خرداد ۲۷, ۱۳۹۸ – ۸:۱۰ ق.ظ |

کارشناس مسائل افغانستان
مرکز بین المللی مطالعات صلح-ipsc

افغانستان کشوری است که بیش از 5 هزار سال تاریخ فرهنگی و تمدنی دارد و به اعتقاد شرق شناسان، این کشور به عنوان چهار راه تلاقی بزرگترین فرهنگ ها …

ادامه مطلب »
گفتگو

مقالات

خاورمیانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خاورمیانه

خلیج فارس

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه خلیج فارس

آسیای میانه

مقالات تحقیقی و تحلیلی در حوزه آسیای میانه

صفحه نخست » آسیا, آمریکا, امارات متحده عربی, ايران, خاورمیانه, خلیج فارس, گفتگو

اهداف و نگاه بازیگران به رزمایش‌های خاورمیانه-گفتگو با دکتر سجاد عابدی – بخش دوم

نگارش در مهر ۸, ۱۳۹۷ – ۱۲:۴۴ ب.ظ
Share

کارشناس مسائل دفاعی-امنیتی و عضو اندیشکده دفاع و امنیت ملی

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح IPSC

در یک دهه گذشته رزمایش‌های سالیانه منظم و غیرمنظم در منطقه خاورمیانه مورد توجه بیشتری قرار گرفته است. گفتگوی زیر نگاهی به اهداف و نگاه بازیگران به رزمایش‌های خاورمیانه دارد.

واژگان کلیدی: اهداف، نگاه بازیگران، رزمایش‌، خاورمیانه

 

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: نقش عربستان،آمریکا و اسرائیل در زمایش های سالیانه منظم و غیرمنظم در منطقه خاورمیانه چیست؟

رزمایش های نظامی در حالی در خلیج فارس روند صعودی دارد که در مناطق پیشرفته جهان از جمله اروپا برگزاری رزمایش های نظامی روند نزولی دارد. علت اصلی این روند نزولی تغییر مفهوم امنیت از «نبود جنگ» به «امنیت انسانی در قالب شاخص های زندگی» است. در چنین مفهومی، برگزاری رزمایش های نظامی، اقدامی «هزینه بر» محسوب می شود که سبب می شود به جای اینکه منابع مالی صرف شاخص های توسعه و رفاه شهروندان شود، در مسایل نظامی هزینه شود.

آنچه سبب روند صعودی برگزاری رزمایش های نظامی در خلیج فارس می شود، ناشی از دو عامل مهم است: محیط ناامن و پر آشوب خاورمیانه و منافع اقتصادی قدرت های غربی به خصوص آمریکا. در واقع؛ یکی از علل اصلی ناامنی و پرآشوب بودن خلیج فارس نیز منافع اقتصادی آمریکا و قدرت های غربی است. ناامنی و آشوب سبب نیاز کشورهای کوچک با حکام وابسته نظیر امارات به ایجاد اتحاد و ائتلاف با قدرت هایی نظیر آمریکا می شود. آمریکا و قدرت های غربی نیز ضمن اینکه منافع اقتصادی خود را در قالب چنین اتحادهایی تامین می کنند، منافع و امنیت رژیم صهیونیستی را نیز با نزدیک شدن به کشورهای عربی تامین می کنند.

در همین راستا، وبگاه «دیفنس نیوز» اواخر سال گذشته میلادی در گزارشی به موافقت‌ اولیه «دونالد ترامپ»، رئیس جمهوری آمریکا با ورود طرح فروش جنگنده «اف-۳۵» به امارات متحده عربی به مباحث پارلمانی خبر داد.این در حالی است که جنگنده «اف-۳۵» به عنوان جنگنده های نسل پنجم در خاورمیانه تنها در اختیار اسرائیل قرار دارد و آمریکا برای فروش چنین جنگنده ای به امارات باید موافقت اسرائیل را نیز به دست می آورد که ظاهراً اسرائیل موافقت ضمنی خود را اعلام کرد.

