چشم‌انداز نقش حزب کنگره مردمی در یمن   گفتگو با جعفر قنادباشی
آذر ۲۲, ۱۳۹۶ – ۶:۱۳ ق.ظ |

مرکز بین الملی مطالعات صلح – IPSC

واژگان کلیدی: علی عبداله صالح، یمن، حزب، کنگره مردمی، انصار اله
 
حزب وابسته به علی عبدالله صالح یا حزب کنگره مردمی حداقل در سالهای گذشته نقش مهمی در یمن داشته …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » خاورمیانه, مقالات, مقالات تحلیلی

بررسی منطقه گرایی خاورمیانه ­ای و اروپایی

نگارش در آذر ۱۵, ۱۳۸۹ – ۱۰:۰۲ ق.ظ
Share

فاطمه الوندی

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

 


منافع اقتصادی، اصلی ترین دلیل گسترش همکاری های اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی بین کشورهاست. با توجه به روند کنونی اقتصادی که به سمت یکپارچگی و جهانی شدن پیش می رود، همکاری های منطقه ای می تواند نقش مهمی در حضور گسترده تر کشورها در صحنه های بین المللی داشته باشد.

یکی از ویژگی های اصلی اقتصاد جهانی رقابت روزافزون کشورها برای یافتن بازارهای جدید است. به همین منظور در چند سال گذشته، حضور بیشتر در صحنه تجارت بین الملل از برنامه های اصلی سیاستگذاران اقتصادی کشورها قرار گرفته است. ضمن اینکه در این دوره رشد روز افزون تکنولوژی های ارتباطی به روابط تجاری بین کشورها کمک کرده است.

در چند دهه گذشته، اقتصاد جهانی شاهد آزاد سازی های تجاری عظیمی در مبادلات تجاری بوده است. این حرکت که از ابتدا با شکل گیری موافقتنامه عمومی تعرفه و تجارت آغاز و هم اینک نیز به وسیله سازمان جهانی تجارت دنبال می شود، توانسته است تاثیر شدیدی بر آزادسازی ها و بازکردن اقتصادها بر جای بگذارد.

اتحادیه اروپا:

همگرایی منطقه ای به طور سنتی دلالت بر آزادسازی های تجاری دارد. دو یا چند اقتصاد تحت یک پیمان تجاری منطقه ای می توانند تصمیم بگیرند موانع تجاری را میان خود کاهش دهند. جریان منطقه گرایی پس از جنگ جهانی دوم مشخصاً از اروپا و با جامعه ذغال و فولاد در سال1956 آغاز گردید. از آن زمان تا کنون جریان منطقه گرایی و منطقه ای شدن روابط بین الملل، دچار فراز و فرودهایی بوده است .

اتحادیه اروپا با دارا بودن 500 میلیون نفر عضو سومین جمعیت بزرگ جهان بعد از هند و چین است. این اتحادیه با 27 کشور عضو یکی از گروه بندی های برجسته جهانی بوده و اینک یک چهارم ثروت و درآمد و بیش از یک پنجم تجارت جهانی را دراختیار دارد و اعطای بیش از نیمی از کمک های توسعه ای جهانی را عهده دار می باشد. تبدیل یورو به دومین ارز مهم ذخیره و تجارت جهانی به افزایش نفوذ بین المللی اتحادیه مدد رسانده است. اتحادیه بزرگترین قطب تجاری جهان می باشد و30 درصد از مبادلات تجاری بین المللی را به خود اختصاص داده است. اتحادیه اروپا در سیاستگذاری نهادهای اقتصادی مالی و تجاری مهم بین المللی مانند صندوق بین المللی پول بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی نقش شاخصی برعهده دارد و از قطب های صنعتی فن آوری سرمایه گذاری مالی و اعتباری برجسته جهانی است. 20 درصد از واردات و صادرات جهانی به اتحادیه تعلق دارد و بیش از 70 درصد از کل مبادلات تجاری اتحادیه با اعضای آن صورت می پذیرد. اتحادیه با دارا بودن بیش از 7 هزار میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی یکی از بالاترین درآمدهای سرانه در سطح جهانی را دارا می باشد.

