اردیبهشت ۳, ۱۳۹۸ – ۱۲:۵۵ ب.ظ |

محسن عزتی
کارشناس مسائل خاورمیانه
مرکز بین المللی مطالعات صلح –IPSC

یکی از شاخص های عصر حاضر، چندگانه شدن کنشگران بین المللی است که در کنار ایفای نقش دولت ها و سازمان های بین المللی، عوامل و …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, خلیج فارس, گزیده ها, گفتگو

جریان‌های سلفی جهان عرب -گفتگو با محمدرضا عشوری مقدم – بخش پایانی

نگارش در بهمن ۲, ۱۳۹۷ – ۶:۲۱ ق.ظ
Share

کارشناس جریان های اسلامی معاصر

مرکز بین المللی مطالعات صلح- IPSC

سلفیت و جریان های سلفی در جهان عرب نقش مهمی در تحولات فکری، فرهنگی، سیاسی و امنیتی کشورهای عربی بویژه در یک سده گذشته داشته اند. در گفتگویی با محمدرضا عشوری مقدم به بررسی بیشتر جریان‌ها و طیف‌های مختلف سلفی جهان عرب پرداخته ایم:

واژگان کلیدی: جریان‌طیف‌ ,سلفی, جهان عربعربی,وهابیت , محمدرضا عشوری مقدم

مرکز بین المللی مطالعات صلح: گرایش های طیف دوم یا سلفگرایی مدخلی چیست؟

طیف دوم که خودش می تواند گرایش‌‌های مختلف داشته باشد و من اینجا به دو گرایش عمده اشاره می کنم گرایشی است که یک نگاه اصلاحی و تحول‌‌خوانه دارد.

  1. یک گرایش یا جریان این طیف، سلفگرایی «الصحوه» یا بیداری است. این جریان از اوایل دهه نود میلادی در کشورهای خلیج فارس رشد و نمو یافت و البته ریشه‌های متقدم‌‌تری هم دارد. شکل‌گیری این جریان در واقع به ماجرای جنگ خلیج فارس و اعتراض به حضور نیروهای آمریکایی در منطقه برمی‌‌گرده. محور اساسی گفتمان این مکتب، نقد حاکمیت‌های سیاسی منطقه به ویژه عربستان سعودی در قبال این مسئله بوده است. این جریان در واقع یکی از تاثیرگذارترین مکاتب سلفی معاصر است و شخصیت ها و نظریه پردازان مطرحی داشته که بسیاری از شیوخ مشهور سلفی سوری مثل شیخ محمد سرور زین العابدین که در عربستان تحصیل کرد متاثر از آن بوده‌اند و به همین سبب هم است که حتی از این جریان با عنوان «سلفیه سروری» یاد می‌‌کنند. یک مسئله مهم که این جریان از جریان دیگر این طیف متمایز می‌‌کنند رویکرد عمدتا گفتمانی و جنبشی است که این گروه در نقد حاکمیت سیاسی دارد و نوعی دعوت برای مبارزه با استعمار و تقابل برای آزادی از سیطره گروه های وابسته و حتی حاکمیت‌های سیاسی در جهان اسلام را باید مهمترین وجهه این مکتب به شمار آورد. رویکردی که البته بر پایه یک کار سازماندهی و تقابل سازمان یافته شکل گرفته و این روش رو شرعی و حتی لازم هم می داند. و در مقایسه جریان محافظه کار هم کاملا در تقابل با آنها قرار دارند که اساسا کار حزبی و سازمانی نامشروع می‌دانستند. این جریان البته لزوما اینطور هم نبوده که فقط به کار حزبی بپردازند طیف های مختلفی از جمله گرایش های مختلف اخوانی و تا گروه های مختلف سلفی جهادی متاثر از این نگاه و حتی زیرمجموعه این طیف هستند.

B.دومین گرایش همانطور که عرض کردم گرایشی هست که امروز از آن با عنوان سلفی جهادی یاد می شود. این گرایش رو در واقع باید محصول ترکیب نوعی سلفگرایی سعودی صحوه ای با حضور اسامه بن لادن و جریان های جهادی مصری مثل جماعت اسلامی مصر و گروه الجهاد ایمن الظواهری دانست سالها بعد به قاعده الجهاد تغییر پیدا کردند.

