد ، هرچند الان شاهد هستیم رویدادهای کنسولگری عربستان به حوزه عمومی بین المللی و جهانشمول کشیده شده است.

واژگان کلیدی: روابط، ترکیه، عربستان، رضا صولت،ریاض و آنکارا ،

The post چالشها و فرصت های آتی روابط ترکیه عربستان appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%da%86%d8%a7%d9%84%d8%b4%d9%87%d8%a7-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%a2%d8%aa%d9%8a-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%aa%d8%b1%d9%83%d9%8a%d9%87-%d8%b9%d8%b1%d8%a8%d8%b3%d8%aa/feed/ 0 11031
علل و عوامل موثر بر قدرت طالبان در افغانستان – گفتگو با مجاهد اندرابی   http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%ba%d8%a7%d9%86/ http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%ba%d8%a7%d9%86/#respond Sat, 10 Nov 2018 09:59:31 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11043 کارشناس و نویسنده افغانستانی
مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC
در سالهای گذشته طالبان حضور پر رنگ تری در استان های شمال و غرب افغانستان داشته است. برای بررسی بیشتر  علل و عوامل موثر بر قدرت ...

The post علل و عوامل موثر بر قدرت طالبان در افغانستان – گفتگو با مجاهد اندرابی   appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
کارشناس و نویسنده افغانستانی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

در سالهای گذشته طالبان حضور پر رنگ تری در استان های شمال و غرب افغانستان داشته است. برای بررسی بیشتر  علل و عوامل موثر بر قدرت طالبان در افغانستان گفتگویی با مجاهد اندرابی کارشناس افغانستانی داشته ایم:

واژگان کلیدی: علل ، عوامل موثر ، قدرت طالبان ، افغانستان ، مجاهد اندرابی  

 مرکز بین المللی مطالعات صلح  : سیر قدرت و وضعیت کنونی طالبان در افغانستان را چگونه میبینید؟

من فکر می کنم در این مورد دو بحث وجود دارد. اول: سیر قدرت واقعی دوم قدرت  تبلیغاتی . در مورد اول من فکر من چیزی قابل ملاحظه ی وجود ندارد و برعکس طالبان نسبت به گذشته خیلی ضعیف هم شدند، نظام امارت طالبان در حمله نیروهای مقاومت شمال و حمایت قوای بین المللی در سال  ۲۰۰۱از هم ‌‌‌پاشید و این گروه هم نظام حکومتی  و هم کنترل خود در نود و پنج درصد خاک افغانستان را که در گذشته در اختیار داشتند از دست دادند. از۲۰۰۱  به بعد هسته اصلی قدرت طالبان متلاشی شد و این گروه جدا از اینکه انسجام وقیادت خود را از دست دادند. از نظر سیاسی و نظامی هم در نهایت ضعیف شدند، آنچه سبب شد تا آنها به اعمال هراس افگنانه و تروریستی روی بیاورند و بیش‌تر مورد استفاده کشور های همسایه افغانستان به ویژه پاکستان قرار گیرند، برآیند این تغییر استراتژی استوار بر حملات خشن تروریستی و فرمانبرداری از پاکستان بود وحالا طالبان از یک جریان سیاسی مذهبی به یک گروهی تروریستی چند شاخه ، فاقد رهبری واحد و مخالف همه ارزش های نوین جهانی بدل شده است که دوام حیات خود را در فرمانبرداری بدون قیدوشرط پاکستان و قدرت خود را در کشتار مردم بیگناه با انجام حملات خشن انتحاری تبارز داده اند.

