امریکا و آینده تقابل با ایران در خاورمیانه  -گفتگو با دکتر حامد آزاد
خرداد ۵, ۱۳۹۶ – ۱۱:۲۰ ب.ظ |

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 
از آغاز حضور ترامپ در کاخ سفید نشانگان رفتاری و گفتاری دولت امریکا در تقابل با ایران بیشتر شده است . گفتگوی زیر به بررسی نگاه امریکا و استفاده …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیای میانه, مقالات, مقالات تحلیلی

جمهوری قزاقستان و «جهان اسلام»؛ تحکیم تعاملات، اهداف آینده

نگارش در اسفند ۱۸, ۱۳۸۹ – ۱۲:۱۹ ب.ظ
جمهوری قزاقستان و «جهان اسلام»؛ تحکیم تعاملات، اهداف آینده
Share

 

سمیه پسندیده

مرکز بین المللی مطالعات صلح – IPSC

 

مقدمه

آسیای مرکزی از دیرباز با اسلام پیوند عمیقی داشته و به عنوان یک فاکتور مهم و اساسی در پیوند و نزدیکی ملل آسیای مرکزی نقش به سزایی داشته است. اسلام در سرزمین قزاقستان علی رغم دور بودن از مراکز اسلامی، استعداد آن را داشت که حیات انسانی و اجتماعی قزاق ها را تغییر دهد و خدمات ارزشمندی در جهت وحدت ملی و رشد فرهنگی آنان بنماید. موج اسلام خواهی در میان مردم و روند رو به رشد آن در دوران پس از استقلال، و نیز با پشتیبانی و حمایت دولت از مراکز دینی و مذهبی در سالهای اخیر همراه بوده است.

دین اسلام بیش از همه در مناطق جنوبی و غربی قزاقستان گسترش یافته است و بیش از 80% از مردم این منطقه خود را مسلمان نامیده اند.(1) جمهوری قزاقستان محل تلاقی و مرز ادیان جهانی مانند اسلام، مسیحیت و بودا است و وجود ملیتهای گوناگون و حضور ادیان مختلف در آن باعث گردیده است تا همزمان چند مدل ژئواستراتژیک و متناسب با آن، چندین مدل ژئوپلتیک را در عرصه روابط بین الملل به بوته آزمایش بگذارد، ضمن اینکه قزاقستان کشوری است که به طور سنتی مسلمان است و با تکیه بر پیشینه شرقی به جهان غرب نظر دارد. بخشی از نوشتار پیش رو ترجمه مقاله دکتر ل. ارکشوا کارشناس مرکز تحلیل سیاست خارجی قزاقستان تحت عنوان« روابط جمهوری قزاقستان با کشورهای جهان اسلام»(2) است که به منظور شناساندن نگرش صاحبنظران و تصمیمات و اقدامات این کشور در ارتباط با کشورهای جهان اسلام ارائه می گردد.

«روابط جمهوری قزاقستان با کشورهای جهان اسلام»:

امروزه و در شرایط کنونی که تمام ابعاد و حوزه های گوناگون زندگی(سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و معنوی) در سراسر جهان دچار تغیرات عمده ای شده  است و به اصطلاح روند جهانی شدن و گذار به دنیای چند قطبی را طی می کند، نقش عوامل اقتصادی رشد قابل ملاحظه ای یافته است، بنابراین سیاست خارجی هر کشور و منجمله قزاقستان در برابر این تغییر و تحولات نمی تواند بی تفاوت بنشیند. در این شرایط جهتگیری سیاست خارجی نه تنها باید همگام با واقعیتهای زندگی باشد، بلکه باید همیشه توانایی پیش بینی تغییرات احتمالی در جهان را داشته باشد. اما اکنون به طور روز افزونی، امکان پیگیری و اجرای سیاست خارجی بدون در نظر گرفتن واقعیتها، مسائل و الزامات سیاست داخلی، جدای از مسایل اقتصادی غیر ممکن شده است. شرایط موجود اثرات خود را بر سیاست خارجی جمهوری های آسیای مرکزی و به خصوص قزاقستان کاملا نمایان کرده است.