علت اصلی موافقت ضمنی اسرائیل با فروش جنگنده «اف-۳۵» به امارات نیز مشارکت امارات در رزمایش های بین المللی با اسرائیل است که رزمایش «رد فلگ» آمریکا یکی از این رزمایش ها است.برونداد تحرکات نظامی از جمله رزمایش های نظامی در خلیج فارس به خصوص رزمایش های «برون شورایی» بیش از آنکه تامین امنیت این کشورها باشد، افزایش چالش های اقتصادی در این کشورها است. عربستان سعودی به همراه دو متحد خود در شورای همکاری خلیج فارس یعنی امارات و بحرین مثلث آشوب سازی در منطقه را تشکیل می دهند.

این کشورها ضمن اینکه در بی ثبات سازی و شدت گرفتن هرج و مرج در محیط منطقه ای خاورمیانه نقش اصلی را ایفا می کنند، در تقویت نظامی گری در این منطقه نیز عامل اصلی محسوب می شوند. مشارکت در جنگ علیه یمن، حمایت از تروریست ها در سوریه و همچنین تنش با قطر تنها بخش هایی از اقدامات بی ثبات ساز و هرج و مرج ساز مثلث ریاض- ابوظبی- منامه محسوب می شود که البته پیامدهای منفی این اقدام ها نیز بر کسی پوشیده نیست.

علاوه بر این، این مثلث بی ثبات ساز با افزایش نظامی گری نیز منطقه خاورمیانه را به سمت مسابقه تسلیحاتی سوق می دهد. عربستان پس از آمریکا و چین، سومین بودجه نظامی دنیا را دارد و بزرگترین وارد کننده سلاح در جهان نیز است؛ به نحوی که بین سال های 2008 تا 2015 به ارزش 93.5 میلیارد دلار سلاح وارد کرده است.

 همین راستا، این کشور در می 2017 نیز قرارداد نظامی 110 میلیارد دلاری را با آمریکا امضا کرده است. امارات پس از عربستان سعودی بیشترین واردات سلاح در خاورمیانه را دارد. بحرین نیز با وجود اینکه با اعتراض های مردمی و مشکلات اقتصادی مواجه است، اما واردات سلاح را کنار نگذاشته است. بیشترین سلاح هایی که عربستان، امارات و بحرین وارد می کنند، ساخت آمریکا است.

بعد دیگر نظامی گری این مثلث در خاورمیانه مربوط به برگزاری رزمایش های مشترک با توجیه آمادگی دفاعی است. اگرچه برگزاری رزمایش ها چه به تنهایی و چه به صورت مشترک، یکی از راهبردهای مهم نظامی کشورهای مختلف است، اما، اغلب کشورها از برگزاری رزمایش های متعدد که هزینه زیادی را نیز بر جای می گذارد، خودداری می کنند.

این در حالی است که عربستان و دو کشور امارات و بحرین طی یک سال علاوه بر رزمایش های متعددی که به تنهایی برگزار می کنند، رزمایش های مشترک را نیز با همدیگر و یا با یک قدرت خارجی به خصوص آمریکا اجرایی می کنند. در حالی که عربستان و امارات از روز گذشته رزمایش مشترک هوایی را آغاز کردند، عربستان سعودی هفته گذشته نیز رزمایش مشترک دریایی با عنوان «پل 18» را با نیروی دریایی بحرین برگزار کرد.

نکته مهم درباره برگزاری این رزمایش ها این است که «آمادگی نظامی برای مقابله با تهدیدها» به عنوان دلیل اصلی برگزاری آن اعلام می شود؛ در حالی که عامل اصلی تهدیدها و هرج و مرج ها در خاورمیانه، سیاست های این مثلث آشوب ساز عربی است. علاوه بر این، این مثلث آشوب ساز خاورمیانه در حالی برگزاری رزمایش های متعدد را در دستور کار دارد که تهدید اصلی که با آن مواجه هستند، نارضایتی داخلی است.

اسرائیل و البته آمریکا انتظار داشتند که نظام سوریه در اثر جنگ تروریستی که از سال 2011 آغاز شد و بسیاری از این گروهها نیز مورد حمایت آمریکا و متحدانش از جمله اسرائیل قرار داشتند، سرنگون شود، اما با گذشت 6 سال از این جنگ نه تنها بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه در قدرت باقی مانده بلکه جنگ تروریستی در سوریه رو به پایان است و نظام سوریه نیز دست برتر در تحولات میدانی این کشور دارد.