اتحادیه اروپا تلاش دارد تا با ارائه الگویی متفاوت به عنوان قدرت نرم افزارانه در عرصه های مدیریت بحران پیشگیری از مناقشات صلح بانی و بازسازی اقتصادی سیاست خارجی هنجاری را به مورد اجرا گذاشته و به گسترش و تعمیم معیارهای اروپایی در سطح نظام بین الملل و تاثیرگذاری بر سیاست های شرکا و طرف های اقتصادی و تجاری خود بپردازد. ارتقای همگرایی منطقه ای حقوق بشر توسعه گسترش دموکراسی و حکومت قانون اهداف اعلامی سیاست خارجی مشترک اروپایی در این رهگذر است که از بنیادهای ارزشی و هنجاری برخوردار می باشد.

اگرچه اتحادیه اروپا بعد از جنگ ها و ویرانی های تاریخی پیش­آمده، در ابتدا بیشتر کارکرد امنیتی داشته است اما با گذشت زمان الگوهای گذشته توانست عناصری از تداوم و پیوستگی و همچنین تغییر و گسستگی نسبت به گذشته را پدید آورند. الگوهای جدید نشان می دهند که اروپای جدید از حد مسائل درون اتحادیه فراتر رفته و منافع و امنیت خود را در اصلی ترین مسائل منطقه ای و بین المللی جستجو می کند. مسائل مختلف بین المللی و جهانی در حوزه امنیت، موضوع تروریسم، رکود اقتصادی، بحران مالی، تغییرات آب و هوا و محیط زیست، امنیت انرژی توانسته است اتحادیه اروپایی را به همگرایی بیشتر ترغیب کند. شاید در بین اعضا نسبت موضوعات مختلف اختلاف در دیدگاه، روش ها و متدلوژی ها وجود داشته باشد ولی اختلافات بنیادی نسبت به موضوعات مهم جهانی دیده نمی شود.

اینک در مورد بخش عمده ای از سیاست ملی کشورهای عضو اتحادیه خصوصا در حوزه های اقتصادی در بروکسل تصمیم گرفته می شود. بانک مرکزی اروپا کنترل سیاست های پولی اروپاییان را بر عهده دارد و ابعاد مهم سیاست ملی این کشورها از مهاجرت گرفته تا محیط زیست و مسائل اجتماعی و کشاورزی در نهادهای فراملی مورد رسیدگی قرار می گیرد.

در واقع با توجه به مطالب گفته شده به نظر میرسد اتحادیه اروپا بعنوان موفق ترین شکل منطقه گرایی موجود با اهداف اقتصادی شروع به کار کرده و اکنون علاوه بر موفقیت در زمینه های تجاری و اقتصادی کم کم به موفقیت در زمینه  همگرایی های سیاسی، فرهنگی و هنجاری نائل شده است.

همکاری منطقه ای کشورهای در حال توسعه با یکدیگر یا با کشورهای توسعه یافته هرمنطقه زمینه ساز حضور و ادغام موفق آنها در فرایند جهانی شدن اقتصاد است. کشورهای در حال توسعه برای اینکه از حساسیت ها و آسیب پذیری ادغام در اقتصاد جهانی در امان باشند باید با تقویت همکاری منطقه ای اولاجریانهای ناشی از این ادغام را با ایجاد همکاری های اقتصادی تکمیل کننده جبران کنند و ثانیا اولین تجربه های جهانی شدن را در محیطی محدودتر و  گستره اقتصادی کمتر آغازکنند.

تجربه نشان می دهد که منطقه گرایی منجر به هم گرایی و یکسان شدن سیاستهای مرتبط با تجارت در سطح منطقه می­شود و لیبرال شدن جهانی را تسریع می­کند. در نتیجه منطقه گرایی به انتقال از همگرایی ضعیف جهانی به همگرایی عمیق جهانی کمک می­کند. به دلیل اینکه منطقه گرایی خود نیازمند هماهنگی سیاست ها و قواعد است، شرایطی را برای کشورهای عضو ایجاد میکند تا هرچه بیشتر به همگرایی فرهنگی  ابتدا در سطح منطقه و سپس در سطح جهانی روی بیاورند.