ماهیت سکولار دولت قزاقستان سبب شده است تا شرایط آزاد برای برگزاری مناسبتها و انجام فرایض دینی تمام ادیان و مذاهب فراهم شود، و البته لازم به ذکر است که قزاقستان کشوری است چند قومیتی که مردم دارای ادیان و مذاهب گوناگون هستند و در حال حاضر شرایط موجود در این کشور نشان می دهد که این عوامل در توسعه و تصمصیم گیری سیاست خارجی نقش و اهمیت به سزایی دارد. اگر به موقعیت جغرافیایی و محیط ژئوپلتیک قزاقستان، روابط تاریخی و فرهنگی قزاقستان با کشورهای همسایه و به سطح تعاملات و توانائیهای بالقوه در جهت توسعه اقتصادی توجه کنیم، آشکارا در می یابیم که سیاست قزاقستان در ارتباط با دولتهایی که در اصطلاح کشورهای مسلمان نامیده می شوند، با مجموعه ای از عوامل داخلی و خارجی و ریشه های تاریخی و فرهنگی شکل گرفته است.

یکی از ویژگیها و مشخصه های اصلی دیپلماسی قزاقستان تعهد به مفهوم جهان چند قطبی و تحکیم روابط دوجانبه با کشورهای مختلف است، لذا این کشور در چارچوب سیاست چند برداری خود اهداف خود را در همکاری همزمان هم با کشورهای غربی و هم با کشورهای شرقی طراحی کرده است، بنابراین طبق نظر رییس جمهور نورسلطان نظربایف، قزاقستان به دلیل موقعیت ژئوپلتیکی  و پتانسیل اقتصادی خود ممکن نیست که در مسائل منطقه ای محدود و محصور شود و آینده قزاقستان در همکاری با آسیا، اروپا، شرق و غرب رقم خورده است. بنابراین قزاقستان در درجه اول دولتهای آسیایی را به عنوان بخشی از مفهوم سیاست خارجی خود مورد توجه قرار می دهد و معتقد است که برای هم تراز کردن روابط دوجانبه خود هم با کشورهای غربی و هم با کشورهای آسیایی باید در چارچوب مقررات بین المللی سازمانهای منطقه ای فعالیت نماید. اکنون قزاقستان با بسیاری از کشورهای جهان اسلام منجمله؛ ایران، ترکیه، پاکستان، مصر، و برخی کشورهای دیگر دارای روابط گسترده چند جانبه است. یکی از مسائل اصلی قزاقستان در ارتباط با کشورهای آسیای میانه برقرای روابط اقتصادی با کشورهای این منطقه و یافتن راهی برای ورود به سیستم یکپارچگی منطقه ای است و علاوه بر آن قزاقستان تامین و تقویت امنیت منطقه را در برابری همه کشورهای منطقه می داند و به طور کلی اساس رفتارها و سیاستهای قزاقستان با کشورهایی مثل ایران و ترکیه بنا بر همین مفروضات است. لازم به یادآوری است که سیاستهای خاص قزاقستان در این منطقه، مستلزم ادغام و حفظ تعادل پیچیده سیاسی و منافع اقتصادی نه تنها در میان دولتهای شرکت کننده در این روند، بلکه در میان کشورهای ثالث نیز است و دستیابی به توافق میان طرفین گاهی با تمایل شدید به حفظ منافع ملی همراه است، بنابراین کاملا بدیهی است که وضعیت کنونی دلالت بر طیف وسیعی از مسائل که مرتبط با حمل و نقل نفت قزاقستان که از مدتها قبل نیز پدید آمده است والبته بسیار فراتر از فعل و انفعالات اقتصادی و بیشتر به دلیل فشارهای سیاسی است، دارد و بیشتر از سوی برخی کشورها و بیشتر از جانب ایالات متحده پدیدار گشته است.