مرکز بین المللی مطالعات صلح: سلفی‌گری در جهان عرب چه نگاهی به بحث تکفیر، غرب و شیعیان دارد؟

اگر بخواهیم بدون جانبداری و منصفانه به قضیه نگاه کنیم باید این نکته را بپذیریم که تفکر و اندیشه سلفی شدیدترین جریان فکری در میان مذاهب و جریان‌های اسلامی در موضوع تکفیر است. اینکه کسی تکفیر شود و صفت کافر به وی منسوب شود اصلا شاید کار راحتی طبق فقه سنتی اسلامی و در مذاهب مختلف اهل سنت نباشد و حتی ما می بنیم که علمای الازهر چقدر در این‌‌باره احتیاط می‌‌کنند. منتها مسئله ای که وجود دارد این است که بین تکفیر عملی و تکفیر عینی تفاوت وجود دارد. تکفیر عملی یعنی اینکه فلان عملی که فرد انجام داده یک عمل کافرانه است. ولی تکفیر عینی آن است که صفت کفر مورد توجه خود فرد قرار می‌گیرد. اتفاقی که اینجا می‌‌افتد این است که در سلفگرایی جهادی دایره این تکفیر گسترده تر شده و مباحث تطور بیشتری پیدا کرده. اینکه این تکفیر چه تبعاتی می تواند داشته باشد اینکه آیا این تکفیر می تواند توجیه کننده عملیات مسلحانه باشد یا نه ؟ آیا احکام ارتداد بر آن افراد باید اجرا شود یا نه؟ مباحث مختلف مربوط به تکفیر جاهل یا تکفیر عوام و خواص شیعه و فروعاتی از این دست، مسائلی است که در میان جریان‌‌های مختلف سلفی درباره آن بحث شده و همچنان هم در این زمینه اختلاف نظر وجود داره و البته اغلب اینها بحث‌‌هایی است که ریشه در اختلافات فقهی دارد. بنا براین باید به این مسئله توجه شود که بحث تکفیر فقط یک ساده نیست و ابعاد و فروعات بسیاری دارد هم در تعاریف و مفاهیم و هم در اجتهادات و تبعات عملی مرتبط به آن دارد که همین مسئله باعث شده تا گروه های مختلف سلفی در این رابطه نگاه های متفاوت محافظه کارانه تر یا جدی تری داشته باشند که طبعا تبیین نگاه تک تک جریان ها در این باره وقت بسیار بیشتری می طلبد. این بحث اینقدر گسترده است که مسائل مختلفی از جمله تکفیر حاکم و خروج علیه حاکمیت و مسائلی از این قبیل رو شامل می شود و حتی می‌بنیم که مثلا در میان شیوخ سلفی سنتی در عربستان از این جریان‌های جهادی به عنوان «خوارج» یاد می‌شوند. در کل هر دو گرایش صحوه‌ای یعنی هم جهادی‌ها و هم جنبشی‌ها در فضای رسمی سعودی، گروههایی منحرف و ضاله معرفی می شوند.

اساسا از آن برهه عملیات «جهیمان العتیبی» در مسجد الحرام که باید آن را یک نقطه محوری در تاریخ سلفگرایی و حرکت سلفی جهادی محسوب کنیم به لحاظ فکری هم شاهد این هستیم که از این برهه بحث‌ها و فروع مختلف درباره هم مفاهیم مربوط به تکفیر و ابعاد مختلف آن و هم راهبردها درباره چگونگی تعامل با حاکمیت‌‌های سیاسی مثل بحث‌‌های اولویت دشمن نزدیک و دشمن دور خیلی گسترده‌‌تر می‌‌شود. در کنار این مسئله بحث‌های مختلف مربوط به جهادگرایی مصری و افکار سید قطب هم وارد محافل سلفی می‌شود و این یک مرحله خاصی در تطور فکری سلفی و جهادی به شمار می‌‌رود که بسیار مهم است.