منطقه گرایی در خاورمیانه:

بر خلاف اتحادیه اروپا که ابتدا با اهداف امنیتی و سپس اقتصادی شروع به کار کرد و اکنون تا حدود زیادی شاهد همگرایی سیاسی، حقوقی و فرهنگی در میان اعضای آن هستیم، منطقه گرایی در خاورمیانه علی الاصول بر پایه­های هنجاری و نرم افزاری بوده است. بنابراین جز در مواردی که اهداف اتحادیه ها بیشتر رنگ اقتصادی داشته و یا کم کم به آن سمت و سو رفته نشانی از موفقیت در رسیدن به اهداف اولیه، ایجاد همگرایی و یا پیوند با روند جهانی شدن نمیبینیم.

1)اتحادیه عرب: هدف این اتحادیه از تشکیل، تحکیم و تقویت همکاری و همبستگی کشورهای عربی در زمینه­های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، بهداشتی، مخابراتی، قضایی و انتظامی است. امروز21 کشور عربی و ساف عضو آن هستند.

علی رغم اینکه به نظر می­رسد این اتحادیه تصویر نهادی شده­ی پان عربیسم باشد، اتحادیه عرب تحکیم کننده حاکمیت و استقلال دولت ها بوده و بر روی پان عربیسم خط بطلان کشیده است. و در واقع نتوانسته در جهت همگرایی کشورهای عضو گام بردارد. برخی طرفداران پان عربیسم معتقدند که این اتحادیه خود مانعی، و نه وسیله کار، برای رسیدن به وحدت است. دقیقاً به این دلیل که پاره پاره­گی­های سیاسی را به رسمیت می­شناسد.

2)شورای همکاری خلیج( فارس): تشکیل این سازمان در فوریه 1980 در واکنش به ایران انقلابی بود. اما علی رغم ریشه­ی امنیتی، این شورا به تدریج به سمت مسائل اقتصادی حرکت کرده است.اهداف این سازمان همکاری اعضا در مقابل نا آرامی­های داخلی و تهدیدات خارجی، تأمین ثبات در خلیج فارس، هماهنگی در سیاست خارجی و دفاعی اعضا، همکاری های اقتصادی و اجتماعی و … است. به طور کلی شورای همکاری خلیج فارس را می­توان گامی از سمت کشورهای منطقه در حرکت از ایده های هنجاری به سمت استلزامات کارکردی تلقی کرد. هر چند این شورا صرفاً 6 کشور عربی در حاشیه جنوبی خلیج فارس را در بر میگیرد اما می تواند الگویی برای سایر کشورهای منطقه بوده و آنها را به همکاری تشویق کند.

3)سازمان کنفرانس اسلامی: محور این سازمان خاورمیانه و شمال آفریقا است. سازمان در پی ارتقای همبستگی اسلامی و همکاری در زمینه های مختلف میان اعضا، حمایت از فلسطینی ها و افزایش همکاری میان کشورهای سازمان و سایر کشورهای جهان است. این سازمان 56 عضو دارد و در پی وحدت اسلامی و دستیابی به ایده­ی امت واحده مسلمانان این سازمان در دستیابی به هدفش موفق نبوده است. بنیادگرایی اسلامی و جنبش جهاد جهانی می­تواند نشانه عدم موفقیت این سازمان در دستیابی به اهداف پان اسلامی باشد.

4)اوپک: اوپک یک نهاد تخصصی و در حوزه­ی اقتصادی است و از چند لحلظ اهمیت جدی دارد. با توجه به اینکه اوپک از یک سو از جمله معدود سازمانهای بین دولتی موفق در جهان سوم به شمار می­رود و از سوی دیگر با توجه به عدم کارایی و موفقیت سازمانهای هنجاری و فرهنگی مانند سازمان کنفرانس اسلامی در افزایش همکاری میان کشورهای منطقه به نظر میرسد یک سازمان کارکردی و سودگرا همانند اوپک نقش جدی تری در آینده همگرایی خاورمیانه ایفا می­کند.

با توجه به موارد ذکر شده می توان نتیجه گیری کرد که منطقه گرایی در خاورمیانه در جایی که هدف یا رویکرد اصلی اش همکاری اقتصادی بوده موفق تر از زمانی که اهداف هنجاری همچون ایده های پان عربیسم و پان اسلامیسم داشته عمل کرده و نتایج بهتری در ایجاد همگرایی در سطح منطقه و برقراری ارتباط و همکاری با مناطق دیگر داشته است.

Share