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: سهم ترکیه در رزمایش‌های سالیانه منظم و غیر منظم در منطقه خاورمیانه چیست؟

ژئوپولیتیک ترکیه موقعیت و جایگاه ویژه ای به این کشور در تعاملات منطقه ای و بین المللی داده است؛ ترکیه به 3 منطقۀ استراتژیک خاورمیانه، قفقاز و اروپا مشرف است. این وضعیت خاص ترکیه به این کشور اجازه می دهد در سیاست های امنیتی و دفاعی اروپا، آمریکا و ناتو جایگاه ویژه ای پیدا کند. ترکیه نیز در این میان تلاش می کند سهم خود را در تعاملات با طرف غربی در منطقه اطراف خویش بدست آورده و به یک قدرت منطقه ای در نظم جدید بین المللی تبدیل گردد. نصب سپر دفاعی و موشک های پاتریوت در این کشور نیز در سایۀ تحولات خاورمیانه قابل ارزیابی است.کشور ترکیه دارای مساحت 783 هزار و 562 کیلومتر مربع، 7 هزار و 200 کیلومتر خط ساحلی و 2648 کیلومتر مرز مشترک است. جمعیت ترکیه 78 میلیون و 785 هزار نفر است. نیروهای مسلح ترکیه متشکل از نیروی هوایی، نیروی زمینی، نیروی دریایی، گارد ساحلی و ژاندارمری است. ترکیه بعد از عضویت در ناتو نیروهای مسلح خود را نیز نوسازی کرد و در سال 1980 دومین تجدید ساختار خود را شروع کرد. ارتش ترکیه دومین ارتش بزرگ عضو ناتو پس از ایالات متحده آمریکا از لحاظ تعداد اعضاء رسمی و سرباز است. براساس اطلاعات منتشر شده در سال 2011 توسط سازمان سیا و کتابخانه کنگره آمریکا ، هم اکنون ترکیه از نظر توان نظامی در رده ششم قدرت های نظامی جهان قرار دارد. ارتش ترکیه دومین ارتش بزرگ عضو ناتو پس از ایالات متحده آمریکا از لحاظ تعداد افراد و سرباز است. این کشور هم اکنون دارای 612 هزار و 900 عضو فعال نظامی است و تعداد نیروهای ذخیره فعال این کشور 429 هزار نفر است. نیروی زمینی ترکیه دارای 4246 دستگاه تانک، 6592 دستگاه نفربر، 1838 عراده توپ خود کششی، 1419 عراده توپ قابل حمل بر روی خودرو، 559 سامانه پدافند موشکی، 7574 خمپاره انداز، 47546 راکت ضد تانک، 5547 سامانه پدافند هوایی و 24906 وسیله نقلیه لجستیکی است. نیروی هوایی ترکیه نیز دارای 600 فروند جنگنده و هواپیما، 874 فروند هلیکوپتر و 99 فرودگاه عملیاتی است. نیروی هوایی ترکیه یک از بزرگترین نیروها در جهان و از سریعترین نیروهای هوایی در ناتو است. نیروی هوایی ترکیه شامل 60 هزار نظامی و در حدود 600 جنگنده می باشد که عبارتند از 240 فروند F-16C/D و 175 فروند F-4E و 44 فروند RF-4E  و حدود 140 فروند F-5A/B که همگی مدرنیزه شده و در شرایط کاملا عملیاتی قرار دارند. از بعد هوایی ایران عقب تر از ترکیه است و در صورت بروز جنگ اف-16 و فانتوم های ترکیه برای ایران میتوانند خطرناک باشند. باید توجه زیادی بر روی ترکیه کرد زیرا این کشور علاوه بر نیروی هوایی قدرتمند خود میزبان صدها جنگنده خارجی و نیز 90 بمب هسته ای 250 کیلوتنی هست! برای مقابله با این کشور میتواند از انواع MiG-29  وSu-30  و Su-24  به تعداد انبوه خریداری و استفاده کرد. نیروی دریایی ترکیه نیز دارای 265 فروند کشتی، هشت بندر، 16 زیر دریایی، 937 قایق نظامی گشت زنی، 19 ناوچه و 108 قایق جنگی خشکی آبی است نیروی دریایی ترکیه دارای ناو هواپیمابر و ناوشکن نیست. ارتش ترکیه تقریبا مدرن میباشد و از نظر کمی بزرگترین ارتش اروپایی محسوب می شود. استعداد انسانی این ارتش 4 برابر انگلیس بوده و می تواند برای ایران تهدیدی تقریبا خطرناک باشد. ایران از نظر فناوری نظامی آشکارا بر ترکیه برتری دارد و از بعد اقتصادی هم بدون احتساب نفت، ترکیه برتر است. هم اکنون نیروهای اسراییل از خاک ترکیه به منظور جاسوسی علیه ایران استفاده می کنند و کشورهای آمریکا و انگلیس در خاک ترکیه دارای پایگاه های بزرگ هوایی با 180 هواپیما و 6 هزار نظامی هستند که در جنگ احتمالی ایران و آمریکا بسیار کاربرد خواهد داشت. بودجه نظامی ترکیه در سال 2011، حدود 25 میلیارد دلار بوده است.