ترکیه شریک قدیمی قزاقستان است و مواضع دو کشور همزمان در طیف گسترده ای از مسائل قرار دارد و اساس روابط دوجانبه میان ترکیه و قزاقستان در سال 1990 گذاشته شده است و اکنون فی مابین این دو کشور افزون بر 50 قرارداد و توافقنامه منعقد شده است. در حال حاضر نیز ترکیه یکی از بزرگترین شرکای تجاری قزاقستان به شمار می آید و ضمن آن هر دو طرف خواهان افزایش دامنه تعاملات اقتصادی و تجاری هستند و لازم به ذکر است که ترکیه تلاشهای بسیاری زیادی برای ادغام قزاقستان به جامعه بین الملل انجام داده است. علی رغم وجود این حقیقت که ترکیه به صورت گسترده از عامل زبان، مذهب و وابستگی قومی با جمهوری قزاقستان برای برقراری ارتباط استفاده نموده است، اما با این حال روابط این دو کشور بر اساس ایدئولوژی پان ترکیسم بنا نشده است و علاوه بر آن اصلا نمی توان این ادعا را داشت که عامل زبان ترکی بر سیاست خارجی قزاقستان غلبه دارد و به طور کلی میان دو کشور هیچ اختلاف نظر جدی وجود ندارد و در بسیاری از مسائل بین الملی دیدگاه همگرایی میان آنها حاکم است.

ایران به عنوان یک قدرت منطقه ای که به تازگی وزن سیاسی آن در جهان افزایش یافته است و تاثیر قابل توجهی در روابط بین الملل دارد، دارای منافع بلند مدت در قزاقستان و آسیای مرکزی است. در حال حاضر برای قزاقستان، تصمیم گیری در مورد مسائل دریای خزر، مسئله ایجاد دالان حمل و نقل و ارتباطی، نقل و انتقال منابع هیدروکربنی کشور از اهمیت به سزایی برخوردار است که در حال حاضر مشارکت ایران در تصمیم گیری این مسائل را شامل می شود. قزاقستان به عنوان کشوری که دسترسی به آبهای آزاد ندارد، برای اجرا و عملی سازی این طرحها به همکاری گسترده ایران نیاز دارد، یکی دیگر از جنبه های مهم تعمیق همکاری با ایران، نیاز به حل و فصل مسائل مربوط به امنیت منطقه ای، تروریسم، افراط گرایی مذهبی و قاچاق مواد مخدر است که برای حل آن به طور مسیتقیم نیاز به حل و فصل مناقشات در  افغانستان است. به طور کلی قزاقستان روابط دوجانبه و تعاملات سیاسی خود با ایران را در برقراری امنیت منطقه ای مثبت ارزیابی می کند. تا امروز میان ایران و قزاقستان در زمینه های مختلف تجاری، اقتصادی، سیاسی و حمل و نقل بیش از 40 قرارداد و توافقنامه به امضاء رسیده است. اما با این حال دو کشور از ظرفیتهای موجود به طور کامل بهره نمی برند و عمده روابط این دو کشور به سبب ضرورت تعین رژیم حقوقی خزر و همچنین راههای انتقال نفت است. البته همانطور که مشهود است در حل و فصل رژیم حقوقی دریای خزر رویکرد قزاقستان، روسیه و آذربایجان در یک سو قرار دارد و ایران در سوی دیگر و قدری متفاوت است، اما این اختلاف نظرها نباید مانعی برای پیشبرد همکاری کامل در تمام عرصه ها باشد، به خصوص این واقعیت وجود دارد که که یکی از اصلی ترین خطوط انتقال نفت قزاقستان باید از ایران گذر کند. به طور کلی ایران در پی یافتن یک شریک اقتصادی خوب است و قزاقستان نیز به دنبال تقویت گفتگوی سیاسی با ایران برای تصمیم گیری در مورد مسائل مهم منطقه ای است.