دوم: از نظر تبلیغاتی تصویر دیگری از طالبان وجود دارد، وقتی این گروه هر جمله را بدون هیچ نوع پابندی به نرم های جنگی انجام می دهند، طبعا تاثیر بالقوه در ذهن مردم ایجاد میکنند و افکار عامه را به طرف خودشان می کشانند، پوشش رسانه ای از ابعاد حمله های انتحاری طالبان و پخش و نشر تصویر های دردناک ولو به هر هدفی افکار عامه را زیر تاثیر قدرت تبلیغاتی طالبان قرار می دهد. در حالی که هر حمله ی را که طالبان انجام می دهد، نوع حمله پیچیدگی های تکنیکی و روش های بکارگیری در آن  واضح نشان می دهد که چنین حمله ی ازتوان طالب امروزی که اکثرا فاقد سواد وبه دور از آموزش های نوین نظامی هستند، بیرون است. بنابراین طالبان با این گونه حملات که مطلقا از دانش و تکنیک های پیشرفته ی سازمان های استخباراتی برخی کشورها پشتیبانی می شود، چنین حملات قطعن ذهنیت قدرت گیری دوباره طالبان را تقویت کرده است که در ماهیت چنین نیست.

  مرکز بین المللی مطالعات صلح : علل و عوامل موثر بر وضعیت کنونی طالبان در افغانستان چیست؟

هرگونه تحول در روابط افغانستان با همسایگانش روی میزان پشتیبانی پاکستان از طالبان و چگونگی قدرت نمایی آنان تاثیر می گذارد، با تغییر سیاست حکومت وحدت ملی به رهبری رئیس جمهور غنی و داکتر عبدالله، روابط افغانستان با هند، خیلی نزدیک و این نزدیکی نسبت به  هر زمان دگر آشکار تر شد، تا جای که رییس جمهور غنی در سفری به هند در سال 2017 از آنجا کمک پانصد میلیونی پاکستان برای افغانستان را رد کرد،از سوی هم هند و افغانستان لابی گری جدی را برای انزوای جهانی پاکستان آغاز کرده اند، سفرهای از جانب هندی ها به آمریکا صورت گرفت و در نهایت دونالد ترامپ شدیدترین موضع گیری تاریخ آمریکا را علیه پاکستان داشت. پاکستان هم در مقابل با استفاده از طالبان برای انتقام گیری از افغانستان بیشتر استفاده کرد، حملات تشدید یافتند، و از جانبی پاکستانی ها لابی گری وسیع  را برای مطرح ساختن طالبان در منطقه آغاز کردند. برآیند این تلاش ها حمایت سیاسی و شاید هم نظامی روسیه و ایران از طالبان به همراه داشت. * هر دو کشور رابطه خود با طالبان را رد نکرده اند، اما گفته اند این رابطه به خاطر انجام گفتگوهای صلح در افغانستان، آنچه ی از بطن این تحولات مخصوصا از سال 2017 به این طرف بیرون آمد، منجر به تقویت طالبان از نظر تبلیغاتی شدو این گروه را بیشتر از گذشته در انجام اعمال هراس افگنانه خشن تر ساخت.

مرکز بین المللی مطالعات صلح  :قدرت و مانور طالبان در چه ولایات و استان های افغانستان بیشتر است؟

طالبان در حال حاضر در هیچ یک از ولایت افغانستان قدرت گذشته را ندارند، هلمند و قندهار به عنوان بر خاستگاه اصلی و سنتی طالبان از کنترل آنان خارج است و تنها حضور آنان در چند ولسوالی یا شهرستان غیر استراتژیک خلاصه شده است. اما از نظر مانور حملات چریکی تقریبا در بسیاری از ولایت های افغانستان حضور دارند. این نوع حضور که گاه با حمله های انتحاری و گاه با حمله های چریکی انجام می شود، موقتی و فصلی است، مثلا در شمال افغانستان در تابستان طالبان حضور دارند، از جغرافیا و اراضی پیچیده آن به عنوان پناهگاه های موقت استفاده می کنند، اما در زمستان همین مناطق را هم رها کرده و به پاکستان برمی گردند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح  :چرایی ناتوانی دولت کابل در حذف طالبان در چیست؟

عمده ترین ناکامی دولت در حذف طالبان، عدم توانایی در تطبیق یکسان قانون و عدالت شهروندی است، همین موضوع سبب شده است که فاصله میان دولت و مردم بیشتر، و پایه های مردمی حکومت حتی در کابل لرزان شود. عدم تطبیق قانون مادر تمام مشکلات در افغانستان است که قطعا، به مساله ناامنی،گسترش بی رویه فساد اداری، تجارت سیاه، قاچاق مواد مخدر و دخالت های کشورهای خارجی و همسایه، پیوند دارد. دولت افغانستان برای غلبه به طالبان در قدم اول به اتحاد داخلی و جلب حمایت مردم نیاز دارد، اگر دولت جوی را ایجاد کند که مردم قاطعانه در سراسر افغانستان از نظام دفاع کنند، طالب قطعا جای پای برای انجام اعمال هراس افگنانه نخواهد داشت.