منتها یک نکه مهم که خیلی می بنیم بحث می شود درباره نوع نگاه سید قطب و اخوان قطبی به مسئله تکفیر است. خب امروز ما خیلی می بنیم که از سوی طیف های سکولار و چپگرا جریان های موسوم به تکفیری و جهادی مثل داعش و القاعده رو به اخوان المسلمین و سید قطب مرتبط می کنند و حتی الان این یک نظریه جدی هست در مصر که مادر اندیشه تروریستی اخوان است. ببینید این مسئله از یک جهت درسته و از یک جهت هم ناشی از فهم های متفاوتی است که از سید قطب صورت گرفته و هم از اینکه منشا دیگر نگاه تکفیری یعنی تاثیرپذیری از سلفگرایی حجازی و محمد بن عبدالوهاب در این طیف ها نادیده گرفته می شود. خیلی مهم است که در نظر بگیریم آن تکفیری که در اندیشه سید قطب مطرح شده که مرتبط با آیه «من لم یحکم بما انزل الله» است در واقع آنطور که محمد، برادر سید قطب هم گفته با آن تکفیری که در سلفگرایی حجازی مطرح می شود متفاوت است. در این تفسیری که سید قطب ارائه می دهد به شدت بحث حاکمیت ها و حاکمی است که بما انزل الله و بر پایه شریعت حکومت نمی کند. البته خب واقعا بحث مشخصی هم نمی کند که بالاخره تکفیر چیست و چه باید کرد. در حالی که در سلفگرایی حجازی آن چیزی که خیلی اهمیت دارد عقاید شخصی افراد و نسبتی است که آن عقاید با توحید و بدعت ها دارد و مباحث مربوط به عقاید شیعه و صوفیه مطرح می‌‌شود و در واقع در اینجا تکفیر «عینی» است که مطرح است و صفت کفر را به فرد می دهد. البته خب سید قطب بحث های جدی درباره تکفیر و بحث دوگانه جامعه توحیدی و جاهلی دارد که یک مجال مفصل تری می طلبد.

منتها به لحاظ میدانی این فکر یک محمل مناسبی مثل افغانستان پیدا کرد تا بتواند که در صحنه جهادگرایی به خوبی بروز و ظهور پیدا کند. طبعا اینکه چرا چنین محملی فراهم شد و دولت‌ها با چنین حجمی از اعزام عناصر جهادی به افغانستان همراهی کردند می‌‌تواند که اهداف و اغراض مختلفی داشته باشد. به عنوان مثال یکی از سناریوهایی که مطرح شده این بود که بعد از تجربه جهیمان، حاکمیت سعودی به دنیال این بود تا بتواند که به نوعی از دست این جماعت‌ها خلاص بشود. ولی خب واقعیت این بود که این سیل گسترده افرادی که راهی این منطقه می شوند به طبع در بازگشت هم می‌‌توانند حامل یک گفتمان تطوریافته‌‌تری باشند. مرحله افغانستان یک مرحله بسیار اساسی و مهم است که در آن به واسطه تشکیل حلقه های مختلف فکری که حتی در پاکستان هم شکل می‌‌گیرد و آموزه‌‌هایی که از سوی جریان‌های بومی مثل طالبان به آن راه می‌‌یابد نوعی پراکندگی فکری حتی در آموزه‌‌های سلفی مثل مسئله تکفیر شکل می‌‌گیرد که در سال‌‌های بعد خیلی بیشتر این اختلاف نمود پیدا می‌‌کند.

بار دیگر به این نکته تاکید می‌‌کنم که اساسا جریان سلفی جهادی را نباید یک طیف واحد هم به لحاظ فکری و هم به لحاظ ریشه‌‌های هویتی حساب کرد. به عنوان مثال ما شاهد این هستیم که جریان‌‌هایی صوفی مثل طیفی از نقشبندیه چطور با القاعده عراق پیوند برقرار می‌‌کنند و یک طیف خاصی را در این منطقه شکل می‌‌دهند.

Share