قزاقستان نه تنها  به دلیل شرایط ژئوپلتیکی و پتانسیل اقتصادی بلکه به دلیل درجه نفوذ سیاسی پاکستان در منطقه این کشور را یکی از شرکای اصلی خود در منطقه آسیا می داند و صرف نظر از اهمیت اقتصادی پاکستان این کشور به نوبه خود نفوذ فزاینده­ای در جهان اسلام دارد. قزاقستان در تعاملات خود با پاکستان بر ضرورت همکاری در زمینه برقراری صلح و ثبات در افغانستان تاکید دارد و در حال حاضر وضعیت افغانستان را نه تنها مانعی در مسیر ایجاد امنیت و ثبات در منطقه می داند، بلکه آن را مانعی برای فعالیتهای اقتصادی در سراسر منطقه می داندو منطقه آسیای میانه نقش مهمی را در تعاملات و روابط بین الملل ایفا می کند و در سیاست خارجی قزاقستان جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است.

ویژگیهای توسعه اقتصادی کشورهای منطقه اساسا بر مبنای توسعه بخش نفت است، اما در دیگر مسائل، به سبب اهمیت بالای عوامل مذهبی(اسلام) و عوامل قومیتی منجر به آن شده است تا خط تقسیم کشورهای منطقه در امتداد محورهای؛ «مخالفت با غرب و ایالات متحده- اتحاد با غرب و ایالات متحده- مسایل شیعه و سنی- اعراب- اسرائیل» در گردش باشد. بنابراین ویژگیهای سیاست خارجی قزاقستان در این منطقه به دلیل نیاز به هر کدام از عوامل اندکی پیچیده شده است و مخصوصا به وضوح در سعی به برقراری روابط موازی با اعراب و اسرائیل مشهود است.

در منطقه خاورمیانه، روابط اقتصادی و تجاری قزاقستان با کشورهای مصر و عربستان نیز در سطوح قابل قبول قرار دارد اما با این حال روابط با این دو کشور نیز هنوز در بالاترین سطوح خود که در برگیرنده تمام پتانسیل موجود باشد، نیست و توسعه این روابط بیشتر به بعد از زمان الحاق قزاقستان به سازمان کنفرانس اسلامی در سال 1995 باز می گردد. به طور کلی در حال حاضر اکثر تعاملات بیشتر در حوزه های انسانی و فرهنگی صورت می پذیرد، اگرچه فرصتهای مناسبی جهت توسعه روابط میان طرفین وجود دارد. به عنوان نمونه، چند سال قبل عربستان به نشانه سمبل دوستی دو کشور در جهت برگزاری مذاکرات دوستانه ساختمان مجلس سنای قزاقستان را به طور رایگان احداث نمود و طی 15 سال گذشته روابط عربستان و قزاقستان به طور فزاینده افزایش یافته است که نشانه تفاهم دولتها در تمام ابعاد است. در مسئله حل و فصل مناقشات خاورمیانه قزاقستان معتقد است که رضایت و توافق طرفین یعنی اعراب و اسرائیلی ها هر دو لازم است اگرچه به صورت موقتی در یک بازه از زمان باشد چراکه این امر لازمه حل و فصل دیگر مناقشات میان اعراب و اسراییلی ها است. بنابراین سیاست خارجی قزاقستان بر اساس انطباق منافع ملی و امنیت ملی، ادغام و پیوستگی با جامعه جهانی با هدف توسعه و همکاری با همه کشورها و سازمانهای جهانی است.