عامل دوم: یک نوع همدردی تباری با طالب است که متاسفانه برخی سیاستمداران و مقام های دولت افغانستان حتی نتوانسته اند این حس تعلق قومی و تباری شان را به طالب پنهان کنند، صدای همدردی با طالبان حتی بیشتر از طرف مقام های طراز اول دولت بلند شده است، حامد کرزی رئیس جمهور پیشین، همیشه طالب را برادر خطاب می کرد،و در نظام فعلی هم خیلی کسانی هستند که اینگونه همدردی با طالبان دارند، که این خود روحیه نظامیان را در برابر طالبان تضعیف ساخته و مرز میان دوست و دشمن را هم در اذهان نظامیان هم در اذهان عامه کمرنگ ساخته است.

عامل سومی: حمایت مالی، تسلیحاتی سیاسی و اقتصادی برخی کشورهای همسایه افغانستان از طالبان بوده است ،این نوع حمایت ها سبب شده  است که حکومت افغانستان مواجهه ی فراتر از یک گروه تروریستی با طالبان داشته باشد.آنچه ی به طالب دوام زندگی و فعالیت داده، پناهگاه امن در بیرون مرز افغانستان است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح  : آینده حضور طالبان در افغانستان چگونه است؟

آینده حضور طالبان در افغانستان خیلی روشن است، تا زمانی که  این گروه به پذیرش ارزش های نوین خود را آماده نکنند،سیاست های خود را مطابق به خواست مردم تغییر ندهند، از کنترل کشورهای همسایه بیرون نشوند، هیچ جایگاه درسیاست افغانستان نخواهند داشت،تا این دم طالب آنچه انجام می دهد در تقابل با خواست مردم است، مردم، خدمات بهداشتی می خواهند، طالبان بیمارستان ها را ویران دکترها را می کشد، مردم جاده و مکتب می خواهند، طالبان مکتب ها را آتش وجاده ها را منفجر میکند، مردم امنیت میخواهند طالب وحشت می آفریند، چنین سیاستی قطعا، به قدرت رسیدن دوباره طالبان را از همان آغاز محکوم به شکست کرده است و من فکر نمی کنم طالبان با این نوع استراتژی حتی تا سال های طولانی در سیاست افغانستان جای داشته باشند.

* مسئولیت درستی یا نادرستی مطالب موجود در یادداشت‌ها، مقالات و مصاحبه‌های منتشر شده در سایت به عهده نویسنده بوده و انتشار آنها الزاماً به معنی تایید مطلب یا بیانگر دیدگاه‌های مرکز نیست.

The post علل و عوامل موثر بر قدرت طالبان در افغانستان – گفتگو با مجاهد اندرابی   appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d9%85%d9%88%d8%ab%d8%b1-%d8%a8%d8%b1-%d9%82%d8%af%d8%b1%d8%aa-%d8%b7%d8%a7%d9%84%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%a7%d9%81%d8%ba%d8%a7%d9%86/feed/ 0 11043
وضعیت اقتصاد عراق و فرصت های همکاری مرزی http://peace-ipsc.org/fa/%d9%88%d8%b6%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%87%d9%85%d9%83%d8%a7%d8%b1%d9%8a-%d9%85%d8%b1%d8%b2/ http://peace-ipsc.org/fa/%d9%88%d8%b6%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%87%d9%85%d9%83%d8%a7%d8%b1%d9%8a-%d9%85%d8%b1%d8%b2/#respond Sat, 10 Nov 2018 07:53:07 +0000 http://peace-ipsc.org/fa/?p=11050 دکتر سیدوفا مشکوه
دکتری اقتصاد سیاسی
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC
اقتصاد عراق و عوامل موثر در آن
اگر شناخت مختصری در زمینه اقتصاد عراق داشته باشیم بخش نفت عمده منبع یا درآمد مالی این ...

