آذر ۲۶, ۱۳۹۷ – ۳:۵۷ ق.ظ |

عبدالرضا عالمی
 دکتری مطالعات رسانه
مرکز بین المللی مطالعات صلح –ipsc

در سالهای اخیر و همزمان با جبهه گیری های جدید در جهان اسلام،  حمایت و سوگیری از دیدگاههای مختلف درمسائل منطقه ای، در گسترش و …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, گزیده ها, گفتگو

عربستان سعودی و برنامه هسته‌ای گفتگو با دکتر پیروز مجتهد زاده کارشناس مسائل خلیج فارس و ژئوپولیتیک جهانی

نگارش در تیر ۲۲, ۱۳۹۰ – ۷:۵۹ ب.ظ
Share

فرزاد رمضانی بونش

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

 


در یک دهه گذشته جدا از انتشار اخبار و گزارش هایی درباره برنامه  هسته ای عربستان، این کشور کوشیده است تا تلاش هایی  نیز در راه امضای قراردادهای هسته ای انجام دهد. در این بین ارزیابی توان هسته ای غیر نظامی و احتمالا نظامی  این کشورو همچنین کوشش ها و تلاش های این کشور در راه هسته ای شدن و آینده این کشور از  نکاتی است که کوشیدیم در گفتگو با جناب دکتر پیروز مجتهدزاده مطرح کنیم.وی کارشناس مسائل خلیج فارس و همچنین استاد ژئوپولیتیک جهانی در دانشگاهای ایران و انگلستان بوده است و کتاب ها و مقالات بیشماری در مورد مسائل مربوط به این حوزه ها از ایشان انتشار یافته است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح :به نظر می رسد که اکنون بیش از هر زمانی مقامات ریاض در اندیشه هسته ای شدن هستند، و اخیرا رسانه ها گزارش کرده اند  که عربستان قصد دارد در دو دهه آینده 16 راکتور هسته ای را به ارزش بیش از100 میلیارد دلار بسازد.  در این بین اگر نگاهی به برنامه هسته ای این کشور در دو سطح نظامی و غیر نظامی داشته باشیم اهداف اساسی این کشور در  استفاده و بدست آوردن توانایی هسته ای چیست ؟

هدف این کشور را در راستای هسته ای به هیچ وجه تابع منطق علمی و اقتصادی نیست. گرایش ریاض و دیگر پایتخت های عربی منطقه خلیج فارس به سوی ایده هسته ای شدن ناشی از رقابت ها و حسادت هایی است که ایالات متحده امریکا و متحدان اروپائیش (بریتانیا و فرانسه) در الهام از اسرائیلی ها درآن کشورها نسبت به ایران دامن زدند. قدرت های یاد شده غربی در این تحریکات دو هدف اساسی و عمده دارند: یک، اینکه همگان را وادار به این باور کنند که برنامه هسته ای ایران سبب تشویق رقابت هماوردان منطقه ایش شده است در روی آوردن به نیروی هسته ای: دو، این رویکر بهترین وسیله برای غرب است در زمینه بازگرداندن دلارهای نفتی.

همه ما می دانیم که اگر ایران به انرژی هسته ای روی آورد دلیل بالارفتن میزان سوخت داخلی این کشور است و سال ها پیش از انقلاب اسلامی بود امریکایی ها به ایران هشدار دادند که اگر در آینده ای حدود سال 2000 اگر ایران به سوی استفاده از انرژی هسته ای نرود، ناچار خواهد بود که از نفت و گاز صادراتی خود بکاهد و به مصرف داخلی رساند و در آن صورت از کسب ارز خارجیش کاسته شده و اقتصادش لطمه خواهد خورد. در مقابل بازهم همه ما می دانیم که ذخایر فسیلی عربستان سعودی و میزان تولید و صدور آن دست کم تا سه برابر ایران است در حالی که جمعیت آن کشور به یک سوم جمعیت ایران هم نمی رسد. عربستان سعودی بزرگترین ذخایر نفتی جهان را دارد، بزرگترین تولید کنده انرژی فسیلی در جهان و برزگترین امکانات برای تداوم این وضعیت در آینده  دور دارد. آشکار است که چنین کشوری هیچ توجیه اقتصادی و علمی برای روی آوردن به انرژی هسته ای ندارد، متحدین غربیش چنین می خواهند.  تازه در همین صورت ظاهر از رقابت ژئوپولیتیکی که توسط متحدین غربی آل سعود دامن زده شد، هیچ منطق علمی و استراتژیک وجود ندارد. چرا که عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی خلیج فارس در قراردادهای صنعت هسته ای که دارند، مکلف هستند که سوخت هسته ای (اورانیوم غنی شده) مورد نیاز صنایع خود را از آن کشورها وارد کنند و این وضع هرگز به آنان اجازه نخواهد داد که به طرف استفاده استراتژیک از صنعت هسته ای حرکت کنند، در حالی که مشکل غرب با ایران در همین استقلال علمی – صنعتی ایران است که سوخت هسته ای مورد نیاز خود را در داخل غنی سازی کرده و هیچ گونه وابستگی به دیگران نخواهد داشت.