نتیجه گیری

اینگونه که از سیاستهای چند سال اخیر قزاقستان بر می آید، عملکرد این کشور نه تنها در داخل کشور جهت ایجاد فضای مسالمت آمیز و مملو از صمیمیت و دیگر پذیری میان مذاهب، ادیان و اقوام محدود نشده است، بلکه قزاقستان اقداماتی از این قبیل را در سطح جهان نیز بخود تکلیف کرده است تا بدین ترتیب بتواند تفاهم و گفتگو را جایگزین تصادم و تقابل میان تمدن ها و ادیان بزرگ جهانی نماید. البته با توجه به نوع سیستم حکومتی قزاقستان در این عرصه شخص نورسلطان نظربایف مسئولیت انجام این قبیل امور را در دست گرفته است که نه تنها در داخل موثر واقع شده، بلکه در صحنه بین المللی نیز انگیزه و ذهنیت دیالوگ وتبادل آرا دینی را تقویت کرده است، و طرفدارانی را در این خصوص بخود جلب کرده است و بنیان گذاری «کاخ صلح و تفاهم قزاقستان» به ابتکار نور سلطان نظر بایف خود گویای حسن نیت و عمل شخص ایشان می باشد.(3)

دولتمردان قزاقستان در دیپلماسی خویش بیشتر از اصل تعامل و مدارا خصوصاً با کشورهای همجوار خویش پیروی می­کند. همانطور که از مطالب فوق بر می آید، اهم فعالیتهای قزاقستان با کشورهای پیرامون و به خصوص کشورهای جهان اسلام بیشتر بر اساس ارتباطات اقتصادی و تجاری است، اما در کنار آن بر ضرورت روابط نزدیک میان این کشورها تاکید دارد و اتحاد آنها را مسیری برای برقرای صلح و ثبات در منطقه و به خصوص مبارزه با تروریسم می داند، و این واقعیت را نمی توان انکار کرد، که اقدامات عملی دولت قزاقستان درجهت تقریب اقوام و مذاهب موجود در داخل این کشور و در کشورهای هم مرز به تاسی از مشی تساهل وتسامح است. قزاقستان معتقد است که با ریاست دوره ای بر سازمان امنیت و همکاری اروپا در سال 2010 و با ریاست بر سازمان کنفرانس اسلامی در سال 2011  فرصت بی نظیری در اختیار دارد تا یک پل ارتباطی میان اروپا و کشورهای اسلامی را ایجاد کند، و نقش به سزایی در جلوگیری از اسلام هراسی، بیگانه ستیزی و تعصب نژادی داشته باشد.(4) همسایگان آسیای مرکزی قزاقستان اکنون از این کشور در مقام یک عضو مهم انتظار دارند که زمینه ساز ارتباطات هرچه بیشتر میان کشورهای آسیای مرکزی و سازمان کنفرانس اسلامی باشد. نطقه کانونی ریاست قزاقستان بر سازمان کنفرانس اسلامی گفتگوی میان ادیان، تعاملات نزدیکتر میان شرق و غرب و به طور کلی تقویت روابط میان جهان اسلام و دنیای غرب است که به دفعات توسط نور سلطان نظربایف رییس جمهور قزاقستان بر آن تاکید شده است.(5) در واقع ریاست قزاقستان بر سازمان کنفرانس اسلامی در سال 2011 می­تواند تبدیل به یک فرصت مناسب برای این کشور شود و مسبب همکاریهای بین المللی و منطقه ای به ویژه در میان کشورهای مسلمان در زمینه کاهش فقر، مبارزه با تروریسم و جرم های فراملی گردد.

 

منابع:

1-    عابدینی، محمد حسین، سیمای فرهنگی قزاقستان، انتشارات بین المللی الهدی، تهران 1384، ص106

2-    ОТНОШЕНИЯ  РЕСПУБЛИКИ КАЗАХСТАН СО СТРАНАМИ «МУСУЛЬМАНСКОГО МИРА», Банк Рефератов Казахстана, http://www.bankreferatov.kz/ru/politika/42-musulman.html

3-    جلات خان زاهد فیاض، بانک مقالات جهان اسلام، مرداد 1388، http://islamworld2020.persianblog.ir/post/369

4-    Информационный портал закон,(25.3.2010), http://www.zakon.kz/167084-kazakhstan-postroit-most-mezhdu.html

5-    Aslan Ayçiçek, “Progressive development of Kazakhstan in the Islamic world”, Eurodialogue, 09.02.2011, http://eurodialogue.org/BRIDGE-BETWEEN-OSCE-AND-OIC

 

Share