The post وضعیت اقتصاد عراق و فرصت های همکاری مرزی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
دکتر سیدوفا مشکوه

دکتری اقتصاد سیاسی

مرکز بین المللی مطالعات صلح IPSC

اقتصاد عراق و عوامل موثر در آن

اگر شناخت مختصری در زمینه اقتصاد عراق داشته باشیم بخش نفت عمده منبع یا درآمد مالی این کشور را تشکیل می دهد.یعنی ۹۵ درصد از درآمدهای خارجی این کشور از طریق نفت تشکیل میشود. عاملی که موجب عدم توسعه در بقیه بخش های اقتصاد است. شاه نزدیک به ۱۸ تا ۳۰ درصد  بیکاری در این کشور و درآمد سرانه معادل ۴۰۰۰ دلار در سال هستیم. در سال ۲۰۱۱ استخدام تمام وقت در بخش عمومی نزدیک به ۶۰ درصد از کل استخدام ها را شامل می شود. بخش صادرات نفت شغل خیلی کمی را برای عراقی ها ایجاد کرده است. در عراق شاهد یک اقتصاد دستوری قبل از اشغال کشورشان توسط امریکا بوده ایم که هر گونه فعالیت خارجی در عراق توسط خارجی ها را ممنوع می کرد. بسیاری از صنایعی  شکل گرفته‌ در عراق دولتی بوده و تعرفه های شدیدی بر کالای خارجی وارد کرده اند.

  حکومت ائتلافی عراق در سال ۱۳۸۲به سرعت دستور دستورهایی برای خصوصی‌سازی و پیشبرد توسعه اقتصاد را در پیش گرفت تا بتواند با کمک به سرمایه گذاری بخش خارجی بخش‌های صنایع بزرگ عراق را گسترش دهد. در سال ۱۳۸۳ باشگاه پاریس تعهد داد که ۸۰ درصد از بدهی‌های ۴۲ میلیارد دلاری عراق را به کشور اقتصاد ببخشد. این بزرگترین کمک به اقتصاد نوپای این کشور بود تا بتواند از بدهی‌هایی که در دولت های قبل حاصل شده فرار کند. کل بدهی های عراق معادل در سال ۱۳۸۲ ۱۲۰، میلیارد دلار اضافه شده بود. واحد اصلی پول عراق دینار است. تخمین‌ها و اطلاعاتی نشان میدهد که چهار سال بعد از حمله به عراق نزدیک به ۲.۴ میلیون نفر عراقی آواره شدند و دو میلیون از این عراقی ها از کشور خارج شده و ۴ میلیون عراقی امنیت غذایی ندارند. همچنین یک چهارم کودکان دچار سوء تغذیه هستند و یک سوم آب آشامیدنی سالم هم در اختیار ندارند.

یکی از مشکلات در عراق ظرفیت پایین زیرساخت‌ها و نبود اطلاعات و مشخصی برای سازمانها و نهادهای مردم نهاد بین المللی است. این امر این امکان را به آنان نمی دهند که در زمینه توسعه و ساخت و زیرساخت و همیاری با مردم عراق مشارکت داشته باشد. از  سال ۲۰۱۳ تا کنون خیلی از مددجویان و افراد زیر مجموعه سازمان بین المللی مورد حمله مخالفان ، داعش و افراد مختلف بوده اند. چنانچه شاید ببشتر از ۱۰۰ نفر از مددکاران کشته و بسیاری زخمی و گروگان گرفته شده اند.