به این ترتیب، روی آوردن کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی و قطر و غیره به صنعت هسته ای نه تنها به هیچ وجه نمی تواند آنها را با ایران در رقابت قدرتی قرار دهد، بلکه از نظر توجیه علمی – اقتصادی هم وضع مسخره ای را برای آن کشورها سبب شده است.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح :برخی بر این نظرند که عربستان سعودی سالها است که در جستجوی برنامه هسته ای نظامی است و برخی گزارش ها هم آغاز  برنامه سری هسته‌ای عربستان در اوائل دهه 90 میلادی می دانند. در این بین به نظر شما آیا عربستان برنامه هسته ای نظامی داشته و یا دارد  ؟

تا آنجا که مطالعات بنده اجازه می دهد، این کشور تاکنون برنامه هسته ای نظامی نداشته است و در واقع این گزارش های ذکر شده بر اساس اسناد مستند و متقنی نیست. یعنی  ممکن است برخی شیوخ این کشور چنین اظهاراتی داشته باشند، ولی ما باید دقت داشته باشیم که در دنیای رقابت های سیاسی و شاید ژئوپولیتیک بلوف ها در منطقه غیر علمی خاور میانه گاه بیداد می کنند. اما در همین منطقه یک برنامه علمی صنعت هسته ای با گرایش نظامی نمی تواند واقعیت پیدا کند مگر دانش و تکنولوژی مربوط در کشور مربوطه وجود داشته باشد که عربستان سعودی و امارات و قطر در منطقه غیر علمی – صنعتی خاورمیانه عربی از آن بی بهره اند. در غیر آن صورت این گونه کشورها باید در قراردادهای علنی با کشورهای دارنده تکنولوژی هسته ای این صنعت با گرایش نظامی را خریداری کنند که در آن صورت اقدام یاد شده نمی تواند پنهانی باشد. تا آنجا که آگاهی من اجازه می دهد باید بگویم که عربستان سعودی هیچ زمانی نتوانسته است اقدام به تاسیس صنعت هسته ای با گرایش استفاده استراتژیک نماید. دست کم اینکه من هیچ گاه با چنین اسناد دقیق در مورد  برنامه مستقلانه هسته ای عربستان سعودی با گرایش استفاده نظامی برخورد نکرده ام. لذا ریشه این سخنان را نیز باید در بلوف های غیر ماهرانه چند سال اخیر در منطقه جست و جو کرد. برخی عوامل در ساختار سیاسی حکومت آل سعود مانند سفیران سابق و لاحق آن کشور در ایالات متحده که آرزوی تبدیل کشورشان به ایالت پنجاه دوم امریکا را دارند از این دست مطالب فراوان می گویند چنان که روزنامه گاردین لندن اخیر فاش کرد که شاهزاده سعودی وزیر پیشین اطلاعات آن کشور در تماسی پنهان به ناتو اخطار داد که دسترسی ایران به سلاح هسته ای سبب بروز جنگ هسته ای در منطقه خواهد شد.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح :با توجه به روابط خوب با اسلام آباد عربستان‌سعودی  و ورود پاکستان به باشگاه هسته‌ای جهان در سال 1998  ریاض  تا چه حدی از ابزارها و اهرم هایی همانند مالی از پتانسیل های اسلام آباد در زمینه همکاری های هسته ای استفاده کرده و یا می کند ؟

من در این رابطه اطلاعات زیادی ندارم، ولی خوب می دانم که روابط نه چندان پنهان تاکتیکی، مالی، اطلاعاتی و سیاسی ریاض با اسلام آباد از دولت نواز شریف در پاکستان شروع شده و گسترش فراوانی پیدا کرده است و همین روابط نه تنها نواز شریف و نزدیکان حزبی او را به عوامل آزهای سعودی در شرق جهان اسلام تبدیل کرده است، بلکه حاصل این روابط نه چندان پنهان گسترش تروریزم وهابی در شبه قاره هند، آسیای مرکزی و قفقاز بوده و دامنه مبارزات ضد تروریستی ایالات متحده امریکا را به داخل پاکستان کشانده است. حال پاکستان می تواند در چنین وضعیت حساس ژئواستراتژیک، به دور از چشمان واشینگتن با آل سعود وارد مبادلات تکنولوژیک بسیار حساس هسته ای نیز بشود، من نمی دانم.