مرکز بین‌المللی مطالعات صلح: نسبت منافع امنیتی و ژئوپلتیک ایران با رزمایش‌های سالیانه منظم و غیر منظم در منطقه خاورمیانه چیست؟

در منطقه جنوب غربی آسیا و یا خاورمیانه، عدم احساس امنیت ژئوپلیتیک، چالش‌هایی اساسی بر سر راه استقرار صلح جغرافیایی و همه گیر و پایدار قرار داده است. به عبارتی دیگر، عدم احساس امنیت ژئوپلیتیک بازیگران را به سمت و سوی اتخاذ رویکردی سنتی از ژئوپلیتیک، تحت عنوان رویکرد بازدارندگی و نظامی گری سوق داده است. نمود این مدعا ابتدا در موضع گیری‌ها و کنش گری های رژیم اشغالگر قدس، بازتاب یافته است. طبق اظهارات هیلاری کلینتون، طی سال‌ها، چه در دولت‌های جمهوری خواه و چه در دولت‌های دموکرات، ایالات‌متحده خود را متعهد دانسته تا به اسرائیل «رژیم اشغالگر قدس»، در بالا نگه داشتن توان نظامی خود از نظر کیفی نسبت به تمام رقبای موجود در منطقه، کمک کند. از طرفی دیگر نتانیاهو و لیبرمن اعتقاد دارند که برنامه هسته‌ای ایران تهدیدی خطرناک و اورژانسی‌تر از بحران امنیتی و قدیمی فلسطینی‌ها است. تمام مشارکت‌ها در راه برقراری صلح دائمی که نیازمند انتخاب‌های سخت و ضروری از سوی رهبران رژیم اشغالگر قدس باشد، با اکراه و بی میلی این رهبران مواجه می‌شود.

بنابراین هستهٔ اصلی اتخاذ رویکردهای سنتی ژئوپلیتیک از قبیل رویکرد نظامی‌گری و بازدارندگی که امنیت ژئوپلیتیک منطقه را به‌طورکلی و عمومی با چالش و تهدید مواجه ساخته است به‌طور سنتی منطبق بر جغرافیای فلسطین اشغالی و بازتاب کنش گری های مخرب و جنگ افروزانه و تهدید پایهٔ رژیم اشغالگر قدس بوده است. از این هستهٔ مخرب و صلح زدا، دل‌مشغولی‌های امنیتی در واحدهای سیاسی منطقه سرایت نموده است. فضای سیاسیِ حاکم بر منطقه مملو از کنش‌های دیگر هراسانه، جنگ‌های نیابتی، رقابت‌های تسلیحاتی، حمایت از گروه‌های شبه نظامی و شورشی و بنیادگرا و… شده است. امروزه خلیج فارس به بازار هدف سرمایه داری جنگ تبدیل شده است. هیچ منطقه دیگری در جهان نیست که چنین گسترده و باز در خدمت بنگاه‌های تولید سلاحِ ایالات‌متحده، بریتانیا، فرانسه و آلمان باشد. گواه این مدعا قراردادهای تسلیحاتی میان عربستان و آمریکا و قطر با فرانسه می‌باشد.