صنایع عراق خیلی نزدیک و مرتبط با صنایع نفتی هستند و بیشتر مبنی بر پالایش نفت و مواد شیمیایی کود است. معمولا این صنایع از بودجه و سرمایه گذاری دولتی برای صنایع زیربنایی استفاده می‌کند. صنایع عمده عراق صنایع نفت، صنایع شیمیایی، منسوجات، پارچه، فرآوری چرم، صنایع غذایی، کالای ساختمانی، ترکیبات شیمیایی، صنایع فرآوری، کود، فرآوری ساخت فلز و.. است.  نرخ رشد تولیدات  صنعتی عراق در سال ۲۰۰۷ نزدیک به ۴ درصد بود دولت به رتبه ۱۰۱ را در رشد تولید در بین کشور های جهان داشت. منابع طبیعی عراق شامل نفت، گاز طبیعی، فسفات و سولفات است.

فرصت های همکاری مرزی ایران و عراق

 در عراق صنعت گردشگری به خاطر وجود اماکن مقدسه شیعه جایگاه قابل توجهی از اقتصاد را به خود اختصاص داده است. با توجه به آمار دولت جمهوری اسلامی ایران بالغ بر یک میلیون و دویست هزار زائر ایرانی از طریق مرزهای آبی، خاکی و هوایی غیر از کشور عراق عمل می آورند. همچنین با توجه به این داده ها و گستردگی مرزی با کشورهای جمهوری عراق داریم، شاخص بالای بیکاری در استان های غربی ایران به این نتیجه می رسیم که یکی از راههای افزایش روابط توسعه و گسترش بازارچه مرزی است. با توجه به اطلاعات اقتصادی از کشور عراق این نکته را گوشزد می توان کرد که کشور عراق دارای ساختار و تکنولوژی تولید مشخص نیست و بیشتر وابسته به کشورهای غربی است.

در واقع با توجه به شهرک های صنعتی در استان های همجوار و همراهی و کمک به گسترش تولیدات صنعتی و همراهی با صادرکنندگان ایرانی می توانند بخش قابل توجهی از بازار را در قبضه کنند. امروزه با توجه به تفاوت ارزی بین دو کشور این امر می تواند کمک و مشوقی برای صادرکننده های باشد. صادرکننده های ایرانی نیز می توانند با افزایش تولید و صادرات مناسب به کشور عراق هم در ارزآوری کشور و هم در گسترش تولیدات و محصولات مورد نیاز کشور عراق و اشتغال بالقوه در استان های مرزی موفق شوند. فقط باید نکاتی را مد نظر قرر دهیم. باید حتما از بازار های بومی را از بازارهای مرزی جدا کنیم. یعنی اجازه حضور افراد و تجار عراقی را تا جای امکان در بازار های بومی ندهیم. چنین حضور این افراد و قابلیت توان خرید و تبدیل دلار به ارز داخلی دارند، موفق به خرید میشوند و موجب عدم تعادل در بازارهای بومی میشوند و بازار های بومی را دچار خلع مواد اولیه می کنند. این امر می تواند موجب فشار بر افراد بومی در استان های همجوار باشد. لذا میتوانیم با تشکیل بازارچه های مرزی و تأمین کالاها از طریق استان های معین همجوار استان های مرزی توسعه صنعتی، اشتغال، در اختیار قرار دادن کالاها با قیمت مناسب در اختیار تجار عراقی ودر نهایت گسترش و پیشرفت و حضور صنایع ایران در خاک عراق (که در درازمدت منفعتی هم برای کشور عراق دارد) را شاهد باشیم.

واژگان کلیدی: اقتصاد، عراق ، فرصت ، همکاری مرزی ،

The post وضعیت اقتصاد عراق و فرصت های همکاری مرزی appeared first on مرکز بین المللی مطالعات صلح.

]]>
http://peace-ipsc.org/fa/%d9%88%d8%b6%d8%b9%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%82%d8%aa%d8%b5%d8%a7%d8%af-%d8%b9%d8%b1%d8%a7%d9%82-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%b5%d8%aa-%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%87%d9%85%d9%83%d8%a7%d8%b1%d9%8a-%d9%85%d8%b1%d8%b2/feed/ 0 11050