 

مرکز بین المللی مطالعات صلح :در بعد غیر نظامی ریاض در اندیشه ساخت نیروگاه های هسته ای است در این راه با توجه به ابعاد گسترده همکاری با کشور های گوناگون عربستان در راه رسیدن به اهداف برنامه  هسته ای با چه موانع و چالش هایی روبرو است؟

برنامه انرژی هسته ای عربستان سعودی در همان حد و حدودی است که در بالا اشاره شد، حال ریاض می خواهد با هر چند کشور کوناگون در این راستا همکاری داشته باشد. به عبارت دیگر می خواهم بگویم که از دید باختر زمین ریاض یا هریک از کشورهای خلیج فارس هنوز در سطح و حدی نیستند اجازه حرکت به سوی استفاده استراتژیک از صنعت هسته ای را داشته باشند. از سوی دیگر با توجه به آرامش نسبی که در مناسبات ایران و غرب وجود دارد گمان نمی کنم که غرب در چنان شرایط دستپاچگی و هیجان باشد که ریسک تبدیل شدن عربستان سعودی به یک قدرت استراتژیک هسته ای را قبول کند. برنامه هسته ای عربستان در حال حاضر صرفا بر اساس تحریک ایالات متحده امریکا برای  بازگرداندن دلارهای نفتی است و من فکر نمی کنم این کشور هیچ وقت برنامه ای هسته ای به معنایی استراتژیک داشته است.

مرکز بین المللی مطالعات صلح :با توجه به اینکه ورود عربستان به حوزه هسته ای این احتمال را افزایش می دهد که این کشور در آینده به سلاح هسته ای نیز مجهز شود واین سلاح ها ممکن است (با توجه به شرایط سیاسی و مذهبی عربستان) در دراز مدت در اختیار گروه های سلفی و وهابی و هواداران القاعده قرار گیرد نگاه  و نگرانی های غرب ، امریکا و اسرائیل به برنامه  هسته ای شدن ریاض چیست ؟

نخست باید گفت که ایالات متحده امریکا علی رغم همه اشتباهاتی که در دو دهه اخیر بویژه در دوران بوش پسر نشان داد از برنامه ها و اهداف ژئواستراتژیک و  ژئوپلتیک  اساسی عربستان سعودی (که دیگران همچنان از آن غافل اند )بی خبر نیست و این هم متاسفانه انتشار ژئوپولیتیکی وهابیت در خاور جهان اسلام است. در این حال امریکا بعد از سالها به این نکته پی برده است. به گفته دیگر، غرب نگرانی های فراوانی در این رابطه دارد و من گمان نمی کنم که این نگرانی های غرب حتی بر خود آل سعود و کشور سعودی پنهان مانده باشد. عربستان سعودی به کمک افراد حمایت کننده اش در غرب سخت کوشیده است تا توجه ژئواستراتژیک غرب را به مباحثی چون خطر هسیته ای ایران، حلال شیعی و ژئوپولیتیک شیعه و این گونه اسطوده ها منحرف سازد، تا به خیال خود بتواند از این طریق سرپوشی بر اهداف و آزهای ژئوپولیتیک و ژئواستراتژیک خود نهد، ولی غرب، در عین حال، نشان داده است که ناظر و نگران اوج گیری وهابی گری ژئپولیتیکی و سلفی گری سیاسی آل سعود هم هست. به همین دلیل هم روابط ریاض با واشنگتن مدتی است دچار دست اندازهای اساسی است اما مصلحت هر دو طرف آن است که موانع را پنهان نگه دارند.

در مجموع من گمان نمی کنم که هیچ کس، نه امریکا ونه قدرتی دیگر، علاقمند باشد که قدرتی متزلزل  در منطقه ای بسیار حساس مثل خلیج فارس به سلاح هسته ای دست یابد . امروز اگر ما می بینیم که امریکا به حرف های ضد ایرانی پروبال می دهد منظور  مخالفت با ایران است نه اینکه امریکا بخواهد که کشوری متزلزل مثل عربستان (کشوری که این گونه به بحرین لشگر کشی می کند و از اوضاع یمن به هراس می افتد، نمی تواند داعیه “ثبات” رژیم خود را داشته باشد، بلکه تزلزل وضعیت خود را بیشتر به نمایش می گذارد. سیاست های عجولانه این کشور درقبال بحرین و یمن دال بر ترس و تزلزل این کشور بوده است). چنین رژیمی که از یک سو “تزلزل” را به نمایش می گذارد و از سوی دیگر در تلاشی گسترده برای انتشار بنیاد گرایی و وهابی گری در جهان اسلام تروریزم را دامن می زند، نمی تواند اجازه دسترسی به سلاح هسته ای را بیابد.

 

 

Share