چشم‌انداز نقش حزب کنگره مردمی در یمن   گفتگو با جعفر قنادباشی
آذر ۲۲, ۱۳۹۶ – ۶:۱۳ ق.ظ |

مرکز بین الملی مطالعات صلح – IPSC

واژگان کلیدی: علی عبداله صالح، یمن، حزب، کنگره مردمی، انصار اله
 
حزب وابسته به علی عبدالله صالح یا حزب کنگره مردمی حداقل در سالهای گذشته نقش مهمی در یمن داشته …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خلیج فارس, عربستان, مقالات

عللِ نیاز دولت سعودی به رسانه‌های تکفیری منسوب به شیعه امامیه

نگارش در آذر ۱۴, ۱۳۹۶ – ۷:۰۴ ق.ظ
عللِ نیاز دولت سعودی به رسانه‌های تکفیری منسوب به شیعه امامیه
Share

دکتر کامیار صداقت ثمرحسینی

عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

برای فهمِ عللِ نیاز دولت سعودی به رسانه‌های تکفیری منتسب به مذهب امامیه، ابتدا لازم است گذرا اشاره‌ای به تاریخ وهابیت به مثابه تاریخ خشونت و تکفیر و تاریخ مکر و نفاق شود.

در سراسر ادوار تاسیس دولت سعودی، خصوصاً دوره اوّل (یعنی پس از بیعت شیخ محمد بن عبدالوهاب با امیر محمد بن سعود – 1157ق/1744م) و دوره سوّم آن (یعنی دوران ظهور ملک عبدالعزیز آل سعود) شاهد رواج فراگیر تکفیر، ترور و خشونت‌هایی شدید در حجاز و مناطق پیرامونی آن هستیم. تنها در حمله تکفیری آل سعود به کربلاء، هزاران مسلمان به وضع دلخراشی به شهادت رسیدند. روایت‌های هولناک از قتل و عام مسلمانان به دستِ وهابیان سعودی را می‌توان در کتاب «کشف الارتیاب فی اتباع محمد بن عبدالوهاب» تألیف علّامه سیّد محسن امین و کتاب «وهابیان» تألیف مرحوم استاد علی اصغر فقیهی و کتاب «شهداء الفضیله» تألیف علّامه عبدالحسین امینی مشاهده کرد که در اثنای آن شاهد تکفیر بی‌ضابطه مسلمانان، سر بریدن مسلمانان، غارت مسلمانان، کشتن فجیع زنان باردار و … هستیم و اتفاقاً برخی از مورخان دولت سعودی نیز به این فجایع دهشتناک افتخار و مباهات کرده‌اند. اینگونه اعمال بعدها توسط جریانهای تکفیری در سوریه و عراق تکرار شدند.

در برهه‌ای دیگر، سپاه اخوان التوحید ملک عبدالعزیز را می‌یابیم. کارکرد غیرمستقیم داعش برای دولت ملک عبدالله و برادرش ملک سلمان، همانند کارکرد مستقیم سپاه اخوان التوحید ملک عبدالعزیز بوده است؛ و باز در تاریخ می‌خوانیم که با تثبیت حکومتِ ملک عبدالعزیز آل سعود (پدر ملک سلمان) او شخصاً سپاه خونریز تکفیری خود را از میان برد تا مبادا طومارِ سلطنت خودش نیز توسط سپاه تکفیری‌اش پیچیده شود. این سرکوبی به مثابه ندامتِ او از جنایات قبلی سپاهش نبود، بلکه چاره‌ای برای تداومِ حکومتش بود.

امروزه نیز عربستان را در چارچوب مجموعه تحولاتی سریع می‌یابیم تا دولت چهارم سعودی توسط محمد بن سلمان آل سعود شکل گیرد که دورانی مملو از خشونت و جنگ با مسلمانان غیروهابی است.