تحت تأثیر پرشماری ساختارهای ناهمانند سیاسی در منطقهٔ جنوب غرب آسیا، اتخاذ جهت گیری‌های متعارض از طرف واحدهای سیاسی منطقه، عدم خویشتن داری قومی و مذهبی در مناسبات و تعاملات فی مابین، بروز و ظهور کنشگران بنیادگرا و افراطی و شبه نظامی و مورد حمایت بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه ای و… فضای استراتژیک حاکم بر منطقه به شدت امنیتی و خصمانه است و فضای بی اعتمادی بین کشورهای منطقه کماکان تداوم دارد. از طرفی تداوم چنین فضایی موجب شده است که در منطقه خاورمیانه تنها 6 درصد تجارت بین خود کشورهای منطقه صورت گیرد به عبارت دیگر 94 درصد روابط اقتصادی کشورهای منطقه خاورمیانه با محیط بین الملل و نه در منطقه خاورمیانه انجام می‌شود که به نوبه خود عدم وابستگی اقتصادی و تعاملات اقتصادی با هم، در تعمیق تضادهای نیز بی تأثیر نیست.

به‌طورکلی می‌توان گفت تحت تأثیر عوامل پیش گفته، عدم امنیت ژئوپلیتیک موجبات توجیه صرف هزینه‌های نظامی سرسام آور منطقه را فراهم نموده است. تا جایی که کشورهای این منطقه بخش زیادی از هزینه‌های خود را صرف مسائل امنیتی و دفاعی می‌کنند. امروزه حتی میان کشورهای مختلف شورای همکاری خلیج‌فارس روابط ناامنی وجود دارد که ناشی از اختلافات مرزی و مسائل و مشکلات عقیدتی و سیاسی و به‌طورکلی عدم احساس امنیت ژئوپلیتیک می‌باشد.

کشورهای منطقهٔ با عقد قراردادهای نظامی گسترده، منطقه را به انبار اسلحه تبدیل نموده‌اند و با واگذارکردن مسئولیت تأمین امنیت خود به آمریکا و اتصال استراتژیک به آن کشور، همکاری‌های مهم استراتژیک باقدرت فرامنطقه‌ای را به تلاشهای درون‌منطقه‌ای برای امنیت‌سازی، ترجیح دادند؛ مسأله‌ای که به از بین‌رفتن بسترهای لازم برای ایجاد ترتیبات امنیتی بومی، یا استقرار امنیت ژئوپلیتیک و صلح جغرافیایی در منطقه، منجر شده است.
چنانکه ایالات‌متحده در بزرگترین معامله تسلیحاتی برون مرزی تاریخ خود، طی 2016-2010، حدود 124 میلیارد دلار کالا و خدمات نظامی به کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس ارائه داده است. تنها عربستان برای ده سال منتهی به 2018، بیش از 67 میلیارد دلار سلاح از کمپانیهای لاکهید مارتین، ریتون، بویینگ و لاکهید خریده است. این خرید تسلیحاتی مشهور به قرارداد قرن، به تنهایی 18 برابر بودجه عمومی افغانستان در سال 2011 است.

پیامد اصلی نظامی‌گری در این منطقه که با افزایش تلاشها برای ایجاد پایگاههای جدید و یا نوسازی پایگاههای قدیمی همراه است، حاکمیت فضای امنیتی و عدم احساس امنیت ژئوپلیتیک واحدهای سیاسی، بر اندیشه دولتمردان، تصمیم‌سازان، برنامه‌ریزان، و در مجموع دولت ـ ملتهای منطقه است.

سخن آخر این‌که در تعریف کدهای ژئوپلیتیک برای هر کشوری، بیان می‌شود که کدهای محلی و منطقه‌ای نباید با کدهای جهانی تعارض داشته باشند، لذا ما زمانی می‌توانیم از فرصت‌های موجود در پیرامون خودمان در راستای تأمین منافع ملی بهره ببریم که بتوانیم در عرصه سیاست خارجی خود در جهان سنجیده گام برداریم.

Share