هدف از بیان این مقدمه توجه به این موضوع است که در سیاست دولت سعودی همواره شاهد ظهور دوره‌هایی مملو از خشونت و تکفیر فراگیر وهابیان سعودی و متعاقب آن برقرای آرامش نسبی هستیم. خشونت و تکفیر معاصر نیز مسبوق به سابقه بوده است. در گذشته، ملک عبدالعزیز به سرعت متوجه نقش وسایل ارتباط جمعی در بازسازی تصویر دولت خود شد و کوشید تا شبکه‌ وسیع مطبوعاتی را شکل دهد که تصویری ملایم از پادشاهان و مفتیان سعودی را برای مسلمانان ترسیم کند. اینجا بود که مکر و نفاق با خشونت و کشتار آمیخته شد و کم‌کم صورتی رسانه‌ای به خود گرفت. محمد حسن جان سرهندی مجددی (محقق سنی هندی) در کتاب «الأصول الاربعه فی تردید الوهابیه» در سال 1928 میلادی به پدیده‌ای عجیب در شبه قاره هند اشاره دارد که بر اساس آن برخی از مبلغان وهابی، با پوشش مذهب حنفی به ترویج وهابیت مشغول بوده‌اند و می‌نویسد: «…و هزارها وهابیان هستند که خود را به نفاق، حنفی می‌گویند» و باز می‌نویسد: «… و بعض افراد وهابیان هند، بنام حضرت امام ابوحنیفه (رحمه الله) سخت توهین و طعن و لعن در کتب خود می‌نویسند؛ چون ابوالقاسم بنارسی نومُسلم که کتابی مُسمّی به «الجرح علی ابی حنیفه» تألیف کرده است. …» و صاحب هندی نیز در مثنوی «وهابی‌نامه» (در بخش «گفتار در سبب تألیف») وهابیان را چنین توصیف کرده است:

«به‌ظاهر به رخسارشان آب و تاب

به باطن ز کین، طبع ایشان خراب»

خطِّ نفاق سعودی امروزه در قالب شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای و اینترنتی حضوری چشمگیر در جهان اسلام یافته است. وهابیان عده قلیلی هستند، اما با حضور وسیع رسانه‌ای خود می‌کوشند تا اقلیت را به مثابه اکثریت وانمود کنند. از سویی، شاهدِ دهشتناک‌ترین نسل‌کشی تاریخ در کشور یمن به دست آل سعود هستیم و از سوی دیگر، شاهد تبلیغاتی هستیم که چهره آل سعود را به مثابه منجیان بشریت و منادیان صلح و دشمنان تروریسم معرفی می‌کند.

بنابراین همانگونه که حیات دولت سعودی آکنده از نفاق و تکفیر و خشونت است، رسانه‌های رسمی سعودی نیز همواره در دو زمینه فعال بوده‌اند:

  1. برخی از رسانه‌های رسمی سعودی به ترویج خشونت مذهبی میان فریقین مبادرت کرده و می‌کنند.
  2. برخی دیگر به ارائه تصویری صلح‌طلبانه، انسانی و حق به جانب از آل سعود می‌پردازند.

اینجاست که تداوم فعالیت‌های وهابیان در گروِ شکل گیری رسانه‌های تکفیری بنام شیعه امامیه می‌شود که مهمترین کارکردهای آن عبارت‌اند از:

  1. رسانه‌های تکفیری منتسب به شیعه مانند جریان یاسرالحبیب، موتور محرکه رسانه‌های تکفیری دولت سعودی می‌شوند. عقیده وهابیت تنها در سایه تشدید اختلافات مذهبی است که می‌تواند حیات خود را تداوم بخشد. بقای پادشاهی سعودی نیز در گرو استمرار تضادها و خصومت‌های قومی و مذهبی در منطقه است.
  2. با انتساب خشونت، توجه اذهان اهل سنت از خشونت و کشتار فراگیر در یمن منحرف می‌شود.
  3. در مقابل جریان تکفیری وهابیان، تصویری صلح‌طلبانه از پادشاهان سعودی ارائه کنند.

اینچنین جریانهای لندن‌نشین منتسب به شیعه امامیه، عملاً در خدمت سیاست‌های دولت سعودی؛ و همزمان در خدمتِ سیاست‌ معروف استعمار «تفرقه بینداز و حکومت کن» هستند و در این میان برخی با سوء نیت و برخی نیز با سوء تشخیص وارد چنین معرکه‌ای می‌شوند که صدمات جبران ناپذیری را به جهان اسلام وارد می‌کند.

واژگان کلیدی: دولت سعودی ،رسانه‌های تکفیری، شیعه امامیه

Share